بازگشایی دانشگاه یک «تدبیر راهبردی»
در شرایطی که کشور هنوز درگیر تبعات امنیتی و اجتماعی وقایع دیماه است، تصمیم برخی دانشگاهها برای بازگشایی حضوری کلاسها و برگزاری منظم امتحانات، واکنشهای متفاوتی را در پی داشته است. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که نگرانی از نفوذ پروژههای رسانهای دشمن و احتمال سوءاستفاده از فضای دانشگاه برای ادامه ناآرامیها وجود داشت.
بر اساس اسناد منتشر شده و اعترافات رسمی منابع آمریکایی و صهیونیستی، سناریوی دشمن برای ناآرامسازی ایران، طراحی پروژهای پیچیده با محوریت «کشتهسازی» و تحریک عواطف عمومی بوده است. این پروژه که مقدمهای برای توجیه مداخلات بعدی طراحی شده بود، اگرچه در فاز نخست یعنی کشته سازی پیش رفت، اما با هوشیاری و حضور آگاهانه مردم، در دامنهگستری فراگیر ناکام ماند و به همان دو، سه روز دیماه محدود شد.
با این حال به هر دلیلی ممکن است برخی دانشجویان متوجه پیچیدگیهای امنیت ملی در این زمان خاص که تهدیدات خارجی وجود دارد نباشند و نتوانند تبعات اقداماتشان را پیشبینی کنند؛ در میانه این بحران، مدیران دانشگاهی با یک دوگانه مهم مواجه شدند: از یک سو نگرانی از تبدیل شدن فضای دانشگاه به مکانی برای تجمعات و درگیریهای احتمالی و سوءاستفاده خارجی و از سوی دیگر، ضرورت تداوم جریان علم و آموزش بدون وقفه.
بر اساس این گزارش، برخی مدیران دانشگاهها با احتیاطکاری و به دلیل نگرانی از سوءاستفاده گروههای معاند از فضای دانشجویی، تصمیم به مجازیسازی امتحانات و تأخیر در آغاز نیمسال تحصیلی گرفتند. اما در مقابل، شماری از رؤسای دانشگاهها با تدبیری دیگر، اخیرا کلاسها را به صورت حضوری برگزار کردند؛ تصمیمی که به گفته تحلیلگران، حاوی پیامی فراتر از یک انتخاب اداری ساده است.
تحلیلگران مسائل دانشگاهی معتقدند اصرار بر بازگشایی دانشگاهها، دلایل راهبردی زیر را دنبال میکند:
۱. تعطیلناپذیری عرصه علم: دانشگاه به عنوان نماد آیندهسازی کشور، نباید به هیچ بهانهای تعطیل شود. توقف تحصیل دانشجویان، دقیقاً همان هدفی است که دشمن در پروژه ناامنی دنبال میکند.
۲. فضای دانشگاه؛ بهترین بستر برای اعتراضات معقول: یکی از مهمترین دلایل هوشمندی بازگشایی دانشگاهها، این است که فضای دانشگاه به عنوان محیطی امن و تحت قوانین مشخص، بهترین مکان برای اعتراض یا تخلیه هیجانات دانشجویی است، حتی اگر این هیجانات گاه در قالب شعارهایی بروز کند که بیش از آنکه بازتابی از واقعیت باشد، حکایت از خلأ اطلاعاتی تاریخی دارد.
۳. خنثیسازی پروژه دشمن: دشمن به دنبال انتقال بحران از خیابان به دانشگاه و برعکس است. با باز بودن دانشگاه، جریان طبیعی زندگی علمی جاری میماند و فرصت سوءاستفاده از فضاهای بسته و تجمعات پنهان کاهش مییابد.
یکی از نکات تأملبرانگیز در تحولات اخیر، حضور دانشجویانی است که گاه شعارهایی در حمایت از جریانهای سلطنتطلب و مفسد سر میدهند. این پدیده اگرچه مربوط به اقلیت محدودی در دانشگاه است اما همین میزان کم هم برای بسیاری از ناظران همراه با تعجب و تأسف همراه است و نشاندهنده شکاف عمیق اطلاعاتی و خلأ تاریخی در میان نسلی است که تجربه زیست در آن دوران را ندارد.
یک استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری فارس اظهار میدارد: «نمیتوان از جوانی که تنها تصویرش از دوران پهلوی را از شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی گرفته، توقع تحلیل تاریخی عمیق داشت. او نمیداند اگر همین شعارهایی که امروز در امنیت کامل در دانشگاه سر میدهد، پنجاه سال پیش در کوچه و خیابان زمزمه میشد، چه سرنوشتی در انتظارش بود. این ما هستیم که در انتقال تجربیات تاریخی کوتاهی کردهایم.»
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: «شاید اگر آن جوان میدانست که در دوران مدعیان امروزی آزادی، کوچکترین اعتراضی با شکنجههای ساواک و سالها زندان پاسخ داده میشد، نگاهش به گذشته و حال تغییر میکرد. اما این آگاهی باید با زبان دلسوزانه و اقناعی به او منتقل شود، نه با سرزنش و تحقیر.»
