چگونگی دشمنی همسران و فرزندان در قرآن
پرسش:
اینکه قرآن کریم خطاب به مؤمنین میفرماید: همانا بعضی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند، از آنها بترسید، منظور چه نوع دشمنی است و آیا همه همسران و فرزندان اینگونه هستند؟
پاسخ:
شأن نزول آیه شریفه 14 سوره تغابن
در شأن نزول این آیه شریفه مفسران میگویند: در صدر اسلام اشخاصی به رسول خدا(ص) ایمان آورده و تصمیم به هجرت داشتند، اما زن و بچههایشان مانع شده و میگفتند: از این تصمیم صرف نظر کرده و خانواده خود را بدون سرپرست رها نکنید! از این جهت برخی به دلیل دلسوزی برای خانواده خود در مکه میماندند و هجرت نمیکردند. لذا این آیه شریفه نازل شد که ای مؤمنان! برخی از زنان و فرزندان، در حقیقت دشمن شما هستند، از ایشان برحذر باشید. برخی از مفسران میگویند: این آیه در مورد «عوف ابن مالک اشجعی» نازل شده که دارای زن و فرزند و مال بسیار بود، خواست از مکه به مدینه هجرت کند، و زن و فرزندانش به گریه و زاری افتادند که ما را تنها میگذاری و ما بدون تو توان صبر و شکیبایی را نداریم. (تفسیر قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج 16، ص 140)
دشمنی همسران و فرزندان اطلاق ندارد
نکته اول در آیه شریفه 14 سوره تغابن که میفرماید: ای اهل ایمان! بعضی از همسران شما و بعضی از فرزندان شما دشمنان شما هستند، پس از آنها بترسید.» دشمنی همسران و فرزندان اطلاق ندارد، و همه همسران و فرزندان را دربر نمیگیرد، بلکه در اینجا «من» بعضیه است و شامل بعضی از همسران و فرزندان میشود.
زوج ، هم زن و هم مرد را شامل میشود
نکته دوم در آیه شریفه اینکه «ازواج» جمع زوج به معنی جفت و ضعف آمده که اعم از مذکر و مؤنث و زن و مرد میباشد و زوج هم به زن اطلاق شده است و هم به مرد. قرآن کریم خطاب به حضرت آدم(ع) میفرماید: «یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه» ای آدم! تو با همسرت (حواء) در بهشت سکونت کن. (بقره- 35)
نوع دشمنی تخاصم و کینهتوزی نیست
نکته سوم در آیه شریفه اینکه آیا منظور از دشمنی همین دشمنی ظاهری و کینهتوزی و تخاصم است که گاهی زن و شوهر از یکدیگر تنفر پیدا میکنند و دشمن و خصم یکدیگر میشوند، به طوری که هر یک میخواهد کاری به ضرر دیگری انجام دهد به حدی که به روی یکدیگر شمشیر میکشند؟ آیا قرآن کریم میخواهد این معنا را بگوید؟ این چیزی است که همه مردم آن را درک میکنند، و امری واضح و بدیهی است. بنابراین مراد قرآن این نوع تخاصم و دشمنی نیست بلکه منظور کارهای دشمنانه است که در قالب و قامت کارهای دوستی اعمال میشود. یعنی چون دوست دارند، دشمناند و این آن نکته کلیدی است که دوستی آنها با دوستی خداوند تعارض پیدا میکند. این آیه معنایش این نیست که انسان مسئولیتی را که نسبت به همسر و فرزندان خود دارد فراموش کند، ولی این را باید توجه کند که یک مسئولیت الهی هم دارد که این دو باید در طول یکدیگر باشند نه در عرض هم که میانشان تقابل ایجاد شود.
نمونههایی از حوادث کربلا
چند نفر معدود بودند که همسران و یا مادرانشان در کربلا بودند. یکی جوانی است به نام وهب. وقتی نوبتش شد و خواست به میدان برود، زنش که تازه عروس بود، آمد به دامنش چسبید و گفت: تو که میروی، مرا به چه کسی میسپاری؟ این جاست که فیل به زانو درمیآید. مادرش گفت: پسر جان! مبادا حرف زنت را گوش کنی، تو امروز کار مهمتری داری. آری وهب یک مسئولیت و وظیفه بزرگی در مقابل همسر خود داشت، اما یک مسئولیت و وظیفه بزرگتری هم در برابر سیدالشهداء داشت. همین همسر که عشق میورزد، همان عشقش از آن نظر که جلوی حقیقتی را گرفته است به منزله یک نوع دشمنی است. فرزند هم همینطور است.
قرآن از انسان کمال الانقطاع را میخواهد
قرآن کریم از انسان یک موجود از همهچیز گذشته جز خدا میخواهد. این است که میفرماید: مال شما فتنه است، اولاد شما فتنه است، همسران و فرزندان، دشمن شما هستند، یعنی بازدارنده هستند. قرآن نمیگوید شما فرزند و همسر نداشته باشید، یا فرزند و همسرتان را دوست نداشته باشید، و احساس مسئولیت نداشته باشید و یا مال و ثروت نداشته باشید و آنها را رها کنید، چنین چیزی نیست. ولی هر یک از اینها نباید در حدی باشد که وقتی پای حق و حقیقت و خدا و تکلیف بزرگتری در میان میآید، پایبند انسان و بازدارنده باشد. (ر.ک به آشنایی با قرآن، شهید مرتضی مطهری(ره)، ج 7، ص 172)