گزارش خواندنی فارن پالیسی از پیروزی ایران در جنگ روایتها
سرویس خارجی-
مجله قدیمی آمریکایی در گزارشی خواندنی با اشاره به «پیروزی ایران در جنگ روایتها» نوشته، ایران با استفاده از میمها(ویدئوها، تصاویر یا متنهای طنز یا گرافیکهای قابل انتشار در شبکههای اجتماعی)، ویدیوهای هوش مصنوعی، طنز اینترنتی و روایتسازی احساسی در شبکههای اجتماعی، توانست در «جنگ روایتها» پیروز میدان شود.
نقریباً تمام کارشناسان دنیا بر این باورند که پیروز نهایی در جنگهای آینده طرفی خواهد بود که در جنگ روایتها دست برتر را داشته باشد. گسترش روزافزون استفاده از رسانهها، شبکههای اجتماعی، پیامهای اجتماعی و فناوریهای دستگاههای تلفنهمراه، اهمیت این حوزه جدید از جنگ را دوچندان کرده است. کارشناسان این حوزه میگویند، در «جنگ شناختی» این ذهن انسان است که به میدان نبرد تبدیل میشود. هدف این است که نهتنها آنچه مردم فکر میکنند، بلکه نحوه تفکر و عمل آنها نیز تغییر کند.
در جنگ رمضان جمهوری اسلامی ایران به خوبی از جنگ شناختی و ابزارهای مهم آن یعنی جنگ روایتها علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی بهره برد. فعالیت سفارت خانههای کشورمان در سرتاسر جهان در این حوزه حقیقتاً برجسته بود. براساس گزارشها فعالیت حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در ایکس (توئیتر سابق) طی جنگ اخیر، بازتاب گستردهای در میان کاربران سراسر جهان و رسانههای غیرایرانی داشت و جلوهای جدید از استفاده از دیپلماسی عمومی را در جنگ ترکیبی به نمایش گذاشت. براساس گزارشها از 9 اسفند تا ۲۱ فروردین، در مجموع ۹۲ حساب کاربری وابسته به سفارتخانههای ایران 8هزار و 497 پیام منتشر کردند و این پیامها بیش از ۱۰میلیون «لایک» و حدود ۳۶۰میلیون بازدید از سراسر جهان داشتند. طی روزها و هفتههای گذشته پیروزی ایران در این حوزه، مورد توجه بسیاری در دنیا قرار گرفت.
هفته گذشته اندیشکده مطرح آمریکایی «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل» در این زمینه نوشت: «ایران به همان اندازه که با رگبار موشکهای بالستیک و پهپادها میجنگید بهصورت آنلاین نیز ضدحملاتی انجام داد... سفارتخانههای ایران و چهرههای رسانهای دولتی، محتوای شبکههای هماهنگ حامی ایران را تقویت کردند.
در عرض چند ساعت پس از اولین حملات، شبکههای هماهنگ پلتفرمهای رسانههای اجتماعی را با تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی از نابودی داراییهای آمریکا و اسرائیل در خارج از کشور توسط موشکهای ایران، از جمله سفارتخانهها، پایگاههای نظامی، ناوهای هواپیمابر و شهرها اشباع کردند.»
به نوشته این اندیشکده «برخی از پستهای ایکس توسط حسابهای دیپلماتیک تأییدشده ایرانی و روسی بازنشر شدند و دسترسی به مخاطبان گستردهتری را افزایش دادند. دو شبکه از این دست که در ایکس شناسایی شدند، پستهایی داشتند که در ماه اول جنگ بیش از یکمیلیارد بازدید ایجاد کردند. روسیه و چین نیز روایتهای همسویی را که بر ضعف آمریکا و فساد نخبگان تأکید داشت، تقویت کردند».
به ایران نگاه کنید!
