«ایران قوی»، «ورزش قوی»(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
اهالی ورزش به خوبی میدانند که «ورزش قوی» یکی از اصلیترین موضوعات فرمایشات و محوریترین مطالبات رهبر شهید انقلاب اسلامی در این حوزه بود. کشوری مثل ایران که با بصیرت و شجاعت در بسیاری از عرصههای علمی و فرهنگی و نظامی و... چشم جهانیان را خیره کرده و تحسین همگان، از دوستان گرفته تا دشمنان کینهتوز و قسمخورده را برانگیخته، در همه عرصهها لایق بهترینهاست و باید در همه میادین- از جمله ورزش– پرافتخار ظاهر شود. هیچ دلیل منطقی و قانعکنندهای هم وجود ندارد که چنین نباشد. رهبر حکیم و شهید انقلاب که به ورزش، نه به عنوان سروکاری تشریفاتی و امری تزیینی، بلکه ابزاری مهم و در نوع خود جدی و مؤثر مینگریست، در ملاقاتهای حضوری یا پیامهای مختلف به صراحت و تلویحا بر اهمیت امر ورزش در ابعاد گوناگون و نزد گروههای مختلف سنی تاکید داشت و خواهان بهتر و قویتر شدن آن بود.
خوشبختانه ورزش ایران برای بهتر شدن تقریبا از هیچ نظر کمبود و مشکلی ندارد: از سابقه فرهنگی و پیشینه تاریخی گرفته تا بضاعت عینی و حی و حاضر؛ از سرمایههای انسانی و جوانان مستعد و برومند گرفته تا داشتههای مادی و امکاناتی و اقلیمی و جغرافیایی.
هر بخش از این کشور بزرگ و چهار فصل آماده پرورش استعدادها و رشد اکثر رشتههای ورزشی است. بنابراین هیچ دلیل منطقی و مانع طبیعی و کمبود ذاتی و نقصان فیزیکی وجود ندارد که ایران قوی، ورزش قوی نداشته باشد و بیشک با عنایت به این واقعیات و تکیه بر این داشتههاست که رهبر شهید انقلاب این مطالبه اساسی و بسیار منطقی را- که حرف دل بسیاری از کسانی است که ورزش ایران و داشتههای با ارزش و متنوع آن را میشناسند- مطرح میکرد. ایشان به عظمت ایران اسلامی میاندیشید و پیروزی و صلابت و سرفرازی ایران عزیز و ایرانی نجیب را در همه عرصهها خواستار بود.
طبیعی است در دنیایی که بر آن برخلاف پندار مشتی احمق پر مدعا و مفسدان متوهم و قدارهبندان جاهل و آدمکش، قانون و حساب و کتاب حاکم است، رسیدن به اهداف و تحقق شعارها و عملی ساختن آرمانها مستلزم « اراده» و «عمل» است. به این معنا که مثلا در همین بحث ما، تحقق« ورزش قوی» یعنی ورزشی که از حیث فنی سرآمد و جزو بهترینهای دنیا- و مهمتر از آن، از نظر رعایت اخلاق و اصول انسانی و پهلوانی، سرمشق جهانیان – باشد، با حرف و شعار و ادا و بیعملی، امکانپذیر نیست. باید برای رسیدن به این هدف کار کرد، آن هم کاری شجاعانه و دقیق و مدبرانه و خستگی ناپذیر.
ورزش ایران در چنین شرایطی میتواند در مسیر پیشرفت حرکت کرده و افتخارات مادی و حماسههای اخلاقی و معنوی بیافریند و با حضور باصلابت، دل دوستداران خود را شاد کند و خار چشم دشمنان خبیث و جنایتکار و بدخواهان شرور شود. مدیران ورزش بهتر میدانند- و خودشان در بسیاری از جاها تجربه کردهاند- که این بدخواهان کینهتوز و دشمنان وحشی و کودککش، همانطور که با حضور نحس خود در همه عرصههای سیاسی و اقتصادی و امنیتی و علمی و هنری و... در مسیر پیشرفت و آبادانی این ملک و ملت سنگ میاندازند و با سرفرازی این کشور مظلوم و مردم ظلمستیز سخت مخالفت دارند، درباره ورزش ایران هم افکار ضد ورزشی و سیاستهای شیطانی خود را دنبال میکنند و همه جا در کمین ناکامی ورزشکاران ایرانی هستند و این واقعیتی است غیر قابل انکار.
