ایران، پیروز دور اول مذاکرات بود
روزنامه تایمز اسرائیل در گزارشی نوشت که دور اخیر مذاکرات دیپلماتیک میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران با دستاورد برای تهران به پایان رسید.
آمریکا با شکست در جنگ ۱۲ روزه و جنگ تروریستی اخیر ناچار شده با دستورکار و شروط تهران یعنی تمرکز صرف بر پرونده هستهای و احترام به خطوط قرمز دفاعی و منطقهای، پای میز مذاکره بنشیند. این تحول نشانه برتری راهبردی ایران در بازی میان فشار و مذاکره و گواهی است بر اینکه جمهوری اسلامی توانسته از قدرت سخت و نرم خود و اقتدار همهجانبه در ترکیبی هماهنگ بهره گیرد تا نظام تصمیمسازی آمریکا به موضع انفعال بکشاند.
در همین شرایط، کسنیا سوتلووا، عضو سابق کنست رژیم صهیونیستی و کارشناس روزنامه تایمز اسرائیل، درباره مذاکرات روز جمعه ایران و آمریکا نوشت: «دوئل دیپلماتیک بین آمریکا و ایران در راند اول با پیروزی ایران به پایان رسید. تهران موفق شد مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری عمان را صرفاً به موضوع هستهای محدود کند و از گنجاندن مسائل حساس دیگر، مانند فعالیت گروههای نیابتی منطقهای و برنامه موشکی بالستیک، جلوگیری نماید. محل برگزاری مذاکرات نیز همانطور که ایران خواسته بود، در عمان و به قالب مدنظر تهران انجام شد».
سوتلووا ادامه داد: «پیش از آغاز مذاکرات، برخی مفسران و تحلیلگران امنیتی در اسرائیل هشدار داده بودند که احتمال حمله نظامی قریبالوقوع وجود دارد. این فضا باعث نگرانی گسترده در میان شهرکنشینان صهیونیست شد؛ بسیاری شبها را در پناهگاهها گذراندند و گزارشهایی از مراجعه برخی اسرائیلیها به بیمارستان به دلیل حملات عصبی منتشر شد. با این حال، به نظر میرسد دولت دونالد ترامپ فعلاً تصمیم گرفته است صبر کند و فرصت دیگری به مسیر دیپلماتیک
بدهد».
او میپرسد: «آیا زیباترین ناوگان جهان- تعبیری که ترامپ بارها برای نیروی دریایی آمریکا به کار برده- واقعاً برای یک حمله گسترده و همهجانبه کافی است تا به سرنگونی ایران منجر شود؟» سوتلووا با اشاره به عملیات «طوفان صحرا» در جنگ خلیجفارس ۱۹۹۱ یادآور میشود که برای آزادسازی کویت، ائتلافی بینالمللی متشکل از نزدیک به یک میلیون سرباز از ۳۵ کشور شکل گرفت، در حالی که اکنون چنین ائتلاف گستردهای علیه ایران وجود ندارد و بعید به نظر میرسد تشکیل شود.
به گزارش فارس، او با کنایه به ترامپ مینویسد که دستیابی به چنین هدفی نیازمند بسیج بسیار گستردهتر از یک ناوگروه دریایی است، حتی اگر «زیبا» باشد.
در پایان، سوتلووا دو سناریو را بررسی میکند: «ترامپ ممکن است به حملات محدود علیه نمادهای قدرت، چند پایگاه نظامی یا برخی تأسیسات هستهای اکتفا کند، اما چنین اقدامی احتمالاً تهران را به هدف نهائی (تغییر رژیم) نزدیک نمیکند و حتی ممکن است بازدارندگی آمریکا در برابر ایران و دیگر بازیگران منطقهای را تضعیف کند».
عراقچی: اورانیوم از ایران خارج نمیشود
خبر دیگر اینکه، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان که بهمنظور شرکت در مجمع الجزیره به قطر سفر کرده است، در گفتوگو با شبکه الجزیره درخصوص مذاکرات روز شنبه ایران و آمریکا در مسقط گفت: مذاکرات با واشنگتن شروع خوبی بود و راه طولانی برای ایجاد اعتماد داریم.
وی تأکید کرد: مذاکرات با واشنگتن غیرمستقیم است و فقط به موضوع هستهای میپردازد.
