امنیت؛ اولویت در قرآن
آیتالله مکارم شیرازی
«امنیّت» از شاخص های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناامن به طور طبیعی جامعهای توسعه نیافته است که به سبب ناامنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست میدهد. در چنین جامعهای سرمایهگذاری، تولید و تجارت، راهاندازی کارخانههای صنعتی و مانند آن بیرونق خواهد بود. همچنین ناامنی، فرار سرمایهها و مغزها را در پی دارد که نتیجه آن فقر و عقبماندگی است. هرگاه امنیّت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناامن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توام با سربلندی و آسودگی فکر و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی. به عبارتی نه دین و نه دنیا بدون «امنیّت در محیط»، تأمین نمیشود.
امنیت، ریشه همه نعمتها
حضرت یوسف(ع)- آن زمان که قوم خود را به سکونت در مصر دعوت میکرد- از میان تمام مواهب و نعمتهای مصر، انگشت روی مسئله «امنیّت» گذاشت و به پدر و مادر و برادران گفت: «وارد مصر شوید که انشاءالله در امنیّت خواهید بود.»[1]
بیان فوق نشان میدهد که نعمت امنیّت ریشه همه نعمتها است و حقا چنین است. زیرا هر گاه امنیّت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناامن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توام با سربلندی و آسودگی فکر و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی. ضمن اینکه ممکن است جمله حضرت یوسف(ع)، اشاره به این نکته باشد که یوسف میخواهد بگوید: سرزمین مصر در حکومت من، آن سرزمین فراعنه دیروز نیست؛ آن خودکامگیها جنایتها، استثمارها، خفقانها و شکنجهها همه از میان رفته است، محیطی است کاملا امن و امان.[۲] در سوره نحل، منطقه آبادی را مثل زده شده که برای این منطقه آباد، خوشبخت و پر برکت، سه ویژگی ذکر شده است: نخستین آنها امنیّت، سپس اطمینان به ادامه زندگی و بعد از آن مسئله جلب روزی و مواد غذایی فراوان میباشد، که از نظر ترتیب طبیعی به همان شکل که در آیه آمده صورت حلقههای زنجیری علت و معلول دارد. چرا که تا امنیّت نباشد کسی اطمینان به ادامه زندگی در محلی پیدا نمیکند و تا این دو نباشند کسی علاقهمند به تولید و سر و سامان دادن به وضع اقتصادی نمیشود.[۳] این درسی است برای همه ما و همه کسانی که میخواهند سرزمینی آباد و آزاد و مستقل داشته باشند، باید قبل از هر چیز به مسئله «امنیّت» پرداخت؛ سپس مردم را به آینده خود در آن منطقه امیدوار ساخت و به دنبال آن چرخهای اقتصادی را به حرکت درآورد.[۴]
امنیت، شاخص رشد و توسعه
امنیّت از نیازهای اوّلیه همه مردم است: «ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ یَحْتَاجُ النَّاسُ طُرّاً إِلَیْهَا: الْأَمْنُ وَ الْعَدْلُ وَ الْخِصْبُ؛[۵] سه چیز است که همه مردمان به آن نیازمندند: امنیّت و عدالت و فراوانی.»
