نگاه ویژه قرآن به شهید و شهادت
علی جواهردهی
براساس آموزههای قرآن، چیزی در هستی «تصادفی» نیست، بلکه براساس مشیت حکیمانه و مقدرات الهی که در «در امّ الکتاب» ثبت و ضبط است، اتفاق میافتد و فرشتگان به عنوان کارگزاران هستی از روی همان ام الکتاب امور را «استنساخ» کرده و در عالم هستی جاری و ساری میکنند. بنابراین، همان گونه که مرگ هر کسی بر اساس اجل مقدر در امّالکتاب است، کیفیت مرگ او نیز بر اساس مشیت حکیمانه و مقدر الهی است.
البته انسان به اسباب گوناگون از جمله ایمان، دعا و اجابت خدا، صدقه و صله رحم یا در تضاد آن با فجور و گناه مانند کفر، استکبار، قطع رحم، تغییر و تبدیل را در در امّ الکتاب در چارچوب مشیت حکیمانه الهی تجربه خواهد کرد؛ زیرا انسان و جن برخلاف دیگر آفریدهها دارای سطحی از انتخاب ارادی هستند که به آنان اجازه میدهد تا سعادت یا شقاوت را با عقاید حق یا باطل و اعمال خوب یا بد خود رقم بزنند. کسی که شهادت در راه خدا را انتخاب میکند در دنیا فلسفه و سبک زندگی خاصی را انتخاب کرده و براساس آن عمل میکند.
بی گمان شناخت ویژگیهای شهید در راه خدا و ارزش و اهمیت شهادت و آثار و برکات آن میتواند در انتخاب فلسفه و سبک زندگی بسیار مؤثر باشد و انسان آرزوی شهادت در راه خدا را داشته باشد؛ زیرا شهید به حکم واژه شاهد و حاضر در همه عوالم است و زیست دنیوی و اخروی او با علم حضوری و شهودی همراه میشود که به او جایگاهی بس والا میدهد و گاه حتی برخی از شهیدان به درجه و مرتبهای از شهود میرسند که مرگ دومی در قیامت تجربه نخواهند کرد و همانند معصومان(ع) تنها تجربه «الموته الاولی» را خواهند داشت که همان مرگ از دنیا به عالم آخرت با شهادت در راه خدا است.
گواهان الهی
در کاربردهای قرآنی، واژه شاهد، شهید و شهداء بیشتر به معنای گواهی بر اساس مشاهدات خواه از طریق شنوایی و بینایی حسی یا غیرحسی یا حضور در جایی و دیدن و شنیدن امور و تحمل شهادت برای اقامه در دادگاه له یا علیه اشخاص است.(بقره، آیه 282)
از همین رو خدا به عنوان «شهید» معرفی میشود که هم شاهد امور هستی است و هم مشهود در همه آیات هستی.(آل عمران، آیه 98؛ مائده، آیه 117؛ انعام، آیه 19؛ یونس، آیه 46؛ فصلت، آیه 53) همچنین از نظر قرآن، خدا، پیامبر(ص) و معصومان(ع) به عنوان مؤمنان کامل، گواهان الهی در زمان حیات دنیوی و در حیات اخروی به سبب حضور در همه حضرات هستی هستند تا جایی که همه حقایق ظاهری و باطنی و نفسانی را میبینند و میدانند و در قیامت له یا علیه اشخاص گواهی میدهند.(نساء، آیه 41؛ نحل، آیه 89؛ حج، آیه 78؛ توبه، آیات 103 و 105؛ بقره، آیه 143 و روایات تفسیری)
از نظر قرآن، شاهدان یا گواهان در همه امتها وجود دارند و پیامبران در زمان زندگی دنیوی از جمله شاهدان الهی برای امتها در طول تاریخ بشریت هستند.(همان؛ نحل، آیه 84) بنابراین وقتی با واژگان شاهد و شهید و شهداء و مشتقات آنها در قرآن مواجه میشویم، متبادر همان معنای گواهی و شهود است که در دادگاههای صالح دنیوی و اخروی نقش بسیار اساسی در اثبات و نفی امور دارند. شاهدان در قیامت شامل اعضاء و جوارح و جوانح آدمی نیز میشود که له یا علیه خود شخص صاحب اعضا شهادت میدهند.(فصلت، آیات 21 و 22) همچنین گواهان غیر از اعضا، نامه اعمال انسان است که له یا علیه اشخاص گواهی میدهد.(جاثیه، آیات 29 تا 31؛ مؤمنون، آیه 62)
مقتولان در راه خدا، شهیدان شاهد
