تبدیل آسمان سرزمینهای اشغالی به اتوبان موشکهای ایرانی
در روزهایی که چشم و گوش آمریکا در منطقه کور و آسمان سرزمینهای اشغالی به اتوبان موشکهای ایران تبدیل شده، ترامپ با یاوهگویی جدید خود در مورد «تغییر نقشه ایران» علناً به پروژه تجزیه ایران اعتراف کرد. اما با نصرت الهی و ضربات موشکی مستمر نیروهای مسلح و میدان داری مردم آرزوی تجزیه ایران سربلند و مقتدر را به گور خواهد برد.
یاوهگوییهای اخیر دونالد ترامپ درباره نقشه ایران، بازتابی از توهمات یک جهانخوار است که در پی نابودی و بلعیدن ثروتهای این سرزمین است؛ ثروتی که، ۴۷ سال پیش توسط امام خمینی(ره) از حلقوم آمریکا بیرون کشیده شد و پس از آن نیز رهبر شهیدمان،آیتاللهالعظمی امام خامنهای، مسیر عزت و استقلال ایران را با اقتدار پی گرفت وپرچمداری کرد. آنچه این روزها در کنار تبیین ضربههای کاری به پایگاههای آمریکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی مهم است، روایت رسانههای غربی از حمله عامدانه به مدرسه میناب، آبشیرینکنها، مساجد، مدارس و ورزشگاههاست که گواهی روشن بر ماهیت فریبکارانه «کمکهای» ترامپ است. مردم هوشیار ایران، همچون نیروهای مسلح شجاع، در برابر این جاهطلبیها ایستادگی کرده و نشان دادهاند که ترامپ هم آرزوی تجزیه ایران را به گور خواهد برد.
نقشه جدید ترامپ برای ایران
روزی که دولت مرکزی سوریه سقوط کرد و گروههای تکفیری بر صندلی قدرت نشستند، برخی از روی جهل و یا غفلت، آن را «سوریه آزاد» نامیدند؛ اما آزاد، تنها واژهای فریبنده بر ویرانهای از کشور بود. امروز نتیجه آن رؤیای آمریکایی روشن است: سوریه دیگر یکپارچه نیست، چند پاره شده و حاکمیت ملیاش با دخالتهای واشنگتن و تلآویو نابود گردیده است. همان طرحی که اکنون علیه ایران در جریان است، با همان سناریوی تخریب و تجزیه؛ تفاوت فقط در اینکه «اینجا ایران است»- سرزمینی که در برابر تمام ائتلافهای استکباری ایستاده و هنوز پابرجاست.
در جریان اغتشاشات دیماه سالهای گذشته، دونالد ترامپ با لحن کاسبکارانه و فریبنده مدام در توئیتر وعده «کمک» میداد. هر چند پشت این جمله، معنایی جز طراحی برای فروپاشی کشور نبود. او همان روزها آشکارا نوشت: «کمکها در راه است»، و اعلام شد مأموران موساد در صف اغتشاشگران حضور دارند، جملهای که با واقعیتهای میدانی مطابقت داشت. اکنون اما ترامپ نقاب را کامل کنار زده و به صراحت از نقشه تجزیه ایران سخن گفته است.
اعلام رسمی هدف ترامپ:
تجزیه ایران
رئیسجمهور آمریکا در هواپیمای اختصاصی «ایرفورس وان»، در گفتوگو با خبرنگاران به پرسشی درباره آینده ایران پس از پایان درگیریها پاسخ داد. وقتی از او پرسیدند «آیا نقشه ایران به همین شکل باقی خواهد ماند؟»، ابتدا گفت: «نمیتوانم بگویم»، اما بلافاصله افزود: «احتمالاً نه.» همین واژه کوتاه، معنای صریح دارد: برنامه تجزیه ایران، به عنوان هدف اعلامشده دولت آمریکا.