بدون امنیّت زندگی گوارا نخواهد بود: «خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِیهِ لَمْ یَتَهَنَّ بِالْعَیْشِ: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَی وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ؛[۶] پنج چیز است که هر کس نداشته باشد، زندگی گوارا نخواهد داشت: تندرستی، امنیّت، بینیازی، قناعت و مونسی همدل.» از همین رو «امنیّت» از شاخص های رشد و توسعه شمرده شده است. جامعه ناامن به طور طبیعی جامعهای توسعه نیافته است که به سبب ناأمنی، دیگر عوامل رشد و توسعه را نیز از دست میدهد. در چنین جامعهای سرمایهگذاری، تولید و تجارت، راهاندازی کارخانههای صنعتی و مانند آن بیرونق خواهد بود. همچنین ناأمنی، فرار سرمایهها و مغزها را در پی دارد که نتیجه آن فقر و عقبماندگی است. قرآن کریم پس از ذکر نعمت نابودی لشکریان ابرهه و سپاه فیل، از نعمتهایی که بر مردم قریش میشمارد، رهایی از گرسنگی و رفع ناأمنی است: «همان پروردگاری که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ناأمنی رهایی بخشید.»[۷] وجود نعمت «امنیّت» در کنار نعمت «تغذیه کافی»، گواه اهمیّت این نعمت و شدّت ارتباط این دو با هم است. ابراهیم خلیل(ع) هنگامی که برای سرزمین مکه و مردم آن دعا میکند، چنین میگوید: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده و اهل آن را [آنها که ایمان به خدا و روز بازپسین آوردهاند] از ثمرات [گوناگون] روزی ده.»[۸] نخست نعمت امنیّت و سپس روزی فراوان را برای مردم آنجا از خداوند طلب میکند. در واقع نعمت امنیّت مقدمهای برای تکاپوهای اقتصادی و رشد و توسعه یک جامعه است. در یک بیان روشن، امام علی(ع)می فرماید: «شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِیهِ وَ لَا خِصْبَ؛[۹] بدترین شهرها، شهری است که نه امنیّت دارد و نه فراوانی نعمت.» به یقین بدون امنیّت نمیتوان به فراوانی و توسعه اندیشید.[۱۰]
اهتمام به امنیّت در قرآن
قرآن مجید نعمت امنیّت را آنچنان بزرگ میشمرد که بر هر چیز دیگر مقدم میدارد. به همین دلیل- چنانکه گفته شد- هنگامی که ابراهیم خلیل(ع) وارد سرزمین خشک و سوزان و بیآب و علف مکه شد و خانه کعبه را بنا کرد، اوّلین چیزی که از خداوند برای ساکنان آینده آن سرزمین تقاضا کرد، نعمت امنیّت بود: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده، و اهل آن را از ثمرات [گوناگون] روزی ده.»[۱۱]
تأمین دین و دنیا در سایه امنیت
قرآن در جای دیگر همین معنا را با تعبیر دیگری از او نقل میکند: «پروردگارا این شهر (مکه) را شهر امنی قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار.»[۱۲]
در آیه قبل، «نعمت امنیّت» بر «مسائل اقتصادی» مقدم ذکر شده و در آیه دوم بر «توحید»؛ گویی اشاره به این دارد که نه دین و نه دنیا بدون «امنیّت در محیط»، تأمین نمیشود.
قرآن حتی ناامنی را از کُشت و کشتار بدتر میشمرد، و میگوید: « فتنه از کشتار هم بدتر است.»[۱۳] اگر چه «فتنه» معانی زیادی دارد- مانند شرک، شکنجه و آزار و فساد- ولی هیچ بعید نیست که مفهوم آیه فوق آنچنان گسترده باشد که همه این معانی را شامل شود. بنابراین ایجاد ناامنی و فساد در سطح جامعه چیزی بالاتر از خونریزی است؛ چرا که هم سرچشمه خونریزی میشود و هم مفاسد دیگر.
اسلام تا آن حد به «امنیّت داخلی» جوامع اسلامی اهمیت داده است، که توسّل به زور و نیروی نظامی را در اختلاف و کشمکشهای داخلی، در صورتی که شیوههای مسالمتآمیز اثر بخش واقع نشود، تجویز کرده است؛ در سوره حجرات که به یک معنا سوره امنیّت است، در آیه ۹ میخوانیم: «هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند در میان آنها صلح بر قرار سازید و اگر یکی از آنها بر دیگری تجاوز کند با طایفه ظالم پیکار کنید تا به فرمان خدا باز گردد، هر گاه بازگشت [و زمینه صلح فراهم شد] در میان آن دو بر طبق عدالت صلح بر قرار سازید و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشهگان را دوست دارد.»[۱۴]
در تعبیرات این آیه درست دقّت کنید؛ بند بند آن از برنامهریزی دقیق برای پایان دادن به هرگونه ناامنی اجتماعی، با استفاده از بهترین روشهای مسالمتآمیز و سرانجام توسّل به زور- اگر روشهای دیگر مفید واقع نشود- حکایت دارد.
