اخبار ویژه
همان نقش همیشگی: قاتل خونخواه مقتول!
دبیرکل سابق حزب کارگزاران گفت: مذاکرات، وعده انتخاباتی رئیسجمهور بود و با تاخیر و خسارتهای زیاد در حال انجام است. کرباسچی همچنین گفت: مردم از این همه تنش خستهاند.
غلامحسین کرباسچی درباره مذاکرات اخیر، به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: دستور رئیسجمهور برای مذاکره و اینکه انشاءالله روابط کشور با اروپا و آمریکا از این وضعیت خارج شود و اگر نرمال هم نمیشود، حداقل از حالت تنشآلود فاصله بگیرد، اقدام خوبی است البته این مسئله جزو وعدههای انتخاباتی رئیسجمهور بود و با تاخیر و خسارتهای زیاد در حال انجام است. زمانی که آقای پزشکیان میخواست برای اجلاس سازمان ملل برود من و بسیاری از دلسوزان دیگر به ایشان پیغام دادیم که اگر بتوانید هماهنگی ایجاد کنید تا مناقشات روابط بینالمللی و بهطور خاص مسائل میان ایران و آمریکا با رعایت شروط عزت، حکمت، مصلحت به سرانجام برسد، خوب است.
وی با بیان اینکه مردم از این همه تنش خستهاند و کشور سالهای سال است که درگیر تنش شده، تصریح کرد: مسئولین هر روز دم از مذاکرات میزنند، یک روز میگویند خوب شد و روز دیگر خبر میدهند که بد شده است. و به همین دلیل آن زمان به رئیسجمهور گفتیم حالا که به نیویورک میروید فضا بهگونهای باشد که این سفر برای مردم فایده داشته باشد و گفتوگوهایی را شکل دهید که به نتیجه برسد. حالا با خود میگویم اگر احیاناً آن زمان رئیسجمهور میتوانست کار را به جایی برساند تا بخشی از تنشها کاسته شود، آیا زیانهای اخیر از جمله تلفات جانی و آسیبهایی که به مردم، آبروی کشور و انقلاب در پی فاجعه اخیر وارد شد، قابل پیشگیری نبود و این همه جانهای عزیز در کشورمان از دست نمیرفت؟
مدیر روزنامه توقیفشده هممیهن، با بیان اینکه متاسفانه در کشور باگ تصمیمگیری داریم، اظهار داشت: چالش تاخیر در تصمیمها به قدری خسارت به مردم و کشور وارد کرده است که اگر روزی بخواهیم حساب و کتاب کنیم، چه پاسخی برای مردم خواهیم داشت؟ اصلاً وقتی تصمیمگیری مسئولین بموقع نیست و دیر اتخاذ میشود، آیا توجه دارند که چه زیانهایی به کشور وارد میشود؟
کرباسچی همچنین گفته است: «هر روز خبری درباره مذاکرات بر بازارهای مالی و وضعیت اقتصادی جامعه تاثیر میگذارد و مردم خواهان عبور از این وضعیت هستند. بنابراین خوب بود رئیسجمهور در دستور اخیرشان به قولی که به مردم در زمان انتخابات داده بودند هم اشاره میکردند و میگفتند براساس مصالح کشور میخواهند از این شرایط تنشزا بکاهند».
دقت در اظهارات کرباسچی، حکایت از این میکند که امثال وی، بخشی از ابزار عملیات روانی دشمنان ملت ایران هستند وگرنه، پذیرفتنی نیست که یک فعال سیاسی دچار آلزایمر حاد و فراموشی سرنوشت آخرین دور مذاکرات در اوایل امسال باشد.
مذاکرات با آمریکا در حالی از اواخر سال گذشته و ابتدای امسال احیا شد که ترامپ، پیش از این با زیر پا گذاشتن برجام و برخی توافقات بینالمللی دیگر، بیتعهدی خود به تعهدات دولت آمریکا را نشان داده بود. با این حال، مذاکراتی که دورنمای آن از قبل آشکار بود، به درخواست دولت پزشکیان، احیا شد و درست در زمانی که ترامپ وانمود میکرد توافقات خوبی به دست آمده، میز مذاکرات توسط وی و نتانیاهو بمباران شد و بعدها هر دو عنصر خبیث اذعان کردند که نقشه حمله به ایران از چند ماه قبل تدارک شده بود و مذاکرات در این میان نقش پوشش و عملیات فریب را داشت.