در کاربردهای قرآنی، بیشترین واژهای که درباره شهیدان در راه خدا به کار رفته همان «قتل در راه خدا»(آل عمران، آیه 169) و کشتههای در میادین جهاد خواه در خود میدان نبرد و خواه در مسجد با هر جای دیگر است. اصولا از نظر قرآن، کسی که در راه خدا کشته میشود، شهید است؛ اما در میان شهیدان برخی هستند که در میدان جهاد حاضر شده و کشته میشوند(همان)، و برخی دیگر دستگیر و با شکنجه کشته شده(اعراف، آیات 123 تا 125) یا به دار آویخته میشوند(شعراء، آیات 46 تا 50)، و برخی دیگر به آتش انداخته میشوند(بروج، آیات 4 تا 9)؛ و برخی دیگر نیز مسموم شده و اینگونه کشته میشوند. پس کشته شدگان در راه خدا به اشکال گوناگون به مقام شهادت میرسند. در روایات ماثور نیز واژه قتل برای شهیدان در راه خدا به کار رفته است، تا جایی که برای امیرمؤمنان علی(ع) که در مسجد به شهادت رسیده، واژه «تهدمت و الله ارکان الهدی قد قتل علی المرتضی » و برای شهادت سید الشهداء در کربلاء عنوان «مقتل» به کار رفته است. نامگذاری مقتولان در راه خدا به عنوان شهیدان، بر اساس ویژگیهایی است که خدا برای آنان بیان کرده که شامل: حیات بدون مرگ(آل عمران، آیه 169)، حیات با رزق بهشتی در پیشگاه خدا(همان)، حیات غیر قابل شعور برای زندگان دنیوی(بقره، آیه 154)، ورود مستقیم به بهشت(یس، آیه 36)، شاهد کرامات الهی در حق خویش(آل عمران، آیه 169؛ بقره، آیه 154؛ یس، آیه 36) و مانند آنها است. البته بر اساس گزارشهای قرآنی و روایی، مقتولان در راه خدا، از جهاتی «عالم» به علم حضوری نسبت به عوالم و نشئات هستی هستند و نسبت به هیچ یک از عوالم گرفتار غفلت نیستند؛ چنانکه آنان شاهد اعمال دیگران هستند همان گونه که خدا برای آنان بهشت را گواهی داده و از این جهت شهید به معنای مشهود هستند. به هر حال، وقتی از مقتولان در راه خدا به عنوان شهید و شهداء یاد میشود، به سبب آثار و برکاتی است که شهیدان با قتل در راه خدا به دست میآورند. در حقیقت کراماتی که خدا به آنان میبخشد آنان را در سطحی در مقامات معنوی هستی بالا میبرد که در جایگاه گواهان الهی همچون پیامبران و معصومان(ع) و فرشتگان شاهد قرار میدهد. از همین رو خدا «قتل» را که مؤمنان در میدان جهاد تجربه میکنند، به عنوان امری مهم تلقی کرده و افتخار برگزیدگی به عنوان گواهان امت را برایشان رقم میزند. (آلعمران، آیه 140) از جمله این کرامت و ویژگیهای خاص میتوان به اموری چون: تقرب به پیشگاه خدا با جهاد در راه خدا و شهادت و دستیابی به «عند ربهم» (آلعمران، آیه 169) و بالاترین درجه عندالله(توبه، آیه 20)، جاودانگی در مقام قرب (توبه، آیات 20 تا 22)، فوز عظیم(همان)، رضوان الهی(همان)، بهشت و نعمتهای دائمی(همان)، بشارت(آل عمران، آیات 169 و 170)، امنیت و آرامش بیهیچ خوف و حزن(همان)، شادمانی به فضل الهی(همان)، بهره مندی از تکریم الهی(یس، آیات 20 تا 27)، برخورداری از مغفرت و رحمت خاص (آل عمران، آیه 157)، اصلاح امر و هدایت خاص(محمد، آیات 4 و 5)، بخشش گناه (آل عمران، آیه 195) و مانند آنها اشاره کرد که ویژه شهیدان و مقتولان در راه خدا فراهم آمده است.
شهداء؛ سوداگران با خدا
شهیدان در راه خدا، با مال و جان و عرض خویش با خدا معامله میکنند و همه هستی خود را که خدا به ایشان ارزانی داشته، دوباره با دو دست ادب تقدیم آفریدگار سبحان کرده و در طبق اخلاص به پیشگاه خدا هدیه میدهند. از نظر قرآن، آنان در تجارت پرسود و بیخسران و ضرری با خدا وارد میشوند تا هرچه خدا به ایشان داده به خدا باز پس دهند(توبه، آیه 111) و در مقابل، تقرب خدا و رضوان او را بجویند و خدا افزون بر این امور به ایشان پاداشهای درخور و ویژهای میدهد که بخشی از آنها بیان شد.
