چرا عاقل کند کاری...؟!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
«گرفتن بهترین تصمیم»، کاری است که باید همواره و در همه جا در ورزش ما رعایت شود. این نکته شاید در نگاه اول بدیهی به نظر برسد اما چون نیک بنگریم و دقیق بسنجیم، متوجه خواهیم شد که خیلی وقتها به آن اهمیتی داده نمیشود.
«بهترین تصمیم» این است که ملاکهایی که در راس آنها عقلانیت قرار دارد، بر ملاکهای «من درآوردی» جاهلیتی مثل فامیلبازی، باندگرایی، قبیله سالاری و رنگ و... بچربد و معیار تصمیمات و برنامهریزیهای ورزش باشد. وقتی عقلانیت ملاک تصمیمگیری شود، آن وقت سایر ملاکهای صحیح مانند شایستهسالاری و تخصص و وحدت و همدلی و هماهنگی و نظارت و پاسخگویی نیز میدانداری خواهند کرد و هیچوقت رفتار ما مصداق «خشت اول چون نهد معمار کج...» نخواهد بود.
وقتی گام اول بر مبنای عقلانیت باشد، بیتردید کارها درست پیش میرود و برنامهها هدفی جز مصالح ورزش ندارد و عملکردمان غیر از تامین منافع ملی و لاجرم رضایت مردم در پی نخواهد داشت و این یعنی بهترین تصمیم و کارسازترین عمل. با نگاهی به واقعیات غیر قابل کتمان متوجه میشویم که خیلی وقتها از سوی مسئولان امر «بهترین تصمیم» برای ورزش ما اتخاذ نمیشود. غالبا چون ملاک عقلانیت را به کار نمیبندیم و از ملاکهای غلط - و متاسفانه عمدا و خودکامانه- استفاده کرده و انتخابها و انتصابها را به «ریسک» و دل بستن به «شانس» واگذار میکنیم، ورزش عملا به «موش آزمایشگاهی» تبدیل میشود.
طبیعی است که از این رهگذر ضربات متعددی بر پیکر ورزش وارد میآید و شکستهای ناسزاوارانهای به نام تیمها و ورزشکاران ما ثبت میشود. در این باره نمونههای بسیاری در دست است که میتواند به راحتی حرف ما را اثبات کند. خیلی وقتها پیش آمده که مسئولان و مدیران، نه بر اساس عقل و مصالح ورزش، بلکه به دلیل مصلحتهای شخصی یا توصیهها و... زیر بار تحمیلها رفته و به خاطر رودربایستیها تصمیمی اتحاذ کردهاند که از همان ابتدا غلط بودنش بر صغیر و کبیر مسجل بوده اما به دلیل منافع شخصی، مصلحت ورزش کشور و انتظارات و احساسات مردم قربانی شده است.
شاید تازهترین مثال، ماجرای تیم فوتبال امید باشد. در روزهای اخیر بارها شنیدهایم که قرار است برای تعیین مربی این تیم تصمیماتی اتخاذ شود (شاید تا حالا تصمیماتی گرفته شده باشد) و افراد جدیدی جای مربیان فعلی را بگیرند. این تصمیم در حالی از سوی مسئولان امر اتخاذ شده که همه میدانیم همین دو سه هفته پیش تیم امید ایران با کسب نتایج ضعیف- که اصلا در شأن فوتبال کشورمان نبود- در همان مرحله مقدماتی رقابتهای جام ملتهای آسیا حذف شد.
بسیاری از کارشناسان و اهالی فوتبال از همان ابتدا در مورد توانایی و کارآمدی کادر فعلی تیم امید و جوانی و کمتجربگی سرمربی آن هشدارها و انتقاداتی را مطرح کرده بودند اما طبق معمول توجهی نشد و آقایان برای راضی کردن دوستان و بعضی از مقامات در سازمانها و ارگانهای غیرمسئول، مصالح ملی را ندیدند و غیر عقلایی عمل کرده و خودخواهی و خودکامگی پیشه کردند و ناکامی ناسزاوارانه دیگری برای ورزش و فوتبال ایران رقم خورد.
کار این دسته از به اصطلاح مدیران ورزش واقعا مصداق آن ضربالمثل معروف است که میگوید: «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟!» چنین تصمیماتی که بدون توجه به مصالح ورزش و منافع ملی و انتظارات به حق مردم و فقط در جهت اهداف و منافع عدهای گرفته میشود، زیاد است. به صراحت میگوییم که خیلی از ضربات و ناکامیهای ورزش بیش از آنکه به توطئه و دخالت بدخواهان خارجی و قوت حریفان مربوط باشد، از همین ناحیه وارد میشود.
این شرایط در خیلی جاها در سطوح مختلف مدیریت ورزش ساری و جاری است و یکی از دلایل اصلی اینکه اوضاع آنطور که باید مساعد نیست و نتوانستهایم از داشتهها و سرمایههایمان به طور بهینه استفاده کنیم، همین نکتهای است که ذکر شد. یکی از قدمهای مهمی که مسئولان و مدیریت کلان ورزش باید برای اصلاح معایب و سالمسازی فضا بردارند، توقف این روند غیر عقلایی و خودکامانه است.
کسانی که ردای سکانداری و مسئولیت اداره ورزش را بر تن کردهاند، همواره باید با تکیه بر عقل و در نظر گرفتن مصالح ورزش و منافع ملی و بدون توجه به درخواستهای بیجا و توصیههای خودخواهانه و منفعتجویانه، «بهترین تصمیم»ها را بگیرند.