کد خبر: ۳۲۷۸۹۷
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۲
نقد و بررسی بازی رزیدنت اویل 4 (4 Resident Evil)

ترسیمـی مُعـوَج از دیـنداری

مسیح عرفان

یکی از مشهورترین سری بازی‌ها در بین بازی‌های کامپیوتری، سری رزیدنت اویل است. کپکام (Capcom) کمپانی سازنده این بازی است. رزیدنت اویل چهار در سال ۲۰۲۳ بازسازی شد و در دو سال حدود
 10 میلیون نسخه فروخت.
 شروع با پروپاگاندا
در بازی‌های رایانه‌ای، گیمر با شخصیتی که با آن بازی می‌کند بیشترین نزدیکی را پیدا می‌کند. در رزیدنت اویل چهار شخصیت اصلی بازی لیان اسکات کندی (Leon Scott Kennedy) است. لیان چهره زیبا و البته تیپیکالِ آمریکایی و آنگلوساکسون دارد. موهای بور، چشمان آبی و لهجه آمریکایی که نشان می‌دهد لیان آمریکایی است. در دیالوگ‌های مختلف و نسخه‌های قبلی هم این مسئله وجود دارد.
اما در رزیدنت اویل چهار، در اولین سکانس می‌بینیم که لیان نزد رئیس‌جمهور آمریکا می‌رود و از او مستقیماً دستور می‌گیرد تا دخترش را پیدا کند و به آمریکا برگرداند. بنابراین لیان مأمور امنیتی آمریکا است و مستقیماً تحت نظر رئیس‌جمهور آمریکا کار می‌کند.
در سکانس بعدی لیان را می‌بینیم که در ماشین نشسته است و دوربین از زاویه نزدیک صورت لیان را نشان می‌دهد. لیان دارد به دستوری که از رئیس‌جمهور آمریکا گرفته فکر می‌کند و صدای ذهنی‌اش را ما نیز می‌شنویم.
لیان از ماشین پیاده می‌شود و پس از ورود به روستا، با مردم روستا روبه‌رو می‌شود. ما به سمت کلبه‌ای در روستا می‌رویم (چون بازی تعاملی است، در ذهن گیمر، لیان به عنوان شخصیت اصلی همان ما هستیم که داریم بازی را با او انجام می‌دهیم) و لیان با مرد روستایی صحبت می‌کند؛ اما آن مرد به جای پاسخ دادن، به لیان حمله‌ور می‌شود. ما هم به او تیراندازی می‌کنیم و مرد روستایی را می‌کشیم.
بنابراین لیان اول مبارزه را شروع نمی‌کند و گیمر می‌بیند که ابتدا مرد روستایی به او حمله‌ور شد و با خیال راحت در طول بازی صدها یا هزاران نفر از اهالی این شهر را می‌کشیم. یعنی زمانی اکشن بازی شروع می‌شود که ابتدا یکی از اهالی روستا به ما حمله می‌کند و بعد ما او را می‌کشیم. این ترفند در کنار سیر بازی (که معمولاً باید اهالی روستا را بکشیم تا جلو برویم) باعث می‌شود گیمر به خودش حق بدهد که اهالی روستا را تا جایی که می‌تواند نابود کند.
ترسیمی معوج از دینداری
پس از اینکه وارد روستا می‌شویم، افراد زیادی از اهالی روستا به شکل زامبی به ما حمله می‌کنند و ما مشغول به مبارزه می‌شویم. تعداد دشمنان دائم بیشتر می‌شود و وقتی بخشی از آن‌ها را کشتیم، ناگهان صدای ناقوس کلیسا می‌آید و اهالی روستا دست از مبارزه می‌کشند! همگی مبارزه را ترک کرده، به سمت کلیسا حرکت می‌کنند تا به عبادت مشغول شوند و ما هم راهمان را ادامه می‌دهیم، بدون مبارزه.
