کد خبر: ۳۳۲۹۱۵
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۶

از خیابان‌های خونین آفریقای جنوبی تا ویرانه‌های غزه(نگاه)

امین‌الاسلام تهرانی
شانزدهم ژوئن ۱۹۷۶ (۲۶ خرداد ۱۳۵۵) یکی از ماندگارترین و تکان‌دهنده‌ترین روزهای تاریخ آفریقای‌جنوبی است، روزی که هزاران دانش‌آموز سیاه‌پوست در اعتراض به سیاست‌های تبعیض‌آمیز حکومت به خیابان‌ها آمدند و با گلوله پاسخ گرفتند. آنچه در آن روز رخ داد تنها یک اعتراض دانش‌آموزی نبود، بلکه انفجار خشم نسلی بود که سال‌ها تحقیر، تبعیض و محرومیت را تجربه کرده بود. برای فهم اهمیت این واقعه باید به شرایطی نگاه کرد که میلیون‌ها نفر را به نقطه‌ای رساند که حتی نوجوانان نیز حاضر شدند در برابر یکی از سرکوبگرترین حکومت‌های قرن بیستم بایستند.
از سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷)، نظام حاکم بر آفریقای‌جنوبی سیاستی را به اجرا گذاشت که براساس آن مردم بر پایه رنگ پوست از یکدیگر جدا می‌شدند. سفیدپوستان که اقلیت جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند، تقریباً تمام قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی را در اختیار داشتند، در حالی که اکثریت سیاه‌پوست از بسیاری از حقوق اولیه محروم بودند. محل زندگی، نوع شغل، سطح دستمزد، امکانات درمانی، کیفیت مدارس و حتی امکان رفت‌وآمد افراد براساس قوانین نژادی تعیین می‌شد. هدف این نظام تنها جداسازی نبود، بلکه حفظ برتری یک اقلیت بر اکثریت جامعه بود.
در چنین ساختاری، آموزش جایگاه ویژه‌ای داشت. حکومت معتقد بود که سیاه‌پوستان نباید به آموزش باکیفیت دسترسی داشته باشند، زیرا چنین آموزشی می‌توانست آنان را به مطالبه‌گری سیاسی و اجتماعی سوق دهد. به همین دلیل مدارس مناطق سیاه‌پوست‌نشین با کمبود شدید امکانات، معلمان و بودجه روبه‌رو بودند. کلاس‌های شلوغ، ساختمان‌های فرسوده و کمبود کتاب و تجهیزات آموزشی بخشی از واقعیت روزمره دانش‌آموزان بود. بسیاری از فعالان سیاسی بعدها گفتند که حکومت از مدرسه به‌عنوان ابزاری برای بازتولید نابرابری استفاده می‌کرد.
در اوایل دهه هفتاد میلادی، فشارها بیشتر شد. دولت تصمیم گرفت بخش مهمی از آموزش در مدارس سیاه‌پوستان را به زبان آفریکانس ارائه کند، زبانی که نزد بسیاری از مردم یادآور ساختار قدرت حاکم بود. برای دانش‌آموزان، این تصمیم صرفاً یک مسئله آموزشی نبود. آنان احساس می‌کردند حکومتی که حقوق سیاسی و اجتماعی‌شان را سلب کرده، اکنون قصد دارد آموزش آنان را نیز تحت کنترل خود درآورد. همین موضوع به‌سرعت به یکی از نمادهای اعتراض علیه کل نظام تبعیض‌آمیز تبدیل شد.
در ماه‌های منتهی به ژوئن ۱۹۷۶ (خرداد ۱۳۵۵)، دانش‌آموزان در مدارس مختلف جلسات هماهنگی برگزار کردند. آنان تصمیم گرفتند تظاهراتی گسترده اما مسالمت‌آمیز برگزار کنند تا مخالفت خود را نشان دهند. بسیاری از شرکت‌کنندگان نوجوانانی بودند که هنوز به سن قانونی نرسیده بودند، اما به‌خوبی درک می‌کردند که آینده آنان در خطر است. این نسل دیگر حاضر نبود همان سرنوشتی را بپذیرد که برای والدینش رقم خورده بود. صبح شانزدهم ژوئن ۱۹۷۶ (۲۶ خرداد ۱۳۵۵)، هزاران دانش‌آموز در خیابان‌های سووتو گرد هم آمدند. شاهدان عینی می‌گویند فضای اولیه راهپیمایی آرام بود. دانش‌آموزان شعار می‌دادند، سرود می‌خواندند و پلاکاردهایی در دست داشتند که خواستار آموزش عادلانه و پایان سیاست‌های تحقیرآمیز بود. اما حکومت این تجمع را نه یک اعتراض مدنی، بلکه تهدیدی علیه اقتدار خود تلقی کرد. نیروهای پلیس به‌سرعت وارد عمل شدند و برای متفرق کردن جمعیت از خشونت استفاده کردند.