غنیسازی حق مسلم ماست و باید ادامه یابد
وزیر امور خارجه کشورمان با تأکید بر اینکه «غنیسازی حق مسلم ماست و باید ادامه یابد»، اظهار داشت: حتی با بمباران هم نتوانستند توانمندیهای ما را نابود کنند. غنیسازی صفر درصد از محدوده مذاکرات خارج است. میزان غنیسازی به نیاز ما بستگی دارد و اورانیوم غنیشده از ایران خارج نمیشود.
وی افزود: صنعت موشکی هیچ وقت قابل مذاکره نیست، زیرا یک موضوع دفاعی است.
به گزارش تسنیم، عراقچی همچنین گفت: در زمان حاضر هیچ تاریخ مشخصی برای دور دوم مذاکرات تعیین نشده است، اما ما و واشنگتن معتقدیم که این نشست باید بهزودی برگزار شود.
وی گفت: احتمال جنگ همیشه وجود دارد و ما برای آن و برای جلوگیری از جنگ آمادهایم.
وزیر امور خارجه کشورمان اضافه کرد: ایران به کشورهای همسایه حمله نمیکند، بلکه به پایگاههای آمریکایی موجود در داخل آنها حمله میکند و بین این دو تفاوت زیادی وجود دارد. در صورت حمله واشنگتن، ما نمیتوانیم به خاک آمریکا حمله کنیم اما به پایگاههای آن در منطقه حمله خواهیم کرد.
المیادین: ایران چگونه قواعد بازی را
بر آمریکا تحمیل کرد؟
در همین فضا، وبگاه شبکه المیادین با انتشار یادداشتی به قلم هبة دهينی در این باره که چرا ایران خواهان محدود کردن گفتوگوها به یک محور خاص یعنی پرونده هستهای است؟ نوشت: ایران، پس از جنگ ۱۲ روزه، که توانست طی آن به بازسازی و تقویت توان نظامی خود بپردازد، در برابر تهدیدات واشنگتن ایستاد و بهصراحت اعلام کرد: فقط درباره برنامه هستهای مذاکره میکنیم. پرسش این است که تهران به کدام پشتوانه اتکا کرده که توانسته چنین شرطی را بر روند مذاکره تحمیل کند؟».
آمریکا درباره پروندهای مذاکره میکند
که مدعی نابودی آن در جنگ ۱۲ روزه بود
به باور نویسنده، شاید عجیب به نظر برسد که جنگی تحمیلی برای ایران، برایش به نقطه قوتی بدل شده باشد تا بتواند با دست بالا در مذاکرات حاضر شود؛ اما پس از ژوئن ۲۰۲۵، تهران دریافت که مجموعه توانمندیهای هستهای، سیاسی و نظامی خود، همراه با پشتوانه منطقهای و استراتژیک، به او این امکان را میدهد که چارچوب گفتوگو را خودش تعیین کند و اجازه ندهد پرونده هستهای با موضوعاتی مانند برنامه موشکی یا سیاستهای منطقهای و حمایتش از جنبشهای مقاومت پیوند بخورد؛ اموری که از منظرش کاملاً داخلی و مربوط به حاکمیت ملی است.
نویسنده ادامه میدهد: بنابراین، جنگ ۱۲ روزه، توازن قدرت بین دو طرف را تغییر داد. در اینجا، ما به قدرت نظامی اشاره نمیکنیم، بلکه به قدرت تحمیل شرایط و تأثیرگذاری بر توازن قدرت اشاره میکنیم، که به نقطهای منجر میشود که ایران از باز کردن پروندههای حاکمیتی خود به کاخ سفید خودداری میکند و فقط درباره آنچه که میخواهد مذاکره کند، سخن میگوید.
این امر عملاً مسئله هستهای را به محور اصلی مذاکرات مسقط تبدیل کرد. لذا کار به جایی رسید ایالات متحده با ایران بر سر چیزی وارد مذاکره شود که پیش از این به همراه اسرائیل ادعا میکرد آن را نابود و حذف کرده است
در ادامه این یادداشت آمده است: «نکته اصلی ماجرا اینجاست: جمهوری اسلامی برنامه هستهای خود را به یک ابزار چانهزنی مؤثر تبدیل کرده و توانایی خود را برای ایفای نقش کلیدی در مذاکرات غیرمستقیم بینالمللی با واشنگتن در مسقط نشان داده است. تهران راهبردی را اتخاذ کرده که واشنگتن را مجبور میکند با شرایط ایران پای میز مذاکره بنشیند و فشار نظامی و تحریمهای اعمال شده بر خود را نادیده بگیرد».
