عملیات ها یی برای رفع نگرانی «سیا»
فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند
جالبترین سرنخ برای فهمیدن اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاده، در مسئله پیمان رازداری بریدن نهفته است.
در ساعت ۲ بعدازظهر روز چهارشنبه، ۱۹ آوریل ۱۹۶۷، والت ویتمن روستو1، دستیار ویژه جانسون، یادداشت محرمانهای برای رئیسجمهور تایپ کرد که به سادگی میگفت: «فرض میکنم شما از مقالهای که قرار است بریدن در مورد سازمان سیا در روزنامه سَتردی ایوینینگپست منتشر کند، مطلع هستید. این گزارشی است که از دیک هلمز2 رسیده.»
[و من آن را برایتان پیوست کردم لطفا مطالعه فرمایید]. مقاله بریدن در شماره ۲۰ مِی ۱۹۶۷ سَتردی ایوینینگپست منتشر شد، یعنی یک ماه کامل پس از اینکه روستو رئیسجمهور را از آن مطلع کرده بود. ریچارد هلمز که در آن زمان مدیر سازمان سیا بود، طبق یادداشت روستو، از وجود مقاله و احتمالاً از محتوای آن نیز آگاه بود. سازمان سیا فرصت کافی داشت تا به توافق رازداری خود با بریدن استناد کند و از انتشار مقاله توسط او جلوگیری نماید3.
اما روستو نسبت به صحت این خاطره تردید داشت. او گفت: «من بریدن را فقط در روابط اجتماعی به عنوان فردی خوشمشرب میشناختم. یادداشت را به خاطر ندارم.
نوشته او را به خاطر ندارم. فرض میکنم هلمز به من گفت و من هم به رئیسجمهور اطلاع دادم. اما مسئله بزرگی نبود و بود و نبودش برایم فرقی نمیکرد.» پس چرا روستو زحمت نوشتن یک یادداشت محرمانه به رئیسجمهور در مورد چیزی که برایش مهم نبود را به خود داد؟ او در پاسخی نسبتاً متناقض گفت: «از هر چیزی که میتوانست به یک موضوع سیاسی تبدیل شود و بر ریاستجمهوری تأثیر بگذارد، من او را مطلع میکردم.»
در واقع، روستو و هلمز موقعیتهای زیادی برای مطلع ساختن رئیسجمهور داشتند. به پیشنهاد روستو، از ریک هلمز دعوت شد تا در «ناهار سهشنبهها» مهمترین جلسه امنیت ملی سطح بالا در دوران جانسون، شرکت کند، «چون فکر میکردم رئیسجمهور باید یک فرد اطلاعاتی که بتواند با او مشورت کند در دسترس داشته باشد.» موضوع بحث در این جلسات هفتگی تا سال ۱۹۶۷ تقریباً به طور انحصاری ویتنام بود.
سؤال بعدی: چرا سازمان سیا آنقدر نگران داستانهای رمپارتس بود که یک عملیات اطلاعاتی تمامعیار به راه انداخت، اما هیچ تلاشی برای متوقف کردن بریدن نکرد؟ بریدن در نهایت چنین نتیجهگیری کرد: «فکر میکنم کاملاً محتمل است که آنها مشتاق بودند از شر همه این چیزها خلاص شوند.
«استوارت آلسوپ ممکن است این را میدانست4. من همیشه احتمال میدهم در آن زمان کسانی در سازمان بودند که میخواستند از شر چنین مسائلی که عملاً لو رفته بودند و دیگر کارایی نداشتند، خلاص شوند. همه میدانستند، خبرگان و افرادی مثل «استو» قطعاً میدانستند که این تشکیلات همه پوشش سازمان سیا هستند.
همیشه در پس ذهنم این بود که میخواستند [با این مقاله] خودکشی کنند، اما نمیتوانم آن را ثابت کنم.» از شر عملیات مخفی قدیمی که دیگر لو رفته بود.