با وجود این واقعیت روشن، طبیعی است که عناصر غربگرا باید پاسخگوی اصرار خود در زمینه اعتماد به ترامپ باشند نه اینکه مانند آدمهای خالیالذهن و فاقد حافظه، بگویند وعده انتخاباتی درباره مذاکره به کجا رسید؟(!)
نکته قابل تامل دیگر این است که بخش غربگرا در میان مدعیان اعتدال و اصلاحات، تا همین اواخر مدعی بودند روزگار آینده روزگار مذاکره است نه موشک و باید برنامه دفاعی و موشکی را (به بهانه توسعه اقتصادی) کنار گذاشت. این هم بخشی از عملیات فریب آمریکا در مقابل اقتدار دفاعی بازدارنده ایران بود و عناصر غربگرا یا آلوده به نفوذ دشمن، در اینجا نیز همانگونه رفتار و تحلیل میکردند که دشمن برای ایجاد خطای محاسباتی و تضعیف ایران در دستورکار داشت.
نکته سوم اینکه دو ماه قبل از خیانت ترامپ به مذاکرات، حسین مرعشی (جانشین کرباسچی در دبیرکلی حزب کارگزاران) به همراه الیاس حضرتی و فیاض زاهد، وانمود میکردن توافق با ترامپ نزدیک است و هزار تا دو هزار میلیارد دلار سرمایه جذب کشور میشود.
تمام این وارونهگوییها در متن آمادهشدن دشمن برای حمله غافلگیرانه به ایران، عناصری مانند کرباسچی و همطیفانش را در موضع اتهام قرار میدهد. و احتمالاً به همین علت هم هست که او بدون پاسخ درباره سرنوشت مذاکرات کذایی، توپ را زمین طرف ایرانی میاندازد؛ یعنی همان برنامه طرف آمریکایی، برای ایجاد دودستگی در افکار عمومی ایران است.
نکته آخر اینکه مدعیان اعتدال و اصلاحات با بیعملی و بدعملی اقتصادی ظرف یکسالونیم گذشته، نقش مهمی در آسیب به اقتصاد و معیشت مردم داشتهاند اما در اینباره نیز، نقش «قاتل خونخواه مقتول» را ایفا میکنند! اینها همان کسانی هستند که هم به معیشت مردم آسیب زدند و هم اغتشاشگران مسلح و تروریست را معترض اقتصادی جا زدند و پابهپای خط ترور و جنایت، به ارائه روایتهای تحریفشده پرداختند. بدین معنا، امثال کرباسچی شریک جرم جنایتکاران اجارهای سیا و موساد هستند.
نتانیاهو با پرونده اپستین از ترامپ و غرب اخاذی میکند
افسر سابق موساد و ارتش اسرائیل اذعان کرد جفری اپستین، عامل موساد بود که با هماهنگی و اطلاع سرویس جاسوسی انگلیس (MI6) فعالیت میکرد و نتانیاهو با فیلمها و اسنادی که در دست دارد، از غرب بهویژه ترامپ در موضوع ایران اخاذی میکند.
آری بن مناشه در گذشته در اطلاعات ارتش اسرائیل و همچنین موساد فعالیت میکرد و اکنون ساکن مونترال کانادا است و به عنوان تحلیلگر رسانهای فعالیت میکند. وی در گفتوگو با برنامه going underground و در پاسخ به این سؤال که «آیا اسرائیل اطلاعات حساسی را درباره ترامپ برای تهدید وی نگهداری میکند؟»، گفت: واقعیت این است که اسرائیل اطلاعات حساسی دارد که اگر ترامپ تهدید کند، ممکن است منتشر بشود. جفری اپستین سابقه کار به عنوان عامل موساد داشت، دقیقاً برای جمعآوری مواد بلکمیل روی سیاستمداران غربی. من فکر میکنم MI6 هم با اسرائیل همکاری نزدیکی دارد، به خصوص بعد از افشای پیتر مندلسون در فایلهای اپستین. رسانههای غربی الان دارند ادعا میکنند اپستین عامل روس بوده، اما این فقط یه پوشش هست. اسرائیل پشت این پوشش قرار دارد. فایلهای اپستین شامل اسامی خیلی مهمی میشود- از جمله نخستوزیر سابق قطر، ایهود باراک و خیلیهای دیگر.
