کد خبر: ۳۲۷۸۷۵
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۱
چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر – 6

آنانی که بزدلانه نیامدند

 
 
دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 
چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به پایان رسید، در حالی که بازهم ساحت خود و برخی جوایزش را در اختیار افرادی گذاشت که نه تنها بویی از فجر انقلاب نبرده‌اند و نه تنها از ایران و ایرانی بودن، سردر نمی‌آورند بلکه حتی بعضا سواد این موضوعات را هم نداشته و ندارند! 
قضیه‌ای که هر از گاهی در برخی مراسم این سینما تحت عنوان تحریم و بایکوت و... شایع شده و بعضا با فحاشی و تهدیدات و فشارهای مختلف دیکته شده از سوی رسانه‌های بیگانه همراه گردیده تا مثلا جشنواره‌های سینمایی را از سکه بیندازند، طرفه آنکه علی‌رغم این‌گونه اقدامات کاریکاتوری، اما هر بار این جشنواره‌ها، پربارتر و پرمخاطب‌تر شده‌اند.
چنان‌که چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، علی رغم همه کاستی‌ها و تغییرات و برنامه‌های خلق‌الساعه، اما پرمخاطب‌تر از همیشه، مورد استقبال مردم و نویسندگان و منتقدان و هنرمندان قرار گرفت و اگرچه به معدود فیلم‌های سینمای دفاع مقدس بی‌اعتنا ماند اما جایزه اصلی‌اش را به فیلمی قوی درباره کودکان غزه داد و تا حدی عقب افتادگی این سینما و جشنواره فیلم فجر نسبت به حرکت جهانی برای فلسطین و علیه اسرائیل را جبران نمود.
مواجهه با یک بازیگر بین‌المللی
یکی از فیلمسازان این دوره از جشنواره در نشست رسانه‌ای پس از نمایش فیلمش و در مقابل این سؤال که چرا در فیلمش از به اصطلاح بازیگران معروف و مثلا سوپر استارها استفاده نکرده، پاسخ تامل برانگیزی داد. او ضمن اشاره به عدم شرکت این‌گونه افراد در جشنواره و نشست‌های خبری آن گفت: 
«... از ستاره‌های سینما استفاده می‌کردم که الان برای شرکت در این جلسه التماس‌شان کنم؟! یک مشت ستاره ترسو که حاضر نیستند کنار فیلمشان بایستند و بیایند در مقابل شما راجع به فیلمشان حرف بزنند... شما الان در این سالن نزدیک 200 نفر زحمت کشیده‌اید و از صبح تلاش می‌کنید تا یک رخداد ملی را پوشش بدهید. ولی خیلی‌ها بزدلانه نمی‌آیند در مقابل شما قرار بگیرند و به احترام شما و این رویداد ملی این‌جا بنشینند...»
اما بازیگر فیلم «سرزمین فرشته‌ها» به نام سولاف فواخرجی که یک بازیگر بین‌المللی بوده و به نظر کارشناسان هنری، یک پلان بازی‌اش به اندازه همه دوران بازیگری آن حضرات تحریمی ارزش سینمایی دارد، از کشور مصر به ایران آمد، در مراسم حضور یافت و پس از دریافت جایزه‌اش هم، سخنرانی قدرشناسانه قابل تاملی ایراد نمود.
قضیه بی‌مسئولیتی‌های بعضی عوامل فیلم‌ها، در این جشنواره تنها به برخی به اصطلاح ستاره‌های سینما محدود نشد و بعضا برخی عوامل دیگر را هم در برگرفت، از جمله کارگردانی که با هزینه هنگفتی از بیت‌المال، یک قطعه تبلیغاتی ضعیف را به جای فیلم، تحویل جشنواره داده بود و بی‌ادبانه نه در جلسه مطبوعاتی فیلم شرکت کرد و نه در مراسم اختتامیه که با تسامح و تساهل هیئت داوران، شبه فیلم او را نامزد دریافت سیمرغ بهترین کارگردانی هم کردند! 
این درحالی است که ارتزاق او از مؤسسات و سازمان‌های دولتی و حاکمیتی در طی بیش از 40 سال، برکسی پوشیده نیست و همواره از کیسه بیت‌المال بار خود را بسته است.
