سقایی که تشنه به دیدار یار رفت(حدیث دشت عشق)
نام مدافعان حرم که میآید، ذهن راهی خیمهگاه و قتلگاه میشود؛ آنجا که ادب علمدار در برابر مولا، مشق عشقِ جوانانی شد که قرنها بعد، اجازه ندادند کربلا تکرار شود. یکی از این درسآموختگان مکتب غیرت، شهید «مرتضی حسین حیدری» از دلاورمردان لشکر زینبیون است.
مرتضی متولد ۱۳۷۰ در پاکستان بود که تقدیر، او و خانوادهاش را به عنوان «مهاجر» در پناه کریمه اهلبیت(س) قرار داد. او که در مسجد امام حسن عسکری(ع) هنر معرقکاری آموخته بود، هنری والاتر را در هیئت اباعبدالله(ع) جستوجو میکرد. عشق او به حضرت عباس(ع) باعث شده بود در هر محفلی، با افتخار مدال سقایی بر گردن آویزد؛ همان نشانهای که در جبهههای سوریه نیز او را پیشقدمِ رساندن آب به همرزمانش کرد.
او برای رفتن، یک سال صبورانه تلاش کرد تا رضایت مادر بیمار و پدر خادمش را جلب کند. پدر به او گفته بود: «باید آنقدر خوب باشی که شهادت به دنبالت بیاید» و مرتضی با وظیفهشناسیاش ثابت کرد که لایق این تعقیب است. خواهرش میگوید: «مرتضی شب عملیات دعا کرد بدنش پارهپاره شود اما صورتش سالم بماند تا مادرِ بیمارش با دیدن چهره او بیتاب نشود.»
این سقا و دلاور جبهه مقاومت، سرانجام در اسفند ۱۳۹۴ پس از آزادی نبل و الزهرا، در منطقه خناصر سوریه به آرزویش رسید. او که عمری تشنگان را سیراب کرده بود، همچون اربابش با لب تشنه به دیدار حق شتافت. امروز مزار او در قطعه شهدای مدافع حرم بهشت معصومه(س) قم، سندی بر غیرت فرامرزي مردانی است که برای دفاع از حریم ولایت، از جان و وطن گذشتند.