ریشههای قانونگریزی!
سهراب مقدمی شهیدانی
3-12. تشکیلات نظامی دولت اسلامی
«بهترین ترتیب درباره نظام، قانون نظام اسلام است. اسلام دو گونه نظام دارد؛ یکی نظام اختیاری که در مواقع آرامش کشور انجام می گیرد و آن وقتی است که به حسب مقتضیات وقت، دولت نه مهاجم است و نه مدافع. در این صورت خداوند تمام افراد صلاح توده را ترغیب کرده به یادگرفتن فنون جنگی به هرطور که موقعیت اقتضا کند؛ چنانچه در (آیه 60) از سوره انفال می گوید: «و أَعِدُوا لَهُمْ مَا اِسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَةٍ وَ مِنْ رِباطِ اَلْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَ اَللهِ وَ عَدُوَكُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اَللهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اَللهِ یُوَفَ إِلَیْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ». یعنی «آماده کنید سازوبرگ جنگ را بر ضد دشمنان به هرقدر می توانید چه از نیروهای بدنی و تعلیمات نظامی و چه از سازوبرگ جنگی و سازمان های مناسب آن و چه نیروهای سرحدی برای نگهداری سرحدات. به طوری باید در این سازوبرگ و نظام مهیا شوید که دشمن های خدا و دشمن های شما و هرکس در جهان هست، بشناسید او را یا نشناسید از نیروهای با عظمت شما بترسد و آنچه در راه خدا که حفظ کشور اسلامی و آماده کردن وسایل جنگی و تهیه سازوبرگ و نیروهای نظامی است خرج کنید. خدا به کیل تمام به شما عوض می دهد و شما با این آماده بودن مورد طمع دیگران و ستمکاری آنان نخواهید شد.»
این آیه با کوچک ترین و لطیف ترین بیان، ذکر چند ماده حکم اساسی را کرده است که همه موافق صلاح کشور هستند و با وقت حزب کارگر نیز تماسی پیدا نمی کند. می گوید هرقدر که می توانید باید در این راه اقدام کنید و کوشش نمایید. دسته کارگر در اوقات بیکاری می تواند برای تعلیمات نظامی هرکس در شهر خود در یک سازمان مناسب مجتمع شود و این کار را به طور تفریح و اختیار که هم نشاط معنوی و ورزش روحی دارد و هم نیروی مادی را که کمک می کند انجام دهد و اسلام با آنکه تمام اقسام برد و باخت را با شدت هرچه تمام تر حرام کرده، اینجا که رسیده است برای پیشرفت این مقصد برد و باخت را برای اسبدوانی و تیراندازی که دو اصل مهم نیروی نظامی است جایز کرده و به آن ها اختیار این برد و باخت شرعی را داده است.
پیغمبر اسلام خود در میدان مسابقه حاضر می شد و اسب دوانی می کرد و با اصحاب خود شرط بندی می نمود. قتاده و اسامه بن زید در اسب دوانی با او مسابقه کردند و می فرمود ملائکه از تمام شرط بندی ها تنفر دارند مگر شرط بندی برای اسب دوانی و تیراندازی و همه بازیگری های مؤمنین بیهوده است مگر سه چیز بازیگری[،] برای ادب کردن اسب ها و برای تیراندازی. یکی از ماده هایی که از آیه می فهمیم آن است که دولت اسلامی به هرقدر می تواند و بودجه مملکت اقتضا دارد برای حفظ کشور و ترساندن اجانب، باید هم در سرحدات و هم در غیر آن نظامی و سازوبرگ جنگ و نیروهای مناسب با زمان تهیه کند و در مواقع آرامش این امر باید به طور داوطلبی و تبلیغات دینی که بهترین تبلیغات است انجام گیرد، و باید سازوبرگ زندگانی نظامی را به طور خردمندانه تهیه کرد و علاوهبر مالیات های اسلامی که به طور حتم و اجبار باید توده به دولت بدهد که ما پس از این ذکر آن را می کنیم در اینجا به طور اعانه و انفاق در راه خدا و برای پیشرفت مقاصد دولت اسلامی، مردم هرچه بدهند خدای جهان جزای آن را به طور وافی می دهد و اسباب سرفرازی و عظمت برای کشور نیز فراهم می شود که مورد ستمکاری دیگران و تعدی و تجاوز اجانب واقع نشوند.
