کد خبر: ۳۲۸۴۹۸
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۸
به بهانه اغتشاشات تروریستی دی‌ماه 1404

روضه‌های باز برای شهدای دی‌ماه 1404

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
اغتشاشگران در پیرامون مسجدالرسول (ص) اجتماع کرده و شعار می‌دادند، ناگهان درب مسجد را شکستند و داخل شدند، به شبستان راه یافته و کتاب‌های قرآن را بیرون آورده و کف حیاط مسجد گذاشتند. قصد آتش زدن قرآن‌ها را داشتند که جوانی از مسجد بیرون آمد و گفت این کار را نکنید، این‌ها کتاب خداست، من هم مشکلات مادی و معیشتی بسیار دارم، 5 تا بچه دارم، تامین معاش خانواده برایم مشکل است. اما نباید کتاب قرآن و مسجد را آتش بزنیم. این راهش نیست. 
با صحبت‌های تاثیرگذار آن جوان، عده‌ای از افرادی که در میان اغتشاشگران بودند، از آنها جدا شده و به عقب رفتند و اغتشاش درحال فروکش کردن بود که یک نفر از طرف مقابل با سرعت جلو دوید و قمه‌ای بزرگ را در قلب جوان نشاند. خون جوان به دیوار پشتی پاشید و او به زانویش افتاد. در همین حال فرد تروریست، نارنجکی از جیبش درآورد و پس از فاصله گرفتن از جوان، آن را در صورت او منفجر کرد...
خشونت تروریستی حداکثری برای ارعاب جامعه
از قدیم رسمی در هیئت‌های عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین‌(ع) وجود داشته و دارد که برای رعایت حال عزاداران، روضه باز یا مکشوف یعنی با شرح کامل و جزئیات قساوت و شقاوت یزیدیان در به شهادت رساندن حضرت سید الشهداء‌(ع) و یاران‌شان نمی‌خواندند و از لحظات دلخراش و جانگداز عاشورا می‌گذشتند تا نکند فردی از عزاداران طاقت از کف داده و بیهوش شده و حتی جانش به خطر افتد. 
اما اینک انگار همه روضه‌های شهدای اغتشاشات تروریستی دی ماه 1404، به صورت باز روایت شده و می‌شود. روایات یا روضه‌هایی که بیش از هر موضوعی، حکایت از خشونت بسیار بالا و وحشیانه تروریست‌ها دارد و این روزها از زبان شاهدان عینی یا در اعترافات خود تروریست‌ها و در دادگاه‌ها، بسیار می‌شنویم و فیلم‌های متعددی هم از آنها انتشار یافته است. 
شهید قاسم عزیزی (از نیروهای مدافع امنیت) را تنها و بدون سلاح در یکی از خیابان‌های مرودشت گیر انداختند. تروریستی که او را به شهادت رساند، خود اینچنین جنایتش را توضیح داد:
«... چند ضربه چاقو به تن و بدنش وارد کردم و بعد گلویش را بریدم...»
اما به همین هم اکتفا نکردند و پیکر خونین و چاک چاکش را به آتش کشیدند. در خاکسترهای باقیمانده از شهید، تنها سر جدا شده و سینه بریده بریده‌اش معلوم بود.... 
... و روضه‌ای دیگر از مسجد سیدالشهداء پاکدشت
 اغتشاشگران هجوم آورده و با هر وسیله‌ای می‌خواستند، درب مسجد را شکسته و داخل شوند اما دو جوان به اسامی علی اکبر و سید طاها با همه قوای خود، پشت در را گرفته و مانع ورودشان شده بودند، آنها 3 خانم دیگر حاضر در مسجد را ابتدا به محلی امن و سپس به بیرون از مسجد هدایت کردند تا دست اغتشاشگران تروریست به آنها نرسد، اما با پرتاب دو کوکتل مولوتف و همچنین گاز اشک‌آور، آن دو جوان ناگزیر به آبدارخانه مسجد عقب نشستند و تروریست‌های اغتشاشگر درب مسجد را به آتش کشیده و داخل شدند و سایر نقاط مسجد از جمله آبدارخانه را که علی اکبر و سید طاها در آن محبوس شده بودند را با گاز اشک‌آور مورد حمله قرار دادند که براثر تاثیرات سمی گاز در محیط بسته آبدارخانه هر دو جوان خفه شده و به شهادت رسیدند، اما به این اکتفا نکرده و محل را هم طعمه آتش نمودند. 