ترامپ که جهانخوار بودنش با پروندههایی همچون ونزوئلا، عراق و افغانستان ثابت شده، حالا سودای سرکیسه کردن و بلعیدن ثروت ایران را در سر دارد. او به خوبی میداند که ایران، آخرین سنگر اقتدار و استقلال منطقه است؛ بنابراین میکوشد همان نقشه سوریه را تکرار کند. اما تفاوت بنیادین اینجاست که ایران، محدودهی آزمون عقبنشینی اوست.
وقتی ترامپ پارس میکند!
اگر رفتار شناسی ترامپ را در سیر زمانی طولانی بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که او پس ازهارت و پورت و محقق نشدن توهماتش عقب مینشیند.
هرچه اوضاع از کنترل ترامپ بیشتر خارج شود، بیشتر تهدید میکند!
واکنش جان برنان، رئیس پیشین سازمان سیا به مواضع تند ترامپ علیه ایران:
«طرح مسئله «تسلیم بیقیدوشرط» ایران اساساً حرفی بیمعناست. این نشان میدهد که دونالد ترامپ فهمیده اوضاع در میدان بسیار آشفته و پیچیده شده است. هرچه ترامپ بیشتر احساس کند روند تحولات مطابق انتظارش پیش نمیرود، لحن تندتر و ادبیات نمایشیتری به کار میبرد...
من واقعاً نمیدانم ایالات متحده چگونه میتواند یک حکومت دستنشانده در ایران برپا کند، در حالی که هم مردم ایران و هم بسیاری از افراد درون ساختار حاکمیت همچنان سرسختانه مقاومت خواهند کرد...
همچنین احتمالاً بسیاری از ایرانیها تلاش خواهند کرد حملات تلافیجویانه علیه ایالات متحده انجام دهند، بهویژه اگر نیروهای آمریکایی وارد خاک ایران شوند.»
همچنین تحلیل منتشرشده در پایگاه خبری میدل ایست آی هشدار میدهد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران میتواند روند فرسایش قدرت جهانی ایالات متحده را تسریع کند و حتی به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شود.
بر اساس این تحلیل، این جنگ از چند جهت با درگیریهای پیشین آمریکا در خاورمیانه تفاوت دارد. در بسیاری از جنگهای گذشته، آمریکا با گروههای پراکنده یا نیروهای نامنظم روبهرو بود، اما در این بحران، برای نخستین بار با یک قدرت دولتی دارای ساختار نظامی منسجم مواجه شده که توانایی ادامه جنگ، بازسازی و حفظ ظرفیتهای نظامی خود را دارد.
واکنش رسانهها
و تحلیلگران جهان
کارشناس شبکه ضدایرانی ایران اینترنشنال در تحلیلی گفت:
«سابقه رفتاری ترامپ نشان میدهد لحن تهاجمی او معمولاً به عقبنشینی ختم میشود.»
شبکه الجزیره نیز با تأکید بر وضعیت آشفته سیاسی آمریکا اعلام کرد:
«ترامپ از نرسیدن به پیروزی سریع ناامید است و تلاش میکند تعریف تازهای از موفقیت ارائه دهد.»
همزمان اندیشکده کوئینسی در واشنگتن، در یادداشتی رسمی نوشت:
«به دلیل افزایش مخالفت مردم آمریکا، ترامپ جنگ با ایران را در داخل کشور باخته است.»
رسوایی ترامپ
در حمله به مدرسه میناب
به روایت رسانههای غربی
بهدنبال رسواییها، حالا حتی رسانههای آمریکایی و اروپایی نیز لب به اعتراف گشودهاند. جنایت مدرسه میناب در جنوب ایران، نقطهای است که چهره واقعی «کمکهای ترامپ» را آشکار کرد. هشت رسانه معتبر غربی، از سیانان تا نیویورکتایمز، مسئولیت این حمله را متوجه نیروهای آمریکا دانستهاند:
سیانان (گزارش اول): «مسئولیت حمله مرگبار به مدرسه میناب با آمریکا است.»
