کد خبر: ۳۲۸۲۳۹
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۱

همه اهرم‌های تولید قدرت در اختیار ماست(یادداشت میهمان)

دیدار مردم آذربایجان با رهبر معظم انقلاب «یک دیدار استثنائی» بود و با دیدارهای گذشته فرق داشت. هم نفس برگزاری دیدار و هم فضای دیدار و هم سخنان رهبری و هم حال و هوا و شعارهای مردم و هم تأثیراتی که چه داخل کشور و چه بر معادلات منطقه و فضای بین‌المللی داشت، همه استثنایی بود.
۱- وجه استثنائی دیدار این بود که پس از این همه تهدید سخت و نرم و جنگ روانی در منطقه و به‌خصوص علیه ایران و شخص رهبری و پس از رقم خوردن استقامت عجیب و حضور حماسی ملت ایران در یک سال گذشته، رهبری نشان دادند که «پارادایم مقاومت» همچنان سیاست درست در مقابل آمریکا و نجات‌بخش است. رهبری به خوبی اثبات کردند که با استفاده از «قدرت نرم اسلام و مردم» که اوج آن در حرکت عظیم مردم در راهپیمایی بیست‌ و دوّم دی، و بیست‌ و دوّم بهمن امسال به نمایش گذاشته شد و «واقعاً آیت‌الهی» و «پاسخ حرف‌های بی‌معنی و مُهمل رؤسای موجود آمریکا» و «تهدیدات تبلیغاتی و فضاسازی‌های دولتیِ آمریکا و مطبوعات و رسانه‌های صهیونیستی» بود؛ می‌توان قدرت سخت تولید کرد و نشان داد که «تهدید قدرت سخت اثر ندارد و اثر عکس دارد!». لذا دیدار اخیر برای دوستان ایران «امید آفرین» و «قدرت آفرین»، و برای دشمنان و به‌خصوص آمریکا «مأیوس‌کننده» و «تحقیرکننده» بود که ایران تسلیم شدنی نیست و بدون اتکا به سایر قدرت‌ها «ملّت ایران درس‌های اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ می‌داند که چه‌ کار کند و با افراد فاسدی مثل ترامپ بیعت نخواهد کرد، مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید!»، و این زیربنای همان جمله مشهور سردار دل‌هاست که«ملت ایران، ملت امام حسین است».
۲- با توجه به گزافه‌گویی‌های ترامپ درخصوص رهبرمعظم انقلاب، وجه دوم استثنائی بودن دیدار اخیر، بیان اینکه «آمریکا چهل و هفت سال نتوانسته جمهوری اسلامی را نابود کند؛ تو هم نمی‌توانی!»، یک رجزخوانی علوی و حسینی بود که فریادهای «حیدر، حیدر»مردم، آن را عینی‌سازی کرد.
اما چرا رهبرمعظم انقلاب با این جزم قطعی به ترامپ می‌گویند «تو هم نمی‌توانی»؟! چون اولاًً «جمهوری اسلامی یک حکومت جدا از مردم نیست و عبارت است از ملّت زنده، پابرجا و مستحکم ایران که حاضر است برای پیشرفت خودش زحمت بکشد، کار و تلاش کند». ثانیاً ملت ایران برخلاف سایر مللی که با یک تشر و یا کودتا و یا انقلاب مخملی و آشوبی و یا حمله‌ای نظامشان ساقط می‌شود، در خلأ هویت قرار ندارد و وابسته به اشخاص و گروه‌ها و جریان‌های سیاسی نیستند و هویتی که از اسلام و مکتب امام حسین علیه‌السلام گرفته‌اند برایشان روشن است و با شهادت سرداری خللی در عزم آهنین آنها ایجاد نخواهد شد. لذا به یک قاعده عقلی و دینی و تحلیلی رسیده‌اند که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد»، حتی برخی هم که به اعتقاد به ولایت فقیه نرسیده باشند، اما برای حفظ کشور و وطن‌شان پشتیبان ولایت فقیه هستند. ثالثاًً«خود آمریکایی‌ها که مدام تهدید می‌کنند که جنگ می‌شود و فلان می‌شود، خوب می‌دانند که طاقت این حرف‌ها را ندارند؛ طاقت برخورد –با ایران قوی- را ندارند؛ این را می‌دانند و می‌دانند که اگر چنانچه اشتباهی بکنند، چه آینده‌ای در اختیار آنهاست.»