چرا فقط هستهای؟
اصرار ایران بر محدود کردن مذاکرات به پرونده هستهای، در واقع تاکتیکی برای تسهیل روند لغو تحریمهای آمریکا است.
تهران نمیخواهد دایره گفتوگوها به مسائل دیگر ـ همچون روابط با متحدان یا برنامه موشکیاش ـ گسترش یابد، زیرا این موارد را مسائل داخلی میداند.
از این رو، شرط ایران این است که هر تعهد هستهای احتمالی باید مستقیماً به لغو تحریمها گره بخورد؛ چراکه عمده این تحریمها اصلاً به بهانه هستهای وضع شدهاند. در نتیجه، تهران ابزار فشار واشنگتن را به ابزاری برای مذاکره بر ضد خودِ واشنگتن تبدیل کرده است.
نویسنده در ادامه تصریح میکند که این رویکرد تصویری دیپلماتیک از جمهوری اسلامی به نمایش میگذارد که اهل گفتوگوست و مسیرهای مسالمتآمیز را ترجیح میدهد، امری که آمریکا را زیر فشار فزاینده جهانی قرار میدهد تا بدون تحمیل شروط تازه، پای میز مذاکره بنشیند.
برنامه بالستیک؛ خارج از محدوده مذاکره
پرونده هستهای بخشی از توافقهای بینالمللی رسمی است، اما برنامه موشکی ایران جزئی از دکترین دفاعی کشور و مرتبط با امنیت ملی است؛ بنابراین، تهران آن را قابل مذاکره نمیداند. ورود این موضوع به گفتوگوها میتواند مسیر توافق را پیچیده کند، در حالی که محدود کردن مباحث به هستهای، چارچوب مذاکره را منسجمتر میسازد.
روابط با متحدان؛ خط قرمز دیگر
ایران همچنین نمیپذیرد که رابطهاش با متحدان منطقهای به پروندهای قابل مذاکره تبدیل شود. این روابط بخشی از اعتقادات و راهبردهای مشترک با نیروهای ضدسلطه آمریکایی- اسرائیلی به شمار میآیند، نه ابزار فشار یا معامله سیاسی. بنابراین، طرح چنین موضوعی از نظر تهران دخالت مستقیم در حاکمیتش تلقی میشود.
چرا ایران میتواند
بر شرط خود پافشاری کند؟
فراتر از انتخاب، ایران اکنون توان اجرای چنین سیاستی را دارد. نظام مذاکره در پرونده هستهای اساساً بر «تبادل تعهدات مشخص و متقابل» استوار است؛ بنابراین هر دو طرف نیازهایی دارند که میتواند توازن ایجاد کند. افزون بر این، شکست مکرر تلاشهای آمریکا برای تغییر نظام در ایران، بهویژه پس از ناآرامیهای اخیر، جایگاه تهران را در میز مذاکره تقویت کرده است.
در مجموع، محدود کردن مذاکرات به پرونده هستهای تنها یک تصمیم تاکتیکی نیست، بلکه «بازآرایی موقعیت قدرت ایران در سطح حاکمیتی و بینالمللی» است؛ پاسخی مستقیم به نفوذطلبی واشنگتن و ابزاری برای تثبیت استقلال سیاسی کشور.
نویسنده با این استدلال، در خاتمه تاکید میکند: «در نهایت، فارغ از اینکه نتیجه مذاکرات مسقط چه باشد ـ موفقیت یا شکست ـ واقعیت تغییر نخواهد کرد: جمهوری اسلامی ایران توانسته معادله را به نفع خود بازنویسی کند و نشان دهد که نه زیر فشار میرود و نه از مواضع خود کوتاه میآید».
واکنش چین به مذاکرات هستهای
ایران - آمریکا در مسقط
در همین شرایط، «لین جیان» سخنگوی وزارت امور خارجه چین روز جمعه طی یک کنفرانس مطبوعاتی و در پاسخ به سؤالی درباره مذاکرات هستهای آمریکا و ایران اظهار داشت: چین همواره در مورد این مسائل با همه طرفها در ارتباط بوده و ما امیدواریم دو طرف از طریق گفتوگو اختلافات خود را حل کنند و با هم برای حفظ صلح و ثبات منطقه بکوشند.