قسم دیگر از نظام اسلام، نظام اجباری است و آن در وقتی است که دولت اسلام برای نشر اسلام و خاضع کردن کشورهای جهان در مقابل قانون عدل خدایی، می خواهد به ممالک دیگر هجوم کند و یا آن که مملکت اسلامی مورد هجوم [واقع] شود و اجانب بخواهند به آن دست درازی کنند. در این دو موقع دولت اسلامی بسیج عمومی می کند. در این صورت، اگر اداره تبلیغات که مهم ترین ادارات در قانون اسلام بهشمار می رود و وظایف بزرگ بسیار مهم در عهده آن است نفوذ بسزا کرده است، محتاج به اجبار نمی شوند؛ بلکه خود توده اطاعت امر خدا را بر خود حتم و لازم می شمارند و برای جهاد و دفاع و حفظ استقلال کشور از روی ایمان به خدا و اسلام حاضر می شوند و اگر کسی مسامحه کند دولت او را اجبار می کند و نظام اجباری اسلامی در این صورت اجرا می شود.»
امام راه تقویت روحیه سلحشوری را اتصال تشکیلات نظامی به تشکیلات روحانیت می دانند و می نویسند:
«اگر زمامداران بخواهند روح میهن دوستی و فداکاری در سرباز پیدا شود باید به دست گویندگان روحانی و سخنرانان دینی دایره تبلیغات دینی تشکیل دهند و سربازان را مستقیماً با روحانی تماس دهند. میهن دوستی و روح فداکاری باید از روح خداپرستی و ایمان به غیب در سرباز پیدا شود. این ایمان است که سرباز را تا دم آخر دل خوش و سرگرم به کار و به خدمت به میهن نگهداری می کند. این ایمان است که سرباز و هرکس دیگر را حتی در خلوت و تنهائی از خیانت به کشور و هم میهنان بازمی دارد. ایمان به خدا است که روح شجاعت و شهامت به بشر می دهد. ایمان به آن جهان و سعادت آن است که انسان را تا دم مرگ با پشتکار خستگی ناپذیر و دلگرمی برای خدمت به برادران دینی خود حاضر می کند.»
3-13. لزوم تشکیل مجلس مؤسسان اسلامی
امام خمینی به صراحت مشروعیت سلطنت را زیر سؤال بردند که به آن اشاره کردیم. در بخش دیگری از کتاب کشف اسرار، ایشان در مقام جدل و اخذ به مقبولات طرف مقابل به نهاد حقوقی ای که مورد قبول مدافعان سلطنت نظیر حکمی زاده بود استناد می کنند و وی را با طرح این پرسش که «علت مخالفت با تشکیل مجلس مؤسسانی متشکل از مجتهدین عادل چیست؟» به چالش می کشند. ایشان در این زمینه می نویسند:
«همان طور که یک مجلس مؤسسان تشکیل می شود از افراد یک مملکت و همان مجلس تشکیل یک حکومت و تغییر یک سلطنت می دهد و یکی را به سلطنت انتخاب می کند و همان طور که یک مجلس شورا تشکیل می شود از یک عده اشخاص معلوم الحال و قوانین اروپایی یا من درآوردی را بر یک مملکت که هیچ چیز آن ها مناسب با وضع اروپا نیست تحمیل می کنند و همه شما کورکورانه آن را مقدس می شمرید و سلطان را با قرارداد مجلس مؤسسان سلطان می دانید و به هیچ جای عالم و نظام مملکت بر نمی خورد، اگر یک همچون مجلسی از مجتهدین دین دار که هم احکام خدا را بدانند و هم عادل باشند و از هواهای نفسانیه عاری باشند و آلوده به دنیا و ریاست آن نباشند و جز نفع مردم و اجرا حکم خدا غرضی نداشته باشند، تشکیل شود و انتخاب یک نفر سلطان عادل کنند که از قانون های خدایی تخلف نکند و از ظلم و جور احتراز داشته باشد و به ملأ و جان و ناموس آن ها تجاوز نکند، به کجای نظام مملکت برخورد می کند؟ و همین طور اگر مجلس شورای این مملکت از فقها دین دار تشکیل شود یا به نظارت آن ها باشد، چنانچه قانون هم همین را می گوید: به کجای عالم برخورد می کند.