سیانان (گزارش دوم): «آسیب جدی به مدرسه میناب نشان میدهد آمریکا با مهمات هدایتشونده و دقیق آن را هدف قرار داده است.»
نیویورکتایمز: «این آمریکا بود که به مدرسه ابتدائی دخترانه میناب حمله کرد و ۱۷۵ دانشآموز را کشت.»
رویترز: «حمله به مدرسه میناب با مسئولیت آمریکا بود.»
والاستریتژورنال: «نیروهای سنتکام مسئول حملهای هستند که یک مدرسه در ایران را هدف قرار دادهاند.»
میدلایستآی: «مدرسه میناب با دو ضربه مورد اصابت قرار گرفت تا بازماندگان و امدادگران هم کشته شوند.»
الجزیره: «جنایت میناب عمدی و کار آمریکا بود.»
انبیسی: «مقامات دولت ترامپ در جلسهای محرمانه گفتهاند که آمریکا آن مدرسه را هدف قرار داد.»
دیلیتلگراف: «بازرسان معتقدند آمریکا پشت حمله به مدرسه دخترانه در ایران بوده است.»
این اعترافها، پرده از ماهیت واقعی بهاصطلاح “حمایت از معترضان ایرانی” برداشت؛ حمایتی که در عمل به کشتار کودکان بیگناه انجامید. آنچه بهعنوان «آزادی» تبلیغ میشود، در واقع بازسازی همان کابوس سوریه است: سرزمینی متلاشی، با مرزهایی شکسته و مردمی در سوگ فرزندانشان.
محاسبه غلط ترامپ
ترامپ گمان داشت که ایران نیز چون دمشق، تسلیم دلار، ترس یا توهم خواهد شد؛ اما ایران نشان داد که زیر بار هیچ مدل تحمیلی از آزادی نمیرود. اینجا، معادلهای دیگر برقرار است: هر تجاوزی، پاسخ دارد، و هر نقشهای برای فروپاشی، به بیداری ملت میانجامد.
امروز سوریه نیمجان است و ایران زنده، ایستاده و مقتدر. این تفاوت را نه در نوشتارها، که در میدان باید دید؛ در شعلههایی که از پایگاههای دشمن برمیخیزد و در پرچمهایی که بر دست ملت ایران هنوز برافراشتهاند. رؤیای تجزیه، رؤیای شکستخوردگان تاریخ است و تاریخ، بار دیگر حقیقت را ثبت خواهد کرد: اینجا ایران است، سرزمینی که تجزیهپذیر نیست.
ضربات مستمر نیروهای مسلح
به چشم و گوش آمریکا
در منطقه
افزون بر این، ایران، همانگونه که در طول دهههای گذشته نشان داده است، آغازگر هیچ جنگی نبوده و نابودهگر هیچ کشوری نیست، مگر آنکه مورد تجاوز قرار گیرد. اما پس از تهاجم دوباره آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه خاک ایران، صبر انقلابی پایان یافته و پاسخ کوبنده در قالب سلسله عملیاتهای دقیق، پایگاههای نظامی دشمن را در سراسر منطقه به لرزه انداخته است. اکنون ضربات پیدرپی نیروهای مسلح ایران علیه زیرساختهای اشغالگر، نه واکنشی صرف، بلکه اجرای دکترین دفاع مشروع است؛ دکترین تثبیتشدهای که میگوید هر پایگاهی که مبدأ یا پشتیبان حمله به ایران باشد، هدفی کاملاً مشروع در چارچوب دفاعی کشور است.