گزارش جدید «فارن پالیسی» هم در این زمینه نشان میدهد که ایران با استفاده از میمها، ویدیوهای هوش مصنوعی، طنز اینترنتی و روایتسازی احساسی در شبکههای اجتماعی، توانسته در «جنگ روایتها» توجه افکار عمومی جهانی را بیش از رقبای خود به دست آورد و تصویر متفاوتی از خود در فضای آنلاین بسازد. این نشریه مطرح آمریکایی نوشته است: «اگر میخواهید آینده پروپاگاندا را درک کنید، بهتر است بهجای خواندن گزارشهای رسمی و جدی درباره روسیه، ویدیوهای لگویی ایرانی، پستهای طنزآمیز سفارتخانهها و محتوای هوش مصنوعی طرفدار ایران را دنبال کنید. تنها صد روز پیش، ایران در نگاه بسیاری از رسانههای غربی کشوری منزوی بود؛ اما امروز، ایران به «شخصیت اصلی اینترنت» تبدیل شده است.
این گزارش میافزاید: آنچه این موفقیت را قابل توجهتر میکند. این است که کاخسفید نیز دقیقاً در همان میدان بازی میکند و شکست میخورد. دولت ترامپ هم محتوای هوش مصنوعی، میمهای تهاجمی و پستهای اینترنتی خاص خود را تولید میکند، اما هیچکدام آنطور که باید اثرگذار نیستند. این نوع پروپاگاندا زمانی بهترین عملکرد را دارد که در موضع ضعیفتر قرار داشته باشید و علیه قدرت بالاتر کنایه بزنید؛ نه زمانی که خودتان بمب بر سر دیگران میریزید. بهگفته نویسنده، مؤثرترین قطعه تبلیغاتی جنگی سال ۲۰۲۶ یک انیمیشن لگویی بوده است.
در ۱۰ مارس(19 اسفند)، رسانههای دولتی ایران ویدیویی با عنوان «روایت پیروزی» پخش کردند که خیلی زود به پدیدهای کمسابقه برای تبلیغات رسمی دولتی تبدیل شد و در اینترنت وایرال شد.
این ویدیوی ساختهشده با هوش مصنوعی با صحنهای آغاز میشود که در آن نسخه لگویی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با اضطراب مشغول مطالعه پروندهای با عنوان «Epstein File» است.
به گزارش ایرنا، فارن پالیسی میافزاید: در ادامه، نسخه لگویی بنیامین نتانیاهو و حتی شخصیتی شبیه شیطان، ترامپ را تشویق میکنند تا موشکی شلیک کند که به مدرسهای دخترانه برخورد میکند. در میان آوار، تنها یک کولهپشتی و چند کفش دخترانه دیده میشود. سپس یک سرباز ایرانی در حالی که همان کولهپشتی را در آغوش گرفته، حملات موشکی تلافیجویانه را آغاز میکند.
پس از این ویدیو، بیش از دوازده ویدیوی مشابه دیگر نیز ساخته شد؛ برخی همراه با موسیقی رپ و جملات تند و کوتاه. این مجموعه بهطور گسترده از حادثه حمله به مدرسه میناب استفاده میکرد؛ حملهای که گفته میشود در جریان آن بیش از صد غیرنظامی، عمدتاً دختران دانشآموز، کشته شدند. این حادثه به عنصر احساسی اصلی روایت تبدیل شد و غم را به خشم و خشونت مشروع تبدیل کرد.»
جنگ رسانهای با شخصیتهای واقعی
به نوشته فارن پالیسی در تمام این ویدیوها، تصویر ترامپ، اپستین، نتانیاهو و شیطان دائماً در کنار هم تکرار میشود. در یکی از قسمتها حتی روی موشکهای ایرانی نوشته شده بود: «به یاد قربانیان جزیره اپستین»، تا فساد اخلاقی آمریکا را به نماد انتقام ایران پیوند بزند. به اعتقاد نویسنده، این قالب تبلیغاتی بسیار هوشمندانه طراحی شده است. لگو ناخودآگاه ذهن را وارد فضای بازی و سرگرمی میکند، موسیقی احساسات را تحریک میکند و تا زمانی که پیام سیاسی مانند اپستین، شیطان یا کشتهشدن دانشآموزان وارد ذهن شود، مخاطب دیگر در وضعیت تحلیل انتقادی قرار ندارد.
