کد خبر: ۳۳۳۱۶۷
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۵

آزمون اراده(یادداشت روز)

یکشنبه 24 خرداد 1405 (14 جون 2026) خبر نهائی‌شدن تفاهم‌نامه میان دو دولت ایران و آمریکا در رسانه‌ها اعلام شد. سه روز بعد
در 27 خرداد 1405 (17 جون 2026) متن کامل یادداشت‌ تفاهم‌نامه منتشر شد و یک روز بعد به امضای رؤسای‌جمهور دو طرف رسید. حالا به نظر می‌رسد «تفاهم» سست‌ترین واژه برای توصیف این یادداشت بوده چون تقریباً روی هیچ‌چیز «تفاهمی» وجود ندارد.
طبق بند اول تفاهم دو طرف تعهد می‌کنند: «از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.» هنوز چند ساعت از انتشار متن تفاهم نگذشته بود که رئیس‌جمهور آمریکا ایران را تهدید به بمباران کرد و گفت: «اگر از تفاهم با ایران ناراضی باشم، دوباره بمب‌ها را بر سرشان فرو خواهیم ریخت». بامداد پنجشنبه 28 خرداد وقتی خبرنگار آمریکایی از «دونالد ترامپ» پرسید: «در بند اول تفاهم‌نامه آمده است که استفاده از تهدید علیه یکدیگر جایز نیست اما شما ایران را تهدید به بمباران کردید؛ این نقض تفاهم‌نامه حساب نمی‌شود؟» ترامپ بار دیگر گستاخانه تهدیدش را تکرار کرد و گفت: «اگر ایرانی‌ها به توافق پایبند نباشند ما این کار را خواهیم کرد، بمباران خواهیم کرد؛ حالا اسمش را هر چیزی می‌خواهی بگذار!» رئیس‌جمهور آمریکا در روزهای بعد باز هم با نقض بند اول تفاهم‌نامه ایران را تهدید کرد. البته فقط ترامپ نبود که با تهدید استفاده از زور تفاهم را نقض می‌کرد. «جی‌دی‌ونس» معاون رئیس‌جمهور آمریکا همزبان تهدید را کنار نگذاشت و یک روز پس از امضای تفاهم در 29 خرداد 1405 
(18 جون 2026) گفت: «اگر ایرانی‌ها رفتار خود را تغییر ندهند، برنامه نظامی و هسته‌ای آنها نابود خواهد شد.»
در تمام این مدت رئیس‌جمهور و دولتمردان آمریکایی زبان به تهدید ایران گشودند اما از طرف دولت ایران هیچ‌کس اقدام متقابلی برای پاسخ‌گویی به گزافه‌گویی‌های طرف آمریکایی انجام داده نشد.
همچنان طبق بند اول تفاهم دو طرف پذیرفته بودند: «با امضای این یادداشت‌ تفاهم خاتمه فوری و دائمی عملیات‌های نظامی را در تمامی جبهه‌ها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد می‌کنند... تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.» اما آتش در جبهه لبنان هرگز خاموش نشد. درست در همان روزی که خبرها از نهائی شدن تفاهم‌نامه دو دولت ایران و آمریکا به گوش می‌رسید؛ رژیم صهیونیستی به بیروت حمله کرد. این اقدام رژیم صهیونیستی که با چراغ سبز آمریکا انجام شده بود بی‌پاسخ ماند. از آن زمان تا امروز ارتش جنایتکار صهیونیستی حملات به خاک لبنان را متوقف نکرده و عملاً بند اول تفاهم‌نامه به‌صورت مکرر نقض شده است.