پدر شهید علی اکبر با بغض اظهار می‌دارد که آنها را با قساوت و بی‌رحمی به شهادت رساندند. پیکر هر دو شهید آنچنان سوخته بود که جدا کردنشان از مواد مذاب دشوار بود.... و مادر شهید سید طاها می‌گوید که پسر 23 ساله‌اش را با خون دل بزرگ کرد تا به ترم 7 دانشگاه رسید و به زودی فارغ‌التحصیل می‌شد. 
یادآور خشونت حداکثری منافقین
این روایت‌ها و روضه‌ها، از ماجراهای تکان دهنده تروریستی دی ماه 1404، حکایت از یک خشونت بی‌سابقه و حداکثری در تاریخ تروریسم این سرزمین دارد. یادآور ترویسم مهیب گروهک مجاهدین خلق (منافقین) که برای مرعوب کردن جامعه و مردم،به خشونت حداکثری متوسل شده بودند. 
وقتی منافقین اولین اغتشاشات مسلحانه خود در 30 خرداد 1360 را شکل دادند، تیم‌های به اصطلاح ضربت آنها مجهز به انواع و اقسام سلاح‌های گرم و سرد سازماندهی شده و خط مواجهه، درگیری و خشونت حداکثری علیه مردم و به وجود آوردن یک جنگ خیابانی تعیین گردید.
مرتضی ناصح‌پور (یکی از فرماندهان نظامی منافقین) در مورد درگیری‌های 30 خرداد 1360 نوشته است:
«... من به عنوان سرتیم بودم... هرکس باید به سلاحی مسلح می‌شد.... از انواع چاقو و سرنیزه و تیغ موکت‌بری و زنجیر و کابل و... و خلاصه هر چیز ممکن بود... در آن روز به چشم دیدم که در چهاراه ولی عصر/طالقانی چگونه هرکس از بچه‌ها که عبور می‌کرد، چاقو به بدن یک فرد می‌زد. دیدم چگونه موتورها و ماشین‌ها را آتش کشیدند و بعد هم شنیدم که چه کارها افراد دیگر کردند؛ مثله کردن مردم حزب‌الله را شنیدم و به آتش کشیدن مینی بوس را در میدان فردوسی دیدم....»
تا می‌توانید بکشید و چشم دربیاورید
رزا حمزه‌ای نژاد سر تیم دانش‌آموزی/ نظامی منافقین اظهار داشته است:
«... خط منافقین در این روز مسلح شدن بود و ایجاد درگیری و آدمکشی با سلاح سرد و گرم.... عده‌ای از افراد تشکیلاتی در همین راهپیمایی مسلح به سلاح گرم بودند... خط این بود که تا می‌توانید بکشید‌، چشم دربیاورید....»
غلامرضا بیک محمدی یکی از مسئولین دانش‌آموزی منافقین درباره جنایات این گروهک در آشوب 30 خرداد نوشت:
«.... در اطراف میدان فردوسی سر پاسداری را بریدند و وقتی چاقو در شکم یک حزب‌اللهی می‌کردند، چند بار می‌چرخاندند...»