این اراذل فریبکار که همه جا حرف از جدایی ورزش از سیاست میزنند– و در داخل هم بعضی از مدعیان سادهلوح این دروغهای بزرگ را باور میکنند!- خیلی وقتها ورزش را به سیاست، آن هم کثیفترین نوع سیاست آلوده کردهاند.
با توجه به این واقعیات، اهالی ورزش- خاصه مسئولان- باید سخت هوشیار باشند و خدای ناکرده ناخواسته در زمین بدخواهان بازی و مردم را آزرده خاطر نکنند و دشمن شاد نشوند.
خلاصه کلام اینکه ورزش هم باید همپای مردم و قوای انتظامی و نیروهای نظامی و موشکی و جامعه علمی و... در سنگر دفاع همهجانبه و جانانه از حیثیت و اعتبار و عظمت ایران عزیز باشد و به سهم خودش دشمنان غدار و خون آشام این آب و خاک را مایوس کند و همانطور که بالاتر اشاره شد این اتفاق فقط در سایه عمل به اصول و رعایت موازین و ارزشهای مدیریتی و راهبردی امکانپذیر است و هرگز صرفا با شعار به اهداف خود نخواهیم رسید.
اتفاقا تجربه هم نشان میدهد که در هر کجا و هر زمان چنین کاری کردهایم و با اعتماد به نفس و روحیه خودباوری به میدان آمدهایم، به نتیجه رسیدهایم. ما اگر توانستهایم نه تنها میراثی را که از گذشته کشتی به دست ما رسیده، حفظ کنیم، بلکه بر قوت آن بیفزاییم، برای این است که همت و اراده لازم را داشته و شجاعانه و مدبرانه عمل کردهایم یا اگر از والیبال که در گذشته حتی در آسیا محلی از اعراب نداشت، رشتهای جهانی و المپیکی ساختهایم، برای این است که مدیران همت و اراده کافی داشته و شجاعانه و مدبرانه عمل کردهاند.
اتفاقی که در والیبال ایران افتاد، به خاطر تغییر «ژن و نسل» جوانان والیبالیست یا استفاده از خارجیهای تغییر تابعیت داده و اینطور اقدامات نبود. جوانان دیروز و پریروز والیبال مثل جوانان امروز خوش قد و قامت و مستعد و با انگیره بودند اما آنچه قبلا نبوده، همان است که گفتیم. وقتی در والیبال پای تعهد و اخلاص و درایت و اعتماد به نفس و همت و اراده قویتر شدن به میان آمد، وقتی مدیران بدون هراس از طعنه مسخرهچیان و باجخواهان با شجاعت و تدبیر به کار پرداختند و زخمزبانها شنیدند و خوندلها خوردند ولی ارادهشان درهم نشکست و تسلیم ارعاب و تهدید قلم و سخن باندهای زیادهخواه نشدند و کارشان را با ایمان و توکل و صبر و استقامت پیش بردند، آنگاه رفته رفته والیبال ایران با صعود به سکوی اول آسیا به یک «قدرت جهانی» تبدیل شد.
این مثالها را از کشتی و والیبال آوردیم تا بهتر روشن شود که اگر رهبر شهید و حکیم و ورزششناس ما از ورزش قوی برای ایران قوی سخن میگفت، صرفا شعار و برای دلگرمی نبود، بلکه فرمودهای است کاملا کارشناسانه که ریشههایی عمیق در واقعیت دارد و حتما شدنی است.