ترامپ کیش و مات شد آمریکا کاملاً از ایران شکست خورد
سرویس خارجی-
«رابرت کاگان»، از تأثیرگذارترین چهرههای نومحافظهکار آمریکا با اذعان به «شکست کامل آمریکا از ایران» و ظهور کشورمان به عنوان یک «بازیگر کلیدی جهانی» نوشته است: ترامپ در جنگ از سوی ایران کیش و مات شد و هیچ بازگشتی هم به وضع سابق در کار نخواهد بود.
طی 74 روزی که از جنگ میگذرد کم نبودهاند رسانهها، کارشناسان و اندیشکدههایی که در خود آمریکا به صراحت اعتراف کردهاند ترامپ در جنگ با ایران نهتنها شکست خورده و به هیچیک از اهداف خود نرسیده بلکه آمریکا را گرفتار باتلاقی کرده است که تبعات آن در آینده نزدیک جبرانپذیر نخواهد بود. ترامپ و نتانیاهو 9 اسفند ماه 1404جنگی را با اهدافی کاملاً مشخص علیه ایران عزیز آغاز کرد. اهداف ترامپ از جنگ، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، نابودی توان موشکی و پهپادی کشور، تصاحب 400 کیلو اورانیوم غنیشده و در نهایت آشوب، جنگ داخلی و تجزیه ایران بود. اما با گذشت بیش از 74 روز از جنگ، وی نهتنها به هیچیک از این اهداف خود نرسید بلکه بحران بسته ماندن تنگه هرمز و تبعات سنگینش به آن اضافه شد.
طی دو ماه و نیم گذشته کارشناسان برجسته بسیاری به ترامپ توصیه کردهاند تا دیر نشده و تبعات اقتصادی و سیاسی جنگ از این بیشتر نشده به جنگ پایان داده و آمریکا را از این باتلاق بیرون بکشد. «جان مرشایمر» یکی از این کارشناسان است. این نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل جمعه هفته گذشته در مصاحبه با برنامه «دیپ دایو» گفت: «ترامپ میخواهد به جنگ پایان دهد، اما تنها راه توقف آن، تسلیمشدن و اذعان به شکست است. هیچ راهی وجود ندارد که ما بتوانیم این از این وضعیت نجات پیدا کنیم. وقتی شما به آنچه در این جنگ رخ داده نگاه کنید، این یک شکست مطلق برای آمریکا است. من میتوانم تکتک دلایل آن را شرح دهم. این در تاریخ به عنوان بزرگترین اشتباه فاجعهبار در سیاست خارجی آمریکا ثبت خواهد شد.»
دریغ از یک امتیاز
حالا «رابرت کاگان» از تأثیرگذارترین چهرههای نومحافظهکار آمریکا در مقاله مهمی که نشریه شورای آتلانتیک آن را منتشر کرده با اذعان به شکست کامل ترامپ مقابل ایران نوشته است: «به سختی میتوان زمانی را به یاد آورد که آمریکا دچار یک شکست کامل در یک درگیری شده باشد؛ شکستی چنان قاطع که ضرر راهبردی آن، نه قابل جبران باشد و نه قابل نادیده گرفتن. اما شکست در تقابل فعلی با ایران ماهیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت؛ نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن.»
کاگان میافزاید: «شکست آمریکا در جنگ علیه ایران قابل جبران و چشمپوشی نبوده و ایران با کنترل تنگه هرمز در قامت بازیگر کلیدی منطقه و یکی از بازیگران کلیدی جهان ظاهر خواهد شد. نقش چین و روسیه، به عنوان متحدان ایران، تقویت شده و نقش آمریکا رو به زوال خواهد رفت. جنگ جاری، برخلاف آنچه حامیان جنگ بارها ادعا کردهاند، نشاندهنده قدرت آمریکا نبوده، بلکه نشاندهنده ناتوانی آمریکا از اتمام کار آغاز کرده است. دوست و دشمن خود را با شکست آمریکا وفق خواهند داد و این امر یک واکنش زنجیرهای در سراسر جهان ایجاد خواهد کرد.»
نویسنده با اذعان به شکست حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ادامه میدهد: «آمریکا و اسرائیل به مدت ۳۷ روز حملاتی ویرانگر علیه ایران انجام داد اما حتی نتوانستند کوچکترین امتیازی از آن بگیرند. اکنون دولت ترامپ امیدوار است که محاصره بنادر ایران کاری را انجام دهد که حملات مذکور نتوانست. البته این امکان وجود دارد، اما بعید است حکومتی که با پنج هفته حمله نظامی بیوقفه به زانو درنیامد، زیر فشار اقتصادی تسلیم شود.»
