امارات و اسرائیل: فراتر از یک ازدواج مصلحتی!
نوشته: دکتر آندریاس کریگ
ترجمه: امینالاسلام تهرانی
اشاره: دکتر آندریاس کریگ استاد ارشد در مدرسه مطالعات امنیتیِ دانشگاه کینگز لندن است و هماکنون به کالج سلطنتی مطالعات دفاعی و مؤسسه مطالعات خاورمیانه این دانشگاه وابسته است. او پژوهشگری برجسته در حوزه امنیت خاورمیانه و شمال آفریقا به شمار میرود که تمرکز اصلی تحقیقات و تحلیلهایش بر موضوعاتی همچون جنگ نیابتی، خشونت غیردولتی، شبکهسازی امنیتی، روابط مدنی- نظامی، و... است. کریگ نویسنده کتابهای مهمی است و مقالات و نظرات تحلیلی متعددی در رسانههای معتبر مانند
Middle East Eye منتشر کرده که اغلب به بررسی نقش امارات در حمایت از گروههای جداییطلب یا شبهنظامی در کشورهایی چون یمن، سودان، لیبی و سومالی میپردازد و شبکهای موسوم به «محور جداییطلبان» را برای توصیف سیاستهای ابوظبی تحلیل میکند. نوشتههای او اهمیت دارند زیرا با ترکیبی از رویکرد آکادمیک دقیق، تجربه میدانی گسترده در منطقه (بیش از ده سال زندگی و کار در غرب آسیا)، و دسترسی به شبکههای استراتژیک، لایههای پنهان رقابتهای منطقهای را آشکار میسازند؛ تحلیلهایی که نه تنها برای سیاستگذاران و... مفید است، بلکه به درک بهتر از تحولات پیچیده امنیتی منطقه کمک شایانی میکند و اغلب دیدگاههای انتقادی و مستقل از روایتهای رسمی دولتهای حوزه خلیجفارس ارائه میدهد. دیدگاههای او نه تنها برای سیاستگذاران و نهادهای امنیتی در اروپا و منطقه حائز اهمیت است، بلکه برای پژوهشگران روابط بینالملل و مطالعات منطقهای نیز چارچوبی انتقادی و مستقل از روایتهای رسمی دولتهای حوزه خلیجفارس فراهم میآورد. تحلیلهای کریگ به درک عمیقتر از پویاییهای پیچیده امنیتی منطقه کمک کرده و تصویری چندلایه از رقابت قدرتها، ائتلافهای سیال و منازعات نیابتی ارائه میدهد که فراتر از توضیحات سادهانگارانه ژئوپلیتیکی است. البته باید توجه داشت که او با رویکرد خود به مسائل مینگرد و لزوماً همهجا با دیدگاه ما همسو نیست؛ اما نوشتههای او میتواند محل استفاده باشد. اکنون 2 مقاله او را در این صفحه خواهیم خواند. سرویس خارجی-
با پیشبرد طرح الحاق کرانه باختری توسط نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، هرچند بهصورت تدریجی، در سالهای اخیر توجهها بیشتر به سمت گرمتر شدن روابط میان امارات متحده عربی و اسرائیل جلب شده است.
اگرچه یوسف العتیبه، سفیر امارات در واشنگتن، در یادداشتی به زبان عبری موضعی قاطع علیه طرح الحاق گرفت، اما به نظر میرسد عادیسازی روابط میان ابوظبی و تلآویو بیشتر بر سیاست اسرائیل در قبال فلسطین تأثیر نپذیرد. این رابطه نه تنها بر پایه پیوندهای ژئواستراتژیک، تجاری و امنیتی است، بلکه همگراییهای ایدئولوژیک هم نقش مهمی در آن دارد.
مقابله با مقاومت
با وجود نبود روابط دیپلماتیک رسمی، حدود ۳۰۰۰ یهودی در ابوظبی و دبی زندگی میکنند که بسیاری از آنها تابعیت دوگانه دارند. جامعه یهودیان در امارات، کشوری که پیشینه تاریخی یهودی ندارد، اخیراً حساب رسمی در شبکههای اجتماعی راهاندازی کرده است؛ نشانهای از گسترش تبادلات میان اسرائیل و امارات در دهه گذشته.
از سال ۲۰۱۵، اسرائیل نمایندگی رسمی در آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر در ابوظبی دارد و مقامات اسرائیلی بهطور مکرر به این کشور سفر کردهاند. نزدیکی این دو کشور که در نگاه اول بعید به نظر میرسد، اغلب «ازدواجی از سر مصلحت» توصیف میشود و ریشه در هدف مشترک مقابله با ایران دارد. در سال ۲۰۰۹، دولتهای اسرائیل و امارات برای نخستینبار با یکدیگر همکاری کردند تا آمریکا را به موضع سختگیرانهتر علیه ایران ترغیب کنند.
