روزنامه اسرائیلی: ایران میتواند ناو آمریکا را بزند
یک روزنامه اسرائيلی گزارش میدهد که ایران طی یک دهه گذشته سناریویی پیچیده برای مقابله با ناوهای هواپیمابر آمریکا طراحی و تمرین کرده است. به باور تحلیلگران، این راهبرد ایران میتواند معادلات امنیتی منطقه را بازنویسی کند.
بر اساس گزارشی تحليلی که روزنامه اسرائيلی «کالکاليست» منتشر کرده، تحولات خاورميانه اين روزها به نقطه اوج بیسابقهای رسيده؛ جایی که آبهای منطقه به صحنه نمايش قدرت دريايی تبديل شده است.
کارشناس صهیونیست این روزنامه مینویسد که «اعزام ناوگانهای جنگی به اين حساسترين آبراه جهان، اگرچه برای بسياری از کشورها میتواند به منزله يک کابوس راهبردی باشد، اما ايران میگويد که اين صحنه را سالهاست تمرين کرده است».
بنابر اين تحليل، جمهوری اسلامی ايران از يک دهه پيش تاکنون، سناريوی عملياتی مشخصی را برای مقابله با يک ناو هواپيمابر آمريکايی - بهويژه در آبهای خليج فارس و دريای مکران- در دستور کار داشته است. راهبردی که در آن، تهديدی هماهنگ و همهجانبه از سه مسير هوا، زمين و دريا طراحی شده؛ طرحی که هدف نهايی آن چيزی نيست جز ايجاد خط قرمزهايی تازه در برابر حضور نظامی ايالات متحده در منطقه.
اين کارشناس اسرائيلی در گزارش خود به اظهارات سردار علی فدوی، فرمانده وقت نيروی دريايی سپاه در سال 2014 اشاره میکند که گفته بود اگر آمريکا به ايران حمله کند، ناوهای هواپيمابر اين کشور «به ته خليج فارس فرستاده خواهند شد». کارشناس صهیونیست میافزاید که «آنچه در ابتدا از سوی بسياری یک ادعای و رجز خالی تعبير میشد، طی سالهای بعد به تدريج به مجموعهای از قابليتهای عملياتی واقعی تبديل شده است؛ تحولی که به باور تحليلگران، معادلات امنيتي در آبهای جنوب غرب آسيا را دستخوش تغيير کرده است... نگاهی به سه دهه حضور بیوقفه ناوگانهای آمريکايی در آبهای خليج فارس، يک الگوی رفتاری تکرارشونده خودنمايی میکند: اجتناب از درگيری مستقيم با نيروی دريايی ايران.
اين عقبنشينی که ريشه در محاسبات فرماندهان پنتاگون دارد، تصويری متناقض از ابرقدرتی ترسيم میکند که زمانی خاورميانه را بدون رقيب میپيمود. پيشينه تاريخي نشان میدهد که عبور از سد دفاعی يک ناو هواپيمابر، فراتر از داشتن موشکهای قدرتمند، نيازمند شکستن يک لايه پيچيده از حملات هوايی، جنگ الکترونيک و بازدارندگی تاکتيکی
است.
با وجود اين، به ادعای تحليلگران اسرائيلی، آنچه سناريوی ايران را از تلاشهای پيشين متمايز ميکند، نه صرفاً يک ادعا، بلکه توسعه يک دکترين عملياتی چندبُعدی طي يک دهه اخير است؛ دکترينی که در آن، هماهنگی ميان نيرو هوايی، سامانههاي موشکی ساحلی و شناورهای تندرو، تصوير تهديدی هماهنگ و غيرقابل پيشبينی را ترسيم میکند.
پرسش اينجاست که آيا اين راهبرد میتواند معادله جدید را از آبهای خلیجفارس حکمفرما کند؟ شايد بتوان گفت خليج فارس امروز به آزمايشگاهی تبديل شده که در آن، قواعد کلاسيک قدرت دريايی با چالشهای نامتقارن عصر جديد پيوند خورده است.
به اعتقاد این رسانه صهیونیستی، ناوهای هواپيمابر برای آمريکا چيزی فراتر از يک سکوی پرتاب هستند؛ آنها نماد متحرک اقتدار آمريکا در آبهای بينالمللی به شمار میروند. حضور اين غولهای فولادی در آبها منطقه غرب آسیا، پيامی برای متحدان و رقباست.
