کد خبر: ۳۲۹۶۹۷
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۵
نگاه

اگر بوش و بلر به خاطر جنایاتشان مجازات می‌شدند

مترجم: سید محمد امین‌آبادی

23 سال پیش، من در دفتر ریاست‌جمهوری در کابل کنار «حامد کرزی» نشسته بودم و به‌طور زنده در شبکه الجزیره تماشاگر بمباران عراقِ صدام حسین توسط هواپیماهای آمریکایی بودیم. کاملاً روشن بود که رئیس جمهور افغانستان از آنچه می‌دید بیزار است و به این نتیجه رسیده بود که جنگ تحت رهبری آمریکا دیوانه‌وار و فاجعه‌بار است. هر دو با انزجار واکنش نشان دادیم و حق با ما بود. با حمله به عراق، «جورج دبلیو بوش»، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا و «تونی بلر»، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، یک فاجعه را شعله‌ور کردند. این اقدام به جنگ داخلی، کشته‌شدن صدها هزار نفر، نابودی حقوق بین‌الملل و هدر رفتن تریلیون‌ها دلار انجامید.
امروز بیست‌وسومین سالگرد سقوط بغداد است و جهان بار دیگر شاهد همان جنون، خونریزی و وحشت است. اما این بار دونالد ترامپ رئیس‌جمهور دیگر آمریکا دست‌اندرکار این جنون و خونریزی است. در ماجرای ایران، ترامپ طبیعتاً از حمایت بلر برخوردار است؛ بلر نیز از نخست‌وزیر بریتانیا، «کر استارمر»، به‌خاطر نشان ندادن حمایت قوی‌تر از متحدان لندن در واشنگتن انتقاد کرده است.
اما «تونی بلرِ» جنگ‌طلب اکنون از سیاست فعال کناره‌گیری کرده است. متحد اصلی دونالد ترامپ در حمله به ایران، «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل، است. 23 سال پیش، نتانیاهو یکی از سرسخت‌ترین حامیان حمله به عراق به‌شمار می‌رفت. چهارشنبه گذشته و همزمان با برقراری آتش‌بس در اقدامی که به‌نظر می‌رسد تلاشی آشکار برای خراب‌کردن توافق آتش‌بس ایران با میانجی‌گری پاکستان باشد، نتانیاهو با بمبارانی ویرانگر پایتخت لبنان، بیروت، جهنمی به‌پا کرد که بیش از ۲۵۰ کشته و شمار زیادی زخمی 
بر جای گذاشت.
«تالیران»، دیپلمات فرانسوی، زمانی که دودمان «بوربون» پس از جنگ‌های انقلابی دوباره به قدرت بازگشت، گفت که خاندان سلطنتی فرانسه «نه چیزی آموخته‌اند و نه چیزی را فراموش کرده‌اند.» دقیقاً همین را می‌توان درباره آمریکا و متحدانش نیز گفت، هرچند با توجیهی بسیار کمتر.
قرار بود جنگ عراق صلح را به خاورمیانه بیاورد، اما اکنون می‌توان آن را آغازگر زنجیره‌ای بی‌پایان از مداخلات خونین غرب یا مداخلات مورد حمایت غرب دانست: از لبنان گرفته تا استان هلمند افغانستان و از لیبی، یمن و غزه گرفته تا اکنون ایران. به‌نظر من، جنگ در سودان، جایی که غرب از محکوم‌کردن متحدان مورد علاقه‌اش در امارات متحده عربی به‌دلیل حمایت از نیروهای پشتیبانی سریعِ خون‌ریز خودداری می‌کند نیز می‌تواند در همین چارچوب قرار گیرد.
همه این‌ مداخلات فاجعه‌بارند. برخی حتی نسل‌کشی هم محسوب می‌شوند و همگی بر پایه تحلیلی عمیقاً نژادپرستانه شکل گرفته‌اند؛ تحلیلی که در آن جان انسان‌های غیرغربی بسیار کم‌ارزش‌تر از جان شهروندان غربی شمرده می‌شود. هر یک از این جنگ‌ها ویژگی‌های خاص خود را دارند، اما اگر در چارچوبی گسترده‌تر به آن‌ها نگاه کنیم، می‌توان آن‌ها را جنگی جمعی دانست که آمریکا و متحدانش علیه هر کسی که از پذیرش سلطه آن‌ها سر باز می‌زند به راه انداخته‌اند. حمله ترامپ و نتانیاهو به ایران، همانند تهاجم بوش و بلر به عراق، مصداق یک جنگ تجاوزکارانه است. از آنجا که حمله به ایران از سوی سازمان ملل متحد مجوزی نداشت و ایران نیز هیچ تهدید فوری‌ای ایجاد نکرده بود، آمریکا و اسرائیل مشترکاً مرتکب عملی شده‌اند که در حقوق بین‌الملل «تجاوز» تلقی می‌شود. این مفهوم در دادگاه‌های نورنبرگ به‌عنوان «بزرگ‌ترین جنایت بین‌المللی که تنها از این جهت با دیگر جنایات جنگی تفاوت دارد که تمامی شرارت‌های انباشته‌شده را در خود جای داده است» تعریف شد.