جایزه به نابازیگران
متاسفانه داوران جشنواره بدون هیچ دلیل هنری و سینمایی، چند جایزه مهم خود را به این دسته افراد دادند، درحالی که آنها حتی حرمت این داوران را هم نگه نداشته و با دهن‌کجی، سخاوت بیهوده و نادرست‌شان را پاسخ دادند، آن هم مثلا بازیگر دست چندمی که با تکیه بر فیزیک و هیبت خود و دلقک‌بازی در یک سریال تلویزیونی، به اصطلاح برای خود «از این نمد کلاهی بافته» یا بازیگر تاریخ گذشته‌ای که هیچ‌گاه در عمر به اصطلاح هنری خود طی این نزدیک به 40 سال، نه تنها ایفای نقش قابل تاملی نداشته بلکه به اذعان کارشناسان سینمایی، حتی کلماتش را نیز به درستی نتوانسته ادا نماید، چنان‌که در همین فیلمی که جایزه به او تعلق گرفت، با زور و از لابه‌لای دندان‌هایش، کلمات نیم خورده را بیرون می‌داد!!
اما این افراد که خود را ظاهرا عزادار دانستند، هنگامی که دستمزدهای دهها میلیاردی از بیت‌المال دریافت کرده و می‌کنند، در فکر عزاداری نبوده و نیستند؟چنان‌که بعضا در همین شرایط بازهم با دریافت پول‌های نجومی درحال ارتزاق از بیت‌المال به سر می‌برند!!
البته به نظر می‌رسد اشکال از سیستم تهیه کنندگی و نوع قراردادهای سینمای ما باشد که برخلاف کشورهای صاحب سینما، عوامل و بازیگران را رها کرده، در حالی که در سینمای استاندارد دنیا، بازیگری که با پروژه‌ای قرارداد امضاء می‌کند، تا پایان اکران فیلم، همچنان در اختیار پروژه بوده و بنا به صلاحدید تهیه‌کننده، در هر مراسم و کنفرانس و نشست و برنامه‌ای که او تشخیص دهد، شرکت می‌کند و حق هیچ‌گونه اظهارنظر یا مصاحبه و یا نوشتن بدون اجازه تهیه‌کننده و در جهت مصالح پروژه را ندارد. اما متاسفانه در سینمای ما، عوامل تولید به ویژه بازیگران کاملا رها هستند تا هر سازی می‌خواهند بزنند!
سوگواری برای تروریست‌ها؟!
واقعا این حضرات که ادعای عزاداری و سوگواری کردند، مقصود و منظورشان کدام عزا و سوگ بود و برای چه کسانی؟ آیا برای آن 2427 شهیدی که برای حفظ همین نظام و انقلاب و یاد دهه فجر انقلابش و برپایی مراسمی یادبود آن، به شهادت رسیدند؟ یا برای اغتشاشگران و تروریست‌هایی که صدها مسجد و مدرسه و مرکز پزشکی و آمبولانس و ماشین آتش‌نشانی و اتوبوس و بانک و دیگر اماکن عمومی را به آتش کشیدند و به دهها مرکز نظامی و انتظامی حمله کردند؟! 
آیا برای آنهائی که حافظان امنیت را سوزاندند و سر بریدند و پوست کندند و همچون زامبی‌ها هجمه برده و همه زمین و آسمان را تخریب نمودند، عزادارند؟ شاید هم تحت تاثیر القائات شبکه‌های بیگانه، به نظرشان همه اینها به اصطلاح کار «خودشان» (یعنی نظام) بوده است؟! یعنی «خودشان»، «خودشان» را زدند و کشتند و سوزاندند و بعد «خودشان» را دستگیر کردند و حالا هم در حال محاکمه «خودشان» هستند؟!! اگر واقعا به چنین القائاتی باور دارند، چرا در کنار این «خودشان» ماندند و هورا کشیدند و دست زدند؟!!