چه شد که مجلس مؤسسان که با زور سرنیزه تشکیل شد و همه دیدید اکنون هم حکمش نافذ و درست است، ولی اگر این مجلس از این اشخاصِ مطلعِ صحیح العمل تشکیل شود و بر طبق قانون های خدایی باشد عیب پیدا می کند؟ این ها نیست جز اینکه با قانون خدایی طرف هستید و می خواهید از قانون های اروپایی پیروی کنید و این از بدبختی های بزرگ ما و مخالف با حکم عقل است.»
همانطور که بیان شد امام اساس سلطنت و حکومت غیراسلامی را نامشروع می دانستند و حاکم را موظف به اطاعت از احکام شرعی می دانستند از طرف دیگر در این فقره نیز تصریح کردند که حاکم باید از جانب فقها تعیین شود و قوانین نیز توسط فقها یا با نظارت مؤثر آنان تنظیم شود. مشخص است حاکمی که از طرف روحانیت تعیین شده باشد و مجری احکام فقهی باشد «سلطان» به معنای مصطلح کلمه نیست و شاید مقامی نظیر رئیس جمهور باشد که در محدوده اختیاراتی مشخص ذیل ولایت فقیه به اجرای قوانینی می پردازد که از نظر شرع مقدس بدون اشکال و ایراد است. با این توصیف مشخص می شود کلمات متشابه امام همچون مورد ذیل نوعی «جدل» و تسامح با مبانی خصم است:
«چنانچه پیش تر گفتیم نمی گوییم حکومت باید با فقیه باشد بلکه می گوییم حکومت باید با قانون خدایی که صلاح کشور و مردم است اداره شود و این بی نظارت روحانی صورت نمی گیرد چنانچه دولت مشروطه نیز این امر را تصویب و تصدیق کرده و این امر به هیچ جای نظم مملکت و تشکیل حکومت و مصالح کشور برخورد نمی کند.»
امام در این فقره از باب «قاعده الزام» و استناد به قاعده ای که مورد پذیرش طرف مقابل است به نظام مشروطه استناد کرده اند نه این که سلطنتِ محدودشده و مشروط شده را مشروع بدانند چنانچه حدود 18 سال بعد در جریان مبارزه با انجمن های ایالتی و ولایتی به این مسئله تصریح کردند و فرمودند:
«ما از طریق «ألْزِموُهُمْ بِما ألْزَموُا عَلَیْهِ أنْفُسَهُمْ » با ایشان بحث مى كنیم، نه اینكه قانون اساسى در نظر ما تمام باشد.»
در بخش های قبل بیان شد که امام تمام نظامات غیراسلامی از جمله مشروطه را استبدادی معرفی کردند و طبیعتاً نه در کشف اسرار نه در مواضع سیاسی بعد آن نظام را قبول نکرده بودند.
