کد خبر: ۳۲۷۸۹۵
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۲

روح ژنرال پینوشه و شعبان بی‌مخ علیه هنرمندان!

آرش فهیم

یکی از اتفاقات در حاشیه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر- و سایر رویدادهای فرهنگی امسال- فشار بر هنرمندان، اهالی رسانه و صاحبان قلم و اندیشه برای عدم فعالیت بود. ماجرائی که مشابه آن در سال 1401 نیز رخ داد. 
این فشارها که اغلب در فضای مجازی رخ داده، در کلام بسیاری از هنرمندان شرکت‌کننده در جشنواره فجر امسال و همچنین عدم حضور هیچ‌یک از بازیگران برنده سیمرغ در مراسم اختتامیه این جشنواره نمود یافت. نکته مهم و کمتر توجه‌شده به چنین کشمکشی این است که فشار بر هنرمندان برای عدم فعالیت و دوری گزینی از ارتباط با جامعه، یک مسئله خلاف مسیر همه جنبش‌های اجتماعی مترقی و آزادی خواه است و دقیقاً به رفتار فاشیست‌ها و جریان‌های کودتایی و مستبد شباهت دارد. نمونه‌اش حکومت شیلی بعد از روی کار آمدن ژنرال پینوشه با کودتا علیه دولت مردمی آلنده بود که در آن، رژیم کودتاچی، از فعالیت هنرمندان و نویسندگان و رسانه‌ها ترس و وحشت داشت و تا جای ممکن جلوی پویایی فرهنگی و هنری و فعالیت نویسندگان گرفته می‌شد. چرا راه دور برویم؛ در ایران عزیز خودمان هم بعد از کودتای سال 1332 پادوها و نوچه‌های پهلوی به‌ویژه افرادی چون شعبان جعفری (بی‌مخ) و دارودسته‌اش از نویسندگان و ادیبان و صاحبان اندیشه و فکر نفرت داشتند و تمام تلاش‌شان را می‌کردند که تا جای ممکن نویسندگان، منزوی و تبعید شوند. کودتاچیان، نه‌تنها از قلم و ادبیات می‌ترسیدند، بلکه به هر کس کتابی در دست داشت هم ظنین و مشکوک بودند. قدیمی‌ها و افرادی که در دوران رژیم کودتایی پهلوی باسواد و اهل مطالعه بودند به خوبی یاد دارند که آن زمان کتاب‌هایی با جلد سفید منتشر می‌شد تا خطری برای فرد کتابخوان ایجاد نشود. 
شاید برای نسل جدید یک افسانه باشد، اما واقعیت این است که آن دوران، فضا به‌گونه‌ای بود که یک جوان اگر رمانی مغایر با سلیقه سلطنت را در دست داشت، تحت شکنجه قرار می‌گرفت! شاید در شرایط امروز باورپذیر نباشد، اما بسیاری از کتاب‌های نویسندگان مطرح از جمله برخی آثار جلال آل‌احمد تا قبل از 22 بهمن سال 57 ممنوع‌ بودند! بنابراین ایجاد فضای رعب‌آور علیه هنرمندان و در و تخته کردن فعالیت فرهنگی و شکستن قلم‌ها یکی از ویژگی‌های ثابت همه رژیم‌ها و جریان‌های کودتایی است. هم از این‌رو، نباید تعجب کرد که امروز هم فعالیت هنری، شرکت در رویدادهای فرهنگی و حتی قلم زدن و نوشتن نقد و گزارش درباره این رویدادها برای برخی جریان‌های سیاسی دشوار است و از هر وسیله غیراخلاقی استفاده می‌کنند تا هنرمند و پویایی فرهنگی و رسانه‌ای در جامعه را سرکوب کنند. دقیقاً یکی از تفاوت‌های یک گروه طالب آزادی با موجی که ذاتاً ریشه در کودتا و ‌ستیز با خرد و حقیقت دارد، نوع برخورد با صاحب قلم و فکر است. 
فرد یا گروه طرفدار آزادی و عدالت، حتی در برخورد با قلم، رسانه و یا اثر هنری مخالف دیدگاه و موضع خودش مؤدبانه برخورد می‌کند (تاریخ به یاد ندارد که بزرگانی چون شهید مطهری یا شهید بهشتی، مرحوم طالقانی، دکتر شریعتی و... سایر طرفداران انقلاب اسلامی به نویسنده یا هنرمندی که موضعش را نمی‌پسندیدند، زبان به توهین و تهدید گشوده باشند) اما کودتاچی به خودش اجازه می‌دهد هنرمند را صراحتاً تهدید ‌کند که اگر کار کنی یا در فلان رویداد فرهنگی دیده شوی، تو را نیست و نابود می‌کنیم و به خودش اجازه می‌دهد برای منتقد سینما تعیین تکلیف کند که فیلمی را ببیند