این سکانس از رزیدنت اویل چهار یکی از مهم‌ترین سکانس‌های بازی است؛ در اوج مبارزه، گیمر ناگهان صدای ناقوس را می‌شنود و در فیلم می‌بیند که همین دشمنانش به سمت کلیسا می‌روند. بنابراین به خوبی در ذهنش کاشته می‌شود که دشمنانِ زشت و زامبی‌گونه، از اهالی کلیسا هستند. حتی این مردم این‌قدر به دین و عبادت مقیّدند که مبارزه و دشمن را رها کرده، در هنگامه عبادت به سمت کلیسا سرازیر می‌شوند! بنابراین تمام نفرت و خشمی که گیمر نسبت به اهالی روستا داشت، این‌جا با فهمیدنِ اینکه اهالی روستا دیندار هستند، به دینداریِ آن‌ها هم سرایت می‌کند.
در این سکانس، بازی‌ساز دشمنان روستایی (که دزدان دختر رئیس‌جمهور آمریکا هستند) را افرادی دیندار معرّفی می‌کند تا دینداری را تخریب کند. جلوتر هم عمق دینداری این افراد را خواهیم دید.
گیمر با دزدی پیشرفت می‌کند!
در همه بازی‌ها الگویی برای ارتقاء شخصیت بازی وجود دارد. گیمر با کسب امتیازهای خاصی باید دائم خودش را ارتقاء دهد تا بتواند با دشمنانش که مرحله به مرحله پیشرفت می‌کنند، مقابله کند.
در بازی رزیدنت اویل چهار، گیمر برای خرید سلاح‌های بهتر و قوی‌تر به پول نیاز دارد. بخشی از این پول را با کشتن دشمنان به‌دست می‌آوریم و بخشی دیگر را با غارت اموالشان! یعنی گیمر بایستی به داخل خانه مردم برود و از درون کمد، روی طاقچه، داخل کشو و... اموال قیمتی مثل ساعت طلا، الماس و... را بدزدد و به فروشنده سلاح بفروشد تا پول به‌دست بیاورد.
متاسفانه این مکانیزم در بازی طرّاحی شده است تا گیمر به صورت ناخودآگاه دزدیدن و غارت کردن اموال مردم را سهل بگیرد و اتفاقاً آن را مایه پیشرفت خود بداند. بنابراین بازی رزیدنت اویل چهار به گیمر آموزش می‌دهد که چون دشمنانش زامبی هستند، هم می‌تواند و باید آن‌ها را بکشد، و هم باید اموالشان را غارت کند. اما زامبی در این بازی چگونه بازنمایی شده است؟
 کلیسا، مرکز هیولاها
از چند منطقه می‌گذریم و تعدادی از روستاییان را می‌کشیم. ناگهان با یک مرد بسیار قد بلند و قوی هیکل روبه‌رو می‌شویم که لباس کشیشی بر تن دارد. او از باس فایت (دشمنان اصلی)‌های بازی است و باید او را نابود کنیم تا بتوانیم در مسیرِ یافتن دختر رئیس‌جمهور آمریکا، مأموریت را ادامه دهیم.
کشیش از همان ابتدای مبارزه بدنش جهش می‌یابد و به طرز منزجرکننده‌ای بدنش منفجر می‌شود و از درون آن اندام‌های جدیدی بیرون می‌آید. هیولا شدنِ باس فایت‌ها در رزیدنت اویل چهار برای این است که گیمر بیش از پیش احساس کند «دشمن هیولا است» پس باید او را نابود کند. در بخش قبلی دیدیم که این دشمن هیولایی، دیندار هم است.
در این سکانس‌ها مستقیماً شاهد هیولا شدن یک کشیش هستیم و با استفاده از سلاح‌های مختلف، او را نابود می‌کنیم.
کشیش در حین مبارزه بارها می‌گوید «خدا کمکم می‌کند» و از خدایش درخواست کمک دارد. با اینکه جلوتر متوجّه می‌شویم این خدا یک هیولا است، اما این کنش عبادی و تکیه بر خدا، در بازی به یک هیولا نسبت داده می‌شود تا ما نیز به عنوان گیمر در ذهنمان حک شود که دشمنِ دیندار به خدایش توکّل می‌کند. از طرفی لیان اسکات کندی در کل بازی فقط چند بار «اوه خدای من!» می‌گوید و تمام مبارزاتش را با تکیه بر قدرت خودش، یا کمک گرفتن از انسان‌های دیگر و یا سلاح‌های مخرّب جلو می‌برد. بنابراین در این سکانس مبارزه دیندارانه مورد تخطئه قرار گرفته و به مخاطب آموزش داده می‌شود که به جای تکیه بر خدا بایستی بر خودش اعتماد کند. بنابراین به جای خدامحوری، خودمحوری و اومانیسم در این بازی ترویج می‌شود.
