کد خبر: ۳۳۰۰۲۲
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹
رویکرد حساب شده رئیس مجلس نشان داد

ضرورت هم‌افزایی داخلی برای تحقق فشار حداکثری قیمت جهانی نفت

سرویس اقتصادی-
برای تحقق فشار به‌وسیله افزایش قیمت نفت و تبعات جهانی آن که به نفع کشورمان است؛ هم‌افزایی داخلی و اظهارات حساب‌شده مسئولان ضروری است. 
به گزارش خبرنگار ما، قیمت نفت از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روند صعودی به خود گرفت و طی همان چند روز اول جنگ از بشکه‌ای 67 دلار به بیش از 100 دلار رسید و رکوردهای 120 دلاری هم بر جای گذاشت.
در ادامه و به موازات اتفاقات میدان نبرد، برخی اظهارنظرها و مواضع دو طرف باعث افزایش قیمت و برخی موجب کاهش قیمت شد و به مثابه فشارشکن بهای نفت عمل کرد.
پس از بسته شدن تنگه هرمز، قیمت فروش آتی از 110 دلار عبور کرد و نرخ فیزیکی نفت دریای شمال به 148 دلار رسید. البته با توئیت وزیر امورخارجه مبنی بر بازگشایی تنگه هرمز و سپس بازگشایی چندساعته آن، بار دیگر، قیمت نفت کاهش یافت؛ به‌طوری که نفت وست تگزاس تا 81 دلار پایین آمد و نفت برنت به زیر 90 دلار برگشت. البته در ادامه، اعلام بسته شدن دوباره تنگه هرمز، موج دیگری از افزایش قیمت نفت را رقم زده است، اما این اتفاقات نشان داد استخدام درست کلمات، چقدر می‌تواند بر مناسبات اقتصاد سیاسی مؤثر باشد و به عنوان ابزار کمک به میدان و نیروهای مسلح در جهت دستیابی به اهداف کشور باشد.
یک مثال
یک نمونه موفق از اظهارات به موقع و حساب‌شده مسئولان، توئیت‌های رئیس‌مجلس شورای اسلامی درباره تحولات بازار نفت بوده که تاکنون در دو نوبت، بر بازار نفت اثر گذاشته است. 
به گزارش خبرگزاری فارس؛ توئیت اخیر محمدباقر قالیباف؛ رئیس‌مجلس، صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی سنتی یا یک اظهارنظر گذرا در شبکه‌های اجتماعی نیست؛ بلکه باید آن را به عنوان یک سیگنال بی‌سابقه، پیچیده و به‌شدت تخصصی تعبیر کرد که مستقیماً قلب بازارهای مالی جهانی را هدف قرار داده است. این توئیت موجب افزایش قیمت نفت شد. 
استفاده جسورانه از ادبیات تخصصی معامله‌گران وال‌استریت و به‌کارگیری کدهای اختصاصی ترمینال بلومبرگ توسط رئیس قوه مقننه ایران، نشان‌دهنده یک تغییر فاز اساسی در استراتژی‌های جنگ روانی و دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی است. این پیام فراتر از مرزهای جغرافیایی، تلاشی برای به چالش کشیدن ساختارهای مالی غرب با زبان خود آن‌هاست.
یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم مطرح شده در این پیام، عبارت «Hormuz risk-off» است. در ادبیات مالی، شرایط «Risk-off» به زمانی اطلاق می‌شود که معامله‌گران به دلیل هراس از ناامنی، سرمایه‌های خود را از دارایی‌های پرخطر خارج می‌کنند.
قالیباف با پیوند زدن این مفهوم به تنگه هرمز، با ظرافت یادآوری می‌کند که در صورت بروز تنش در این آبراه راهبردی، بازارها دچار تلاطم فیزیکی خواهند شد. وی با اشاره به مفهوم «Dated Brent» (برنت تاریخ‌دار)، بر این نکته تأکید می‌ورزد که نفت، برخلاف دارایی‌های کاغذی و اعتباری غرب، دارای یک پشتوانه فیزیکی و نظام قیمت‌گذاری واقعی است.
در واقع، او گوشزد می‌کند که اهرم فشار ایران نه بر پایه اعتبارات موهوم، بلکه بر بنیانی کاملاً فیزیکی و ملموس استوار است. در بخش دیگری از این تحلیل، هژمونی دلار و اعتبار اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا مورد حمله‌ای رادیکال قرار گرفته است.
عبارت «Treasuries? Vibes all the way down» به وضوح سیستم مالی ایالات متحده را یک «خانه پوشالی» توصیف می‌کند که تنها بر پایه «جو بازار» (Vibes) و اعتماد کاذب بنا شده است. 
از دیدگاه این پیام، نظام مالی «فیات» و بحران بدهی‌های آمریکا فاقد هرگونه پشتوانه فیزیکی است و صرفاً تا زمانی دوام می‌آورد که احساسات بازار با آن همراه باشد.
این نقد ساختاری، نشان‌دهنده عمق نفوذ تحلیل‌های اقتصادی مدرن در لایه‌های تصمیم‌ساز ایران است. علاوه‌بر این، استفاده از اصطلاحات مدرنی نظیر «Vibe-trading digital oil» (ترید احساسی نفت دیجیتال)، بیانگر آن است که تیم رسانه‌ای و مشاوران پشت این پیام، به دقت در حال مانیتور کردن روندهای نوین مالی، بازارهای غیرمتمرکز و رفتارهای معامله‌گران نسل جدید هستند.
شناسایی نقطه ضعف غرب
این تقاطع میان ژئوپلیتیک انرژی و دنیای کریپتو، نشان از درک بالای ایران از ابزارهای نوین قدرت در قرن بیست و یکم دارد. در نهایت، شاه‌بیت و شگفت‌انگیزترین بخش این توئیت، درج کد استاندارد «EUCRBRDT Index GP \<GO\>» است. این عبارت، دستوری اختصاصی در «ترمینال بلومبرگ» برای فراخوانی نمودار قیمت نفت است که تنها برای حرفه‌ای‌های بازار معنا دارد.
درج این کد ثابت می‌کند که مخاطب اصلی این پیام، افکار عمومی داخلی نیست؛ بلکه تریدرهای نهادی و مدیران ریسک در وال‌استریت و سیتیِ لندن هستند که پشت مانیتورهای بلومبرگ نشسته‌اند.
پیام تهران به غرب صریح و روشن است؛ «ثروت و امنیت اقتصادی شما بر روی کاغذ و احساسات لرزان بنا شده، در حالی که اهرم فشار انرژی ایران واقعی، فیزیکی و غیرقابل‌انکار است. این حرکت، گذار استراتژیک از تهدیدات نظامی کلاسیک به سمت «عملیات روانی پیچیده در بازارهای مالی» را نوید می‌دهد.»