کد خبر: ۳۲۸۵۱۷
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۸

مقاومت از میدان تا میز مذاکره

محسن مرواریدی

در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، اصل بر برقراری روابط با همه کشورها است؛ مگر در مواردی که رابطه‌ دارای هزینه‌های سنگین یا فاقد ضرورت باشد. بنابراین، نمی‌توان ایران را به تمایل به قطع رابطه متهم کرد، چرا که سیاست اصولی آن، تعامل متوازن و عزتمندانه با جهان است.
در موضوع روابط با ایالات متحده، می‌توان چهار حالت کلی را در نظر گرفت:
رابطه با آمریکا نه‌تنها زیان ندارد، بلکه سودمند است؛
رابطه با آمریکا نه زیان دارد و نه سود؛
رابطه با آمریکا زیان‌بار و فاقد سود است؛
رابطه با آمریکا دارای سود و زیان توأمان است.
از میان این چهار حالت، تنها حالت نخست به برقراری رابطه تصریح دارد. در سه حالت دیگر، بر اساس منطق سیاسی و تجربه تاریخی، رابطه‌ای سودمند برای کشور متصور نیست. در برخی موارد نیز رابطه می‌تواند مشروط باشد؛ به این معنا که اگر زیان وجود دارد اما منافع آن بر زیان‌ها غلبه دارد، می‌توان تعامل محدود را در نظر گرفت. مسئله اساسی این است که اکنون رابطه با آمریکا در کدام یک از این چهار چارچوب قرار می‌گیرد، و آیا در مجموع به سود ملت ایران است یا
 خیر؟
بررسی بیانات رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در مقاطع مختلف با استدلال‌های روشن، طی سال‌های اخیر پاسخ روشنی به این پرسش داده‌اند. ایشان در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۴ درباره مذاکره با دولت آمریکا فرمودند:
در وضع کنونی، مذاکره‌ با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمی‌کند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایده‌ای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. اینکه می‌گوییم به سود ما نیست، چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجه‌ مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکره‌ای را قبول دارد و می‌خواهد مذاکره‌ای بکند که نتیجه آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی در کشور ایران باشد. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکره‌ با آمریکا و نتیجه‌ گفت‌وگوهایی که با آنها خواهیم کرد، حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»! این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد! نه موشک دوربُرد؛ موشک میان‌بُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاه‌بُرد هم نباید داشته باشد! این مذاکره‌ای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همه‌اش به ضرر ما است؛ این نتیجه‌ مذاکره است. این مذاکره نیست؛ زورگویی است، ثانیاً بعکس، زیان‌هائی هم بر آن مترتّب است. و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران می‌کنیم، چه می‌کنیم؛ از این حرف‌ها؛ یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خب قبول چنین مذاکره‌ای نشانه‌ تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً می‌ترسیم،‌ می‌لرزیم و تسلیم طرف مقابل می‌شویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت. به نظر من مذاکره‌ با آمریکا برای مسئله‌ هسته‌ای و شاید برای مسائل دیگر، بن‌بست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بن‌بست محض است. فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیس‌جمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم... امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایده‌ای برای ما 
ندارد. (۱/۷/۱۴۰۴)
پس طبق این فرمایش ایشان، ارتباط و مذاکره با آمریکا نه تنها سودی برای کشور ندارد بلکه ضرر هم دارد. ایشان در بیانات دیگری (۱۲ آبان ۱۳۹۸) تأکید کردند که:
بعضی خیال می‌کنند که مذاکره‌ با آمریکا مشکلات کشور را حل می‌کند؛ این اشتباه بزرگی است، صددرصد اشتباه می‌کنند. طرف مقابل، نشستن ما پشت میز مذاکره و قبول مذاکره از سوی ایران را به معنای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی می‌داند. (12/8/1398) 
حتی در آخرین دیدار با دولت دوازدهم به عنوان یک تجربه بسیار مهم این‌گونه فرمودند:
دیگران باید از تجربه‌های شما (دولت آقای روحانی) استفاده کنند. این تجربه عبارت است از بی‌اعتمادی به غرب؛ این تجربه‌ بسیار مهمّی است. مطلقاً نبایستی برنامه‌های داخلی را به همراهی غرب موکول کرد و منوط کرد،‌ چون قطعاً شکست می‌خورَد. (6/5/1400)
و در دیدار با فرماندهان نیروی هوائی (۱۹ بهمن ۱۴۰۳) افزودند:
مذاکره‌ با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ این را باید ما درست بفهمیم. این‌جور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل می‌شود؛ نخیر، از مذاکره‌ با آمریکا هیچ مشکلی حل نمی‌شود. دلیل: تجربه. (۱۹/۱۱/۱۴۰۳)
چرا عمان اگر مذاکره ممنوع است؟
با وجود تأکیدات مکرر معظم‌له بر بی‌فایده بودن مذاکره، پرسشی ایجاد می‌شود که مذاکرات اخیر در عمان با چه منطقی انجام گرفته است و آیا با رضایت ایشان صورت گرفته یا خیر.
