سیره پیامبر(ص) در برخورد با برهمزنندگان امنیت اجتماعی(شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: سیره پیامبراسلام(صلیالله علیه وآله) در برخورد با برهمزنندگان امنیت اجتماعی و نیز چهرههای شاخص(سلبریتی) که تشویش اذهان عمومی میکردند چگونه بود؟
پاسخ: در جریان جنگ خندق، که مسلمانان درگیر جنگ با مشرکان مکه بودند و هر آن ممکن بود مشرکان از خندق عبور کرده و مدینه را تصرف کنند، بناگاه بنی قریظه که داخل مدینه زندگی میکردند از پشت خنجر زده و دست به اقدامات ایذایی علیه مسلمانان زدند.
بنی قریظه، برهمزنندگان امنیت مدینه
مسلمانان زنان را در خانهای جمع کردند تا از شدت دلهره آنها بکاهند و آنها کنار هم قوت قلب هم باشند، بنی قریظه به آن خانه حمله کرده و بر رعب و وحشت زنان افزودند. آنها در گروههای چند نفر هر مسلمانی را تنها مییافتند مورد ضرب و شتم قرار میدادند. یک شب ده نفر از یهودیان از قلعه بیرون آمدند تا به مسلمانان شبیخون بزنند. آنان با گروهی از مسلمانان در نزدیکی بقیع درگیر شدند.(1) در اقدام دیگری، حی بن اخطب به مشرکان قریش پیغام داد دوهزار نفر نیرو بفرستند تا شبانه مرکز مدینه را هدف قرار دهند.(2)
اغتشاشات آنها تا جایی پیش رفت که یکی از صحابه نقل میکند: «ما برای کودکان و زنان خودمان در مدینه از بنیقریظه بیشتر بیمناک بودیم تا از قریش و غطفان.»(3) زیرا مشرکان، آن سوی خندق بودند و خندق مانع پیشروی آنها بود اما بنی قریظه داخل مدینه بودند و هر آن ممکن بود خساراتی به مسلمانان وارد کنند. ام سلمه همسر رسول خدا(ص) نیز وقتی روزهای سخت جنگ خندق را توصیف میکند میگوید: «از این جریان دردناکتر برای رسول خدا و ترسناکتر برای مسلمانان نبود؛ زیرا مدینه از دو طرف در معرض خطر بود.»(4)
پس از بازگشت مشرکان مکه و رفع خطر آنها، پیامبر دستور محاصره قلعه بنی قریظه را صادر کردند.
اگرچه این مسئله دستاویز دشمنان اسلام شده و کشتار هفتصد نفری یا نهصد نفری بنی قریظه را به مسلمانان نسبت میدهند اما بر اساس تحقیقات جامع، چهل نفر از مجرمان اصلی بنی قریظه به قتل رسیدند که این قاطعیت پیامبر را با برهم زنندگان امنیت مسلمانان نشان میکند. شایان ذکر است که مسلمانان در 16 نبرد از نبردهای عهد نبوی، اسیر گرفتند و در 12 مورد، به لطف و مرحمت پیامبرخدا اکثر قریب به اتفاق اسرا آزاد شدند، در سه جنگ نیز معاوضه اسرا صورت گرفت(5) اما در ماجرای بنی قریظه مسئله متفاوت است، آنها از بیرون مدینه حمله نکرده بودند بلکه از داخل مدینه و در حساسترین شرایط، امنیت شهر را به هم ریخته و رعب و وحشت در دل مسلمانان ایجاد کردند، به همین جهت مسلمانان به صورت قاطع مجرمان آنها را که چهل نفر میشدند اعدام کردند.(6)
برخورد با چهرههای شاخص برهمزنندگان امنیت روانی جامعه
اما در مورد برخورد با چهرههای شاخص هنری و... که تشویش اذهان عمومی میکردند، نیز نمونههای تاریخی داریم.