 لیان نیروی امنیتی آمریکا
دیدیم که از اولین سکانس بازی رزیدنت اویل چهار، بر روی امنیتی بودن لیان تأکید می‌شود. لیان در ادامه نیز بارها از طرف مافوقش در آمریکا با لیان تماس برقرار می‌شود. مافوقش هم زنی آمریکایی و خوش‌چهره است. وقتی تماس برقرار می‌شود، گیمر نمی‌تواند بدَوَد یا تیراندازی کند و بایستی تا وقتی که تماس قطع نشده، آرام حرکت کند. این سکانس‌ها به این جهت در بخش‌های مختلف بازی گنجانده شده است تا به گیمرها یادآوری شود که در حال انجام وظیفه برای پیدا کردن دختر رئیس‌جمهور آمریکا هستند. زیرا گیم‌پلی بازی بسیار جذاب است و احتمالا اکثر گیمرها فراموش می‌کنند که هدف بازی چیست و این‌گونه بازی ساز نشان می‌دهد که لیان در حال خدمت به آمریکا به عنوان یک نیروی امنیتی است.
 پروپاگاندا سازی از روی عمد
دیدیم که زامبی‌هایی که در بازی رزیدنت اویل چهار مشغول کشتنشان هستیم، افرادی دیندار هستند و در بازی هیچ دینداری وجود ندارد که از ما حمایت کند. اما چون زامبی‌ها به زبان اسپانیایی صحبت می‌کنند و اصالتاً هم اسپانیایی هستند، شخصیتی اسپانیایی به نام لوییس سِرا (Luis serra) در بازی قرار داده شده تا مخاطب فکر نکند تمام اسپانیایی‌ها شیطان‌صفت و زامبی هستند. لوییس سرا چهره خوبی دارد و به لیان و اَشلی (دختر رئیس‌جمهور آمریکا) کمک می‌کند تا درمان ویروس را پیدا کنند. بنابراین در ذهن گیمر لزوما هر اسپانیایی شیطان صفت نیست. البته غلبه شخصیت‌ها با زامبی‌های اسپانیایی است.
همچنین در یکی از سکانس‌ها، پیش از اینکه سگ گرگی‌های زامبی شده و وحشی به ما حمله کنند، گرگی را می‌بینیم که در تله گیر افتاده و او را رها می‌کنیم. همین گرگ بعدا در یکی از باس فایت‌ها (مبارزه با دشمنان قدرتمند و اصلی) به کمک ما می‌آید. اما پس از آزاد کردن این سگ گرگی، سگ‌های زامبی شده به ما حمله‌ور می‌شوند که نابود کردن آن‌ها هم سخت است.
بنابراین بازی‌ساز نمی‌خواسته گرگ‌ها در ذهن گیمرها همگی به عنوان زامبی جا بگیرند و یک گرگ خوب که با ما همکاری می‌کند هم در بازی قرار داده‌اند. پس بازی‌ساز با قرار دادن یک اسپانیاییِ خوب و یک گرگ که از ما محافظت می‌کند، نه تمام اسپانیایی‌ها را زامبی خطاب کرده است و نه تمام گرگ‌ها را شیطانی به تصویر کشیده است.
اما وقتی نوبت به دینداران می‌رسد، بازی‌ساز هر شخصیّت منفی، زامبی و هیولایی که می‌توانسته را دیندار معرّفی کرده است! بنابراین در ذهن مخاطب دینداری مساوی با زامبی‌گری شناخته می‌شود.
دختر رئیس‌جمهور در کلیسا
پس از چند مرحله، می‌فهمیم که اَشلی در یک کلیسا محبوس است. به آنجا می‌رویم تا اشلی را پیدا کنیم و نجاتش دهیم. اشلی که دختر رئیس‌جمهور آمریکا است، چهره‌ای زیبا داشته و لباسی نارنجی و دامنی کوتاه بر تن دارد. با اینکه زامبی‌های زن هم در بین دشمنان ما وجود دارند، اما هیچ کدام از آن‌ها رنگ‌های روشن و جذاب نمی‌پوشند و غالباً لباس سفید ساده یا خاکستری و خلاصه رنگ‌های تیره بر تن دارند. تنها اشلی و اِیدا وانگ (Ada Wong) که از دوستان لیان است لباس‌هایی با رنگ‌های جیغ و جذاب پوشیده‌اند.