وی در ادامه گفت: اکثر مردم اسرائیل علیه نتانیاهو هستند. نظرسنجیها نشان میدهند که اکثریت قاطع اسرائیلیها میخواهند نتانیاهو برود. اما برکناری نتانیاهو کار سادهای نیست. ساختار قدرت در اسرائیل خیلی پیچیده است، او ریشههای عمیقی در سیستم امنیتی، نظامی و سیاسی دارد، و به راحتی نمیشود کنارش زد.
مناشه همچنین گفت: اسرائیل ابزارهای زیادی دارد. بلکمیل از طریق فایلهای اپستین، فشارهای لابی در واشنگتن، و نفوذ در رسانهها و سیاستمداران آمریکایی. اینها همه باعث میشود که ترامپ هم نتواند به راحتی نتانیاهو را کنار بزند.
مجری در ادامه پرسید: تاریخ نشون داده اسرائیل در نابود کردن دشمنانش یا حداقل به هرجومرج کشوندنشون خیلی موفق بوده: عراق، سوریه، لیبی... قذافی رو کشتن، کشورش رو به هرجومرج کشوندن. حالا ایران چطور؟ آیا اسرائیل میتونه همین کار رو با ایران بکند؟
آری بن مناشه در پاسخ گفت: ایران با همه آن کشورهایی که نام بردید، فرق اساسی دارد. اول اینکه ایران یک ارتش منظم، قوی و متحد دارد. دوم، ایران موشکهای هایپرسونیک پیشرفتهای دارد که میتوانند اسرائیل را در عرض چند دقیقه بزنند و سیستم دفاع موشکی اسرائیل (مثل گنبد آهنین یا ارو) جلویشان کارایی زیادی ندارد. سوم، ایران متحدان منطقهای قویای دارد، از حزبالله تا حوثیها و گروههای مقاومت در عراق و سوریه. اگر اسرائیل حمله اساسی بکند، نهتنها خودش نابود میشود، بلکه کل منطقه وارد یک جنگ تمامعیار میشود که آمریکا هم نمیتواند از آن خارج شود. این دقیقاً همان چیزی است که به آن میگویند گزینه سامسون، اما اینبار سامسون ممکن است خودش را زودتر از دشمن نابود کند.
مناشه ادامه داد: نتانیاهو ابزارهای زیادی دارد تا ترامپ را مهار بکند: فشار لابی اسرائیل در کنگره و سنا، بلکمیل از طریق فایلهای اپستین که هنوز کامل منتشر نشده، و حمایت بخشی از رسانههای آمریکایی و غربی.
مجری در پایان پرسید: پرنس اندرو در بریتانیا یکی از چهرههای کلیدی پرونده اپستین بود. خیلیها میگویند او نقش «احمق مفید» را برای اپستین بازی میکرد. آیا فکر میکنی عدالت واقعی برای قربانیان اپستین و کسانی که مورد سوءاستفاده قرار گرفتند، اجرا خواهد شد؟
آری بن مناشه پاسخ داد: نه، متأسفانه عدالت واقعی اجرا نمیشود. اپستین بخشی از یک سیستم بزرگتر بود- سیستمی که برای جمعآوری بلکمیل روی افراد قدرتمند طراحی شده بود. هدف اصلی، ایجاد آشوب و کنترل نبود؛ هدف کنترل سیاستمداران و تصمیمگیران بود. فایلها و نوارها هنوز در دسترس افراد خاصی هستند و تا وقتی که قدرت واقعی دست این افراد باشد، هیچ عدالت کاملی در کار نخواهد بود. الان رسانههای غربی سعی میکنند اپستین را فقط به عنوان عامل روس جا بزنن؛ این یک پوشش واضح است. واقعیت این است که اپستین برای موساد کار میکرد و MI6 هم در جریان بود. تا وقتی این ساختارها وجود دارند، قربانیان عدالت واقعی نخواهند دید.
امریکنتینکر: موشکها، قدرت گسترده ایران در جنگ و مذاکره هستند
نشریه امریکنتینکر تاکید کرد: موشکها، موضوعی مقدس برای ایرانیان و غیرقابل مذاکره هستند؛ چراکه در جنگ 12روزه، ضربه دردناکی به اسرائیل و آمریکا زدند و همین ضربات، طرف مقابل را درباره آغاز دوباره جنگ به تردید انداخته است. موشکها، قدرت دسترسی و نفوذ منطقهای گستردهای را هم در جنگ و هم در میز مذاکره به ایران دادهاند.
این نشریه در تحلیلی به قلم مضر عدنان زهران (دستیار سابق سفارت آمریکا در اردن) نوشت: ایران، مذاکره درباره چه موضوعی را که حتی مقدستر از برنامه هستهای است، نمیپذیرد؟ پاسخ، برنامه موشکهای بالستیک است.