براساس اظهارات یکی از مقامات ارشد سازمان سیا، استوارت آلسوپ «یک عامل سازمان سیا بود». منابع دیگر نیز گزارش دادهاند که آلسوپ به ویژه در گفتوگو با مقامات دول خارجی به این سازمان کمک میکرد- پرسشهایی را که سیا در پی پاسخ به آنها بود مطرح مینمود، اطلاعات نادرستی را که به نفع ایالاتمتحده بود منتشر میکرد و امکان جذب اتباع خارجی دارای موقعیت مناسب را برای سیا ارزیابی مینمود.
جوزف، برادر استوارت، ادعای «عامل» بودن برادرش را «کاملاً پوچ و بیاساس» خواند و گفت: «من از استو به سیا نزدیکتر بودم، هرچند استو نیز ارتباط بسیار نزدیکی داشت.» اما او افزود: «با اطمینان میگویم که قطعاً برخی وظایف را انجام میداد- او به عنوان یک آمریکایی کاری را میکرد که باید انجام دهد...
بنیانگذاران [سیا] دوستان شخصی بسیار نزدیک ما بودند...
این یک رابطه اجتماعی بود. من هرگز حتی یک دلار هم دریافت نکردم، هرگز قرارداد محرمانگی5 امضا نکردم. لازم نبود... من کارهایی برای آنها انجام دادهام که فکر میکردم درست است. من آن را انجام وظیفه شهروندی مینامم... سیا [آغوش] خود را به روی کسانی که به آنها اعتماد نداشت باز نمیکرد.
آنها به استو و من اعتماد داشتند و من به این افتخار میکنم.» استوارت آلسوپ به دالس (رئیس سازمان سیا) و حلقه اطراف او به عنوان «شرقیهای شجاع» اشاره میکرد و از اینکه بخشی از آن «حلقه تنگ، آن گروه برادران6» بوده، احساس افتخار و خشنودی مینمود.
از یک جنبه بسیار مهم، مقاله بریدن نتیجه مورد انتظار را نداشت7. ادعای او مبنی بر اینکه سازمان یک مأمور در مجله اینکاونتر گماشته بود، تنها میتوانست با هدف افشای آن مأمور و تسریع استعفای او انجام شده باشد. بریدن بعداً توضیح داد این فرد «یکی از مأموران ما بود، فردی با دستاوردهای فکری برجسته و توانایی نویسندگی و ما حقوقش را پرداخت میکردیم.»
پانوشتها:
1- فردی یهودی که طرح به اصطلاح اصلاحات ارضی را در ایران و سایر کشورهای جهان سوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیستها و انقلابات سوسیالیستی ارائه داد.
2- ریک شکل کوتاه شده ریچارد است. ریچارد هلمز
3- سازمان سیا زمان کافی در اختیار داشت تا با استناد به توافق محرمانگی خود با بریدن، از انتشار مقاله جلوگیری کند. اما ظاهراً اقدامی برای جلوگیری نکرد. بنابراین مقاله بریدن با چراغ سبز و یا هماهنگی سازمان سیا نوشته شد. او ادعا کرد که پیمان راز داری یادم نبود، درحالی که سازمان سیا میتوانست برای او یادآوری کند.
4- آلسوپ شاید از قصد سیا برای پایان دادن به عملیات مطلع بوده که از من درخواست کرده آن مقاله افشاگرانه را بنویسم. شاید آلسوپ این درخواست را با هماهنگی سیا انجام داده.
5- قرارداد محرمانگی یا پیمان رازداری.
6- tight establishment, the bruderbund.
7- نتایج مورد انتظار را نداشت چون نامی افشا نشده بود و بنابراین استعفایی هم صورت نگرفت شاید مقصود از انتشار یادداشت مقصر نمایی از یک فرد و اعلام عدم نفوذ سازمانیافته CIA به مجله اینکاونتر بود.