رهبر انقلاب سه عامل اصلی را برای ممنوعیت مذاکره با آمریکا برشمرده‌اند:
گره زدن حل مشکلات کشور به نتیجه مذاکرات؛
مذاکره در سایه تهدید و ارعاب؛
بهره‌برداری روانی و رسانه‌ای دشمن از اصل مذاکره (مثلاً القای «ایران تسلیم شد»).
چنانچه هیچ یک از این سه عامل در مذاکره‌ای وجود نداشته باشد، از دیدگاه معظم‌له زیانی متوجه جمهوری اسلامی نخواهد بود و اصل مذاکره در آن شرایط فاقد منع شرعی و سیاسی است.
مؤیدات
ایشان در دیدار نوروزی با مسئولان کشور در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ درباره گفت‌وگوهای عمان تصریح کردند:
یک جمله راجع به این گفت‌وگوهای عمان عرض بکنیم. من این نکته را می‌خواهم بگویم که این گفت‌وگوها، یکی از ده‌ها کار وزارت خارجه است؛ سعی کنید مسائل کشور را به این گفت‌وگوها گره نزنید؛ این تأکید من است. اشتباهی که در برجام کردیم، این‌جا تکرار نشود. آنجا ما همه ‌چیزمان را منوط کردیم به پیشرفت مذاکرات؛ این مذاکرات هم یک کاری است، یک حرفی است، یکی از کارهای چندین‌گانه‌ وزارت خارجه است که دارد انجام می‌دهد. کشور هم کار خودش را در بخش‌های مختلف باید بکند: بخش صنعت، بخش کشاورزی و... اینها اصلاً هیچ ارتباطی ندارد به این گفت‌وگوهای جاری‌ای که در عمان شروع شده. ضمناً، به این گفت‌وگوها هم نه به صورت افراطی خوش‌بین باشیم، نه به صورت افراطی بدبین باشیم؛ این هم بالاخره یک کاری است،‌ یک حرکتی است، تصمیم‌گیری شده، دارد اجرا می‌شود.... (۲۶/۱/۱۴۰۴)
همچنین در مراسم گرامی‌داشت شهدای پرواز اردیبهشت (۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴) درباره شهید آیت‌الله رئیسی فرمودند:
در [زمان] ریاست جمهوری، در اوّلین مصاحبه‌ای که کرد، خبرنگار از ایشان پرسید که آیا شما با آمریکا مذاکره می‌کنید؟ صریح و بدون هیچ ابهامی گفت: خیر؛ و نکرد. اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید که من با تهدید، با تطمیع، با حیله توانستم ایران را پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت. اینکه طرف‌ها اصرار بر مذاکره‌ مستقیم می‌کنند، به خاطر این است؛ یک بخش عمده‌اش این است؛ ایشان اجازه نداد. البتّه مذاکرات غیر مستقیم زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمی‌کنیم به نتیجه برسد؛ نمی‌دانیم چه خواهد شد. (30/2/1404)
در همین زمینه، معاون اول دولت سیزدهم، آقای دکتر مخبر، بیان کرده است که در دو مقطع در سال ۱۴۰۱ مذاکرات تا آستانه توافق پیش رفت، اما رژیم صهیونیستی مانع شد. وی تأکید کرد:
در شهریور ۱۴۰۱، ما دو بار تا مرحله امضای توافق [با آمریکا] پیش رفتیم، پیش از شهادت شهید رئیسی هم به این نقطه رسیدیم، اما اسرائیلی‌ها نگذاشتند توافق شود. مخبر ادامه داد: ما هیچ‌وقت مخالف مذاکره نبودیم، اما نگاه به بیرون نداشتیم. شهید رئیسی حل مسائل کشور را به مسائل بیرون گره نزد.