۳- مواضع اخیر رهبرمعظم انقلاب اولاًً در حقیقت نه برای جنگ بلکه ترسیم‌کننده قدرت ملت ایران برای جلوگیری از جنگ بود که «صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای برای جنگ نیست، برای اداره‌ کشور و برای کشاورزی و درمان و بهداشت و انرژی و همه‌ چیزهایی است که متّکی به انرژی است. ملّت ایران دارد کار خودش را انجام می‌دهد و به شما چه ربطی دارد؟» ثانیاًً به دنیا و کشورهای منطقه فهماند که ملت ایران از جنگ استقبال نمی‌کند، اما اگر جنگی رخ دهد این جنگی است که نه ایران، بلکه آمریکا بر کل منطقه و چه بسا فراتر از منطقه تحمیل می‌کند. ثالثاًً کشورهای منطقه باید ممنون ایران باشند که چه در گذشته با صبر استراتژیک و خویشتنداری و چه اکنون با قدرت‌نمایی نقش بازدارندگی از جنگ را ایفا کرده و می‌کند. رابعاًً کشورهای منطقه و فراتر از منطقه باید بدانند زمان آن رسیده که برای ثبات امنیت باید هزینه سیاسی، و در صورت هرگونه ناامنی باید هزینه آن را بپردازند و زمان اینکه فقط ایران هزینه بدهد و زمان اعلام بیطرفی ظاهری و در پشت صحنه کمک به آمریکا کردن، گذشته است. لذا برای جلوگیری از هرگونه جنگی که امنیت آنان را نیز هدف قرار خواهد داد؛ باید با استفاده از همه ظرفیت‌های خود در مقابل هرگونه حماقت آمریکا بایستند. نکته مهم‌تر این است که با اتخاذ سیاست حکیمانه رهبری مبنی بر جنگ منطقه‌ای، حوادث دو سال گذشته در منطقه و استقامت عجیب ملت ایران در یک سال گذشته که موجب حیرت دنیا شده است، باید موجب عبرت و تجربه کشورهای منطقه و تجدیدنظر آنها در سیاست خارجی‌شان شود، که به آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد و نه تنها نمی‌توان با اتکا به آمریکا امنیت خود را تأمین کنند، بلکه آمریکا خود عامل ناامنی آنهاست.
4- نکته مهم و البته ظریف دیگر این بود که رهبرمعظم انقلاب در سخنان قبلی‌شان حوادث تروریستی دی‌ماه را «شبه کودتا» نامیده بودند، اما در سخنان اخیرشان از قطعیت هدف دستگاه‌های اطّلاعاتی و جاسوسیِ آمریکا و رژیم صهیونیِ به کمک دستگاه‌های اطّلاعاتی بعضی از کشورهای دیگر پرده برداشتند که «هدفشان سست و متزلزل کردن پایه‌های نظام و گرفتن مراکز حسّاس و صداوسیما بود» و این حوادث را پنج بار «کودتا» خواندند که «آنچه اتّفاق افتاد، یک کودتا بود که شکست خورد... کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد... در نهایت دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با این‌ همه زحمت و هزینه و پیش‌بینی‌ها به راه انداختند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده، قضیّه، قضیّه مهمّی است.»
5- دیدار اخیر مردم با رهبری در میان امواج سهمگین پروپاگاندای تهدیدات، نقش بی‌بدیل رهبری در آرامش جامعه را به نمایش گذاشت که مردم نگران نباشند «اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاه‌های خنثی‌کننده‌ تهدید هم وجود دارد، مردم کارشان و زندگی‌شان را بکنند، درسشان را بخوانند، محیط کسب و کار را آرام کنند و تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند.»
6- پیام دیگر این دیدار این بود که اولاًً ملت ایران مطمئن باشند و ثانیاً دنیا بداند که هیچ مسئولی در جمهوری اسلامی درخصوص توان دفاعی کشور مذاکره‌ای صورت نخواهد داد، چون اولاًً «تسلیحات بازدارنده یکی از واجبات ملّت ماست و اگر نداشته باشد، زیر پای دشمنان لِه می‌شود». ثالثاًً «آمریکایی‌ها بیخود در این قضیّه دخالت می‌کنند» که ملت ایران چه نوع موشکی و با چه بردی داشته باشد، «این مربوط به ملّت ایران است و به آمریکایی‌ها ربطی ندارد»!. ثالثاًً «در قضیّه‌ صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای هم جای مذاکره نیست. اما اگر بنا شد مذاکره‌ای انجام بگیرد، تعیین نتیجه‌ مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانه‌ای است که رؤسای آمریکا دارند انجام می‌دهند.»
