گزارش یک جشنواره اولی
محمد محمدی افران-بخش سوم (پایانی)
با نزدیک شدن به پایان جشنواره، گمانهزنیها بابت فیلمهای برتر جشنواره که بتوانند سیمرغ بگیرند بیشتر شد؛ هر چند که تا ساعاتی قبل از اختتامیه، اسامی داوران و نامزدهای برنده سیمرغ اعلام نشد! همچنین قضاوتها درباره کیفیت این دوره از جشنواره نیز بیشتر مورد بحث میان اصحاب رسانه قرار گرفت.
اجازه دادن به ورود فیلمهای کمکیفیتتر به جشنواره و رسیدن کمیت فیلمها به بیش از 30 اثر سبب شد تا بیحوصلگی حضار بیشتر شود. چرا که همان فیلمهای بهتر نیز نتوانست اصحاب رسانه و منتقدین را راضی کند، دیگر از فیلمهای درجه دو و سه چه انتظاری میرفت. انتقاد از تولیدات کمکیفیت دیگر مطرح نمیشود چرا که همگان به آن عالم بودند.
روز دهم جشنواره در روز دوشنبه 20 بهمن، با فیلم کارواش با داستانی درباره پولشویی آغاز شد. فیلم سرپا بود و توانست نگاههای مثبتی را نیز دریافت کند و حضاری که عادت کرده بودند در میانه فیلم خسته شوند و سالن را ترک کنند، اینبار در سالن ماندند تا فیلم را تا انتها تماشا کنند. احمد مرادپور پس از شش سال به جشنواره آمده بود اما به دلیل موضوع فیلم عموم سؤالات خبرنگاران در نشست خبری، از عباس نعمتی، نویسنده اثر بود.
آندو فیلم دوم روز دهم بود؛ اثری برگرفته از یک اتفاق واقعی در جنگ هشت سال دفاع مقدس. داستان یک نوجوان لر که میخواهد به جبهه برود و برادر بزرگش را به خانه برگرداند. فیلم با وجود کیفیت فنی نه چندان بالا اما قابل احترام و دوست داشتنی بود، هرچند که باز هم تعدادی از حضار در میانه فیلم سالن را ترک کردند.
اردوبهشت به عنوان آخرین فیلم روز و البته باکیفیتترین فیلم روز نیز اکران شد البته با چندین نکته؛ 135 دقیقه فیلم که واقعاً خستهکننده بود. نکته دیگر اینکه فعال شدن قهرمان فیلم که حامد بهداد نقشش را بازی کرده، بیش از 70 دقیقه طول کشید.
روز یازدهم و پایانی جشنواره حال و هوای دیگری داشت، گمانهزنیها برای انتخاب برترینها و البته دیدن 3 فیلم که بحثهای بسیار در پیرامونشان گفته بودند. فیلم «جهان مبهم هاتف» که آن نیز همچون تعداد زیادی از آثار جشنواره برگرفته از یک واقعیت بودند. البته این فیلم برداشتی آزاد از دو مهندس خبره در شهر مشهد بود. فیلمی درباره امید و انگیزه در میان جوانان نخبه و تحصیلکرده کشور و همچنین اهمیت بها دادن به آنان و البته وجود شرکتهای مافیایی و قدرتهایی که سودشان در نبود جوانان در میدان است.
بالاخره آخرین روز جشنواره و آخرین اکران از فیلمهایی که در بخش رقابتی جشنواره حضور دارند، فیلم استخر سروش صحت. عدم حضور عوامل سازنده اثر و برگزار نشدن نشست خبری فیلم استخر نیز از وقایع جشنواره بود که حتماً بایستی توضیحات عوامل فیلم را جویا شد. حضور فیلم در جشنواره و دیدن آن توسط اصحاب رسانه و منتقدین اما حاضر نشدن در نشست خبری برای پاسخگویی به سؤالات آنها که به نوعی یک توهین به حساب میآید.
در انتها نیز فیلم مولا اکران شد که با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و به همین خاطر نیز در بخش رقابتی جشنواره حضور ندارد. پایین بودن کیفیت فیلم البته سبب نمیشود اهمیت این شاخه جدید فیلمسازی که آینده سینما را تحت شعاع خود قرار داده، نادیده گرفته شود.
اختتامیه فجر در تالار وحدت و حواشی آن
جشنواره فجر به اتمام رسید و نوبت اختتامیه و اهدا جوائز شد. هیئت داوری که مشخص است با وجود چه میزان حمله رسانهای و توهینهای مکرر مجازی حاضر به حضور در جشنواره فجر و داوری آن شدهاند و حضاری که منتظر بودند ببینند چقدر از عوامل فیلمها حاضرند و چه میزان نیز به محل برگزاری اختتامیه جشنواره نیامدهاند. مهمترین حاشیه اختتامیه همین نکته بود و بارها نیز پیرامونش در مراسم بحث شد اما شاید گفتههای بابک خواجه پاشا، کارگردان فیلم سرزمین فرشتهها همه چیز را روشن کرد. او ضمن تشکر از داوران بابت داوری علیرغم حملات سنگین، از افراد آنور آبی که تلاش کردهاند هنرمندان را از هم جدا کنند انتقاد کرد. همچنین حضور سرزده رئیس جمهور به مراسم و انتقاد دیگر او از کسانی که گوششان به حرفهای دشمنان است تا ما را از هم جدا کنند.