اخیراً آمریکا در کشور عمان با ایران مذاکره کرد. ساعاتی قبل از مذاکره، دولت ترامپ لغو مذاکرات را بهخاطر اصرار ایران بر محدودماندن مذاکرات به برنامه هستهای اعلام کرده بود. توانایی موشکی ایران، نوع بسیار متفاوتی از چالش استراتژیک را ارائه میدهد و خطری را ایجاد میکند که حتی فراتر از خاورمیانه امتداد مییابد، زیرا ایران دارای ذخایر بزرگی از موشکهای بالستیک است. این موشکها پس از پرتاب، از جو فراتر رفته و سپس با سرعت بسیار بالا به سمت اهداف حرکت میکنند. این مشخصات پرواز، رهگیری را حتی برای سیستمهای دفاعی پیشرفته دشوار
میکند.
تنها سیستمی که به رهگیری و انهدام موشکهای بالستیک قادر است، سامانه تاد (دفاع منطقهای ارتفاع بالا) ایالاتمتحده است. با این حال، ایران سعی کرده است با پرتاب همزمان تعداد زیادی موشک در جنگ ۱۲روزه، این مزیت را خنثی کند. با وجود اینکه ایالاتمتحده سامانه تاد را در اسرائیل مستقر کرده بود و توسط سیستمهای دفاع موشکی اسرائیل پشتیبانی میشد، برخی از موشکهای ایرانی از آن عبور کردند. این آسیب، به اندازه کافی دردناک بود که بر محاسبات واشنگتن و اسرائیل در مورد اقدام بعدی علیه ایران تأثیر بگذارد.
ایالاتمتحده، موشکهای بالستیک را بسیار جدی میگیرد. ایران هم موشکهای بالستیک کوتاهبرد و هم میانبرد دارد. اگر ایران به سطح موشکهای بالستیک دوربرد، احتمالاً با فناوریهای چینی یا کرهشمالی، حرکت کند، این بدان معناست که به عنوان مثال، لندن میتواند به راحتی در تیررس موشکهای ایران قرار گیرد. در حالی که هیچ تأییدی در مورد تعداد موشکهای ایران وجود ندارد، تخمین زده میشود که چندین هزار موشک بالستیک در اختیار ایران باشد.
در عین حال، برنامه موشکهای بالستیک ایران تنها نگرانی واشنگتن نیست. فراتر از موشکها، ایالاتمتحده همچنان برای اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر برنامه هستهای ایران تلاش میکند.
توقع دیگر آمریکا، پایاندادن به نفوذ ایران در عراق و منطقه کردستان است. نفوذ سیاسی، مالی و امنیتی تهران در عراق از سال ۲۰۰۳، عنصر آشکار مذاکرات است. در این مورد، ایرانیها همچنان سرکش هستند، زیرا از نوری المالکی، نخستوزیر سابق عراق، برای شرکت دوباره در انتخابات به عنوان نخستوزیر حمایت کردهاند؛ چالشی مستقیم برای ترامپ. رئیسجمهوری آمریکا با تهدید به پایاندادن به حمایت ایالاتمتحده از عراق در صورت بازگشت مالکی، پاسخ داده است. با این وجود، بلوکهای سیاسی شیعه عراقی مورد حمایت ایران، مجددا حمایت خود را از مالکی تأیید کردهاند. خواسته دولت ترامپ این است که ایران، حمایت از گروههای مسلح بنیادگرای شیعهای که در داخل عراق کنترل میکند، بهویژه حشدالشعبی را متوقف کند.
در حالی که نگرانیهای هستهای همچنان مهم هستند، موشکهای بالستیک ممکن است نگرانی فوریتری باشند. توانایی هستهای نشاندهنده تشدید احتمالی تنش در آینده است. در مقابل، موشکهای بالستیک را نمیتوان به عنوان سلاح کشتارجمعی طبقهبندی کرد، اما به ایران قدرت دسترسی و نفوذ منطقهای گستردهای را هم در جنگ و هم در مذاکره دادهاند.
دولت ترامپ مایل به کوتاهکردن بالهای ایران است. این واقعیت که آمریکا بر موشکهای بالستیک تمرکز دارد، نشان میدهد که ترامپ بر مهار قابلتوجه قدرت ایران متمرکز است، قدرتی که توسط چندین دولت ایالاتمتحده بدون هیچ تردیدی گسترش یافته است.