بدیهی است مخاطب در این آیه، مجموعه جامعه اسلامی و یا به تعبیر دیگر حکومت اسلامی است.[۱۵]
مبارزه با شایعهسازان و اخلالگران امنیّت اجتماعی
متأسّفانه در دنیایی زندگی میکنیم که فتنهگران و فتنهجویان آن کم نیستند؛ بلکه چرخ زندگی دولتهای استعماری بر محور فتنه و فساد دور میزند [و در این میان] برخی فتنهجویان نان فتنهگری خود را میخورند.[۱۶]
دو گروه [به واسطه فتنهگری] ضربه زیادی به «امنیّت جامعه» میزنند و در حقیقت مرتکب فساد و فتنه میشوند: یکی شایعهسازان و دیگری اراذل و اوباشی که مخلّ به امنیّت اجتماعیاند. آیه شریفه ۶۰ و ۶۱ سوره احزاب به این مطلب اشاره دارد: « اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بیاساس در مدینه پخش میکنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان میشورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند * و از همه جا طرد میشوند و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید».
دو گروه در مدینه ایجاد فتنه میکردند: ۱. عدّهای از منافقین که کار آنها پخش شایعه بود؛ گاه میگفتند: «پیامبر از دنیا رفت» و گاه شایعه میکردند که: «دشمن به مدینه حمله و پیامبر را دستگیر کرده است.»[۱۷] ۲. عدّهای از اوباش، که هر چند در اقلیّت بودند، امّا امنیّت جامعه را برهم میزدند. آنها برای زنان مسلمان که جهت اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد میآمدند، در بازگشت از نماز ایجاد مزاحمت میکردند، در تاریکی شب کمین کرده و مزاحم دختران و زنان میشدند.[۱۸] گویا تاریخ تکرار میشود، امروزه نیز این دو گروه دشمنان اصلی امنیّت اجتماعی هستند.
قرآن مجید اخطار شدیدی به این دو گروه میدهد. میفرماید: اگر شایعهسازان و اوباش دست از فساد و فتنه برندارند، به آنها اعلان جنگ بده، سپس آنها را از شهر اخراج کن و آنها را هرجا یافتی به سختی به قتل برسان. قرآن مجید در مقابل فتنه و فساد اجتماعی برخورد شدیدی کرده است؛ زیرا زندگی در چنان جامعهای بسیار مشکل است. لذا برای تحصیل یا حفظ امنیّت جامعه باید هر بهائی را پرداخت؛ تا آنجا که اسلام به خاطر آن اجازه جنگ با اخلالگران امنیّت اجتماعی را صادر میکند.[۱۹]
پانوشتها:
[۱].یوسف، آیه ۹۹. [۲]. تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴هـ ش، چاپ سی و دوم، ج۱۰، ص۸۴. [۳]. نحل، آیه ۱۱۲. [۴]. تفسیر نمونه، همان، ج۱۱، ص۴۳۳. [۵]. تحف العقول، ابن شعبه حرانی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۳هـ ش، چاپ دوم، ص۳۲۰. [۶]. الأمالی، صدوق، کتابچی، تهران، ۱۳۷۶هـ ش، چاپ ششم، ص۲۹۱، «المجلس الثامن و الأربعون»، ح۱۵. [۷].قریش، آیه ۴. [۸].بقره، آیه ۱۲۶. [۹]. غررالحکم ، تمیمی آمدی،محقق / مصحح: رجائی، سید مهدی، دارالکتاب الإسلامی، قم، ۱۴۱۰هـ ق، چاپ دوم، ص۴۰۹. [۱۰]. دائرة المعارف فقه مقارن، آیتالله مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب(ع)، قم، ۱۴۲۷هـ ق، چاپ اول، ج۲، صص۲۱۵-۲۱۶. [۱۱].بقره، آیه ۱۲۶. [۱۲].ابراهیم، آیه ۳۵. [۱۳].بقره، آیه ۱۹۱. [۱۴].حجرات، آیه ۹. [۱۵]. ر.ک: پیام قرآن، آیتالله مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶هـ ش، چاپ نهم، ج۸، صص۲۸۶-۲۸۹. [۱۶]. ر.ک: از تو سؤال میکنند (مجموعه سؤالات قرآنی از پیامبر اکرم )، آیتالله مکارم شیرازی، تهیه و تنظیم: علیاننژادی، ابوالقاسم، انتشارات امام علی بن ابیطالب(ع)، قم، ۱۳۸۷هـ ش، چاپ دوم، صص۸۹-۹۰. [17 و 18]. تفسیر نمونه، همان، ج۱۷، ص۴۲۶. [۱۹]. از تو سؤال میکنند (مجموعه سؤالات قرآنی از پیامبر اکرم )، همان، صص۸۸-۸۹.
به کوشش: احمد حیدری از: حوزه نیوز