کد خبر: ۳۲۷۸۰۵
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۸
نگاهی به مستند «هزار و یک روز انقلاب»

انقلاب اسلامی ایران و مقایسه آن با انقلاب‌های دیگر

مستند «هزار و یک روز انقلاب» با روایتی تطبیقی، به سراغ مفهوم انقلاب در تاریخ معاصر رفته و با مقایسه انقلاب اسلامی ایران با نمونه‌هایی چون آمریکا، فرانسه، روسیه و انگلستان، تلاش می‌کند تفاوت‌های بنیادین این تجربه تاریخی را در قالبی تحلیلی، اپیزودیک و قابل فهم برای مخاطب عمومی روایت کند.
در میان مستندهایی که به انقلاب اسلامی ایران می‌پردازند، هستند آثاری که یا در دام روایت‌های کلیشه‌ای می‌افتند یا از شدت شعاری ‌بودن، مخاطب عام را پس می‌زنند. مستند «هزار و یک روز انقلاب» مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است؛ مسیری که به‌جای تمرکز صرف بر وقایع داخلی، انقلاب اسلامی را در یک قاب تطبیقی و تاریخی قرار می‌دهد و آن را در نسبت با انقلاب‌های بزرگ جهان نیز می‌سنجد.
این مستند با مرور تجربه انقلاب‌هایی چون آمریکا، فرانسه، روسیه و انگلستان، تلاش می‌کند نشان دهد مفهوم «انقلاب» در تاریخ سیاسی جهان همواره یکسان نبوده و هر انقلاب، زاییده بستر فکری، اجتماعی و فرهنگی خاص خود است. روایت اثر از این منظر آغاز می‌شود که بسیاری از نظریه‌های کلاسیک انقلاب، برآمده از تجربه غربی یا شرقی خاصی هستند و تعمیم بی‌واسطه آن‌ها به انقلاب اسلامی ایران، به خطای تحلیلی منجر می‌شود. جالب آنکه شباهت‌های زیادی میان سایر انقلاب‌ها وجود دارد درحالی‌که شامل انقلاب اسلامی ایران نمی‌شوند. درواقع انقلاب اسلامی یک انقلاب یگانه است.
یک روایت کلان 
از انقلاب اسلامی
یکی از امتیازهای اصلی «هزار و یک روز انقلاب» نوع روایت آن است. مستند، راوی انقلاب‌ها به‌صورت کلی است و تفاوت‌های بنیادین آن‌ها با انقلاب اسلامی ایران را برجسته می‌کند. در این مسیر، مردم‌سالاری دینی و پیوند سیاست با دین، به‌عنوان دو مؤلفه متمایزکننده انقلاب اسلامی مطرح می‌شود؛ مؤلفه‌هایی که در انقلاب‌های کلاسیک غربی یا شرقی یا غایب‌اند یا نقشی حاشیه‌ای دارند و چه بسا می‌توان گفت نقش مردم در سایر انقلاب‌ها ناچیز بوده و همچنین عدم یک گفتمان فکری قوی ضربه‌زننده بوده است.
اثر به بیانات رهبر معظم انقلاب به‌عنوان چارچوب نظری تکیه دارد، اما این اتکا به شکل نقل‌قول‌های خطابی یا مونولوگ‌های مستقیم درنیامده است. چرا که بیشتر تلاش شده تا بیانات رهبری را در اتفاقات و تحلیل‌ها بیاورد و مفاهیم را در دل تاریخ و مقایسه تاریخی توضیح دهد. همین رویکرد باعث شده مستند، یک اثر هنری‌تر و مفیدتر برای عموم مخاطبان باشد و درک آن همه‌فهم‌تر شود.
نظریه‌پردازان انقلاب‌ها 
در تعریف انقلاب ما عاجز‌اند
بخشی از مستند به مرور دیدگاه متفکران و نظریه‌پردازان انقلاب اختصاص دارد؛ از نظریه‌های مبتنی بر تضاد طبقاتی گرفته تا قرائت‌هایی که انقلاب را صرفاً نتیجه بحران اقتصادی یا فروپاشی نظم سیاسی می‌دانند. مستند در این بخش نشان می‌دهد که بسیاری از این نظریات، در توضیح انقلاب اسلامی ایران با خلأ جدی مواجه‌اند و عملا نظریات آنها با انقلاب اسلامی همخوانی ندارد.
انقلاب اسلامی، نه محصول فروپاشی دولت به معنای کلاسیک آن است، نه نتیجه یک شورش صرف اقتصادی و نه انقلابی برآمده از برخی نظریات جامعه‌شناسان و اقتصاددانان از جمله بیماری هلندی. مستند با استناد به شواهد تاریخی و اجتماعی، این نکته را برجسته می‌کند که پیوند میان دین، رهبری کاریزماتیک و حضور فعال و جدی مردم در تمام عرصه‌ها، الگوی متفاوتی از انقلاب را شکل داده است؛ الگویی که در چارچوب‌های نظری رایج به‌سختی قابل توضیح است. پرداختن به این تناقض‌ها، از نقاط قوت محتوایی اثر محسوب می‌شود.