پس از سالها گفتوگو از طریق میانجیها، نتانیاهو و عبدالله بن زاید، وزیر خارجه امارات، در سال ۲۰۱۲ در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار و درباره نگرانیهای مشترکشان درباره فعالیتهای ایران گفتوگو کردند. با این حال، امارات پس از سکوت آمریکا در برابر حملات به زیرساختهای نفتی عربستان در ۲۰۱۹، متوجه شد که هزینه هر جنگی نهایتاً بر دوش کشورهای حوزه خلیجفارس خواهد بود. بنابراین، صرف منافع ژئواستراتژیک نمیتواند توضیحدهنده کامل گرمتر شدن روابط باشد.
خصومت با جنبشهای عربی
یکی از دلایل مهم این همگرایی، اشتراکات فکری در نگاه به اسلام سیاسی و بدبینی نسبت به ثباتبخشی از طریق بهار عربی است. امارات و اسرائیل هر دو از قدرت گرفتن اخوانالمسلمین و اسلامگرایان پس از انقلابها بیم دارند.
در یک تلگرام دیپلماتیک افشاشده، محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی، گفته بود: «دموکراسی بیشتر در منطقه، در کوتاهمدت به قدرت گرفتن اخوانالمسلمین، حماس و حزبالله خواهد انجامید.»
این دیدگاه که بهار عربی به «زمستان عربی» تبدیل شده است، در اسرائیل هم رایج است. تحلیلگران و دیپلماتها اغلب معتقدند شاید اعراب تحت حاکمیتهای اقتدارگرا وضع بهتری داشته باشند؛ ایدهای که در سیاست ضدانقلابی امارات با عنوان «ثبات اقتدارگرایانه» منعکس میشود. به همین ترتیب، عملیاتهای اطلاعاتی ابوظبی که قطر و ترکیه را «حامی تروریسم» معرفی میکنند، با حمایت جریان محافظهکار جدید اسرائیل همراه بوده است.
اسرائیل همچنین در تبدیل امارات به یک قدرت منطقهای در حوزه سایبری و اطلاعاتی نقش داشته است. روابط تجاری میان دو کشور در زمینههایی مانند کشتیرانی، سرمایهگذاری و مقابله با کرونا گسترش یافته، اما توانمندیهای ویژه اسرائیل در جاسوسی سایبری و تحلیل دادهها به ابوظبی کمک کرده است منافع مشترک را پیش ببرد. شرکتهایی مانند دارکمتر و گروه اناساو با بهرهگیری از کارشناسان سایبری اسرائیلی، از جمله کهنهسربازان واحد ۸۲۰۰ ارتش، برای هک تلفنها و جمعآوری اطلاعات به کار گرفته شدهاند.هرچند روابط نظامی رسمی محدود به رزمایشهای مشترک و تبادل اطلاعات است، متخصصان نظامی اسرائیلی در دوران مرخصی یا پس از بازنشستگی برای شرکتهای امنیتی امارات کار کردهاند. نیروهای ویژه سابق اسرائیل بهعنوان مربی یا مزدور، علیه اسلامگرایان در یمن و در حمایت از خلیفه حفتر در لیبی فعالیت داشتهاند. ابوظبی همچنین رابطه سختی با جنبش فتح فلسطین و حماس دارد، هرچند رسماً حماس را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار نداده است. محمد بن زاید در محافل خصوصی و گفتوگو با دیپلماتها، بارها بیاعتنایی خود به رهبری فلسطین را ابرازکرده است.
نظم منطقهای جدید
در چارچوب شراکت عمیق مبتنی بر همگرایی ایدئولوژیک میان اسرائیل و امارات، طبیعی است که اسرائیل از نقش پررنگ ابوظبی در ابتکار صلح دونالد ترامپ استقبال کرده باشد. جرد کوشنر، مشاور رئیسجمهور آمریکا، دیدگاه بن زاید درباره فلسطین را معیار تحمل اعراب نسبت به آنچه خیانت به فلسطینیان میخواند، قرار داده است. طرح الحاق، هرچند هنوز نهائی نشده، با راهحل تککشوری مورد نظر کوشنر همخوانی دارد. بنابراین، اگرچه ابوظبی ممکن است نگران برداشت افکار عمومی داخلی باشد، حاکمان آن میدانند مخالفت علنی با اسرائیل نمیتواند عمق و استحکام رابطهای را که فراتر از یک «ازدواج مصلحتی» است، پنهان کند.