کد خبر: ۳۲۷۷۸۹
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۹

حیوونکی الیزابت!(گفت و شنود)

گفت: از تهدید آمریکا درباره حمله نظامی به ایران چه خبر؟!
گفتم: یک دفعه در جریان جنگ ۱۲روزه به تاسیسات هسته‌ای کشورمان حمله کرد که با پاسخ موشکی ایران رو‌به‌رو شد و خودش و رژیم صهیونیستی به گدایي آتش‌بس آمدند و می‌دانند که این دفعه چه بلائی در انتظارشان است.
گفت: در جریان اغتشاشات اخیر ساز همراهی مردم با پادوهای خود را کوک کرده بودند که مردم با حضور حماسی و چند ده میلیونی خود در 
۲۲ دی و ۲۲ بهمن، آرزوهایشان را لگدمال کرده و بر باد دادند.
گفتم: بعد از حضور کم‌نظیر مردم در ۲۲ بهمن که ۵۳ درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشت، آمریکا با آن همه قُمپزی که در کرده بود، دست به عقب‌نشینی زده و «‌جی.‌دی.‌ ونس» معاون ترامپ گفته است حکومت ایران به مردم خودشان مربوط است، ما فقط روی سلاح هسته‌ای نظر داریم!
گفت: پس آن‌همه لاف گزاف و قمپزها برای بهره‌برداری از پادوهای کاسه‌لیس داخلی بود! پس تکلیف پادوها چه می‌شود؟!
گفتم: یک مرد انگلیسی در خاطراتش نوشته است؛ من و نامزدم الیزابت در زندگی شکست سختی خوردیم و تصمیم به خودکشی گرفتیم. بالای یک صخره بلند ایستادیم. اول الیزابت خودش را پرت کرد و جان داد و من‌... آه هوا خیلی سرد بود، یقه پالتویم را بالا کشیدم و به خانه رفتم. یک فنجان قهوه داغ نوشیدم! خیلی چسبید! حیوونکی الیزابت هم قهوه دوست داشت!