کمتر از 24 ساعت پس از امضای تفاهم‌نامه میان دو دولت ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی در جمعه 29 خرداد 1405 عملیات خود برای اشغال ارتفاعات «علی‌الطاهر» در منطقه نبطیه در جنوب لبنان را آغاز کرد. همچنین طبق اعلام منابع محلی از بامداد تا صبح جمعه، جنوب لبنان بیش از 110 مرتبه توسط جنگنده‌های اسرائیل بمباران شد. عصر جمعه رسانه‌ها از برقراری آتش‌بس در جنوب لبنان خبر دادند اما این خبر هم چندان دوام نداشت و رژیم صهیونیستی صبح شنبه مجدداً به بمباران وحشیانه شهر «نبطیه»، محله «نبطیه الفوقا»، منطقه «کفرجوز» و سایر شهرک‌های این منطقه در جنوب لبنان پرداخت. مقامات رژیم صهیونیستی همچنین آشکارا اعلام کردند از مناطق اشغال شده در جنوب لبنان عقب‌نشینی نخواهند کرد. «جی‌دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز اظهارات صهیونیست‌ها را تأیید کرد و با بیان اینکه خروج اسرائیل از لبنان بخشی از مذاکرات با ایران نیست، گفت: «این توافق هیچ اشاره‌ای به خروج یا عدم خروج اسرائیل از جنوب لبنان نمی‌کند... اسرائیل تنها زمانی از جنوب لبنان خارج خواهد شد که تهدید حزب‌الله از بین برود.» سخنان «ونس» در حالی بود که باز هم طبق بند اول تفاهم‌نامه دو طرف پذیرفته بودند: «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.»
آقای عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان در توضیح همین قسمت از بند اول تفاهم‌نامه پیش‌تر گفته بود: «مهم‌ترین موضوعی که [در تفاهم] اتفاق می‌افتد اعلام خاتمه جنگ است... خاتمه جنگ در لبنان بخش جدایی‌ناپذیر از خاتمه کامل جنگ است و خاتمه جنگ مشمول خاتمه اشغال هم می‌شود و بدون عقب‌نشینی نیرو‌های اسرائیلی از زمین‌هایی که در این جنگ اشغال کرده، خاتمه جنگ کامل نشده است... حتماً هرگونه حمله نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان از الان به بعد و ادامه اشغال سرزمین‌های لبنان از نظر ما نقض یادداشت تفاهم به حساب می‌آید.»
با این حساب بند اول تفاهم‌نامه میان دو دولت ایران و آمریکا چه از نظر تهدید ایران به بمباران و چه از نظر اشغال و حمله به لبنان به‌صورت کامل نقض شده است و وزیر خارجه ایران نیز در سخنان خود این نقض را تصریح کرده‌اند. همچنین لازم به ذکر است طبق بند 13 این تفاهم‌نامه: «منوط به شروع اجرای بندهای 1، 4، 5، 10 و 11 این یادداشت‌ تفاهم و تداوم اجرای این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مذاکرات درخصوص توافق نهائی را منحصراً در مورد بقیه بندها آغاز خواهند کرد.» از آنجایی که بند 1 یادداشت ‌تفاهم اساساً از روز اعلام تفاهم و سپس امضای آن اجرا نشده است؛ پس هیچ مذاکره‌ای درخصوص توافق نهائی درباره بقیه بندها نباید انجام شود.
با توجه به نقض اساسی بند اول تفاهم‌نامه، ایران می‌تواند تعهد خود ذیل بند 5 مبنی‌بر اتخاذ ترتیبات عبور امن کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز 
بدون دریافت هزینه (برای 60 روز) را متوقف کند. در این زمینه دولت ایران باید به دولت آمریکا نشان دهد نقض فقط یک بند از یادداشت‌ تفاهم به منزله نقض کل آن است. یا تمام مفاد یادداشت‌ تفاهم با تمام شروط آن اجرا خواهد شد و یا هیچ یک از مفاد آن اجرا نخواهد شد.