همین طنز و تناقض باعث جذابیت بیشتر محتوا شده است؛ زیرا اینترنت بر پایه طنز و کنایه کار میکند و ایران محتوایی تولید کرده که مخاطبان آماده مصرف آن هستند.
فارن پالسی در ادامه گزارش خود با اشاره به تاثیرگذاری این سبک از جنگ در شبکههای اجتماعی نوشته است: مسئله فقط تازگی این سبک نیست. مؤسسه گفتوگوی راهبردی اعلام کرده حسابهای دیپلماتیک ایران تنها طی ۵۰ روز نزدیک به یکمیلیارد بازدید جذب کردهاند؛ رقمی که ۱۴ برابر بیشتر از دوره قبل از جنگ بوده است. بیشتر پربازدیدترین محتواها نیز با هوش مصنوعی ساخته شدهاند. برای مثال، ویدیویی از عیسی مسیح که ترامپ را به درون آتش پرتاب میکند ۲۴میلیون بازدید داشته و ویدیوی دیگری از ترامپ که ترانهای طنز درباره محاصره میخواند، نزدیک به ۹میلیون بار دیده شده است.
ایران احساسات ضدآمریکایی موجود را به قالبی سرگرمکننده و قابل اشتراکگذاری تبدیل کرده است. به تعبیر یکی از پژوهشگران رسانه، این نوع محتوا قرار نیست ذهن شما را تغییر دهد؛ فقط باید «جنگ توجه» را ببرد.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که موفقیت ایران در فضای مجازی فقط به خاطر حسابهای حکومتی نیست، بلکه چون کاربران واقعی این محتواها را واقعاً بامزه و جذاب میدانند و خودشان آن را بازنشر میکنند. به گفته نویسنده، مشکل اصلی این است که ابزارهای غرب برای مقابله با پروپاگاندا، برای شناسایی «آدمهای جعلی» طراحی شدهاند، در حالی که ایران با استفاده از «آدمهای واقعی» و بدون پرداخت هزینه، پیام خود را منتشر میکند.
گام اول سنا برای محدود کردن ترامپ
خبر دیگر این که مجلس سنای آمریکا روز سهشنبه به وقت محلی طرحی را برای محدود کردن اختیارات جنگی دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا علیه ایران پیش برد که پس از هفت تلاش ناموفق، پیشرفتی برای دموکراتها محسوب میشود. سنای آمریکا این طرح را که با هدف اختیارات جنگی ترامپ و الزام دریافت مجوز کنگره برای هرگونه اقدام نظامی آینده در ایران ارائه شده بود، به مرحله بعدی بررسی رساند.
شبکه خبری سیبیاسنیوز آمریکا اعلام کرد: سنا با رای ۵۰ به ۴۷، اکنون بهطور رسمی «قطعنامه اختیارات جنگ در ایران» را پیش میبرد. براساس گزارشها این رای تنها گام اولیه در سنا محسوب میشود و حتی در صورت تصویب نهایی در هر دو مجلس، انتظار میرود دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا آن را وتو کند.
همچنین برای لغو وتوی رئیسجمهوری آمریکا، مجلس سنا و مجلس نمایندگان هر دو به اکثریت دوسوم آرا و تعداد قابلتوجهی از آرای جمهوریخواهان نیاز دارند که تقریباً کار بسیار سخت و غیرممکنی در شرایط کنونی محسوب میشود اما پیام سیاسی این تصمیم این است که جنگ با ایران به پایگاه سیاسی ترامپ در میان جمهوریخواهان نیز لطمه جدی وارد کرده است.