طبيعی است که در چنين معادلهای، جمهوری اسلامی ايران اين دارايیهای راهبردی را به عنوان مهمترين هدف برای خنثیسازی بازدارندگی غرب در نظر بگيرد. اما آنچه اين سناريو را از يک فرضيه صرف به يک تهديد عملياتی نزديکتر میکند، تحولات ميدانی و تکنولوژيک سالهاي اخير است.
کارشناس اسرائیلی مینویسد که شاید یکی از نقاط قابل توجه در این معادله، مسئله «دیدپذیری» ناو باشد. برخلاف تصور رایج، ناوهای هواپیمابر موجوداتی نامرئی نیستند؛ ابعاد بسیار بزرگ و همراهی آنها با یک گروه رزمی دریایی باعث میشود از دید سامانههای شناسایی مدرن، از جمله تصاویر ماهوارهای تجاری، قابل تشخیص باشند. با توجه به پیشرفتهای ماهوارهای و پهپادی ایران، ناوهای هواپیمابر در تصاویر قابل مشاهده و رصد هستند... بمبافکنهای سريع سوخو 24 ایرانی که در ارتفاع پايين پرواز ميکنند و موشکهاي کروز ضدکشتی عاصف يا نور با برد چند صد کيلومتری پرتاب میکنند، میتوانند از ابزارهای مهم ایران برای ضریه به ناو آمریکایی باشد.
ابزار بعدی، پهپادهای شاهد136 با ناوبری GPS است. البته به ادعای اين رسانه صهيونيستی، پهپادهای شاهد 136 براي اهداف متحرک نامناسباند مگر آن که نسخه بروزرسانی شدهای از آنها وجود داشته باشد.
به ادعای اين کارشناس صهيونيست، ساير پهپادهای هدايت از راه دور ايران نيز اگر دارای سرعت بالایی باشند میتوانند سیستمهای دفاعی ناو را با چالشی جدی مواجه کنند.
کالکالیست مینویسد که «هزاران قايق تندرو سپاه که در نبرد نزديک خليج فارس مؤثرند، برای مقابله با ناوهای آمریکایی از راه دور کارایی ندارند اما برای هدف قرار دادن سایر داراییهای آمریکا در منطقه و به ویژه بستن تنگه هرمز میتوانند نقش ویژای ایفا نمایند».
به اعتراف این رسانه اسرائیلی، نقطه جدی تهديد علیه ناوهای آمریکایی زيردريايیهای ايرانی هستند... زيردريايی بومی فاتح و مينیزيردريايیها که با اژدر، مين و موشکهای نور و نصر میتوانند تهديد جدی ايجاد کنند.
سناريوی حمله چگونه خواهد بود؟
در سناريوی طراحيشده توسط تحليلگران نظامی صهیونیست، يک حمله موفق به ناو هواپيمابر نيازمند هماهنگی همزمان چندين لايه از تهديدات است: انبوهی از پهپادها برای مشغول کردن جنگندههای گشت هوايی و اشباع سامانههای راداری، زيردريايیهايی که از جهتی ديگر نفوذ میکنند و در نهايت تلاش برای ايجاد شکاف در لايههای دفاعی و متمرکز کردن آتش روی خود ناو.
چنين عملياتی، فراتر از توان موشکي، نيازمند يک «عمليات فريب پيچيده» است؛ نقشهای که دشمن را وادار کند همزمان با تهديدات کاذب درگير شود و نقطه اصلی حمله را دير تشخيص دهد... حضرت آیتالله خامنهای در آخرین موضعگیری خود تأکید کردند که در صورت لزوم، ناو آمریکایی غرق خواهد شد و بار دیگر بر اراده جمهوری اسلامی و لزوم پرهیز دشمن از محاسبات غلط تأکید نمودند. ایشان خاطرنشان ساختند: «اما خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد».
این رسانه اسرائیلی مینویسد که ما در چند سال اخير شاهد چنين درگيريهايي در منطقه بودهايم. پس از روی کار آمدن دولت ترامپ، رئيسجمهور آمريکا گفت به جنگ با نيروهای انصارالله يمن خواهد رفت.
ترامپ مدعی شد «حوثیها را کاملا نابود خواهد کرد.» رسانههای آمريکايی نوشتند: «حمله آمريکا به حوثیها برای روزها يا هفتهها ادامه خواهد داشت.» برای اين هدف، دو ناو هواپيمابر «هری ترومن» و «کارل وينسون» در منطقه مستقر شدند. اين دو ناو هواپيمابر، چند اسکادران جنگنده اف18، اسکادرانهای اف35، هواپيماهاي جنگ الکترونيک و هشدار زودهنگام، ناوشکنهاي مجهز به موشکهای تامهاوک و سيستمهای پدافندی پيشرفته را شامل میشوند.