زمان رو به اتمام برای ترامپ
وی میافزاید: «دور دیگری از بمباران نیز نمیتواند کاری را انجام دهد که ۳۷ روز بمباران نتوانست. اقدام نظامی بیشتر، ناگزیر ایران را به واکنش سوق خواهد داد. ترامپ حملات به ایران را نه به آن دلیل که حوصلهاش سر رفته بود، بلکه به دلیل آسیب وارد شده به تأسیسات حیاتی نفت و گاز منطقه، متوقف کرد. ترامپ در واکنش به حملات ایران، توقف حملات بیشتر به تأسیسات انرژی ایران را اعلام و با وجود آنکه تهران یک امتیاز هم نداده بود، آتشبس اعلام کرد... ریسکی که ترامپ را یک ماه پیش مجبور به عقبنشینی کرد، هنوز برقرار است. حتی اگر ترامپ تهدید خود را برای نابودی تمدن ایران از طریق بمباران بیشتر عملی کند، ایران همچنان قادر خواهد بود موشک و پهپاد زیادی پرتاب کند. تنها چند حمله موفقیتآمیز میتواند زیرساختهای نفت و گاز منطقه را برای سالها، اگر نه دههها، فلج کرده و جهان و آمریکا را به یک بحران اقتصادی طولانیمدت بکشاند... این اگر این کیش و مات نباشد، نزدیک به آن است. زمان چندانی برای ترامپ باقی نمانده زیرا قیمت نفت در حال افزایش به ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه است، تورم افزایشی بوده و کمبود جهانی غذا و سایر کالاها آغاز شده است. او به یک راهحل سریع نیاز دارد. کسانی که با چربزبانی از ترامپ میخواهند که «کار را تمام کند»، به ندرت هزینههای آن را مدنظر قرار میدهند.»
تسلیم تنها راه ترامپ مقابل ایران
«کاگان» با اشاره به این که «هر راهکاری جز تسلیم مؤثر آمریکا خطرات بزرگی به همراه دارد که ترامپ تاکنون حاضر به مواجهه با آنها نبوده است»، نوشته است: «در غیر این صورت، آمریکا باید آماده جنگ تمامعیار زمینی و دریایی برای براندازی حکومت ایران، سپس اشغال این کشور، از دست رفتن جان نظامیان آمریکایی و از دست دادن ناوهای جنگی در تنگه تحت کنترل ایران شود. بنابراین، کنارهگیری از جنگ در حال حاضر ممکن است کمضررترین گزینه به نظر برسد. از منظر سیاسی، ترامپ احتمالاً معتقد است شانس بیشتری برای تحمل شکست دارد تا جان سالم به در بردن از جنگی بزرگتر، طولانیتر و پرهزینهتر که باز هم ممکن است به ناکامی بینجامد. از اینرو، شکست آمریکا نه فقط ممکن، بلکه محتمل است.» نویسنده در ادامه نتیجه میگیرد: «ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد داشت. تهران در حال حاضر میتواند بسیار قویتر از پیش، بحران جنگ را پشتسر بگذارد زیرا نهتنها ظرفیت هستهای بالقوه خود را حفظ کرده، بلکه کنترل سلاح تسلط بر بازار انرژی جهانی را نیز به دست آورده است. منظور ایرانیها از «بازگشایی» تنگه این است که این آبراهه را تحت کنترل خود نگه داشته و نهتنها قادر به مطالبه عوارض عبور و مرور بلکه انحصار رفتوآمد از آن به کشورهای دوست خواهند بود. در آینده و با ثروتمندتر شدن، بازسازی نظامی و حفظ گزینههای هستهای ایران، اسرائیل خود را منزویتر از همیشه خواهد یافت. حتی ممکن است خود را ناتوان از برخورد با نیروهایی نزدیک به ایران بیابد. در جهانی که ایران بر تأمین انرژی بسیاری از کشورها نفوذ دارد، اسرائیل میتواند با یک فشار بینالمللی عظیم برای تحریک نکردن تهران در لبنان، غزه یا هر جای دیگر مواجه شود.»
منطقه فهمید، آمریکا یک ببر کاغذی است
در ادامه این مقاله میخوانیم: «وضعیت جدید موجود در تنگه همچنین باعث تغییر قابلتوجهی در قدرت و نفوذ نسبی آمریکا، چه در سطح منطقهای و چه در سطح جهانی، خواهد شد. در منطقه، ثابت شد که آمریکا یک ببر کاغذی است. تمام کشورهایی که به انرژی خلیجفارس وابسته هستند، باید با ایران هماهنگ شوند. چاره دیگری نیز ندارند. اگر آمریکا با نیروی دریایی قدرتمند خود نتواند یا نخواهد تنگه را باز کند، هیچ ائتلافی از نیروها با تنها کسری از توانمندی آمریکاییها نیز قادر به انجام این کار نخواهد بود. ابتکار عمل انگلیس و فرانسه برای نظارت بر تنگه پس از آتشبس نیز به شوخی میماند... سازگاری جهانی با دنیای پساآمریکایی رو به شتاب است و تسلط از دست رفته آمریکا در خلیجفارس، تنها اولین مورد از تلفات بسیار است.»