یک عصرانۀ آرام
سمیه احمدی
«عصر خانواده» مجله تصویری گفتوگومحور شبکه دو سیما است که بیش از هرچیز تلاش دارد مسائل روز خانواده ایرانی را در چارچوبی کاربردی، فرهنگی و اجتماعی بررسی کند. با گذشت زمان، این برنامه نهفقط به یک گزینه ثابت برای مخاطبان شبکه دو تبدیل شده، بلکه تبدیل به بستری برای گفتوگوی عمومی درباره سبک زندگی ایرانی–اسلامی و بازتعریف نقش خانواده در جامعه امروز شده است.
ریتم منسجم؛ از گفتوگو تا عمل
ساختار «عصر خانواده» با حفظ ریتمی منسجم، ترکیبی از گفتوگوهای کارشناسی، پروندههای هفتگی، آیتمهای متنوع آموزشی و گزارشهای مردمی است. برخلاف بسیاری از برنامههای گفتوگو محور تلویزیون که به بحثهای نظری و کلیشهای بسنده میکنند، این برنامه تلاش دارد تا ابزارهای عملی و قابلاجرا را در اختیار مخاطب بگذارد.هر قسمت از برنامه معمولاً با یک موضوع محوری آغاز میشود. موضوعاتی که از ازدواج و فرزندپروری تا سلامت روان، روابط زوجین، سالمندی و مدیریت بحران خانوادگی را دربر میگیرد. در ادامه، کارشناسان حوزههای مرتبط به بحث میپردازند و نکات آموزشی، علمی و کاربردی را با مخاطب در میان میگذارند. بخشهایی مثل آیتمهای فرهنگی، گفتوگو با خانوادههای واقعی، روایت سنتها و آیینهای بومی نیز در کنار این گفتوگوها قرار میگیرند تا تصویر جامعتر و ملموستری از واقعیت زندگی ایرانی ارائه دهند.
یک پادکست دغدغهمحور
در قلب این برنامه، نام علیاکبر کریمی بهعنوان تهیهکننده به چشم میخورد؛ کسی که با تجربه و شناخت نسبت به موضوعات اجتماعی، تلاش کرده است تا «عصر خانواده» را در مرز میان کاربردیبودن و جذابیت رسانهای نگه دارد. کریمی در فصلهای اخیر با انتخاب سوژههای مرتبط با نیازهای واقعی خانوادهها و جهتدهی محتوا به سمت حل مسئله و ارائه راهکار، سعی کرده است این برنامه را از صرفاً یک گفتوگوی تلویزیونی فراتر ببرد. اجرای برنامه را نیز مجریان شناختهشدهای همچون محسن آزادی و فاطمهسادات متولیان برعهده دارند؛ مجریانی که با لحن آشنا و فضای گرم اجرایشان، مخاطب را به گفتوگوی صمیمانه دعوت میکنند. همراهی این مجریان با کارشناسان و مهمانان، توأمانِ رسمی بودن و صمیمیت را به بیننده تداعی میکند؛ گویی تلویزیون به جای یک پادکست رسمی، میزبان خانوادهای است که درباره دغدغههایش حرف میزند.
واکاوی جایگزین جنجال
تحلیل رسانهای درباره «عصر خانواده» نشان میدهد این برنامه بیش از آنکه بخواهد در جهت حاشیهسازی و ترندسازی حرکت کند، در پی ایجاد گفتوگوهای معنادار و کاربردی در سطح ملی بوده است. روزنامهها و پایگاههای تحلیلی شبکه دو سیما را بهعنوان شبکهای خانوادهمحور معرفی کردهاند و «عصر خانواده» را نقطه ثقل این رویکرد دانستهاند؛ برنامهای که قصد دارد ارزشهای فرهنگی و اجتماعی را در گفتوگو با مخاطبِ واقعی مخاطب بگذارد، نه صرفاً آنها را در سطح کلیشهای تکرار کند. این رویکرد، اگرچه از نظر برخی رسانهها نقطه قوت است (چرا که باعث شده برنامه از تنش و هیاهو فاصله بگیرد)، از نظر دیگری نیز محدودیتهایی را به همراه دارد. بهخصوص رسانههایی که معتقدند در عصر رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، برنامههای تلویزیونی باید جسارت بیشتری در ورود به مسائل چالشبرانگیز داشته باشند تا بتوانند مخاطبین جوانتر و پویاتر را نیز جذب کنند.
