افشای سناریوی واقعی از استوریبورد فرودگاه تا ناکامی جنگ و اغتشاش
سعید کریمی
برخلاف روایت رسمی و تبلیغاتی غرب، آنچه تحت عنوان «عملیات آرگو» شناخته میشود، ناظر به صرفِ رهایی شش دیپلمات آمریکایی در ابتدای انقلاب اسلامی و پس از تسخیر لانه جاسوسی نیست. طرح واقعی عملیات آرگو، همان سناریویی است که در قالب ساخت یک فیلم سینمایی طراحی و بازنمایی شد؛ سناریویی که فراتر از یک عملیات اطلاعاتی محدود، یک الگوی کامل براندازی و مداخله خارجی را ترسیم میکند.
آرگو؛ فیلمی که سناریوی آینده را لو داد
در فیلم آرگو، داستان خروج دیپلماتهای آمریکایی در پوشش یک گروه فیلمسازی روایت میشود. اما نقطه کلیدی، سکانس خروج در فرودگاه تهران است؛ جایی که یکی از دیپلماتهای آمریکایی برای قانعکردن مأمور فرودگاه، استوریبوردهای فیلم آرگو را نشان میدهد و داستان فیلم را شرح میدهد. این توضیح ظاهراً سینمایی، در واقع اعترافی نمادین به یک سناریوی عملیاتی است:
• زنان و مردم به خیابان میآیند و اعتراض میکنند
• نیروهای نظامی با آنان درگیر میشوند
• درگیریها تشدید میشود
• سپس «کمک از طریق نیروی هوایی» وارد میشود
• با بمباران، دیکتاتور از بین میرود
• و مردم «آزاد» میشوند
نکته بسیار معنادار اینجاست که بر سر کاراکتر دیکتاتور، نشان الله جمهوری اسلامی ایران نقش بسته است؛ یعنی مخاطب غربی دقیقاً میفهمد که این داستان خیالی، درباره کدام نظام سیاسی نوشته شده است.
عملیات آرگو؛ طرح اغتشاش داخلی
برای مشروعسازی مداخله خارجی
در این چارچوب، عملیات آرگو یک سناریوی چندلایه است:
1. ایجاد نارضایتی و اعتراض اجتماعی
2. تبدیل اعتراض به اغتشاش و درگیری خیابانی
3. فعالسازی عملیاتهای تروریستی و خشونت شهری
4. کشتهسازی هدفمند (نیروهای انتظامی و مردم عادی)
5. نسبت دادن تلفات به دولت ایران
6. ایجاد فضای رسانهای برای «دفاع از مداخله خارجی»
7. ورود مستقیم یا غیرمستقیم نیروی نظامی آمریکا و متحدانش
این دقیقاً همان مدلی است که در لیبی اجرا شد و تلاش شد در سوریه نیز تکرار شود.
خطای محاسباتی دشمن در جنگ ۱۲ روزه
در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه ایران، تصور اصلی طراحان این بود که: با ایجاد درگیری نظامی، همزمان مردم معترض به خیابان میآیند و نظام دچار فروپاشی درونی میشود.
این محاسبه کاملاً غلط از آب درآمد. نهتنها فروپاشی رخ نداد، بلکه جامعه ایران در برابر تهدید خارجی به سمت انسجام ملی حرکت کرد. دقیقاً همان نقطهای که سناریوی آرگو در آن فرو میریزد: وقتی «مردم علیه کشور خود» به میدان
نمیآیند.
اغتشاشات اخیر و فعالسازی تروریسم شهری
در اعتراضات اخیر اقتصادی نیز تلاش شد نسخه بهروزشده عملیات آرگو اجرا شود. گزارشها و شواهد میدانی نشان میدهد:
• عناصر تروریستی و خشونتطلب فعال شدند
• نیروهای انتظامی و حتی مردم عادی هدف قرار گرفتند
• تلاش شد مسئولیت این خشونتها به گردن دولت ایران انداخته شود
• هدف، شعلهور کردن اعتراضات و ایجاد بیثباتی گسترده بود اما این سناریو نیز بهسرعت جمع و خنثی شد؛ نه بهصورت اتفاقی، بلکه به این دلیل ساده که دولت ایران سالهاست از طرح عملیات آرگو و منطق آن مطلع است.
۱۳ سال آگاهی؛ شکست پیشاپیش عملیات
بیش از سیزده سال است که در ایران، عملیات آرگو نه بهعنوان یک فیلم، بلکه بهعنوان یک طرح براندازی ترکیبی شناخته و تحلیل شده است. همین آگاهی باعث شده:
• اعتراضات واقعی از پروژههای هدایتشده تفکیک شود
• اجازه داده نشود اعتراض به اغتشاش سراسری تبدیل شود
• سناریوی «اغتشاش داخلی + حمله خارجی» پیش از اجرا فروبپاشد
پیام روشن به آمریکا
هدف از بیان این واقعیتها، تهدید یا تشدید تنش نیست. پیام روشن است: ایران میداند عملیات آرگو چیست، چگونه اجرا میشود و به چه نقطهای باید برسد.
وقتی این آگاهی وجود دارد:
• اغتشاش به فروپاشی منجر نمیشود
• حمله نظامی فاقد پشتوانه اجتماعی میماند
• هزینهها بهشدت افزایش مییابد
در چنین شرایطی، عقبنشینی از جنگ، عاقلانهترین گزینه است.
جمعبندی
عملیات آرگو نه در خیابان، نه در جنگ، و نه در جنگ روانی به نتیجه نرسیده است. شکست این طرح، نتیجه آگاهی، تجربه و انسجام جامعه ایرانی است. اطلاعرسانی درباره این آگاهی، خود یک ابزار بازدارنده است؛ ابزاری برای جلوگیری از جنگی که هیچکس از آن سود نخواهد.