چرا تایوان برای آمریکا و چین مهم است؟ نیویورکتایمز پاسخ میدهد
سرويس خارجي-
رسانه آمریکایی «نیویورکتایمز» نوشت که ۹۰درصد تراشههای پیشرفته رایانهای جهان در تایوان تأمین میشود، این جزیره دیگر فقط از منظر ژئوپلیتیک برای واشنگتن مهم نیست بلکه بقای اقتصادی آمریکا به آن وابسته است.
ریشه مسئله تایوان به واپسین سالهای جنگ داخلی چین بازمیگردد، زمانی که در سال ۱۹۴۹ نیروهای کمونیست به رهبری «مائو تسهتونگ» در سرزمین اصلی پیروز شدند و دولت ملیگرای آن زمان به رهبری «چیانگ کایشک» به جزیره تایوان عقبنشینی کرد و در آنجا نام «جمهوری چین» را حفظ کرد، در حالی که در پکن «جمهوری خلق چین» اعلام موجودیت کرد. از همان ابتدا، تایوان به نقطه تلاقی رقابتهای جنگ سرد بدل شد: آمریکا که در آغاز تمایلی به درگیرشدن مستقیم نداشت، با آغاز جنگ کره در ۱۹۵۰ ناوگان هفتم خود را به تنگه تایوان فرستاد و عملاً از بقای دولت مستقر در تایپه حمایت نظامی کرد، حمایتی که بعدها در قالب پیمان دفاعی رسمی تثبیت شد. هرچند واشنگتن در ۱۹۷۹ با بهرسمیتشناختن پکن، روابط رسمی خود را با تایپه قطع کرد، اما همزمان با تصویب «قانون روابط تایوان» چارچوبی برای ادامه فروش تسلیحات و تعهد غیررسمی به دفاع از جزیره ایجاد کرد! این سیاست دوپهلو که از یکسو اصل «چین واحد» را میپذیرد و از سوی دیگر با تداوم حمایت نظامی، حساسیتهای حاکمیت چین را تحریک میکند، همواره ادامه داشته است. در دهههای اخیر نیز افزایش فروش سلاح، رفتوآمد مقامهای آمریکایی و گنجاندن تایوان در استراتژی مهار چین، این جزیره را بیش از پیش به اهرمی در رقابت ژئوپلیتیک دو قدرت تبدیل کرده است، رویکردی که بهجای حلوفصل تدریجی یک مناقشه تاریخی، آن را در متن رقابتی فزاینده و پرهزینه بازتولید کرده و بر پیچیدگی و بیاعتمادیها افزوده است.
اگر چین به تایوان حمله کند!
«نیویورکتایمز»، روزنامه مشهور آمریکایی، در گزارشی هشدار داده است که اگر چین به تایوان حمله کند و صادرات تراشههای این جزیره به شرکتهای آمریکایی متوقف شود، صنعت فناوری و اقتصاد ایالاتمتحده فلج خواهد شد. تایوان که حدود ۹۰درصد تراشههای پیشرفته رایانهای جهان را تولید میکند، دیگر صرفاً یک نقطه ژئوپلیتیک در معادلات واشنگتن نیست؛ بلکه به گرهی حیاتی در زنجیره تأمین جهانی و بقای اقتصادی آمریکا بدل شده است. این وابستگی عمیق، در سالهای اخیر نگرانی مقامهای سیاسی و امنیتی آمریکا را به طور چشمگیری افزایش داده است.
هشدارهای امنیتی و تلاش برای کاهش وابستگی
به نوشته نیویورکتایمز، مقامهای فدرال آمریکا سالهاست میکوشند وابستگی سیلیکونولی به تایوان را کاهش دهند. در نشستهای محرمانه در واشنگتن و سیلیکونولی، مقامهای امنیت ملی به مدیران شرکتهایی چون اپل، ایامدی و کوالکام هشدار دادهاند که چین در حال برنامهریزی برای بازپسگیری تایوان است و حتی یک محاصره احتمالی میتواند عرضه تراشهها را متوقف کرده و صنعت فناوری آمریکا را به زانو درآورد. با این حال، هشدارها، مشوقها و تهدیدها تاکنون تغییر چشمگیری در رفتار شرکتهای فناوری ایجاد نکرده است؛ صنایعی که برای تولید تلفنهای هوشمند، لپتاپها و مراکز داده عظیم هوش مصنوعی به این تراشهها وابستهاند.
خطر «آخرالزمان اقتصادی»
آنطور که «مهر» به نقل از این نشریه آمریکایی نوشته است، نگرانیها از پیامدهای اقتصادی این وابستگی نیز شدت گرفته است. ماه گذشته، اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس گفت بزرگترین تهدید برای اقتصاد جهان آن است که ۹۷درصد تراشههای پیشرفته در تایوان تولید میشود و اگر این جزیره محاصره شود یا ظرفیت تولید آن از بین برود، جهان با «آخرالزمان اقتصادی» روبهرو خواهد شد. براساس یک گزارش محرمانه در سال ۲۰۲۲ به سفارش انجمن صنعت نیمهرسانا، قطع عرضه تراشه از تایوان میتواند بزرگترین بحران اقتصادی از زمان رکود بزرگ را رقم بزند؛ بهگونهای که تولید اقتصادی آمریکا ۱۱درصد و چین ۱۶درصد کاهش یابد. بسیاری از شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا نیز تنها چند ماه ذخیره تراشه در اختیار دارند و پس از آن با فروپاشی کسبوکار مواجه خواهند شد.