7-علی‌رغم وجود تفکرات آلوده و دست‌های مرموزی که در گذشته اجازه نمی‌داد میدان پشتیبان دیپلماسی باشد، برای اولین بار بود که میدان این چنین پشت دیپلماسی قرار گرفت و دست دیپلمات‌های کشور را پر کرد. همزمان با حضور دیپلمات‌های ایران درپای میز مذاکره، با برگزاری رزمایش کنترل هوشمند تنگه هرمز، رهبرمعظم انقلاب با این موضع قاطع و صریح که «قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است آن‌چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود! و... سلاحی که ناو را به قعر دریا می‌فرستد، خطرناک‌تر از خود ناو است!» در حقیقت علاوه به دشمنان، به دیپلمات‌های مذاکره‌کننده کشور هم پیام دادند که در صورت زیاده خواهی طرف مقابل نگران شکست مذاکرات نباشید!
8-خطای بزرگی که آمریکایی‌ها دچار آن شدند، این بود که مذاکره را با تسلیم یکی کردند. اما پس از شکست جنگ ۱۲ روزه و جنگ تروریستی شهری و تهدیدات مکرر با مقاومت ملت ایران و قدرت‌نمایی سپاه در خلیج‌فارس، رهبرمعظم انقلاب مذاکره و تسلیم را از هم جدا و آن را به دشمن تحمیل کردند. لذا تجربه‌های مکرر نشان داده است که هدف آمریکا مذاکره واقعی نیست و در پشت نیات ظاهری‌شان سیاستشان این بوده که اولاً «اهداف اصلی خودشان را مشخّص می‌کنند و از این اهداف اصلی مطلقاً یک قدم عقب نمی‌نشینند». ثانیاًً «امتیاز اصلاً نمی‌دهند و امتیاز نقد می‌خواهند و وعده امتیاز نسیه می‌دهند». ثالثاً « نقد را می‌گیرد و جنس را نمی‌دهد و به وعده‌اش عمل نمی‌کند». رابعاًً «قضیّه که تمام شد و کارش گذشت، زیر همین وعده هم می‌زنند»! این تجربه گذشته از جمله در برجام است. لذا «با این دولت و این رژیم زورگوی متقلّب‌، مذاکره به نتیجه نمی‌رسد» و فضاسازی‌های تهدیدآمیز همزمان با مذاکرات دو‌ معنا بیشتر ندارد: یا مذاکرات از دید آمریکایی‌ها واقعی نیست و ممکن است ترامپ دوباره به میز مذاکرات و دیپلماسی لگد بزند، و یا این فضاسازی‌ها بعداز شکست تهدیدات نظامی برای تأثیر بر تهران است تا موارد رد و بدل شده زیر سایه ترس رخ دهد که مواضع اخیر رهبری مذاکره زیر سایه هرگونه ترسی را خنثی کرد.
9- جمع‌بندی بیانات رهبری در دیدار استثنائی اخیر در حقیقت چیدن میز مذاکره با «پشتیبانی میدان» و بدون «تغییر پارادایم» و از «موضع قدرت» بود. اینکه رئیس‌جمهوری آمریکا در اظهارات اخیرش مردم ایران را از پایگاه دیه‌گو گارسیا و فرودگاه فیرفورد ترسانده، در حقیقت عقب‌نشینی از مقابله با ایران در خلیج‌فارس است و نشان می‌دهد که ترامپ به خوبی از بی‌اثر بودن تهدید اعزام ناوهایش به خلیج‌فارس آگاه شده و به خوبی از هشدارهای رهبر ایران ترسیده و بر محاسباتش اثر گذاشته است و نشان داد که سیاست درست «عدم تغییر پارادیم» است. نکته مهم این است که ترامپ می‌خواست با پروپاگاندای تهدید و ادعای «رفع تهدید»، با میز مذاکره حداکثر ایران را تسلیم و یا حداقل امتیازی بگیرد، اما با مواضع رهبری هرگونه تهدیدی در میدان عمل پاسخ داده و رفع خواهد شد، و لذا آمریکا نه توانست ایران را تسلیم کند و نه می‌تواند امتیازی بگیرد، و نه پرونده قدرت موشکی و راهبرد منطقه‌ای ایران و توقف غنی‌سازی، بلکه فقط درصد غنی‌سازی با توجه به نیاز کشور در مقابل رفع تحریم‌ها روی میز است! اما ‌ام‌الجهات استثنائی بودن این دیدار این است که برخلاف پادشاهان ضعیف‌النفس و ترسو و فاسد قاجار و پهلوی همچون آقامحمدخان و فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه و احمدشاه تا رضاخان و محمدرضا، در تاریخ ثبت خواهد شد که جمهوری اسلامی و شخص «سیدعلی خامنه‌ای» چگونه در مقابل آمریکا ایستاد و ملت را سرفراز و امنیت آنها را تأمین کرد و ایران را از تجزیه نجات داد!

دکتر محمدحسین محترم