پس از شروع حملات آمريکا، نيروهای يمن بلافاصله با موشک و پهپاد به ناو ترومن حمله کردند. در جريان حملات يمن، يک جنگنده اف18 سرنگون شد. آمريکا برای حفظ آبروی خود، مدعی شد که پدافند ناو ترومن، به اشتباه اين جنگنده را هدف قرار داد. در موج ديگری از حملات، بازهم اين موضوع تکرار شد. فاکسنيوز در آوريل 2025 نوشت: «جنگنده اف18 هفتاد ميليون دلاری از ناو هری ترومن در دريای سرخ سقوط کرد».
در نهایت، ما با تصویری مهم از میدان رقابت دریایی در خلیجفارس روبهرو میشویم: پیروز واقعی کسی است که قواعد بازی را بازتعریف کند، معادلات را برهم زند و طرحهای خود را به شکلی کاملاً غیرقابلپیشبینی به نمایش بگذارد. در این میدان، برتری واقعی نه با قدرت، بلکه با توانایی در غافلگیری، تغییر معادلات و غیرقابلپیشبینی بودن به دست میآید.
اسرائیلیها در آمادهباش فرار؛
چمدانها پشت در از ترس ایران
مطلب دیگر اینکه، در میانه افزایش تهدیدهای رئیسجمهور آمریکا علیه ایران، این صهیونیستهای سرزمینهای اشغالی هستند که هفتهها و روزها را از بیم حملات احتمالی ایران، در نگرانی
میگذرانند.
«هفتههاست که چمدانهایمان آماده است»؛ «مردم هنوز دچار تروما هستند. مدتهاست روی لبه اضطراب زندگی میکنند»؛ اینها نظرات مردم و کارشناسان صهیونیست در مورد احتمال حمله ایران به سرزمینهای اشغالی است.
به گزارش فارس، میخال ویتس یکی از این افراد است. او در مصاحبه با فاکسنیوز از اضطراب خود و خانوادهاش خبر داده و تأکید کرده که بیش از یک ماه است چمدانهایش را کنار درِ خانهاش در تلآویو آماده نگه داشته تا در صورت افزایش تنشها بتواند خیلی سریع فرار کند.
این صهیونیست گفته که چند هفته پیش، با انتشار شایعات جنگ، نیمهشب بچههایش را از تختخواب بیرون کشیده تا به شمال فرار کنند، زیرا احتمال میدادند آن مناطق امنتر باشد.
دونالد ترامپ در هفتههای اخیر تجهیزات گسترده نظامی خود را در منطقه مستقر کرده و ایران را به حمله نظامی تهدید میکند. با این حال، مسئولان ارشد ایران تأکید کردهاند که هرگونه ماجراجویی علیه این کشور با پاسخی کوبنده و نامحدود مواجه خواهد شد.
پایگاههای آمریکا در منطقه از جمله مهمترین اهداف ایران برای ضربه زدن به ایالات متحده به حساب میآیند. در حال حاضر حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر از سربازان آمریکایی در غرب آسیا مستقر هستند که در صورت بروز جنگ، جان همگی آنها در خطر خواهد بود. پیشتر دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران علی لاریجانی، به مردم آمریکا در مورد جان سربازانشان هشدار داده بود.
از سوی دیگر، سرزمینهای اشغالی نیز از دیگر هدفهای مدنظر موشکهای سهمگین ایرانی خواهند بود. اسرائیلیها در مصاحبه با فاکسنیوز به حملات موشکی ایران در طول جنگ ۱۲ روزه و ضربات این موشکها به مناطق مختلف اشاره و تأکید کردهاند که همان تجربه، آنها را از وقوع جنگ بعدی ترسانده است.
بنی سبتی، کارشناس اسرائیلی مسائل ایران، در این باره گفته است: «میزان تخریب ناشی از حملات ایران چیزی بود که اسرائیلیها قبلاً تجربه نکرده بودند.» وی افزوده که صهیونیستها به موشکهای غزه عادت داشتهاند اما موشکهای ایرانی مقیاس متفاوتی از تخریب و آسیب را ایجاد کردهاند و همین موضوع، به اضطراب اسرائیلیها دامن زده
است.