سیاستهای حمایتی و چالشهای تولید داخلی
در واکنش به این تهدید، رؤسایجمهور آمریکا تلاش کردهاند مسیر صنعت تراشه را تغییر دهند. جو بایدن با امضای قانون «چیپس» ۵۰ میلیارد دلار یارانه برای تقویت تولید داخلی اختصاص داد و «دونالد ترامپ» نیز با تهدید به اعمال تعرفههای سنگین کوشید شرکتها را به خرید از کارخانههای آمریکایی وادار کند. این فشارها موجب شد شرکت تولید نیمهرسانای تایوان (تیاسامسی) سرمایهگذاریهای گستردهای در آریزونا انجام دهد و تعهدهای تازهای برای توسعه ظرفیت تولید در آمریکا بدهد. با این حال، چالشها پابرجاست؛ تراشههای تولید آمریکا بیش از ۲۵درصد گرانترند، فناوری تیاسامسی همچنان از رقبایی چون اینتل و سامسونگ پیشرفتهتر است و حتی برخی تراشههای هوش مصنوعی تولیدشده در آمریکا برای تکمیل فرآیند «بستهبندی» دوباره به تایوان بازگردانده میشوند. به گفته جان نوفر، مدیر انجمن صنعت نیمهرسانا، آمریکا امروز در موقعیت بهتری نسبت به چند سال پیش قرار دارد، اما رفع کامل این وابستگی زمانبر خواهد بود.
پاکسازیهای شی و مسئله آمادگی جنگ
به گزارش «ایسنا» به نقل از روزنامه نیویورکتایمز، پاکسازی گسترده افسران ارشد ارتش چین به دستور «شی جینپینگ»، نیمی از فرماندهی عالی این کشور را کنار زده و با ایجاد خلأ رهبری، تردیدهای جدی درباره آمادگی پکن برای جنگ، بهویژه بر سر تایوان، برانگیخته است. براساس دادههای گردآوریشده توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، از سال ۲۰۲۲ تاکنون حدود ۱۰۰ افسر در عالیترین ردههای ارتش، از جمله ژنرالها و سپهبدها، اخراج، بازداشت یا ناپدید شدهاند، افرادی که برخی فرمانده نیروهای مسئول پرونده تایوان، مسئول آموزش و مدرنسازی رزمایشها یا از دستیاران نزدیک رئیسجمهور بودند. این روند که با حذف ژنرال «ژانگ یوشیا» شدت گرفت، ارتش آزادیبخش خلق را از باتجربهترین فرماندهانش محروم کرده و به گفته کارشناسانی چون «ام. تیلور فراول»، جایگزینی این چهرهها بهدلیل نیاز همزمان به تخصص، تجربه و وفاداری سیاسی کار آسانی نخواهد بود، موضوعی که میتواند در کوتاهمدت توان چین برای اجرای عملیات نظامی گسترده، از جمله علیه تایوان، را با دشواری جدی مواجه کند.
در میان برکناریهای اخیر در ردههای بالای ارتش آزادیبخش خلق چین، نامهایی برجسته همچون سپهبد «وانگ پنگ»، که به دلیل تلاشهایش در مدرنسازی آموزش نیروها شهرت داشت، سپهبد «ژونگ شائوجون»، دستیار ارشد پیشین رئیسجمهور در امور ارتش، و ژنرال «لین شیانگیانگ»، فرماندهای که در خط مقدم هرگونه عملیات احتمالی علیه تایوان قرار داشت، به چشم میخورند. اگرچه افسران دیگری نیز میتوانند خلأهای ایجادشده را پر کنند، اما موج گسترده این برکناریها و ادامه تحقیقات ضدفساد، میتواند تأثیر عمیقی بر کل ساختار فرماندهی بگذارد و هرگونه ارتقای شغلی جدید را تحت نظارت و بررسی شدید قرار دهد.
«جان کالور»، تحلیلگر سابق سیا و عضو ارشد غیرمقیم مؤسسه بروکینگز، تأکید میکند که در ارتش چین به ازای هر افسر ارشد، دهها یا صدها افسر ردهپایینتر وجود دارند که آینده شغلیشان به سرنوشت فرماندهان ارشد گره خورده است و به نظر او این روند پاکسازی و تبعات آن دستکم دو تا سه سال ادامه خواهد یافت. البته شی جینپینگ اواخر سال گذشته با انتصاب فرماندهان جدید به رأس فرماندهی جبهه شرقی (مسئول نظارت بر تایوان) و فرماندهی جبهه مرکزی (مسئول حفاظت از پکن)، بخشی از ضعفهای رهبری را جبران کرد.