دستیار وزیر خارجه چین نیز در دیدار با «کاظم غریبآبادی» معاون امور حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه ایران، بار دیگر از حق تهران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای حمایت و بر لزوم حلوفصل سیاسی و دیپلماتیک پرونده هستهای ایران تأکید کرد.
به گزارش تسنیم به نقل از رسانههای چینی، «لیو بین» در دیدار با کاظم غریبآبادی که به چین سفر کرده، گفت: چین همواره از حلوفصل مسالمتآمیز مسئله هستهای ایران از مسیر ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک حمایت کرده است.
ترامپ: توافقی که به موضوع هستهای محدود شود قابل قبول است، به این شرط که
هیچ سلاح هستهای وجود نداشته باشد
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز پس از مذاکرات میان تهران و واشنگتن اظهار کرد: گفتوگوهای بسیار خوبی درباره ایران انجام شده است.
به گزارش انتخاب، ترامپ با بیان اینکه دفعه قبل آنها تصمیم گرفتند که توافق نکنند، اما احتمالا این بار متفاوت است، گفت: باید ببینیم، نسبت به دفعه قبل متفاوت خواهد بود. برای توافق با ایران وقت کافی داریم.
او افزود: ایران به سلاح هستهای دسترسی نخواهد داشت. آنچه لازم است با ایران از ابتدا اتفاق بیفتد نداشتن سلاح هستهای است.
ترامپ ادامه داد: با توجه به «نتایجی که امروز با ایران داشتیم، قرار است اوایل هفته آینده دوباره دیدار کنیم. آنها میخواهند به توافق برسند. ایران، همانطور که باید هم بخواهد، میخواهد به توافق برسد. آنها پیامدهای نرسیدن به توافق را میدانند. اگر به توافق نرسند، پیامدها بسیار شدید و سنگین خواهد بود. بنابراین خواهیم دید چه اتفاقی میافتد. خواهیم دید که همه چیز چگونه پیش میرود.
ادعای ترامپ اعترافی تلویحی به شکست همه ابزارهای فشار اوست. از جنگ 12روزه، تحریمهای به اصطلاح فلجکننده تا حمایت تمام عیار اغتشاشات داخلی هیچیک نتوانستهاند اراده راهبردی ایران را تضعیف کنند. وقتی او پس از شکست در جنگ ۱۲ روزه و ناکامی پروژههای تروریستی به میز مذاکره بازمیگردد، یعنی پذیرفته است که توازن قدرت تغییر کرده و راه تهدید دیگر نتیجهای ندارد. عقبنشینی تاکتیکی در قالب «مذاکره» پوششی برای حفظ آبرو پس از شکست سنگین در صحنه میدانی بود.
ترامپ تلاش دارد با زبان تهدید نشان دهد هنوز قدرت اعمال فشار دارد، اما واقعیت این است که معادلات منطقهای دیگر حول آمریکا نمیچرخد. محور مقاومت با حمایت ایران نهتنها جنگهای تحمیلی را دفع کرده بلکه هزینههای سیاسی و نظامی سنگینی به آمریکا و متحدانش تحمیل نموده است. تهدید به «پیامدهای شدید» سخنی توخالی است وقتی خود او از ترس شعلهور شدن یک جنگ منطقهای، به گفتوگو پناه برده است. این چرخش از تهدید به التماس گفتوگو نشان میدهد که ایران امروز طرف تصمیمگیر در میدان است، نه طرف تحتفشار. در نتیجه، ترامپ دیگر در موقعیت تهدید نیست بلکه در وضعیت ناچار به تعامل قرار دارد.
ترامپ به همین ترتیب، به سؤال دیگری مبنی بر اینکه آیا توافقی که به موضوع هستهای محدود شود، قابل قبول است؟ پاسخی داد که حکایتگر عقبنشینی و شکست آمریکاست. وی گفت: «بله، این قابل قبول است؛ اما از همان ابتدا یک شرط اساسی وجود دارد و آن این است که هیچ سلاح هستهای نباید وجود داشته باشد».