طبیعتاً معصومیّت اشلی و جذّابیّتش باعث می‌شود گیمر هم به او علاقه‌مند شود. وارد کلیسا می‌شویم و اشلی را از شرّ زامبی‌ها نجات می‌دهیم. سپس تعداد زیادی از مردم روستا به سمت کلیسا می‌آیند و ما باید با اشلی از معرکه فرار کنیم.
اینکه اشلی در کلیسا ساکن است باز هم برای تخریب عناصر دینی در ذهن مخاطب است. گیمر در این سکانس حس منفی نسبت به کلیسا پیدا می‌کند و طبیعتاً فکر می‌کند کلیسا زندانی است که باید از آن فرار کرد.
برای ورود به کلیسا نیز باید کلیدش را پیدا کنیم که مأموریّتی طولانی است. به همین علّت گیمر کاملاً ماموریّت نجات دادن اشلی از کلیسای زامبی‌ها، در ذهنش می‌نشیند.
 لُرد سَدلِر و کنترل زامبی‌ها
پس از اینکه اشلی را نجات می‌دهیم، در سکانسی می‌بینیم که لُرد سَدلر (Lord Saddler) به عنوان رئیس زامبی‌ها، با توانایی ذهنی‌اش به آنان دستور می‌دهد که به سمت ما حمله کنند. این‌جا متوجّه می‌شویم که لرد سدلر به صورت ذهنی با زامبی‌ها مرتبط است و مردم روستا از او دستور می‌گیرند. سدلر لباسی بلند شبیه به راهب‌های ارتدوکس مسیحی دارد و عصایش نیز یادآور شخصیت‌های معنوی است. بنابراین باز هم دین مسیحیت تخریب می‌شود.
 تصویری از لرد سدلر و بزرگان کلیسای ارتدوکس که لباس و عصایشان بسیار شبیه به یکدیگر است  
 مراقبت از دختر رئیس‌جمهور آمریکا
پس از اینکه اشلی را نجات می‌دهیم، بایستی او را به بیرون از اسپانیا منتقل کرده و سپس به آمریکا بازگردانیم. اما گیم‌پلی بازی هم پس از نجات اشلی تغییر می‌کند. اشلی دائما با ما همراه است و ما نباید بگذاریم دشمنان به او آسیبی بزنند یا دوباره او را بربایند. اگر کسی اشلی را بکشد یا او را بدزدد و ببرد، گیمر می‌بازد و باید دوباره از قبل‌تر بازی را شروع کند.
در یادداشت روش نقد بازی‌های کامپیوتری گفتیم که یکی از ابعاد فهم بازی، قوانین حاکم بر آن است. در بازی رزیدنت اویل شاهد هستیم که وقتی اشلی را پیدا می‌کنیم، گیمر باید دائماً از او محافظت کند و اگر اشلی بمیرد، گیمر می‌بازد. بنابراین هدف اصلی گیمر محافظت از جون دختر رئیس‌جمهور آمریکا است.
اشلی گاهی اوقات با لیان سخن می‌گوید و دیالوگ‌های جالبی را می‌بینیم؛ مثلاً به لیان می‌گوید:
«منم می‌خوام مثل تو بشم یه روزی لیان!»
یا وقتی خسته می‌شود می‌گوید:
«خسته شدم وایستیم.»
و لیان پاسخ می‌دهد نه باید حرکت کنیم. این دیالوگ‌ها برای غوطه‌وری و غرق شدن بیشتر گیمر در بازی و نزدیک شدن گیمر به اشلی است.
البته در میانه بازی متوجّه می‌شویم که اشلی هم مثل مردم روستا ویروسی شده و بایستی او را درمان کنیم. لیان هم ویروسی می‌شود و بعداً متوجّه می‌شویم لرد سدلر می‌خواهد تمام جهان را به این ویروس آغشته سازد و به همین دلیل دختر رئیس‌جمهور آمریکا را گروگان گرفته است تا از وی برای نابودی جهان و زامبی‌‌زاسیون استفاده نماید.
