یک مک گافین کلیشهای و مبتذل
آرش فهیم
چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر هم مانند هر دوره، حاشیههایی هم داشته است. با هم بخشی از این حواشی را مرور و بررسی میکنم:
یک- از سال 88 به این سو، هر بار برگزاری رویدادهای فجر با غبار فتنه همراه شده، یک کلیدواژه به طور کلیشهای تکرار و مبتذل گردیده است؛ تحریم جشنواره! یعنی در سالهای 88، 96، 98، 1401 و این بار 1404 شایعات مبنی بر اینکه هنرمندانی در اعتراض به شرایط، به جشنواره نخواهند آمد و استقبال مردم سرد خواهد شد و... متعاقبا فشارهایی در پشت پرده و یا در رسانهها مانند یک فیلم تکراری، اتفاق افتاده است. اما در همه این ادوار نیز جشنواره مانند شرایط عادی برگزار شده است و هر بار نیز استقبال، کم و بیش گرم و پرشور بوده است؛ چه از سوی سازندگان آثار، چه منتقدان و اهالی رسانه و چه مردم و علاقهمندان به سینما. هر چند که بهتبع کاهش «سینما رفتن» در سبد مصرف فرهنگی خانوادهها، شوق و اشتیاق عمومی به جشنواره در مقایسه با دهههای 60 و 70 نیز افت داشته است، اما هیچگاه شرایط سیاسی و اجتماعی تأثیر محسوسی در این مقوله نداشته است. امسال هم وضع به همین منوال بود. با وجودی که دبیرخانه جشنواره نسبت به سالهای قبل، کارتهای کمتری برای سالن رسانهها –یا همان خانه جشنواره- صادر کرده و تا توانسته بودند جمعیت مدعوین را کاهش داده (ازجمله سهمیه همین روزنامه کیهان به 2 کارت تقلیل یافته است!) اما در همان روز نخست، شاهد تشکیل صفوف طولانی و سالنهای مملو از جمعیت در خانه جشنواره بودیم. درمیان شرکتکنندگان جشنواره نیز با وجود فشارهای وارده در شبکههای اجتماعی به هنرمندان و تهدیدهای لشکر مجازی، اما غیر از یک کارگردان، هیچ انصرافی در واکنش به مسائل دیماه در جشنواره رخ نداد. برخی رسانهها چند روز قبل از شروع جشنواره از موج انصرافها خبر داده بودند و حتی فهرستی هم منتشر کردند؛ اما این خبرسازی در دنیای واقعی رخ نداد. حتی به گفته دبیر جشنواره، یکی از فیلمهایی که نامش به عنوان انصرافی اعلام شده بود، اصلا ساخته نشده است! در سینماهای مردمی نیز تنها طی سه ساعت اول باز شدن سایتهای فروش،
30 هزار بلیت خریداری شد. بنابراین ماجرای تحریم جشنواره، امسال نیز تنها یک التهاب کاذب بود و نقش واقعی در روند برگزاری این رویداد نداشت و به قول سینماگرها یک
«مک گافین» بود. در ادبیات سینما، مک گافین یک تکنیک در روایت است که طی آن، چیزی اهمیت زیادی مییابد که در واقع اهمیت چندانی ندارد اما باعث میشود شخصیتها گوهر خودشان را بهواسطه آن بروز دهند.
دو- نکته آنکه این حواشی اتفاقا به کمک جشنواره آمدند و آن را از بیخبری و سکوت نجات دادند. آفتی که قبل از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به جان آن افتاد، کم خبری و ضعف اطلاعرسانی در هفتههای منتهی به برگزاری جشنواره بود؛ سکوتی مشکوک و گیجکننده؛ انگار که نه انگار مهمترین رویداد سینمایی و یکی از بزرگترین ماجراهای فرهنگی کشور قرار بود به منصه ظهور برسد. حتی شنیده شد که جناب دبیر جشنواره، تمایل چندانی به برگزاری نشست خبری هم نداشت! تلاش و خبرسازی و فشار برای تحریم و انصراف باعث شکل گیری یک کشمکش شد و برخی تلاش کردند حضور گسترده در جشنواره را در رسانه و یا صفحات شخصی خودشان جلوه دهند و حتی دیدم که برخی دوستانی که به دلایلی امکان شرکت در جشنواره را ندارند، به بازتاب این رویداد و ترغیب مخاطبانشان برای همراهی با جشنواره فجر پرداختند. این هم خدا خواست و عدو سبب خیر شد و گویی، مخالفان و موافقان جشنواره، کمکاری دبیرخانه و واحدهای خبری و تبلیغی جشنواره در اطلاعرسانی را جبران کردند.
یک مقایسه، کم کاری خبری این دوره جشنواره فجر را فاحش نشان میدهد؛ سال گذشته از زمان انتصاب منوچهر شاهسواری به عنوان دبیر چهل و سومین جشنواره فیلم فجر تا آغاز برگزاری جشنواره، حدود 150 محتوا از سوی روابط عمومی جشنواره تولید شد که این محتویات روی سایت رسمی جشنواره فجر بارگذاری شدند. اما امسال، از زمان انتصاب شاهسواری به عنوان دبیر جشنواره چهل و چهارم تا آغاز جشنواره، فقط حدود 25 محتوا در رابطه با جشنواره فجر تولید و در سایت جشنواره فجر بارگذاری شد! یعنی حجم محتوا در جهت اطلاع رسان در جشنواره فجر چهل و چهارم در مقایسه با دوره قبلی، حدود شش برابر کاهش یافته است.
سه- یکی از موضوعاتی که قبل از برگزاری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر بحث برانگیز شد، حذف هیئت انتخاب بود. اتفاقی که انتقاداتی را هم در پی داشت. اما واقعیت این است که حذف هیئت انتخاب، یک امر کارشناسانه و اصولی است. چون در هیچ جشنواره معتبری در سطح جهان، ما چیزی به نام هیئت انتخاب نداشتهایم. هیئت انتخاب هم از بدعتهایی است که در جشنواره فجر ما گذاشته شد. حتی قبل از جشنواره فیلم فجر، جشنواره سینماحقیقت هم این هیئت را حذف کرد. چون دراصل، مسئولیت انتخاب فیلمها بهعهده دبیر جشنواره است؛ البته که مشاورانی درکنار دبیر حضور دارند اما درنهایت حرف اصلی را دبیر میزند. این حذف اصولی، باعث میشود که دیگر صحبت از سلیقه و ذائقههای مختلف در گزینش آثار نباشد و اگر مسئلهای باشد، متوجه شخص دبیر است. درواقع این تغییر، مسئولیت دبیر جشنواره را سنگینتر
کرده است.
چهار- یک حاشیه مهم دیگر در روزهای ابتدائی چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، بینظمی این رویداد است. تقریبا در همه سانسها تأخیر اتفاق افتاده است و هیچ فیلمی سر ساعت اعلام شده شروع نشد! تغییر و جابهجایی دائم فیلمها در خانه جشنواره، آزاردهنده است و موجب به هم خوردن برنامه اهالی رسانه شده. فروکاست نظم و انضباط هم امسال نسبت به چند دوره اخیر، افزایش یافته است که برای رفع یا کمرنگ شدن آن در جشنواره باید فکر علاجی کرد!