کد خبر: ۳۲۷۳۴۱
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۲

عبدالکریم نصرالله، به فرزند شهیدش سیدحسن نصرالله پیوست

سید «عبدالکریم نصرالله»، پدر شهید سید «حسن نصرالله»، دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان دیروز به دلیل بیماری درگذشت.
ایستگاه رادیویی «النور» متعلق به حزب‌الله لبنان، دیروز(دوشنبه 13 بهمن‌ماه برابر با 2 فوریه و 13 شعبان)، در حساب کاربری خود در فضای مجازی نوشت: «سید عبدالکریم نصرالله، پدر سید حسن نصرالله، سید شهیدان امت، درگذشت.» گفته می‌شود که عبدالکریم نصرالله دو روز قبل از فوتش دچار عوارض جسمی شده بود. آقای عبدالکریم نصرالله در کنار نوه شهیدش، سید «هادی نصرالله»، به خاک سپرده شد. حزب‌الله لبنان و جنبش امل در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند: «با اندوه و غم عمیق، درگذشت استاد ارجمند، آقای عبدالکریم نصرالله، پدر شهید امت، سید حسن نصرالله(رضوان‌الله‌علیه) را به سوگ می‌نشینیم. در این مناسبت غم‌انگیز، از شما دعوت می‌کنیم تا در مراسم تشییع جنازه ایشان شرکت کنید. او در بارگاه شهدای مقاومت اسلامی غبیری به خاک سپرده خواهد شد.» وزیر امورخارجه ایران و... نیز درگذشت پدر شهید نصرالله را تسلیت گفتند. «نهدیه صفی‌الدین»، مادر سید حسن نصرالله، نیز پنجم خرداد 1403 درگذشته بود.
گفتنی است، سید عبدالکریم نصرالله، مردی ساده از روستای البازوریه نزدیک صور در جنوب لبنان، با همسرش نهدیه صفی‌الدین به امید زندگی بهتر به بیروت مهاجرت کرد و در محله‌های شرقی مثل برج حمود و کرنتینا ساکن شد. او با فروش میوه و سبزی و بعدها با یک مغازه کوچک بقالی، روزگار خانواده پرجمعیت 9 ‌فرزندی‌اش را می‌گذراند؛ شرایط سخت بود و سید حسن، پسر بزرگ خانواده، از نوجوانی کنار برادرانش به پدر کمک می‌کرد تا بار معیشت سبک‌تر شود. عبدالکریم زندگی‌اش را وقف تأمین نیازهای فرزندان کرد، بدون ادعا، فقط با کار مداوم و پایبندی به ارزش‌های خانوادگی و دینی که در خانه حاکم بود. او هرچند ابتدا با رفتن سید حسن به حوزه علمیه موافق نبود، اما شاهد آن شد که همان پسر ارشدش- که از کودکی مهربان، مسئولیت‌پذیر و علاقه‌مند به فوتبال و دوچرخه‌سواری بود- به نمادی از ایستادگی و امید برای میلیون‌ها نفر تبدیل شود. اهمیت سید حسن برای او فراتر از یک فرزند بود: «کسی که راهی را رفت که پدر با دست‌های پینه‌بسته‌اش برایش پایه گذاشته بود، راهی که در نهایت به شهادت رسید.» عبدالکریم تا آخرین روزهای عمرش با غم از دست‌دادن همسر و پسر بزرگش، اما با آرامشی که از ایمان می‌آمد، زندگی کرد و رفت.