رضایت آرام، نقدهای سازنده
واکنش مخاطبان به «عصر خانواده» یکدست نیست اما یک وجوه مشترک در آن دیده میشود: رضایت نسبی همراه با انتظار تنوع و عمق بیشتر.بسیاری از مخاطبان- بهخصوص خانوادهها و بینندگان میانسال- برنامه را مثبت و مفید ارزیابی میکنند. فضای گفتوگوهای برنامه را آرام، محترم و بدون تنشهای غیرضروری مینامند و اعتقاد دارند این رویکرد باعث شده برنامه «قابل اعتماد» باشد. بخشهای کاربردی برنامه درباره فرزندپروری، روابط زوجین و مسائلی که در زندگی روزمره با آنها مواجهاند، از مهمترین دلایل رضایت این گروه است. در نقطه مقابل، بخشی از مخاطبان نسبت به محافظهکاری محتوا و زبان برنامه که بیشتر برای نسل میانسال طراحی شده است نقد دارند. این دسته میگویند برنامهها گاهی از ورود به مسائل اجتماعی حساس- مثل تعارضهای نسلی، مسائلی که جوانان با آن مواجهاند یا فشارهای اقتصادی بر خانواده- اجتناب کرده و بیش از آنکه بحث را عمیق کند، در سطح کلیشهای باقی میماند.همچنین برخی مخاطبان جوانتر معتقدند ریتم و زبان برنامه به میزان لازم با دغدغههای نسل جدید سازگار نیست و این فاصله نسلی باعث میشود جوانان کمتر با برنامه ارتباط برقرار کنند.
از تکرار تا تنوع روایت
یکی از نقدهای تکرارشونده در میان رسانهها و برخی مخاطبان این است که «عصر خانواده» میتواند در فرم و روایت تنوع بیشتری داشته باشد. هرچند ترکیب گفتوگو، گزارش و آیتمهای آموزشی یک چارچوب محکم برای برنامه فراهم کرده است اما پرسش این است که آیا این چارچوب برای فصلهای طولانی برنامه پاسخگوی نیاز مخاطب امروزی هست یا خیر. برخی تحلیلگران رسانهای پیشنهاد دادهاند که «عصر خانواده» میتواند از روایتهای مستند داستانی، بخشهای تعاملی با مخاطب، یا حتی گزارشهای میدانی قویتر بهره ببرد تا دیدگاهها و تجربههای زندگی واقعی را بهتر به تصویر بکشد. این تغییر فرمی میتواند به کاهش حس تکرار در برخی قسمتها کمک کرده و به برنامه قابلیت جذب مخاطبان جدیدتر را بدهد.
گفتوگوی ملی درباره خانواده
با وجود تمام نقدها، نکتهای که نمیتوان نادیده گرفت، نقش «عصر خانواده» در ایجاد گفتوگوی ملی درباره موضوعات خانواده و سبک زندگی است. این برنامه هفتههاست که موضوعات مرتبط با روابط زوجین، مهارتهای زندگی، تربیت فرزند و حتی نقش سالمندان را در منطق رسانه ملی در میان گذاشته است؛ مسائلی که پیش از این اغلب در قالب گفتوگوهای تخصصی یا رسانههای دیجیتال مطرح میشدند و کمتر وارد فضای تلویزیون شده بودند. علاوهبر این، حضور کارشناسان معتبر، توجه به تحقیق و پژوهش در موضوعات خانوادگی و تلاش برای ارائه راهکارهای قابل اجرا از دیگر نقاط قوتی است که باعث میشود برنامه در میان مخاطبان خاص خود اعتبار اجتماعی بیشتری پیدا کند.
در نهایت، «عصر خانواده» را میتوان یک تجربه رسانهای مهم در شبکه دو سیما دانست. برنامهای که تلاش کرده است تا با ابزار گفتوگو، مسائل واقعی خانواده ایرانی را بازنمایی کرده و در عین حال به مخاطب راهکارهای کاربردی ارائه دهد. این برنامه بدون جنجال و هیاهو با رویکردی پایدار و فرهنگی، نشان داده است که رسانه ملی هنوز میتواند در حوزه خانواده نقشآفرینی کند. با این حال، اگر «عصر خانواده» بخواهد از وضعیت کنونی خود به گسترش اثرگذاری اجتماعی برسد، لازم است در عمق محتوا، تنوع روایت و تعامل با مخاطبان نسل جوان نیز سرمایهگذاری بیشتری انجام دهد؛ چالشی که شاید بزرگترین آزمون رسانههای گفتوگومحور در دهه جدید
باشد.