یک عملیات تروریستی تیم‌های ویژه تروریستی منافقین به تاریخ 16 تیرماه 1361 به شرح زیر بود:
« فرمانده عملیات‌، یوزی و کلت را به حالت آماده در دست گرفت‌، خودش را به داخل خانه ‌رساند‌، در ‌‌هال (سوژه) و دو بچه‌اش را که سر سفره افطار نشسته بودند... دو تیر به طرف سوژه شلیک کرد که تیرها در حدود شکم و سینه اصابت نمود... در این لحظه همسر شهید می‌خواست دفاع کند که تروریست دوم وارد خانه شد و با رگبار مسلسل خود که چهار تیر در امتداد سینه و سر او ‌خورد، وی را به شهادت ‌رساند... سپس فرمانده فریاد زد: آتش بزن، خانه را آتش بزن... همسر سوژه را دید که روی زمین افتاده و نفس‌نفس می‌زند... با فندک زمین آغشته به بنزین را آتش ‌زد که یک‌دفعه همه‌جای اتاق را آتش فرا گرفت...»1
کوکتل‌ها را روی جسدها بریزید
برخی اسناد ترورهای منافقین براساس گزارش‌های نظامی تیم‌های ویژه این گروهک‌، حکایت از آن دارد که شیوه عمل در این ترورها، به‌کارگیری حداکثر وحشی‌گری و سبعیت بود. در یکی از دستورالعمل‌ها چنین نوشتند:
«... به مجرد باز شدن در، هرکس که در را باز کرد، کلت را کشیده و (او را ) از سر راه کنار می‌زنیم.... کمترین مقاومت و اجرا نکردن دستور با برخورد قاطع که همانا رگبار مسلسل است، مواجه خواهد شد... پس از مصادره اموال نوبت به کشتار می‌رسد... قاطعانه کلیه مردها را به رگبار بسته و تیرخلاص زده و خانه را مملو از کوکتل می‌کنیم، کوکتل روی جسدها هم ریخته شود... اگر چنان‌که زن‌ها و بچه‌ها از خود مقاومت نشان دادند و از خانه خارج نشدند.... با کینه شدید انقلابی همه آنها را از دم تیغ می‌گذرانند...»2
حسین شیخ‌الحکماء از فرماندهان تیم‌های ویژه تروریستی گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) اعتراف کرد:
«... اولین خطوطی که داده شد این بود که بعد از هر ترور‌، تیر خلاص آن فرد حتما زده بشود و بعد از ترور‌، افراد خانه همراه با اجساد به آتش کشیده بشوند. خلاصه اینکه به‌گونه‌ای قتل‌عام بکنید که بازتاب اجتماعی آن، موجودیت سازمان را مطرح بکند...»3
محمد طوری از دیگر تروریست‌های مجاهدین خلق در اعترافات خود نوشت:
«... در رابطه با آتش زدن خانه‌ها گفته شده بود که بعد از این که وارد خانه شدید، مردها را در یک‌ جا جمع کنید و همه را به رگبار ببندید و اگر با مقاومت زن و بچه هم مواجه شدید‌، آنها را هم به همین صورت ترور کنید. بعد از زدن تیر خلاص روی اجساد و اموال خانه‌، بنزین بریزید و کلا خانه را آتش می‌زنید...»4
گزارش منافقین از یک نمونه‌ دیگر عملیات تروریستی در تاریخ 22/3/61:
«... بعد از اینکه به زور وارد خانه می‌شوند بلافاصله... (سوژه) را کشته و بعد با مقاومت همسرش و دو تن از مردهای دیگر که درخانه بودند مواجه می‌شوند که آنها را هم بلافاصله به رگبار می‌بندند و یک زن دیگر در آن منزل بوده که او هم بر اثر اصابت تیر زخمی می‌شود. بعد روی وسایل خانه بنزین می‌ریزند. زنی که زخمی شده بود، موقعی که می‌بیند که خانه را می‌خواهند آتش بزنند، خودش را از طبقه چهارم یا پنجم منزل به بیرون پرت می‌کند و بعد هم خانه با وسایل و اجساد به آتش کشیده می‌شود. در این عملیات یک بچه کوچک هم کشته شد.»5
در دی ماه 1404، تاریخ تروریسم منافقین در این سرزمین در سطحی وسیع‌تر و حتی خشن‌تر تکرار شد تا جامعه و مردم را مرعوب کنند‌، اما حضور شگفت‌انگیز ملت ایران در راهپیمایی 22 دی ماه علی رغم همه آن وحشی‌گری‌ها و تهدیدهای خارجی، بار دیگر خط بطلانی بر همه توهمات خبیثانه دشمن این ملت کشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- کارنامه سیاه- جلد سوم- چهره دوم نفاق- دادستانی انقلاب اسلامی تهران- شهریور 1363- صفحه 287
2- همان
3- کارنامه سیاه- جلد دوم- دادستانی انقلاب اسلامی مرکز- سال 1361
4- کارنامه سیاه- جلد سوم- پیشین
5- همان