مگر موساد (سرویس جاسوسی اسرائیل) توئیت رسمی انتشار نداد که به گونه عملیاتی در داخل کشور ایران و در کنار آشوبگران حضور دارد؟ مگر ربع پهلوی رسما در گفت‌و‌گویی اعلام نکرد، «یک جنگ در جریان است و جنگ کشته دارد»؟ مگر دهها فیلم و ویدئو از سوی خود اغتشاشگران و شبکه‌های حامی آنها منتشر نشد که مسلح و در حال شلیک کردن و آتش زدن و پرتاب کوکتل مولوتف و تخریب و ویرانگری و سربریدن و سوزاندن و حمله به اماکن مختلف از جمله مساجد و مدارس و مراکز درمانی نشان داده می‌شدند؟ مگر دهها نفر از مردم بی‌گناه را از پشت سر یا با تیر مستقیم به پیشانی و یا به طرق مختلف به شهادت نرساندند؟
مگر چندین اعلامیه از سوی گروهک تروریستی منافقین انتشار نیافت که عملیات مسلحانه خود علیه مکان‌های مختلف عبادی و سیاسی و نظامی را تشریح می‌کردند و اسامی کشته‌های خود را اعلام می‌نمودند؟ مگر همه این موارد در همین شبکه‌های به اصطلاح مجازی همراه فیلم و عکس و تصاویر تکان دهنده، پخش نشد؟
بی‌سوادی و هپروت بزرگِ حضرات تحریمی
شاید این حضرات هم به نوعی دنباله‌رو جعفر پناهی باشند که وقتی با رانت و پارتی‌بازی جهانی، اثرش را در جشنواره‌های مختلف مطرح کردند، در یکی از همین جشنواره‌ها، آنچنان بی‌سوادی و بی‌خبری خویش را بروز داد که انگار از کهکشان‌های دور به کره زمین آمده و گفت: 
«... جاهای مختلفی از دنیا می‌روم، می‌بینم که همه چیز خیلی عوض شده...واقعیت این است که یک مقدار ترسیدم، چیزهایی را جاهای مختلف می‌بینم که این نشانه‌های خوبی نیست... درست در جاهایی که اصلا توقع نداریم این نشانه‌ها وجود داشته باشد... آیا دنیا به سمتی می‌رود که ترسناک خواهد بود؟...»
شاید اشاره پناهی به فجایع و نسل‌کشی در غزه بود که البته جرات بر زبان آوردن حتی کلامی درباره‌اش نداشت! آنچه همچون محکومیت اسرائیل و قتل عام در غزه، طی دو سال در جشنواره‌های مختلف دنیا، سخن روز شد و فقط شبه فیلمسازان ما بی‌خبر بودند!! یعنی تا این حد پرت بودن و بی‌سوادی و تظاهر به کودنی فرهنگی و سیاسی، واقعا در دنیای امروز نوبر است که تنها در میان این حضرات یافت می‌شود! 
کم‌توجهی به دهه فجر انقلاب
اما مسئولان جشنواره فیلم فجر برخلاف جشنواره‌های استاندارد دنیا، هم آثار زیر خط استاندارد این حضرات را در معتبرترین بخش جشنواره یعنی مسابقه سینمای ایران به نمایش درآوردند، هم آن دسته عوامل و شبه بازیگران قدرناشناس را مورد تجلیل قرار داده و هم از بی‌اعتنائی‌شان نسبت به مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور، دفاع کردند! 
آن هم در مراسم پایانی رویداد سینمایی کشوری که چند ساعت قبلش با حضور دهها میلیونی مردم در سالگرد پیروزی انقلاب، یک بار دیگر در مقابل همه لشکرکشی‌ها و توحش تروریستی آمریکا و اذنابش، محفوظ باقی ماند. ولی نه آن شبه هنرمندان قدر حضور مردمی را دانستند و نه این مسئولان!
متاسفانه اغلب سخنرانی مسئولان سینمایی در مراسم اختتامیه، از سر ضعف و خودباختگی به نظر رسید، گویی همه به‌گونه‌ای خود را در برگزاری چنین مراسمی، ناگزیر و گناهکار می‌دانستند و از همین روی بیشتر با عناصر به اصطلاح تحریمی، ابراز همدردی کردند تا هنرمندانی که با همه آن فشارها و این کم لطفی‌ها برای قدردانی از مردم همیشه در صحنه ایران، خود را به مراسم رسانده و سپاسگزار بودند!