یا خیر! نکته تأمل‌برانگیز این است که هم امسال و هم در سال 1401 هنرمندانی هدف ارعاب قرار می‌گیرند که اتفاقا افرادی سیاسی نیستند و محصول‌شان ارتباطی با حاکمیت ندارد. مثلاً فراموش نکرده‌ایم که مدعیان «زن، زندگی، آزادی» سال ۱۴۰۱ به «گلاب آدینه» هم رحم نکردند؛ این بانوی هنرمند بعد از مدتی که نمایش «پرده‌خوانی» را روی صحنه برده بود، در مصاحبه‌ای با بیان اینکه «در این مدت بعضی برای من قاطعانه حکم کرده‌اند این تئاتر نباید اجرا شود»، تصریح کرد: «این روزها بی‌شمار نظرات فحش و ناسزا و تهدید دریافت می‌کنم و این موضوع را قدری نگران‌کننده می‌دانم.» نگرانی گلاب آدینه از بابت جریانی بود که از نظر کمی و کیفی نازل و دست‌پایین اما به واسطه فضای مجازی و تکیه بر سلاح ناسزا و توهین، قصد ایجاد محدودیت و فشار بر هنرمندان و اهالی قلم را داشته است. امسال حتی کار به جایی رسید که خبرنگاران و منتقدانی که از قضا برخی از آنها جزو منتقدان جمهوری اسلامی هستند، به خاطر تماشای فیلم‌های جشنواره فجر، از سوی جریان‌هایی با ماهیت کودتایی و مستبدانه، هدف توهین و تهدید قرار گرفتند! حتی یکی از منتقدان سینمایی سابق که سال‌هاست به خارج کشور رفته، به کمک این جریان ضدفرهنگ آمد و فهرست برخی از دوستان و همکاران خود را به اتهام دیدن فیلم‌های جشنواره فجر منتشر کرد تا مثلاً به فضای رعب و وحشت برای اهالی قلم و رسانه دامن بزند!
در جریان انقلاب‌ها و جنبش‌های مردمی، هنرمندان و صاحبان قلم از طیف‌های مختلف قدر و منزلت بیشتری می‌یابند. هنر، از جنس رهایی است و هنر انقلابی و مردمی، مطالبه‌گر رهایی همراه با رستگاری است. سال 57 نیز با اوج گرفتن انقلاب اسلامی و همچنین پیروزی شکوهمند آن، هنرمندان، شاعران و نویسندگان در طیف‌های مختلف آزاد شدند و این آزادی را یافتند تا اندیشه خود را هر آن‌گونه که هست در قالب آثاری هنر، عرضه کنند.
اما جریانی که امروز مدعی مردم‌خواهی و آزادی‌ است اما دست گدایی هم سوی بیگانه دارد، آدابی را سرلوحه عمل قرار داده که بیشتر یادآور کودتاچیان، تروریست‌ها و دیکتاتورهاست؛ رفتارهایی که از سوی افرادی چون پینوشه در کودتای 1973 شیلی، شعبان جعفری در کودتای 28 مرداد سال 1332 و دونالد ترامپ بعد از شکست انتخاباتی سال 2020 در آمریکا بروز یافت و به نمادی از خودکامگی و ‌ستیز با آزادی شناخته می‌شود. 
یکی از ترفندهای کودتاچی‌ها و گروهک‌ها و جریانات سیاسی غیرمردمی- یا ضدمردمی- فشار آوردن به اصناف و اقشار مختلف برای پیروی اجباری از مشی و خواسته‌های آنارشیستی و فراقانونی آنهاست. این سنخ از جریانات از این طریق سعی دارند تا خلأ پشتوانه مردمی را جبران کنند و برای خودشان حمایت و همراهی کاذب درست کنند. مصداق بارز چنین روندی را در تلاطمات امسال و سال 1401 و به‌طور مشخص در مواجهه با هنرمندان دیدیم. هر دو مقطع از همان نخستین روزهای درگرفتن بلوا، بسیاری از هنرمندان فاش کردند که از سوی مخالفان حاکمیت، هدف تهدید قرار گرفته‌اند که اگر به میل آنها رفتار نشود، با مخاطراتی رو‌به‌رو خواهند شد. همان‌طور که در روزهایی که فراخوان اعتصاب از سوی امرای آشوب صادر می‌شود، کسبه و بازاریان با تهدید حمله مواجه می‌شوند که اگر دست از کار و کسب خود نکشند باید انتظار عواقب سختی را داشته باشند. اما هنر مانند گیاهی است که حتی سنگ را می‌شکافد و شکوفا می‌شود. فشارهای اخیر اربابان آشوب و آمران به استبداد، نه‌تنها تأثیری بر خلاقیت هنرمند نخواهد داشت، بلکه موجب رسوایی این گروه اهل فشار و فاصله‌گیری هنرمندان واقعی و اصیل از آنها خواهد شد.