در حالیکه برخی حاکمان عرب حاشیه خلیجفارس گمان میکردند پایگاههای آمریکایی ضامن امنیت آنهاست، واقعیت تازه فاش شده است. این زیرساختها به تهدیدی مستقیم علیه همان سرزمینها بدل شدهاند. پایگاههای العدید و السیلیه در قطر، الجفیر در بحرین، الظفره در امارات و آریفجان در کویت، اکنون در تیررس قدرت موشکی ایراناند. پایگاههایی که سالها برای حمله به ایران طراحی شدند، امروز به گورستان ادوات دشمن تبدیل شدهاند. هدف قرار گرفتن رادارهای پیشهشدار، انبارهای مهمات و ناوهای تدارکاتی دشمن، بازتاب توان اطلاعاتی و دقت سلاحهای ایرانی است که هیچ نقطهای از شبکه تهاجمی آمریکا را امن باقی نگذاشته است.
رزمندگان ایران اسلامی در تمامی جبههها، از خشکی تا دریا و از فضا تا سایبر، با عملیاتهای ترکیبی و سامانههای خوداتکا، دشمن متجاوز را در بنبست عملیاتی قرار دادهاند. حمله پهپادها و موشکها به مراکز لجستیکی، فرماندهی و اطلاعاتی دشمن در خلیجفارس، اردن و فلسطین اشغالی، پاسخی به تجاوزات مستقیم و مکرر بود. حتی هتلها و تأسیسات به ظاهر غیرنظامی که محفل نیروهای آمریکایی و صهیونی بودند، اکنون به نماد فروپاشی چرخ نظامی دشمن تبدیل شدهاند.
در این نبرد حسابشده، ایران میان همسایگان منطقهای و اشغالگران خارجی تمایز قاطع قائل است. هدف هرگز مردم یا کشورهای عربی نیست، بلکه حذف زیرساختهایی است که امنیت منطقه را به گروگان گرفتهاند. فرماندهان ایرانی بارها اعلام کردهاند: تا زمانیکه حتی یک پایگاه بیگانه بر شانه خلیجفارس بایستد، سایه ناامنی بر همه کشورهای منطقه خواهد ماند.
اکنون واشنگتن درمییابد که محاصره ایران با حلقهای از پایگاهها، شمشیری دو لبه بود کهگریبان خود او را گرفت. موشکهای نقطهزن، سامانههای جنگ الکترونیک و پهپادهای هوشمند ایرانی، آسمان و زمین منطقه را به کام کابوس نیروهای اشغالگر بدل کردهاند. هر شب صدای انفجار در قلب پایگاههای دشمن، اعلام حضور ارادهای است که فروکش نمیکند.
ایران نشان داده است که دفاع مشروعش، محدود به پاسخ اولیه نیست؛ بلکه تا ریشهکن شدن منشأ تهدید ادامه خواهد داشت. هدف امروز تنها نابودی پایگاههای آمریکایی در منطقه نیست، بلکه پایان سلطه و هژمونی متجاوزانی است که امنیت ملتها را به گروگان گرفتهاند. این نبرد، نبرد حضور است؛ حضور شرافتمندانه ملت و رزمندگانی که در دل آتش، آرام اما پیوسته، ضربهزنندهاند. و هیچ تردیدی نیست که در پایان این مسیر، آتش ایران بر ویرانههای پایگاههای متجاوز فرو نشسته و منطقه، طعم امنیتِ بدون آمریکا را خواهد
چشید.
اراده ملت، بزرگتر از
نقشه هر متجاوزی است
وعدههای سرخرمن ترامپ برای کمک به اغتشاشگران، در واقع بسترسازی برای تجاوز به ایران عزیز و بلعیدن و چپاول ثروتهای آن بود؛ تکرار همان فریب قدیمی که با شعار «آزادی» آغاز و به ویرانی ملتها ختم میشود. اما مردم ایران، هوشیار و پایدار، در سنگرهای خیابانی ایستادهاند و پژواک مقاومت را فریاد میزنند. آنان دوشادوش نیروهای مسلحی که چشم و گوش آمریکا را در منطقه کور کرده و خاک سرزمینهای اشغالی را به تلالو آتش کشیدهاند، نشان دادهاند که ایران نه فریب میخورد، نه تسلیم میشود؛ زیرا اراده ملت، بزرگتر از نقشه هر متجاوزی است.