مقامات آمریکایی در همین روزهای اندکی که از امضای تفاهم‌نامه گذشته اظهارات عجیب دیگری نیز مطرح کرده‌اند. برای نمونه «جی‌دی‌ونس»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا پای برنامه موشکی ایران را در توافق نهائی به میان کشید و گفت: «انتظار داریم طبق توافق نهائی ایرانی‌ها نتوانند موشک‌های خود را توسعه دهند.» اظهارات ونس در حالی است که طبق بند 13 تفاهم‌نامه «مذاکرات درخصوص توافق نهائی منحصراً در مورد بندهای یادداشت‌ تفاهم است.» و در هیچ کجای یادداشت ‌تفاهم سخنی از برنامه موشکی ایران به میان نیامده است. این اظهارات زیاده‌خواهانه، هیچ‌کدام با پاسخ درخور از جانب همتایان ایرانی، مقامات آمریکایی مواجه نبوده است.
در این میان آنچه ممکن است منجر به خطای محاسباتی مسئولان ایرانی شود؛ طعمه‌ای است که آمریکا با عنوان «آزادسازی اموال بلوکه‌شده» و «برنامه بازسازی ایران با تأمین مالی 300 میلیارد دلاری» بر سر قلاب گذاشته است. تجربه‌های پیشین جمهوری اسلامی به‌خصوص خسارت محض برجام به ما می‌گوید کارکرد این وعده‌های نسیه فقط در ایجاد تردید میان مسئولان و در نتیجه کشاندن ایران به مسیر مدنظر آمریکاست. «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا یک روز پس از امضای تفاهم‌نامه در اظهاراتی کاملاً صریح گفت: «هیچ‌گونه کمک مالی یا امتیاز اقتصادی، حتی ۱۰ سنت، در اختیار تهران قرار نخواهد گرفت... هیچ‌گونه منابع مالی در اختیار ایران قرار نخواهد گرفت و واشنگتن سیاست فشار اقتصادی خود را ادامه خواهد داد.» پیش از ترامپ معاونش نیز اظهاراتی مشابه را مطرح کرده بود. «جی‌دی‌ونس» 27 خرداد 1405 در مصاحبه با فاکس‌نیوز گفت: «ما تحت هیچ شرایطی هیچ پولی به ایران پرداخت نخواهیم کرد.» دو روز بعد «ونس» حتی موضعی فراتر از این داشت و گفت نه‌تنها آمریکا هیچ پولی به ایران نمی‌دهد بلکه تا تغییر رفتار ایران اجازه نمی‌دهد هیچ کشوری در ایران سرمایه‌گذاری کند: «بزرگ‌ترین سوءتفاهم این است که تصور می‌شود سرمایه‌گذاری در ایران بدون هیچ‌گونه تغییری در رفتار [ایران] انجام خواهد شد. این ایده که اماراتی‌ها یک میلیارد دلار برای ساخت نیروگاه در ایران سرمایه‌گذاری کنند، بدون اینکه ایرانی‌ها رفتار خود را تغییر داده باشند، کاملاً مضحک است. آنها چنین کاری نخواهند کرد و ما نیز اجازه این کار را نخواهیم داد.»
«آزادسازی اموال بلوکه‌شده» و «برنامه بازسازی 300 میلیارد دلاری ایران» (در حالی که ارزش سرمایه‌گذاری مستقیم آمریکا در سراسر غرب‌آسیا تا پایان سال ۲۰۲۴ کمی بیش از 90 میلیارد دلار بوده) سرابی است که ساکنان کاخ ‌سفید در برابر دولتمردان ایران گذاشته‌اند تا آنها را به تغییر رفتار همسو با منافع خود بکشانند.
اکنون و با گذشت سه روز از امضای یادداشت‌ تفاهم میان دو دولت ایران و آمریکا صحنه به اندازه کافی روشن است. آنچه درباره آینده این تفاهم‌نامه قطعی به‌نظر می‌رسد این است که این تفاهم‌نامه اصلاً آینده‌ای برای ایران ندارد. دشمن مشغول آزمودن اراده ماست؛ اراده قاطع ما در حمله بی‌ملاحظه به اهداف و منافع آمریکایی- صهیونی در منطقه، دشمن را در جنگ رمضان عقب راند و اکنون نباید اجازه داد دشمن شکست خورده و عقب‌زده شده با سست‌کردن اراده ما در پناه یک تفاهم‌نامه نقض‌شده پیشروی کند.

سید محمدعماد اعرابی