مایه‌های آخرالزمانی بازی هم همین جا مشخّص می‌شود. لرد سدلر به دنبال نابودی جهان است و لیان باید جلوی این نابودی را بگیرد. بنابراین لیان علاوه‌ بر اینکه مأمور امنیتی آمریکا است، منجی جهان هم خواهد بود.
 اِیدا وانگ و الگوی فمینیستی
یکی از شخصیّت‌های مهم و جذّاب سری بازی‌های رزیدنت اویل، ایدا وانگ (Ada Wong) است. ایدا در رزیدنت اویل چهار هم حضور دارد و با چهره‌ای ژاپنی و لباسی قرمز و نیمه برهنه به ما در طول بازی کمک می‌کند. ایدا حرکات رزمی پیچیده‌ای انجام می‌دهد و در کشتن باس فایت‌ها نقش ایفا می‌کند.
در واقع الگوی زنان در بازی رزیدنت اویل چهار به صورت کلی به دو شکل است؛ اول زنان روستایی (در مراحل ابتدائی) و شِبهِ کشیش (در مراحل بعدی) در بازی هستند که به عنوان دشمن و زامبی به سمت ما حمله‌ور می‌شوند و دوم اشلی، ایدا وانگ و مسئول مافوق لیان که به شکل تلفنی با او ارتباط می‌گیرد.
زنان زامبی روستا لباسی پوشیده دارند و مثل باقی مردم مذهبی‌اند و ما هم آن‌ها را نابود می‌کنیم. اما اشلی و ایدا لباسی نیمه برهنه دارند، به آمریکا خدمت می‌کنند و البتّه کنشگریشان در راستای اهداف بازی است و طبیعتاً ما هم جذبشان می‌شویم. بنابراین نگاه ایدئولوژیک ‌هالیوودی و یهودزده در حیطه زنان کاملاً در رزیدنت اویل چهار هم دیده می‌شود. البته کنشگر بودن زنان در مواقع بحرانی (ایدا وانگ) یا مظلومیت زنان جوان‌تر (اشلی) نیز در اثر وجود دارد؛ اما رفتارهای باز اشلی و ایدا (خصوصا عشوه‌گری‌های ایدا در مقابل لیان) به علاوه پوشش نیمه برهنه‌شان، التقاطی از زنِ اهل مقاومت با سبک زندگی‌هالیوودی را ساخته است. در واقع اثر از مفهوم مقاومت زنان در جهت گسترش سبک زندگی‌هالیوودی برای زنان سوءاستفاده کرده است.
 زامبی‌ها چه کسانی هستند؟
دشمنان ما در بازی رزیدنت اویل چهار زامبی‌های اسپانیایی هستند. در مراحل ابتدائی بازی، با زامبی‌های روستایی طرف هستیم؛ اما در مراحل بعدی زامبی‌ها با شمایل متنوّع‌تری با ما روبه‌رو می‌شوند. در مرحله‌ای که در قلعه می‌گذرد، هم محیط قلعه و هم لباس زامبی‌ها یادآور فضای قرون وسطی است. لباس‌های بلند و سیاه که زن و مرد زامبی پوشیده‌اند و و دقیقاً مثل لباس‌های صلیبیان در دوران قرون وسطی است. حتی این زامبی‌ها با شمشیر و گُرز و سپر و... با ما روبه‌رو می‌شوند. بنابراین بخشی از زامبی‌ها قرون وسطایی هستند تا بر دینی بودن فضای دشمنان ما بیشتر تأکید شود. در مراحل دیگر نیز با زامبی‌های چریک یا صنعتگر در کارخانه‌ها روبه‌رو هستیم. یعنی لرد سدلر حتی بازوهای صنعتی نیز دارد و در حال ایجاد یک تمدّن است.
