سینمایی که برای کودکان و نوجوانان نیست!
محمد عمرانی
دوستی میگفت سازوکار سینمای کنونی ایران فقط برای آن است که فیلمهای کمدی در آن فروش داشته باشند و حالا اگر چند فیلم کودک و نوجوان هم در برخی سالنها اکران میشود، به قول قدیمیها برای خالی نبودن عریضه است. فقط برایشان مهم است که سرگروهها با فیلمهای کمدی پُرشود و دیگر آثار اصلاً برای مدیران و تصمیمگیرندگان سینمایی مهم نیست. به قول دوست منتقدم احمد عراقی برخی سرگروههای سینمایی فقط برای آنکه قانون را زیر پا نگذارند و سالی یک فیلم کودک اکران کنند میپذیرندکه اثری از این طیف هم روی پرده ببرند، آن هم نه در زمان مناسب بلکه در وقتهای مرده بهطور مثال در اسفندماه.
گویی مدیران فرهنگی و سینمایی ما غیر از برگزار کردن یک جشنواره فرمالیته هیچ دغدغه دیگری برای گروه سنی کودک و نوجوان ندارند. این بیتوجهی درمیان رسانهها نیز وجود دارد، بهطوری که بیشترنقدها و نظرها درباره فیلمهای کمدی و بزرگسال است و انگار نه انگارکه سینمای کودک هم در این سرزمین وجود دارد.
و متأسفانه همین نگاه است که سینمای ما را به یک جریان همسان ساز و تقلیلگرا تبدیل کرده است و همه چیز را از فیلم تا فیلمساز شبیه هم کرده است. این فضا و جو حاکم بر سینما، فیلمساز و کارگردانی را که دغدغه فقر، اختلاف طبقاتی و تبعیض داشته بهجایی رسانده که مثل دیگر فیلمسازان میشود و برای بقا فیلم کمدی و طنز میسازد؛ زیرا در این ساز و کار، یا باید شبیه آنها بشوی یا تو را پس میزنند و دیگر نمیتوانی به راهت ادامه بدهی.
از یاد نبریم که در جهان امروز، سینما مثل یک جورچین است و این اشتباه است اگر فیلمی را برداریم و فیلم دیگری جای آن بگذاریم. ولی درسینمای فعلی ایران، هر فیلمسازی که بخواهد غیر از این باشد آنقدر تحت فشار قرار میگیردکه بهکلی آرمانهایش را از یاد خواهد برد.
وقتی در مدیوم مهم و تأثیرگذاری مثل سینما و در یک کشور۹۰میلیون نفری تنها به ۷ میلیون مخاطب کودک و نوجوان بسنده کردهایم، شرایط بهتر از این نخواهد بود. زیرا، سالهاست که مخاطب نتوانسته فیلمی متناسب با سلیقه خودش را در سینما پیدا کند، بنابراین دیگر به سراغ آن نمیرود. از طرف دیگر وقتی سفره اقتصاد مردم کوچک میشود اولین بخشی که از آن حذف خواهدشد، بخش فرهنگی و کتاب، مجله، روزنامه و سینماست.
با وجود رشد کلی مخاطبان سینما در سال ۱۴۰۳ و افزایش تعداد تماشاگران از ۲۷ میلیون نفر در سال ۱۴۰۲ به ۳۴ میلیون نفر، سهم مخاطبان کودک و نوجوان از این رشد چندان قابل توجه نبوده است. در حالی که ۴ فیلم این ژانر در سال ۱۴۰۲ توانستهاند
۳ میلیون مخاطب را جذب کنند، درسال ۱۴۰۳ این رقم تنها با افزایش اندکی به نزدیک ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر رسیده است. این آمار نشان میدهد که سینمای کودک و نوجوان، برخلاف روندکلی سینما، نتوانسته سهم قابل توجهی از این افزایش مخاطب را از آن خود کند.
نکته آخر اینکه امسال نیز همانند سالهای پیشین، صرفاً پویانماییهای سینمایی در ژانر کودک گیشه خوبی داشتهاند و دیگر فیلمهای سینمایی در این حوزه نتوانستهاند موفقیت چندانی بهدست آورند. به نظر میرسد این موضوع معلول دلایل مختلفی از جمله فقدان تنوع و جذابیت در فیلمهای این ژانر، تغییرذائقه مخاطبان، تعطیلیهای پیدرپی مدارس بهعلت آلودگی یا برودت هوا و کنسل شدن اردوهای سینمایی دانشآموزی یا حتی افزایش قیمت بلیت سینما، مرتبط باشد.
و حرف آخر اینکه از درآمد یک همتی گیشه سینما، سهم سینمای کودک، بین۱۰ تا ۱۵ درصد است.