حمله داعش به دانشگاه در سایه کجرفتاری وزارت علوم
وزارت علوم و دیگر نهادهای مسئول حق ندارند با دانشجو انگاری عناصر شرور و هنجارشکن، مقدمات بیثبات کردن محیطهای دانشگاهی و خسارت به امنیت و پیشرفت کشور را فراهم کنند.
کسی که چاقو میکشد، سنگ میاندازد، شیشه میشکند، به دانشجویان حمله میکند و سر و صورتشان را خونین میکند، فحش چارواداری میدهد و پرچم ایران را آتش میزند؛ دانشجو نیست. شرور است. وطن فروش است. موجود مسخ شدهای است که دانشگاه را با داعشگاه اشتباه گرفته است. مُهره انتحاری است که اگر مهار نشود، به جان و مال و ناموس دیگران آسیب میزند.
در دانشگاهی که در آن خون قندچیها و شریعت رضویها و بزرگنیاها (در اعتراض به کودتای سیا و سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران) ریخته شده، نمیتوان اجازه داد عروسکهای خیمه شب بازی سیا و موساد معرکه بگیرند. دانشگاه، جای شعبان بیمخها نیست. شرور فحاش و لات چاقوکش را باید سر جای خودش نشاند. وزارت علوم باید به مماشات در این زمینه پایان دهد. قطعاً، گندهلاتها و پدرخواندهای پنهان، نوچههای چاقوکش را کوک میکنند و پیش میفرستند. باید سراغ آنها هم رفت.
بیش از هزار شهید در جنگ 12 روزه و بیش از 2400 شهید در کودتای آمریکایی- صهیونیستی اخیر، حجت را بر همه مسئولان به ویژه دانشگاهی و سیاسی و امنیتی تمام کرده است.
دانشگاه، مرکز تولید علم و دانش و فناوری و خدمت به کشور است؛ خط مقدم مواجهه با دشمنان جنایتکاری است که حتی محمد مصدق را در متن نهضت ملی شدن نفت تحمل نکردند و با استخدام شعبان بیمخها، دیکتاتوری ننگین پهلوی را برگرداندند. دانشگاه در ایرانِ مستقل و عزتمند، جای شعبان جعفریها و دواعش نیست. دانشگاهیان، محیط آرام و امن میخواهند تا به پژوهش و تولید علم و فناوری بپردازند و پیشران پیشرفت کشور باشند.
«هرتسل هالوی» (فرمانده رکن اطلاعات در ستاد کل ارتش اسرائیل) آبان ماه ۱۳۹۴ خطاب به مدیران مجموعه خود گفته بود: «از ابتدای انقلاب ۱۹۷۹ ایران، ما ۳ برابر رشد علمی داشتهایم، اما رشد ایران ۲۰ برابر شده. آنها به برتری فنی نزدیک میشوند. جنگ واقعی در آینده نیست؛ همین حالا جریان دارد. برداشته شدن فاصله ۳۰ سال پیش، برای ما بسیار پرهزینه خواهد بود. جنگ امروز، جنگ ذهنهاست و تبلیغات طرف مقابل میتواند روحیه اسرائیلیها را درهم بشکند».
گرفتار کردن پیشران علمی و فنی کشور به درگیری و اغتشاش، پروژهای صهیونیستی است که کارفرمایان آن، نمیتوانند موفقیتهای فرزندان افتخارآفرین ایران را ببیند و دواعش را برای مهار، پیش میفرستند.
در همین زمینه، رجانیوز با انتقاد از مماشان وزارت علوم با عناصر عتاک و شرور نوشت: وزارت علوم در تحرکات ساختارشکنانه اخیر در چند دانشگاه مقصر است چرا که بهجای تفکیک روشن میان دانشجوی معترض و عنصر سازمانیافته آشوب، همه را ذیل یک عنوان کلی قرار داد.
تنشهای چند روز گذشته در دانشگاههای تهران، شریف، امیرکبیر و علموصنعت را نمیتوان رخدادی مقطعی یا خودجوش تلقی کرد. شواهد میدانی، گزارشهای دانشجویی و تصاویر منتشرشده از این تجمعات نشان میدهد که فضای دانشگاهها بار دیگر به سمت الگوهای آشنای آشوب، درگیری فیزیکی و کنشهای ساختارشکنانه سوق داده شده است.
نکته قابلتأمل آنجاست که این تحولات، درست پس از دورهای رخ میدهد که وزارت علوم با تأکید بر «مدارا»، «کاهش تنش» و آزادی برخی عناصر مسئلهدار، تلاش کرد صورتبندی امنیتی حوادث دیماه را تغییر دهد. نتیجه این رویکرد اما نه آرامش پایدار، بلکه بازگشت سریعتر و رادیکالتر همان جریانهایی بود که پیشتر نیز نقش محوری در ملتهبسازی فضای دانشگاه ایفا کرده بودند.
سیاستی که بهجای تفکیک روشن میان دانشجوی معترض و عنصر سازمانیافته آشوب، همه را ذیل یک عنوان کلی قرار داد، عملاً هزینه رفتارهای پرخطر را کاهش داد. در چنین شرایطی، پیام روشنی به بدنه رادیکال مخابره شد: بازگشت به دانشگاه بدون پرداخت هزینه جدی امکانپذیر است.
این پیام زمانی خطرناکتر شد که وزارت علوم، بهجای حمایت از ساختارهای انتظامی و حفاظتی دانشگاه، مسیر برخورد با مدیران حراست را در پیش گرفت!
اخراج یا کنارگذاشتن رؤسای حراست در چند دانشگاه مهم تهران، آن هم بهدلیل مقابله با اغتشاشگران، عملاً توازن مدیریت بحران را بر هم زد. قابلتوجه آنکه نام دو دانشگاهی که مدیران حراست آنها در دیماه عزل شده بودند، در میان کانونهای اصلی تنشهای اخیر دیده میشود.
وزارت علوم در عمل نشان داد که اولویت آن نه مهار جریانهای سازمانیافته ناامنکننده، بلکه حفظ تصویر «دانشجوی بیتقصیر» به هر قیمت است؛ حتی اگر این تصویرسازی، به تضعیف اقتدار مدیریتی دانشگاه و باز شدن دست عناصر رادیکال منجر شود. برجستهسازی عنوان «دانشجو»، جایگزین پاسخگویی درباره رفتارهایی شد که هیچ نسبتی با کنش آکادمیک یا اعتراض صنفی ندارد.
پرسش اصلی این است که وزارت علوم تا چه اندازه آماده پذیرش تبعات سیاستهای خود خواهد بود. وقتی امنیت دانشگاه تضعیف میشود، اولین قربانیان آن نه مدیران پشت میز، بلکه دانشجویانی هستند که محیط علمی را برای تحصیل، نه میدان درگیری، انتخاب کردهاند.
تجربه هفتههای اخیر نشان میدهد که سیاست تساهل بدون مرز، نهتنها مانع بازتولید آشوب نمیشود، بلکه عوامل آن را جسورتر و پرهزینهتر بازمیگرداند.