شاید مهمترین تفاوتی که در مواجهه با این پدیدهها خودنمایی میکند، ظرفیت بالای نظام برای تحمل انتقاد و حتی شعارهای تند است. جایی که دانشجو میتواند در محوطه دانشگاه، با وجود شعارهایی که ممکن است از سر ناآگاهی سر دهد، همچنان از امنیت برخوردار باشد و به تحصیل ادامه دهد.
این سعه صدر که گاه از سوی برخی به باد انتقاد گرفته میشود که «چرا با فلان شعار برخورد نمیشود»، در واقع نقطه قوتی است که کمتر در تاریخ معاصر ایران سابقه داشته است. نظام جمهوری اسلامی با این رفتار، عملاً تفاوت خود با رژیم گذشته را به تصویر میکشد؛ تفاوتی که اگر به درستی روایت شود، خود میتواند بهترین ابزار اقناع برای آن دسته از جوانانی باشد که تصویر وارونهای از واقعیت دارند.
موج دیگری از تأملات به سطح مطالبات و دغدغههای مطرحشده از سوی برخی دانشجویان بازمیگردد. در سالهای اخیر، گاه شاهد طرح خواستههایی بودهایم که بیش از آنکه با جایگاه یک دانشجوی تراز ملی هماهنگ باشد، یادآور دغدغههای سطحی و وارداتی است. از تجمع برای مختلط شدن سلف سرویسها گرفته تا فحاشیهای رکیکی که نشان از نوعی سرگشتگی هویتی دارد.
یک جامعهشناس در این باره میگوید: «وقتی نسل جوان دچار بحران هویت میشود و از معنویت و ریشههای فرهنگی خود فاصله میگیرد، طبیعی است که دغدغههایش نیز سطحی و گاه وارداتی میشود. اینجا نه جای سرزنش دانشجو، بلکه جای تأمل برای ماست که چرا نتوانستهایم پاسخ مناسبی به نیازهای فکری و عاطفی او بدهیم.»
با این حال، تأکید تحلیلگران بر این است که «آزادی بیان دانشجویی» به معنای بیقانونی و به خطر افتادن امنیت جانی دانشجویان نیست. حادثه اخیر در دانشگاه شریف که منجر به کشف سلاح سرد از یک فرد مهاجم شد، نشان داد که خط قرمز نظام دانشگاهی، سلامت فیزیکی دانشجویان است. باز بودن دانشگاه به معنای مماشات با خشونت نیست. هرگونه اقدام به ضرب و جرح یا حمل سلاح، فارغ از هر گرایش سیاسی، باید توسط حراست دانشگاه و مراجع قضائی پیگیری شود تا فضای علمی کشور به محیطی امن برای همه سلایق تبدیل شود.
به نظر میرسد تجربه دیماه و روزهای پس از آن، یک درس مهم به مدیران آموزشی داد: در شرایطی که دشمن به دنبال تحریک احساسات و کشتهسازی است، بهترین راهبرد، حفظ جریان عادی زندگی و علم، همراه با فعالسازی کرسیهای آزاداندیشی است.
فضای دانشگاه بهترین مکان برای اصلاح روایتهای تاریخی و بازتعریف واقعیتهاست، مشروط بر اینکه: امنیت فیزیکی دانشجویان تضمین شود. کرسیهای بحث و آزاداندیشی بیش از پیش فعال گردند. به دانشجویان فرصت داده شود تا با استدلال و منطق، تصویر درست از واقعیت را دریابند. و مهمتر از همه، با زبانی دلسوزانه و به دور از سرزنش، خلأهای اطلاعاتی آنها پر شود. بنابراین تصمیم منطقی رؤسای دانشگاهها برای بازگشایی حضوری مراکز علمی، اگرچه با حاشیههایی همراه است، اما گامی ضروری برای خنثیسازی پروژه دشمن و حفظ هویت علمی کشور محسوب میشود. آنچه اکنون اهمیت دارد، حفظ تعادل میان «آزادی بیان دانشجویی» و «امنیت پایدار» در محیط دانشگاه است. دانشجو باید بداند که میتواند اعتراض کند، اما در عین حال باید بداند که امنیت خود و دیگران خط قرمز این فضاست.
شاید مهمترین پیام بازگشایی دانشگاهها این باشد که نظام جمهوری اسلامی آنقدر از استحکام فکری و اعتماد به نفس برخوردار است که در مواجهه با نقد و حتی شعارهای ناآگاهانه، نه تنها عقبنشینی نمیکند، بلکه با گشودن درهای دانشگاه، اعتماد خود به نسل جوان را به نمایش میگذارد؛ اعتمادی که خود میتواند نقطه شروعی برای بازگرداندن آنها به روایت صحیح از تاریخ و هویت ملی باشد.