شباهت‌های بیشتری میان عراق و ایران نیز به چشم می‌خورد. در مورد ایران، روزنامه «دیلی میل» از همان نوع توجیهات ساختگی برای جنگ استفاده کرده که ۲۳ سال پیش «بلر» و تیمش پیش از حمله به عراق به کار بردند. یکی از تیترهای این روزنامه درباره جنگ کنونی نیز این‌گونه است «روحانیون دیوانه تهران ممکن است با پهپادهای شاهد به شهرهای بریتانیا حمله کنند.»
جای تعجب نیست که «ریچارد دیرلاو»، رئیس پیشین ام‌آی۶ که اطلاعات نادرست درباره سلاح‌های کشتار جمعی را ارائه داد و به بلر بهانه داد تا نیروهای بریتانیایی را در تهاجم غیرقانونی به عراق به‌کار گیرد، از استارمر خواسته است حمایت قاطع و کامل خود را از جنگ با ایران اعلام کند.
هر دو جنگ با همراهی و تقویت رسانه‌های جریان اصلیِ همسو پیش برده شده‌اند. روزنامه ساندی تایمز بریتانیا اعلام کرد که «کارزار بمباران باید موفق شود» و عملاً از جنگ حمایت کرد. بسیاری از روزنامه‌ها نیز جنایات آمریکا و اسرائیل را سانسور کرده یا به‌سادگی نادیده گرفته‌اند. آن‌ها در این مسیر از سیاستمداران بریتانیایی الگو می‌گیرند. «نایجل فاراژ»، رهبر حزب راست افراطی «اصلاحات»، که از او به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی نخست‌وزیری آینده بریتانیا نام برده می‌شود، با همان شور و حرارتی از ترامپ حمایت می‌کند که زمانی بلر از بوش پشتیبانی می‌کرد.
محافظه‌کاران بریتانیا به رهبری «کمی بادنوک» نیز از بمباران حمایت کرده‌اند و حزب کارگر را به‌دلیل همراهی نکردن پرشورتر با جنگ مورد حمله قرار داده‌اند. در همین حال، «کر استارمر» به بمب‌افکن‌های آمریکایی اجازه داده است از پایگاه‌های هوائی بریتانیا برای حمله به ایران استفاده کنند، بی‌آنکه جنایات آمریکا و اسرائیل را محکوم کند. انتقادهای جناح راست باعث شده «استارمر» معتدل‌تر و خویشتن‌دارتر از آنچه واقعاً هست به نظر برسد. با این حال، او دست‌کم همان اشتباه فاجعه‌باری را که در حمایت از کارزار مجازات جمعی اسرائیل در غزه- که اکنون بیش از دو سال است ادامه دارد- مرتکب شده بود، این بار تکرار نکرده است. اگر قرار باشد یک «قهرمان» بریتانیایی برای این حمله دیوانه‌وار به ایران نام برده شود، شاید بتوان از دادستان کل، «ریچارد هرمر»، یاد کرد. 23 سال پیش، یکی از پیشینیان او، «پیتر گلداسمیت»، چراغ سبز یک جنگ غیرقانونی را نشان داد. هرمر از تکرار همان اشتباه پرهیز کرده است و تاریخ از او قدردانی خواهد کرد. او به استارمر گفته است پیوستن بریتانیا به جنگ علیه ایران غیرقانونی است. 
امروز «حامد کرزی» در کابل تحت محدودیت‌های طالبان زندگی می‌کند. متأسفانه «دونالد ترامپ»- که مجرم محکوم‌شده، نژادپرست متعصب و دروغگوی مزمن توصیف می‌شود و نامش ده‌ها هزار بار در پرونده‌های اپستین آمده است- همچنان آزاد است. «بنیامین نتانیاهو» نیز همین‌طور آزاد است. هر دو رهبر باید در دادگاه لاهه در برابر اتهامات جنایات جنگی محاکمه شوند. «تونی بلر» هم باید در دادگاه حاضر شده و پاسخگوی جنایات خود باشد. اگر جهان ۲۳ سال پیش او و «جورج بوش» را به‌خاطر جنگ غیرقانونی علیه عراق مجازات کرده بود، شاید امروز در این وضعیت قرار نداشتیم.
«پیتر اوبورن» روزنامه نگار برجسته اهل انگلیس
منبع: میدل ایست‌آی