نگاه مستند امروزی 
و مخاطب‌محور است
«هزار و یک روز انقلاب» تلاش کرده زبان خود را به زبان امروز نزدیک کند. ساختار روایت، پیچیدگی‌های نظری را به شکلی ساده و قابل فهم برای مخاطب عمومی بازگو می‌کند، بدون آن‌که به سطحی‌نگری برسد. همین ویژگی باعث شده مستند بتواند با طیف متنوعی از مخاطبان ارتباط برقرار کند؛ از علاقه‌مندان تاریخ گرفته تا مخاطبانی که آشنایی عمیقی با مباحث نظری انقلاب ندارند.
اثر از موضع بازاندیشی به انقلاب نگاه می‌کند؛ نگاهی که صرفاً مربوط گذشته نیست و تداوم آرمان‌ها در دهه پنجم انقلاب را نیز مدنظر قرار می‌دهد. این پیوند میان گذشته، حال و حتی آینده، به مستند هویتی امروزی داده و آن را از بازگویی صرف تاریخ جدا کرده است.
فرم اپیزودیک و بازی جالب 
با آرشیو‌های ‌هالیوودی
از نظر فرمی، روایت اپیزودیک یکی از انتخاب‌های هوشمندانه مستند است. تقسیم‌بندی موضوعی و زمانی، به مخاطب اجازه می‌دهد هر بخش را به‌عنوان یک واحد مستقل دنبال کند و انسجام کلی اثر از دست نرود. این ساختار، به‌ویژه برای موضوعی به گستردگی «انقلاب» کارکرد خوبی دارد.
استفاده از آرشیوهای سینمایی نیز در تقویت بیان تصویری اثر نقش مهمی ایفا کرده است. تصاویر منتخب، به انتقال حس و فضای تاریخی کمک می‌کنند و از یکنواختی بصری می‌کاهند. با این حال، در برخی بخش‌ها گرایش به تصاویر ‌هالیوودی پررنگ‌تر از حد نیاز است؛ انتخابی که جالب است اما زیاد از حد بودنش و دور بودن از محتوای مستند می‌تواند ضربه‌زننده باشد. استفاده بیشتر از آرشیوهای مستند و واقعی می‌توانست پیوند تصویر و محتوا را تقویت کند.
«هزار و یک روز انقلاب»
 اولین اثر علی صفارهرندی
مستند «هزار و یک روز انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی علی صفارهرندی و تهیه‌کنندگی علی صدری‌نیا تولید شده است؛ اثر ۵۶ دقیقه‌ای که پیش این در شبکه‌های یک، چهار و مستند سیما پخش شده و مسیر متفاوتی در روایت انقلاب اسلامی نسبت به دیگر آثار مشابه در پیش گرفته است. صفارهرندی، متولد ۱۳۷۹ و دانشجوی کارشناسی ‌ارشد جامعه‌شناسی است و این پروژه اولین اثر جدی او است که به‌عنوان تجربه‌ای پژوهشی و تحلیلی در کارنامه او ثبت می‌شود.
در سمت تهیه‌کننده، علی صدری‌نیا نیز حضور دارد که از نسل مستندسازانی است که پیش‌تر در روایت‌های پژوهش‌محور و با بهره‌گیری از روش‌های متفاوت روایت تجربه‌هایی را در کارهای رسانه‌ای به نمایش گذاشته است. صدری‌نیا پیشتر در گفت‌وگو با رسانه‌ها اشاره کرده بود که در این پروژه هدف تیم تولید، ارائه روایتی غیرکلیشه‌ای بوده و همین دیدگاه بتواند ساختار تحلیلی و تطبیقی مستند را تقویت کند، رویکردی که در انتخاب نمونه‌های تاریخی، فرم اپیزودیک و پرداخت به سخنان رهبر انقلاب نیز مشخص است.
یک مستند مفید 
در تحلیل انقلاب اسلامی
«هزار و یک روز انقلاب» را می‌توان یک تلاش جدی برای فهم عمیق‌تر مفهوم انقلاب و به خصوص انقلاب اسلامی و نسبت آن با سایر انقلاب‌های تاریخ دانست؛ تلاشی که انقلاب اسلامی ایران را به تنهائی بررسی نمی‌کند و آن را در متن تاریخ جهانی انقلاب‌ها قرار می‌دهد تا ارزش آن برجسته‌تر و ملموس‌تر شود. پرهیز از شعارزدگی، پرداختن به خطاهای نظری متفکران کلاسیک، زبان قابل فهم و فرم اپیزودیک، از ویژگی‌هایی است که این مستند را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. در نهایت، اثر بیش از آن‌که به دنبال اقناع احساسی باشد، تلاش بر اقناع تحلیلی دارد؛ رویکردی که برای مخاطبی که به دنبال فهم دقیق‌تر انقلاب و تمایزهای آن است، تجربه‌ای قابل تأمل فراهم می‌آورد.