از نظر قرآن، آنان شهادت در راه خدا را برتر از همه زندگی دنیوی میدانند و بر آن هستند تا زندگی دنیوی خویش را با تقرب به خدا و زندگی اخروی در جوار الهی معامله کنند تا جاودانگی در سعادت را برای خویش به دست آورند. از این رو مرگ در راه خدا را برتر از زندگی دنیوی و هر چه در آن است میدانند و هرگز دنیا را بر آخرت و جاودانگی بهشت و سعادت در قرب الهی ترجیح نمیدهند.(آل عمران، آیه 157)
در حالی که مؤمنان حقیقی قتل در راه خدا و نیز پیروزی در میدان جهاد یا شهادت را به عنوان یکی از دو حسنه الهی(توبه، آیه 52) باور دارند و برای آن تلاش میکنند، اما منافقان شهادت در راه خدا را به سخریه میگیرند و هیچ ارزشی برای آن نسبت به زندگی دنیوی قائل نیستند.(آل عمران، آیه 168) مؤمنان حقیقی به استقبال مرگ در راه خدا میروند و رضوان الهی را اینگونه میجویند(بروج، آیات 5 تا 8؛ بقره، آیه 207؛ تحریم، آیه 11؛ آل عمران، آیات 143 تا 145) و به عنوان منتظران شهادت با خدا عهد صادقانه میبندند تا هرچه موجب رضای اوست در زندگی انجام دهند و جز رضوان الهی را نخواهند.(توبه، آیه 52؛ احزاب، آیه 23؛ بقره، آیه 207) چنین افرادی همان اسوههای حسنه الهی هستند که مؤمنان باید از آنان پیروی کرده و فلسفه و سبک زندگی خویش را همانند آنان قرار دهند، خواه این اسوههای حسنه زنی همچون آسیه همسر فرعون باشد(تحریم، آیه 11)، یا امیرمؤمنان علی(ع) که همه هستی خویش را برای اسلام و رضوان الهی فدا کرده است.(بقره، آیه 207؛ احزاب، آیه 23)
لیاقت شهادت
از نگاه قرآن شهادت در راه خدا جزو مقدرات الهی است که برای هر کسی رقم نمیخورد؛ زیرا کسی شایسته شهادت در راه خدا است که فلسفه و سبک زندگی خویش را برای رضای خدا مخلصانه شکل داده باشد و در انتظار شهادت باشد؛ چنین شخصی حتی اگر در بستر هم بمیرد، همان اجر شهیدی را خواهد داشت که در میدان نبرد کشته شده است.(آل عمران، آیات 157 و 158) اصولا از نظر قرآن، همه امور هستی در چارچوب مقدرات و مشیت حکیمانه الهی سامان یافته و هیچ چیزی بیرون از مکتوبات درام الکتاب رقم نمیخورد.(حدید، آیات 22 و 23) بنابراین، شهادت در راه خدا نیز یکی از مقدرات الهی است که برای اشخاصی رقم میخورد که شایسته آن باشند، نه کسانی که هیچ ایمان و اخلاصی ندارند و یا کفر و نفاق میورزند و برای رضایت خدا گام بر نمیدارند.(آل عمران، آیات 154 تا 156؛ توبه، آیات 50 و 51) شهادت از برای کسانی است که فلسفه و سبک زندگی خویش را بر محور اموری چون: ایمان (آلعمران، آیات 169 تا 171)، رضوان الهی در همه امور زندگی از جمله امر به معروف و نهی از منکر(بقره، آیه 207)، تبلیغ دین و یاری مؤمنان و پیامبران(همان؛ یس، آیات 20 تا 26)، جهاد و هجرت (آل عمران، آیات 140 و 146 و 154 و 156 و 195؛ توبه، آیات 20 تا 22) سامان داده و در این راه صبر پیشه گرفته و جزو صابرین باشند(آل عمران، آیه 146) و از مصیبتها و زخمها و شکنجهها و مانند آنها نهراسند(اعراف، آیات 124 تا 126؛ بروج، آیات 4 تا 8) و بر عهد خود با خدا در الست و پس از آن بمانند و گرفتار غفلت نشوند و صادقانه عهد الهی را انجام دهند و بر آن استوار باشند. (احزاب، آیه 23)