مقاومت در میز مذاکره
با توجه به توصیه رهبر انقلاب مبنی بر پرهیز از خوش‌بینی یا بدبینی افراطی، عملکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر چند محور اساسی استوار بوده است:
شیوه مذاکره: جمهوری اسلامی ایران گفت‌وگوها را غیرمستقیم و با وساطت کشوری مورد اعتماد (سلطنت عمان) انجام داد، نه با میانجی مورد نظر آمریکا (امارات). از نظر عرف دیپلماتیک، استفاده از واسطه‌ای که با ابتکار عمل از سوی ایران معرفی می‌شود، موقعیت طرف مقابل را تنزل می‌دهد و حربه تبلیغاتی مذاکره را از دست آمریکا خارج می‌کند.
موضوع مذاکره: دامنه گفت‌وگو محدود به مسائل هسته‌ای و اجرای تعهدات آمریکا در برجام بود. در عین حال، پاسخ قاطع جمهوری اسلامی به نامه تهدیدآمیز ترامپ از سوی رهبر انقلاب، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و دیگر مجاری رسمی نشانگر آن بود که ایران زیر سایه تهدید مذاکره نکرده است. به رسمیت شناختن استقلال گروه‌های مقاومت نیز شبهه «مذاکرۀ نیابتی» را از میان برد و ابتکار را در دست ایران گذاشت.
عدم گره ‌زدن معیشت به مذاکرات: اجرای اصلاحات اقتصادی و تأکید رهبر معظم انقلاب بر تلاش عملی دولت برای بهبود معیشت مردم، نشان می‌دهد که مسئله معیشت به مذاکرات پیوند نخورده و عامل اول منع نیز منتفی است.
بر این اساس، می‌توان گفت در مذاکرات عمان هیچ‌یک از سه عامل بازدارنده وجود نداشته است؛ لذا برگزاری آن از چارچوب کلان سیاست‌های نظام فراتر نرفته است.
خلاصه آنکه...
مجموعۀ تجربیات گذشته و شرایط تنش‌آمیز کنونی در روابط تهران و واشنگتن باعث شد جمهوری اسلامی در برابر پیشنهاد مذاکره مستقیم از سوی ترامپ، راه مذاکره غیرمستقیم را برگزیند.
از یک سو، لفاظی‌های تهدیدآمیز و رفتار متناقض دولت ترامپ، و از سوی دیگر، شرایط پیچیدۀ منطقه‌ای، فضای بی‌اعتمادی را به اوج رسانده بود. افزون بر این، مذاکرۀ مستقیم با دولت آمریکا در این مقطع، از نظر سیاسی هزینه‌ای سنگین برای ایران محسوب می‌شد و می‌توانست در خارج از کشور نشانه ضعف و در داخل نوعی عدول از اصول تلقی
 شود.
در مقابل، رد کامل مذاکره نیز می‌توانست به آمریکا بهانه جنگ‌طلبی تهران را 
بدهد.
در چنین شرایطی، اتخاذ مسیر مذاکره غیرمستقیم با حفظ اصول عزت، حکمت و مصلحت، رویکردی منطقی و متوازن بود؛ رویکردی که ضمن خنثی‌سازی ترفند تبلیغاتی آمریکا، فشار روانی دشمن را بی‌اثر ساخت و ابتکار را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد.
حسن ختام
رهبر انقلاب فرمودند: «و من آن چیزی که در نهایت می‌خواهم عرض بکنم، این است که راه علاج پیشرفت کشور، قوی‌ شدن است؛ باید قوی بشویم. قوی شدنِ نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است. باید افراد هوشمند ما، صاحب‌نظران دلسوز ما بنشینند، راه‌های تقویت کشور را پیدا کنند؛ و این راه‌ها را دنبال کنند. اگر این شد، آن وقت طرف تهدید هم نمی‌کند؛ اگر دید طرف مقابل قوی است، حتّی تهدید هم نمی‌کند. به نظر من جز این راهی وجود
 ندارد.» (۱/۷/۱۴۰۴)
بنابراین، اصل راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با غرب و آمریکا، اتکا به توان داخلی، افزایش اقتدار ملی و حفظ استقلال سیاسی است؛ مذاکره ابزار است، نه هدف، و اصل آن است که ایران قوی بماند و در مسیر تعالی و عزت خود پیش رود.