ساعاتی بعد، خیابان‌ها به صحنه‌ای خونین تبدیل شد. پلیس به سوی معترضان آتش گشود و ده‌ها نفر در همان ساعات نخست کشته یا زخمی شدند. در میان قربانیان، کودکان و نوجوانان بسیاری دیده می‌شدند. تصویری که از پیکر بی‌جان یک نوجوان در آغوش یکی از معترضان ثبت شد، به نماد جهانی این کشتار تبدیل شد و افکار عمومی جهان را شوکه کرد. اگرچه آمار رسمی شمار کشته‌شدگان را بسیار کمتر نشان می‌داد، اما بسیاری از پژوهشگران معتقدند تعداد قربانیان در هفته‌ها و ماه‌های بعد به چند صد نفر رسید. برخلاف انتظار حکومت، سرکوب خونین موجب پایان اعتراضات نشد. برعکس، خشم عمومی را شعله‌ورتر کرد. در مناطق مختلف کشور تظاهرات، اعتصاب و نافرمانی مدنی گسترش یافت. بسیاری از جوانان که تا آن زمان فعالیت سیاسی نداشتند، به جنبش‌های ضدتبعیض پیوستند. این رویداد نقطه عطفی بود که نشان داد نسل جدید دیگر از ساختار موجود هراسی ندارد و حاضر است برای تغییر آن هزینه بپردازد.
در سطح بین‌المللی نیز پیامدهای این کشتار بسیار گسترده بود. تصاویر دانش‌آموزان کشته‌شده به سراسر جهان رسید و نگاه بسیاری از مردم را نسبت به واقعیت زندگی در آفریقای‌جنوبی تغییر داد. فشارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک علیه حکومت افزایش یافت. در سال‌های بعد، تحریم‌های بین‌المللی و انزوای سیاسی این رژیم شدت گرفت و مشروعیت آن بیش از پیش زیر سؤال رفت. بسیاری از مورخان معتقدند که اگرچه نظام تبعیض نژادی تا اوایل دهه ۱۹۹۰ (اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی) به حیات خود ادامه داد، اما از نظر سیاسی هرگز نتوانست از ضربه‌ای که در ژوئن ۱۹۷۶ دریافت کرد، به‌طور کامل بازیابی شود.
مقایسه تجربه آفریقای‌جنوبی با وضعیت فلسطینیان در سرزمین‌های تحت کنترل اسرائیل، موضوعی است که در دهه‌های اخیر بارها مطرح شده است. برخی سازمان‌های حقوق بشری بین‌المللی و شماری از پژوهشگران بر این باورند که شباهت‌هایی میان این دو وضعیت وجود دارد. آنان به مواردی مانند تفکیک حقوقی میان گروه‌های جمعیتی، محدودیت‌های گسترده در رفت‌وآمد، دسترسی نابرابر به منابع، تفاوت در قوانین حاکم بر جوامع مختلف و گسترش شهرک‌سازی در سرزمین‌های اشغالی اشاره می‌کنند. از نگاه این منتقدان، همان‌گونه که در آفریقای‌جنوبی ساختار قدرت بر پایه برتری یک گروه شکل گرفته بود، در فلسطین نیز نوعی نابرابری ساختاری مشاهده می‌شود.
دلیل آن‌که مقایسه رژیم آپارتاید اسرائیل با نظام آپارتاید آفریقای‌جنوبی همچنان در محافل حقوقی و دانشگاهی مطرح می‌شود، تنها به شعارهای سیاسی محدود نیست. در سال‌های اخیر، نهادهایی چون دیده‌بان حقوق بشر و همچنین برخی از نهادهای مرتبط با سازمان ملل با استناد به مجموعه‌ای از سیاست‌ها و قوانین، از وجود نوعی سلطه ساختاری بر فلسطینیان سخن گفته‌اند. 
این گزارش‌ها به موضوعاتی مانند گسترش شهرک‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری، محدودیت‌های گسترده در جابه‌جایی فلسطینیان، نظام‌های حقوقی متفاوت برای ساکنان یک سرزمین، مصادره زمین‌ها و محدودیت در دسترسی به منابع طبیعی اشاره می‌کنند.
منتقدان معتقدند همان‌گونه که در آفریقای‌جنوبی، تفکیک قانونی و جغرافیایی برای حفظ برتری یک گروه بر گروه دیگر به‌کار گرفته می‌شد، در فلسطین نیز مجموعه‌ای از سیاست‌های اداری، امنیتی و حقوقی به شکل‌گیری وضعیتی انجامیده که بسیاری از ویژگی‌های شناخته‌شده نظام آپارتاید را یادآوری می‌کند. مقایسه میان این دو تجربه به یکی از مهم‌ترین مباحث حقوق بشری و سیاسی جهان معاصر تبدیل شده است. البته اینجا باید توجه داشت که بحث بر سر جنایت‌های این دو رژیم نیست که شاید جنایات رژیم آپارتاید اسرائیل قابل مقایسه با هیچ رژیم معاصری نباشد، بلکه بحث بر سر ساختار آپارتاید این دو است.
باری، آنچه قیام سووتو را تا امروز زنده نگه داشته، تنها تعداد قربانیان آن نیست؛ بلکه این حقیقت است که گروهی از نوجوانان، در برابر نظامی ایستادند که خود را شکست‌ناپذیر می‌دانست. آنان نشان دادند که گاهی تاریخ نه در کاخ‌های قدرت، بلکه در خیابان‌هایی نوشته می‌شود که کودکان و جوانان برای دفاع از حق خود در آن قدم برمی‌دارند. به همین دلیل، شانزدهم ژوئن ۱۹۷۶ (۲۶ خرداد ۱۳۵۵) همچنان نمادی از مقاومت در برابر تبعیض، بی‌عدالتی و سلطه سیاسی باقی مانده است. به باور ناظران، کودکانی هم که امروز در فلسطین یا جنوب لبنان زندگی می‌کنند همین مسیر را خواهند رفت و دیر یا زود به اهداف خود خواهند رسید.