در بعضی از سکانس‌های بازی می‌بینیم که مردم روستا یکصدا در حال شعار دادن علیه ما هستند و به صورت کاملاً متّحد، به ما حمله می‌کنند. اینجاست که ما در برابر اکثریّتی قرار می‌گیریم که زامبی هستند و لیان و دوستانش با اینکه اقلیّت هستند، اما باید لرد سدلر و همه زامبی‌های دیگر را نابود کنند. اینجاست که مشخّص می‌شود دموکراسی زمانی از نظر آمریکا معنی دارد که منافعش در خطر نباشد. اگر آراء اکثریت، مشروعیّت‌بخش است، پس لیان باید بعد از آزاد کردن اشلی از جزیره خارج شود؛ اما لیان تا نابودی کامل لرد سدلر ادامه می‌دهد. این یعنی پروپاگاندای سیاسی آمریکا و تجاوزاتش در سرزمین‌های دیگر که با بهانه جلوگیری از جنگ اتفاق می‌افتد، در این بازی کاملاً برای ما ملموس می‌شود و در ذهن گیمر می‌نشیند. گیمر می‌بیند که اگر زامبی‌های دیندار گسترش پیدا کنند، جهان به نابودی کشیده می‌شود. بنابراین در ذهن گیمر کاشته می‌شود که برای جلوگیری از دیندارانی که ضدّ آمریکا هستند، آمریکا حق دارد به کشورهای دیگر تجاوز کند و در خاک خودشان آن‌ها را بکشد. دقیقاً کاری که در افغانستان و عراق و ایران و ویتنام و... انجام شد و جنایاتی که آمریکایی‌ها در همین چند دهه اخیر در این کشورها به بهانه مبارزه با تروریسم مرتکب شدند.
این در حالی است که در خود بازی می‌بینیم لیان و اشلی به این ویروس مبتلا می‌شوند و بعداً خودشان را درمان می‌کنند. اما بازی‌ساز اصلاً این فرض را مطرح نمی‌کند که ما زامبی‌های روستا را هم نجات دهیم! با اینکه کاملاً معقول است با گسترش همان ابزاری که لیان و اشلی را بهبود می‌بخشد، باقی زامبی‌ها را هم درمان کنیم. اما بازی به دنبال نابودی این مردم است و نه نجات آنها.
توهین به دینداران
در چند مرحله پایانی بازی می‌یابیم که تمام مردم توسّط موجودی انگلی آلوده شده‌اند و همان موجود باعث جهش ژنتیکی و رفتارهای زامبی‌گونه مردم شده است. این انگل با تسلّط بر اعصاب انسان‌ها، از آن‌ها زامبی‌هایی گوش به فرمان می‌سازد و لرد سدلر نیز رئیس آن‌ها است. اما بازی‌ساز این زندگی انگلی را به شکل یک دین ترسیم کرده است. یعنی هرکس به این انگل دچار شود، به شخصیتی دیندار و البته خون‌ریز، عقب‌افتاده و بی‌فکر تبدیل می‌شود! زامبی‌ها درون بازی به چیزی جز خدمت به این دین شیطانی و انگلی پایبند نیستند. لرد سدلر نیز می‌خواهد با انتشار این انگل، دینش را در کل جهان پخش کند. بنابراین رزیدنت اویل چهار کاملاً در راستای نظام تبلیغاتی آمریکا علیه دینداری برای نجات جهان است؛ به این شکل که تصویری غیرواقعی و تحریف شده از آرمان‌های جهانی دینداران معرّفی می‌کند. تمام ادیان جهان آرمان‌های جهانی و آخرالزّمانی دارند، اما رزیدنت اویل با این نوع روایت‌پردازی متأسفانه به همه آرمان‌های دینی توهین می‌کند.
نکته قابل توجّه این است که هر چند دینِ سدلر، دینی انگلی و شیطان است، اما چون هیچ دین خوب و مطلوبی در بازی وجود ندارد، مخاطب کنش‌های دیندارانه را یکسره تروریستی می‌پندارد. دقیقا باب میل پروپاگاندای‌ هالیوودی و البته ضد مردم مسیحی آمریکا.
در این بین لیان نیز به عنوان منجی آمریکایی در تلاش است جهان را از انگلِ دینداری نجات دهد. دقیقا این نگاه نادرست به دینداری مورد تأکید آتئیست‌های مشهوری مثل ریچارد داوکینز است و دقیقاً همین تهمت به چند میلیارد دیندار، در این بازی نیز گفته می‌شود.
