مگه چی شده؟(گفت و شنود)
گفت: خانم بهروز آذر، معاون رئیسجمهور برای بازدید از زنان بازداشتشده در اغتشاشات اخیر به زندان محل نگهداری آنان رفته است!
گفتم: احتمالاً رفته بود به جنایتهای وحشیانهای که آنها مرتکب شدهاند و خونهایي که ریختهاند اعتراض کند و به خاطر آتش زدن قرآن و مسجد و قتل کودکان و... آنها را توبیخ کند!
گفت: ای عوام؟! رفته از آنها دلجویی کرده و ببیند که آیا در زندان به غذا و بهداشت و رفاه آنها رسیدگی میشود؟! رفته تا مطمئن شود که مبادا در زندان به این جنایتکاران بد بگذرد!
گفتم: مگر قرار نبود از افراد زاویهدار با نظام در مسئولیتها استفاده نشود؟ کار این خانم معاون رئیسجمهور غیر از حمایت از پادوهای اسرائیل و آمریکا و قاتل مردم بیگناه و تأیید آتش زدن مساجد و قرآنها چه مفهوم و معنای دیگری دارد؟!
گفت: چه عرض کنم؟! انگار نه انگار که جنایت هولناکی اتفاق افتاده و جنایتکاران با دستور صریح و رسماً اعلام شده آمریکا و رژیم صهیونیستی دست به این جنایت زدهاند. بهجای دلجویی از خانوادههای شهید داده، از قاتلان و جنایتکاران دلجویي میکنند! یعنی متوجه نیستند؟!
گفتم: بعید است مسئلهای با این سادگی و وضوح را درک نکنند! خودشان را به آن راه زدهاند. مشتری به مدیر رستوران شکایت کرد و گفت؛ این مگس را میبینی که درون ظرف سوپ شنا میکند؟! مدیر رستوران گفت؛ مگه چی شده؟ خُب اگر شنا نکند که غرق میشود!