در فتح مکه پیامبر فرمان عفو عمومی صادر کرد و مسلمانان شعار و ندای «الیوم یوم المرحمه» سر دادند.(7) به گفته عبدالحسین زرینکوب، محمد(ص) به عنوان فاتح اما باز مثل یک پیغمبر به شهر در آمد، بدون غارت بدون خونریزی(8) اما برخی از چهرهها از این عفو استثنا شدند، از جمله زنان خوانندهای به نامهای «قریبه» و «فرتنا».(9) پیامبر فرمان دادند آنها را حتی اگر زیر پرده کعبه پنهان شده باشند بکُشند.(10) قَریبه کشته شد، اما فَرْتَنا ایمان آورد و تا زمان عثمان زنده بود.(11)
هنرمند دیگری به نام ابوعفک بود که با اشعارش مشرکان را ضد مسلمانان میشوراند. در آن زمان نیز شعر از نظر تبلیغاتی بهسان رادیو و تلویزیون عمل میکرد. گاهی خطری که یک شاعر در تهییج جنگجویان داشت، چندین مرد جنگی نداشتند. [لذا از میان برداشتن چنین شخصی نفع بسزایی برای طرف مقابل داشت.] به همین دلیل یکی از مسلمانان به نام سالم بن عمیر، به دلیل قدرت شعری ابوعفک در جنگ بدر، سوگند خورد تا او را از میان بردارد و چنین کرد.(12) شاعر دیگری به نام «ابو عزه عمر بن عبدالله» در جنگ بدر اسیر شد اما از آنجا که وضع مالى خوبی نداشت و مردى فقیر و عیالمند بود، از رسول خدا تقاضا کرد تا بر او منت نهد و او را بدون فدیه آزاد سازد و رسول خدا تقاضاى او را پذیرفت مشروط بر اینکه از آن پس اقدامى بر علیه او نکند و کسى را بر ضد آن حضرت تحریک نکند، ولى هنگامى که قریش خواستند به مدینه بیایند برخلاف شرطى که کرده بود با اشعارى که سرود قبائل تهامه را به جنگ با رسول خدا تحریک کرد و پیمان خود را عملا نقض کرد و به همراه لشکر قریش به جنگ احد آمد. وی پس از جنگ احد و در ماجرای غزوه حمراءالاسد به اسارت مسلمانان در آمد، ابو عزه این بار نیز تقاضاى عفو کرد ولى پذیرفته نشد و رسول خدا فرمود: به خدا، دیگر روى مکه را نخواهى دید تا بدانجا بروى و بگویى: من محمّد را دو بار گول زدم.(13) طبق برخی از منابع حضرت فرمود: «لا یلدغ المؤمن من حجر مرتین»(14) مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود.
نتیجهگیری:
با آنکه پیامبر(ص) پیامبر رحمت و مهربانی بود و حتی در جنگها از ایشان مهربانیهایی دیده شده که شگفتانگیز است و خداوند در سوره احزاب ایشان را اسوه حسنه معرفی کرده است(15) و نیز در جای دیگر در مورد ایشان فرموده: «به مرحمت خدا بود که با مردم مهربان شدی و اگر تندخو و بداخلاق بودی مردم از دور تو پراکنده میشدند،»(16)
و همین اخلاق نیکو باعث شد که هشتاد گروه به مدینه آمده و به صورت دسته جمعی به اسلام بگروند، اما با این حال با برهمزنندگان امنیت جامعه و نیز چهرههایی که تشویش اذهان عمومی میکردند با قاطعیت برخورد میکرد. پیامبر در کنار رحمتورزی بیاندازه و بخشش بینظیرش با هنرمندانی که در اثر بخشش جسورتر میشدند به طور قاطع برخورد میکردند، زیرا ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان
پی نوشتها:
1. واقدی، محمد بن عمر، المغازى، تحقیق: مارسدن جونس، بیروت، مؤسسهالأعلمى، چاپ دوم، 1409ق. ص462. 2 و 3. همان، ص460. 4. همان، ص467. 5. محسنی، مصطفی، اسلام دین جنگ یا صلح، بوستان کتاب، 1399ش، صص121-140. 6. محسنی، مصطفی، تحلیل رفتار پیامبر اکرم با یهودیان بنیقریظه در مدینه، مجله مبلغان، 1401، صص 28-36. 7. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق على محمد البجاوى، بیروت، دارالجیل، ط الاولى، 1412ق، ج2، ص597 8. زرینکوب، عبدالحسین، بامداد اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۹ش، ص37 9. ابن سعد، الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط الاولى، 1410ق، ج2، ص103. 10. طبری، تاریخ الطبری، تحقیق محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۵۸. 11. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیر العباد، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۴قج۵، ص۲۲۵. 12. ابن سعد، پیشین، ج2، ص21. 13. ابن هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفى السقا و ابراهیم الأبیارى و عبدالحفیظ شلبى، بیروت، دارالمعرفه، بى تا، ج2، ص104. 14. ابن سیدالناس، أبوالفتح محمد، عیون الأثر فى فنون المغازى و الشمائل و السیر، تعلیق ابراهیم محمد رمضان، بیروت، دارالقلم، ط الاولى، 1414ق، ج2، ص7. 15. احزاب/ آیه21. 16. آل عمران/ آیه159.
مصطفی محسنی