3-14. تشکیلات رسانه ای اسلامی
امام خمینی در کشف اسرار نکاتی را پیرامون جهت گیری دستگاه رسانه ای کشور می نویسند:
«اداره تبلیغات اسلامی از بزرگ ترین ادارات است که به حسب قانون اسلام تمام افراد توده از زن و مرد از اعضاء آن اداره بهشمار می روند و وظایف آن ها نظامنامه عمومی است که بین تمام افراد توده باید پخش شود و همه به وظیفه خود عمل کنند. آن اداره مانند اداره تبلیغات ننگین ما نیست که گفتار دینی و قرآن که قانون اسلام است از آن اسقاط شود و به جای آن ها آن چیزها که همه می دانید و می دانیم گذاشته شود. و اداره تبلیغات ما کارخانه عفت سوزی و شهامت و شجاعت و معارفکشی باید بهشمار برود چنانچه همه می دانید و می بینید. اداره تبلیغات اسلامی «إِنَ اَللهَ اِشْتَرى مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَ لَهُمُ اَلْجَنَةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اَللهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًا فِی اَلتَوْراةِ وَ اَلْإِنْجِیلِ وَ اَلْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اَللهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِكُمُ اَلَذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ» را با ترجمه و تفسیر بین توده پخش می کند و پشت رادیو برای مردم می گوید و این معاهده خدا با ملت را گوشزد آن ها می نماید. اداره تبلیغات ما آن ها را که شب و روز می بیند بین توده پخش می کند. یک نظامی که با اداره تبلیغات اسلامی تربیت شود جان و مال خود را از خود نمی داند بلکه به حسب این معاهده از اسلام و خدا می داند و در مقابل بهشت و سعادت همیشگی را برای خود می داند. این روح نظامی کشورگیری می کند، نظامیان اسلامی از صفوف جماعت و عبادت خدا به میدان جنگ و صف نظامی می روند. این ها خیانت به اسلام و کشور اسلامی نخواهند کرد. نظامیان تربیت شده شما را همه توده می شناسد و محتاج به معرفی نیست. این تربیت و این نظام کشور را عظمت نمی دهد و نخواهد داد بلکه به خرابی آن کمک می کند.»
3-15. قانون گریزی
حکمی زاده در اسرار هزارساله خود تلاش می کرد ریشه قانون گریزی مردم را به دین و روحانیت نسبت دهد. امام در پاسخ به این شبهه نوشتند:
«هر قانون وقتی در نظر توده می تواند محترم باشد و مردم به آن ایمان و عقیده داشته باشند که دارای چند جهت زیر باشد.
1- مردم قانون گذار را شخص صالحی تشخیص داده باشند که در قانون گذاری جز مصلحت کشور و توده نظر دیگری نداشته باشد و خود او از شهوت رانی و نفعطلبی به کلی برکنار باشد و اگر دیدند قانون گذارها شهوت ران و مقام طلب شدند و برای اشغال کرسی وکالت و وزارت از هیچ جنایتی نگذشتند ناچار مردم به قانون آن ها ایمان نمی آورند و نباید هم توقع داشت که ایمان بیاورند.
2- خود قانون خردمندانه باشد و صلاح کشور و توده در آن مراعات شده باشد پس مانند قانون نظام اجباری و دادگستری و گمرک و بیشتر قوانین کشور ما خود قابل عقیده و ایمان نیستند.
3- آن که خود قانون گذاران از زیر بار قانون خود در نروند و خود آن ها در عمل کردن به قانون راهنمای توده باشند؛ پس باید هیچ یک از قانون های این کشور را قابل این ندانیم که ریشه در دل توده بکند؛ زیرا همه می دانید که قانون گذاران خود بیشتر متخلف از قانون اند و این نیازمند به شرح نیست.
4- آن که توده بدانند که اگر آن ها به واسطه عمل به قانون حاصل دسترنج خود را دادند، زمامداران آن را به درد کشور می زنند نه به کیسه خود و زمامداران ما و اعضاء کنونی دولت، خود را پیش توده این طور معرفی نکردند.
اینجا است که باید عملنکردن به قانون و ایمان نداشتن به آن را تقصیر قانون گذاران و زمامداران دانست و هیچ توقع نداشت که توده از روی ایمان و عقیده حاصل زحمت خود را برای این بیهوده کاری ها به رایگان بدهد و کیسه مشتی خیانتکار را بی جهت پر کند.
اینکه ما می گوییم قانون گذار باید خدا باشد و کارمندان دولت باید با آن شرایطی باشند که قانون اسلام معین کرده برای همین است که با آن مقررات ممکن است قانون در دل مردم ریشه بکند و توده ایمان و عقیده به آن پیدا کنند.»