تفسیر قرآن پیامبر اکرم (ص)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
در زمان نزول قرآن کریم و ابلاغ آموزههای وحیانی آن به مخاطبان توسط پیامبر اکرم(ص)، وحی بیانی و تفسیری را آن حضرت چگونه انجام میدادند؟
پاسخ:
رسالت ابلاغ و تبیین
پیامبر اکرم(ص) تنها عهدهدار ابلاغ قرآن به مردم نبوده، بلکه رسالت سنگین تبیین آن را نیز بر دوش داشتهاند، چنانکه خدای متعال میفرماید: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزّل الیهم» ما قرآن را به سوی تو فرستادیم تا به تدریج مردم را با معارفی آشنا کنی که به سوی آنها فرستاده شده است.(نحل-44)
طبیعی است که این فرآیند تبیین وحیانی در علوم و معارف قرآن نیز برگرفته از وحی الهی خواهد بود، چراکه از یک طرف پیامبر اکرم(ص) از روی هوای نفس سخن نمیگوید: پیامبر(ص) از روی هوای نفس سخن نمیگوید، بلکه حرفهایش فقط آیههایی است که به او وحی میشود.(النجم-3 و 4) و از سوی دیگر تبیین آیات الهی علاوه بر ابلاغ برعهده خداوند متعال میباشد. «ثم انّ علینا بیانه» در ضمن توضیح دادن آیات قرآن هم با ماست.(قیامه-19) به طور قطع رسول خدا(ص) به این رسالت الهی که حقتعالی برعهده آن حضرت گذاشته بود به نحو احسن همت گماشتند، و با سنت خود شامل «قول و فعل و تقریر» الفاظ و مفاهیم قرآن کریم را تبیین فرمودند که متاسفانه این بخش از تفسیر وحی بیانی به صورت کامل به دست ما نرسیده است. روایات تفسیری منقول از رسول خدا(ص) در کتب روایی و تفاسیر ماثور (نقلی) فریقین به صورت پراکنده وجود دارد و عدهای از دانشمندان بخشهایی از آن را در مجموعههایی گرد آوردهاند. جلالالدین سیوطی در الاتقان 250 روایت تفسیری از پیامبر اکرم(ص) را به ترتیب سور قرآن کریم گردآورده است. آیتالله معرفت(ره) در کتاب «التفسیر والمفسرون» ج1، ص181 نوشتهاند: آقای سید محمد برهانی از نوادگان سید هاشم بحرانی به جمع اقوال تفسیری پیامبر(ص) که از طریق اهلبیت(ع) رسیده، همت گماشته و تا این زمان تعداد این احادیث به چهار هزار رسیده است.
نمونههایی از تفسیر نبوی
روایت تفسیری که به دست ما رسیده، روش صحیح تفسیر قرآن را به ما میآموزد که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- طبری به سند خود از «عدی ابن حاتم» نقل کرده است که پیامبر اکرم(ص) در تفسیر آخرین آیه سوره «حمد» فرمود: «المغضوب علیهم، الیهود، و لاالضالین، النصاری» مصداق مغضوب علیهم، یهود ولاالضالین، مسیحیان میباشند.(جامعهالبیان عن تاویل القران، ج1، ص118)
2- ترمذی به سند خود از «سعد ابن ابیوقاص» و او از پدرش نقل کرده است که گفت: «زمانی که خداوند آیه «فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم» پس بگو! بیایید فرزندان ما و شما را (برای انجام مباهله) فراخوانیم.(آلعمران-61) نازل کرد. پیامبر اکرم(ص) «علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهمالسلام)» را فراخواند و فرمود: اللهم هولاء اهلی» خداوندا این افراد اهلبیت من هستند.(جامعالصحیح (سنن ترمذی)، ج5، ص210) این حدیث بیانگر مصادق: «ابنائنا و نساءنا و انفسنا» در آیه شریف است.
3- مسلم به سند خود از طرق مختلف از قول ابنعمر آورده است که گفت: پیامبر اکرم(ص) درباره آیه: «انّما الخمر و المیسر...»(مائده-90) فرمود: «کلّ مسکر خمر و کل خمر حرام» هر مستکنندهای خمر به حساب میآید و هر خمری که مستکننده است حرام میباشد.(صحیح مسلم، ج3، ص1587، ح2003)
4- ترمذی به سند خود از «ابنمسعود» آورده است که گفت: هنگامی که آیه «الذین امنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم، اولئک لهم الامن و هم مهتدون» البته مؤمنانی که ایمانشان را به ظلمی همچون بتپرستی و شرک آلوده نساختهاند، فقط آنان در امن و امانند و راه درست را پیدا کردهاند.»(انعام-82) نازل شد مسلمانان نگران شده و گفتند: ای رسول خدا! کدام یک از ما بر خودش ستم روا داشته است؟
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لیس ذلک، انما هو الشرک، الم تسمعوا ما قال لقمان لابنه و هو یعظه یا بنی لاتشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم»(لقمان-13) چنین نیست، آن ظلم همان شرک است. آیا نشنیدهاند آنچه را که خداوند فرمود: لقمان به فرزندش در حال موعظه گفت: ای فرزندم به خداوند شرک نورز که همانا شرک ظلم بزرگی است.