«جانشین»؛ تولد قهرمان در میانه آتش و ایمان
آرش فهیم
مهدی شامحمدی که دو سال پیش با فیلم «مجنون» نوید ظهور یک فیلمساز دغدغهمند در حوزه سینمای مقاومت را داده بود، امسال با «جانشین» (محصول انجمن سینمای انقلاب و دفاعمقدس) گامی بلندتر و استوارتر برداشته است. اگر «مجنون» بهدلیل خاستگاه مستندسازی کارگردانش، بیشتر بر اتمسفر و واقعگرایی بصری تکیه داشت، «جانشین» نشاندهنده بلوغ او در درامپردازی و قصهگویی است.
بزرگترین دستاورد «جانشین»، ترسیم دقیق پروسه «قهرمان شدن» است. شامحمدی اینبار به سراغ «حسین املاکی» رفته است. فیلم با هوشمندی، املاکی را از ابتدا یک اسطوره دستنیافتنی تصویر نمیکند؛ بلکه ما با جوانی معمولی روبهرو میشویم که در کوره حوادث و در بستر عملیات «نصر۴»، مس وجودش به طلای ناب بدل میشود.
فیلمساز به درستی درک کرده است که برای ساختن یک قهرمان در دل جنگ و جهاد، نباید تنها به خاکریز اکتفا کرد. «جانشین» با نقب زدن به خلوت قهرمان و نمایش دوران مجروحیت و زیست خانوادگی او، به شخصیت عمق میبخشد. همین توجه به حریم شخصی و نوع تعامل او با خانواده، تفاوت میان یک «پوستر تبلیغاتی» با یک «انسان تراز» را رقم میزند. ما در «جانشین» با قهرمانی روبهرو هستیم که عقلانیت، مدیریت بحران و ازخودگذشتگیاش نه از سر جوزدگی، که ریشه در ایمانی آگاهانه و خانوادهمحور دارد.
نمیتوان از «جانشین» سخن گفت و به بازی قدرتمند «آرمان درویش» اشاره نکرد. درویش در ۳۸سالگی، سختترین و حساسترین نقش کارنامه خود را با مهارتی مثالزدنی ایفا کرده است. او توانسته است آن آرامش درونی و در عین حال صلابت حیدری شهید املاکی را در نگاه و لرزش صدایش متبلور کند. درک صحیح او از تفکر شهید، باعث شده تا نقش از حد یک تقلید بصری فراتر رفته و به یک «تجسد ملموس» بدل شود. در کنار او، بازیهای پخته امیر آقایی و حضور متفاوت شکیب شجره، ویترینی پربار از بازیگری را در جشنواره چهلوچهارم رقم زده است که قطعاً نگاه داوران را جلب کرده است.
از منظر تکنیکی، «جانشین» یک اثر سرحال و پرخون است. برخلاف بسیاری از آثار جنگی که در میانه راه دچار افت ریتم میشوند، این فیلم با شروعی کوبنده و جنگی، مخاطب را در محاصره آتش قرار میدهد و تا پایان در عملیات سنگین نصر۴ رها نمیکند. تنوع لوکیشن و تعدد موقعیتها، مانع از خستگی چشم مخاطب میشود.
البته شاید منتقدان سختگیر، گوناگونی داستان و خردهروایتها را عاملی برای کاهش انسجام ساختاری بدانند، اما از زاویهای دیگر، همین تکثر است که به فیلم تنوع بخشیده و ابعاد مختلف زندگی یک فرمانده جنگی را به تصویر کشیده است. دوربین شامحمدی در صحنههای نبرد، دوربینی گیج و سردرگم نیست؛ بلکه اتمسفر جنگ را با رعایت اصول زیباییشناختی سینمای استراتژیک خلق میکند.
در بخش فنی، «جانشین» نشاندهنده یک مهندسی بصری سنجیده است که متأسفانه در سینمای خموده و محصور در لوکیشنهای تکراری تهران، کیمیاست. تدوین فیلم در صحنههای عملیاتی، صرفاً تقطیع نماها برای ایجاد هیجان کاذب نیست؛ بلکه نوعی «تدوین دیالکتیکی» است که میان التهاب خطمقدم و آرامش معنوی پشت جبهه، توازن برقرار میکند. تدوینگر با درک درست از ریتم «حیات جهادی»، اجازه نمیدهد ضربآهنگ فیلم در بخشهای خانوادگی افت کند؛ بلکه از آن برای نفسگیری مخاطب پیش از فینال سهمگین فیلم بهره میبرد.
موسیقی متن اثر نیز برخلاف جریان غالب که به سمت «موسیقیهای انتزاعی و نالهوار» رفته است، در «جانشین» حماسی، ارگانیک و در خدمت تقویت حس ملی است. نتها در این فیلم، نه بار اضافی بر دوش تصویر، که مکمل فریادهای یاحسین(ع) در میان گرد و غبار عملیات نصر۴ هستند. طراحی صحنه و لباس نیز با وسواسی مستندگونه (که میراث شامحمدی از سینمای حقیقت است) انجام شده؛ به طوری که مخاطب نه با یک چیدمان شیک سینمایی، بلکه با «چرکتابی» واقعگرایانه جنگ و معصومیت جاری در جبهههای غرب روبهرو میشود.
یکی از مسئولیتهای مهم سینمای امروز ما «هویتبخشی» به نسل جوان است. «جانشین» دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. در حالی که جریان نفوذ در سینما تلاش میکند تصویر رزمنده را انسانی «دچار تردید» یا «خسته از آرمان» نشان دهد، شامحمدی آدرس درست را میدهد. او «حسین املاکی» را به عنوان یک «مدیر بحران» معرفی میکند که در اوج بنبستهای جنگی، عقلانیت را با ایثار پیوند میزند.
در مجموع «جانشین» یکی از آثار محترم و از ماندگارترین آثار دفاعمقدسی یک دهه اخیر است. فیلمی که نه برای «کسب جایزه»، بلکه برای «تاریخ و هویت ایران» ساخته شده است. این فیلم ثابت میکند که اگر ابزار سینما در دست هنرمند متعهد قرار گیرد، میتواند پلی میان نسلهای جدید و حماسههای فراموشنشدنی دفاعمقدس باشد. «جانشین» نماینده شایسته سینمای تراز انقلاب در این دوره است؛ فیلمی که هم «عقل» را به تامل وامیدارد و هم «دل» را میلرزاند. شهید حسین املاکی با این فیلم، دوباره متولد شد تا به نسل امروز یادآوری کند که «جانشین» بودن در مسیر حق، بهائی به سنگینی جان دارد، اما پاداشی به وسعت ابدیت.