 بررسی آخرالزمان و مدل زامبی‌ها
دیدیم که در رزیدنت اویل چهار دینداری به یک انگل نسبت داده می‌شود. بنابراین زامبی شدن زامبی‌ها نیز ریشه در همین ویروس انگلی دارد. در مقاله زامبی در سینما گفتیم که زامبی‌ها انواع و اقسامی دارند؛ اما در این بازی زامبی به ریشه‌هایش نزدیک است. گفتیم که در اساطیر‌ هائیتی زامبی را جادوگران شیطان‌صفت و فرقه‌های مخفی درست می‌کردند تا دشمنانشان را نابود کنند. در این بازی اما به جای اینکه ریشه جادوگریِ سیاه که مورد ردّ ادیان است را محکوم کند، زامبی‌زاسیون را به دینداری نسبت می‌دهد! یعنی وقتی بحث جادو می‌شود، آثار شاخص غربی جادو را به دو قسم خوب و بد تقسیم می‌کنند؛ اما وقتی نوبت به دینداری می‌شود، حتی مسئله‌ای که ریشه در جادوگری داشته را هم به دین نسبت می‌دهند و کلاً دینداری را تخریب می‌کنند.
 خائنِ خوب، خائنِ مرده است!
دیدیم که هدف اصلی ما در بازی نجات اشلی است. اما اشلی چگونه دزدیده شده است؟ فرمانده نظامیِ لیان که شخصی به نام کرَوْزِر (Krauser) است، به ارتش آمریکا خیانت کرده و اشلی را می‌رباید و به لرد سدلر تحویل می‌دهد. یکی از باس فایت‌های بازی هم کروزر است و باید او را بکشیم. پس فرد آمریکایی که به آمریکا خیانت کند، حتی اگر از لیان رتبه بالاتری داشته باشد باید توسط لیان کشته شود. زیرا لیان منجی و قهرمانِ دولت آمریکا است. وقتی کروزر پس از مبارزه ما با او می‌میرد، در لحظات آخر لیان بالای سرش می‌رود و با او همدردی می‌کند. تنها دشمنی که در بازی برایش همدردی می‌شود کروزر است که روزی به آمریکا خدمت کرده و طبیعتاً بازی‌سازِ غرق شده در پروپاگاندا هم باید از او تجلیل کند!
پس از کشتن تعداد زیادی دشمن، لرد سدلر را که به هیولایی بسیار بزرگ تبدیل شده، با کمک ایدا وانگ می‌کشیم و بعد با منفجر کردن کل آن منطقه، از جزیره فرار می‌کنیم.
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
بازی رزیدنت اویل چهار به عنوان یکی از پرفروش‌ترین بازی‌های سری رزیدنت اویل، از ابتدا بر روی پروپاگاندای آمریکایی تأکید دارد و قهرمان-منجی اثر را یک مأمور اطلاعاتی آمریکا معرفی می‌کند. هدف بازی هم نجات دختر رئیس‌جمهور آمریکا است که از این شعاری‌تر نمی‌توانست باشد!
دشمنان در بازی زامبی‌هایی دیندار هستند که باید نابود شوند و پیشرفت در این بازی صرفاً با غارت اموال همین مردم صورت می‌گیرد. بنابراین قوانین بازی، اهداف آن و گیم‌پلی کاملاً در خدمت همان محتوای ضد دینی و مدافع آمریکا است.
قابل توجه است که در این بازی عناصر دینیِ اسلامی یا یهودی دیده نمی‌شود و زامبی‌ها شمایل مسیحی دارند. اما چنان‌که گفتیم چون «عمل دیندارانه» در سراسر بازی فقط به زامبی‌ها نسبت داده می‌شود و هیچ دیندار خوبی در بازی نیست، بنابراین دینداری به صورت مطلق مورد حمله قرار گرفته است و نه صرفاً دینداریِ مسیحیان.
لرد سدلر به عنوان فرمانده زامبی‌ها می‌خواهد ویروسش را در کل دنیا منتشر کند و برای جلوگیری از این آسیب آخرالزمانی، لیان وارد می‌شود و تک نفره همه را نابود می‌کند! بنابراین می‌توان گفت تمام عناصر مطلوب برای ساختن یک پروپاگاندا به نفع آمریکا در این بازی وجود دارد. حتی در یکی از سکانس‌ها یک بالگرد نظامی آمریکایی به کمک ما می‌آید و دشمنان ما را نابود می‌کند.
اما جذّابیّت گیم‌پلی معمولاً مانع از این می‌شود که گیمر دقت کند چه چیزی به صورت ناخودآگاه به او منتقل می‌شود‌. بازی‌ها در حین بازی کردن به ما آموزش می‌دهند و همین مسئله مدیوم بازی را به ابزاری بسیار تأثیرگذار تبدیل کرده است.