به دلِ ترس باید زد(یادداشت روز)
1- روانشناسان در تعریف «ترس» میگویند، «حالتی هیجانی است که به علت ایجاد یا پیشبینی محرک زیانبار و خطرناک پیش میآید.» و در ادامه توضیح میدهند که این «ترس به خودی خود مشکلی ایجاد نمیکند. در واقع مسئله اصلی و تعیینکننده نوع واکنش ما در برابر ترس است.» و امیرالمومنین علی(ع) هم نوع واکنش به ترس را اینگونه بیان میکنند: «اذا هِبتَ أمراً فَقَع فیهِ فإنَّ شِدَّةَ تَوَقّیهِ أعظَمُ مِمّا تَخافُ مِنهُ.» یعنی «هرگاه از مسئلهای ترسیدی خود را در آن بیفکن زیرا سختتر از آنچه که از آن میترسی، سستی و احتیاط مفرط[انفعال] است.» در واقع این جمله حکیمانه بر رویارویی مستقیم با ترسها تأکید دارد و هشدار میدهد عواقب ناشی از تردید و اجتناب از اقدام (به دلیل ترس) میتواند از خود آن خطرِ مورد ترس، زیانبارتر باشد.
2- «ترس» یکی از کلیدیترین ابزار داعش در جریان یکهتازیهایش در منطقه بود. راز اقدام این گروه وحشی در استخدام تیمهای رسانهای حرفهای برای تصویربرداری از جنایات هولناکش و اصرار به دیده شدن کشتار وحشیانه زنان و کودکان و... در همین نکته نهفته است. داعش وارد یک روستا میشد، مردم را - بلا تشبیه- مثل گوسفند سر میبرید، اجساد بدون سر را کنار خیابانها به ردیف میچید، و تصاویر آن را هم منتشر میکرد. بعد برای اشغال روستا و شهر بعدی به راه میافتاد. تا به منطقه بعدی برسد، ترس کار خود را کرده و مردم و حتی نظامیان را فراری داده بود. بنابراین آنها دیگر نیازی به درگیری برای تصاحب روستاها و شهرهای بزرگتر نمیدیدند و مثل آب خوردن به پیشرویهای خود ادامه میدادند. تا اینکه داعش رفته رفته به «خودِ ترس» تبدیل شد. این گروه وحشی زمانی متوقف شد که عدهای نترسیدند و به دل داعش زدند. یعنی با حکم جهاد آیتالله سیستانی و پای کار آمدن مردانی چون سردار سلیمانی و تشکیل گروههای مقاومت مردمی-همانطور که امیرالمومنین علی(ع) فرمودهاند-«خود را بر ترس افکندند» و بدین ترتیب کمر داعش و صاحبانش را، با هم شکستند.
3- استفاده از «تکنیک ترس و وحشت» همواره و در طول تاریخ وجود داشته است. به عنوان مثال در آیه 173 سوره
آل عمران میخوانیم: « الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» یعنی: «همان کسانی که مردم [منافقین و عوامل نفوذی دشمن] به آنان گفتند: لشکری انبوه از مردم [مکه] برای جنگ با شما گرد آمدهاند، از آنان بترسید. ولی [این تهدید] بر ایمانشان افزود، و گفتند: خدا ما را بس است، و او نیکو وکیل و [نیکو کارگزاری] است.» در این آیه نیز راهحل، «نترسیدن» و «توکل کردن به خدای بزرگ» عنوان شده است که نتیجه آن در عمل میشود همان که امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: به دل ترس زدن و...
4- همه اینها را گفتیم تا به این برسیم که، دشمن امروز درست مثل اجدادش، به استفاده از «ترس» برای رسیدن به اهدافش با کمترین هزینه متوسل شده است. امروز آمریکا همه کشورهای دنیا حتی متحدانش را با تهدید «میترساند»، در این میان به یکی از ضعیفترین این کشورها (ونزوئلا) حمله میکند - تا همه تهدیداتش معتبر شود- سپس درست مثل داعش، سراغ هدف بعدی میرود چون امید دارد آن ترسآفرینی با این معتبرسازی، کارها را جلو ببرد! اما در جایی مثل گرینلند، وقتی با رزمایش نظامی کشورهای اروپایی یا تعرفههای متقابل مواجه میشود، به بهانهای تهدیداتش را عمل نمیکند، اما جایی که «ترس» ببیند - مثل ونزوئلا- اقدام میکند! آمریکا قبل از حمله به ونزوئلا، دهها نفر از شهروندان این کشور را روی دریا و با حمله به قایقهایشان کشته بود و حتی یک گلوله به سمت نیروهایش در دریای کارائیب شلیک نشده بود. ضمن این که آن اواخر برخی رسانههای غربی نوشتند مادورو با ترامپ گفتوگو کرده و حتی به برخی شروط تحقیرآمیز او تن داده است! این نوع واکنش از نگاه دشمن یعنی، حریف ترسیده پس باید به سراغش رفت!
5- فضای مجازی و رسانههای فارسی زبان خارج از کشور را نگاه کنید. مملو از تهدید است. با استخدام مزدور و به کار گرفتن ربات و هزار ترفند دیگر، صبح تا شب و از هر زاویهای که تصورش را بکنید، در حال «تهدید» و «ترسآفرینی» در میان مردم و مسئولین کشورمان هستند. تا - به قول ستوننویس نیویورکتایمز- پس از مشاهده و محاسبه سود و زیان تصمیم بگیرند. نیویورکتایمز در این باره نوشته است: «ترامپ عملیات نظامی کمهزینه و پراثر را دوست دارد. در مورد ایران، او میتواند عملیات پراثر انجام دهد، اما نه با هزینه کم. به همین دلیل است که او تا به الان نسبت به حمله به ایران مردد بوده است.» طبق این تحلیل، اگر تاکنون از دشمن غلطی
سر نزده است، علت در نگرانی از هزینه این غلطکردن بوده است. دشمن فقط کافی است نشانهای از «ضعف» و «ترس» ببیند و حس کند، تجاوز یا ترور هزینه زیادی برایش نخواهد داشت؛ در این صورت تردید نکنید، به تهدیدات عمل خواهد کرد. بنابراین، عملیاتی کردن تهدیدهایی مثل بستن تنگه هرمز، یا به آتش کشیده شدن منطقه و هدف قرار گرفتن 40هزار نظامی آمریکا در منطقه، نباید در حد تهدید باقی بماند-که طبق آنچه به ما رسیده- در حد تهدید باقی نخواهد ماند و جزو دستورالعملهاست.
6- ما معتقدیم، باید با تمام ظرفیت و توان تلاش کرد تا جنگی رخ ندهد. اما چنانچه از دشمن خطایی سر زد، باید با همان «تمام ظرفیت و توان» وارد عمل شد و کوچکترین تردیدی هم در این باره نداشت چرا که کوچکترین تردید در مواجهه با خطای دشمن، بزرگترین خسارتها را به دنبال خواهد داشت که تجزیه کشور تنها یکی از آنهاست. به قول سردار بزرگ، سلیمانی شهید «اگر اقدامی مقابل رژیم صهیونیستی صورت نگیرد، او همین تصور را راجع به ایران هم خواهد کرد... ما دشمنمان را میشناسیم. اگر ترسیدیم، او مثل سگ هار است، تعقیب میکند. میدردت. این سگ حالتش طوری است که اگر کسی فرار کند، میدرد او را و اگر بایستیم، میایستد...» یا جایی دیگر میگوید: «من با تجربه میگویم این را؛ میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد، در خود فرصتها نیست. اما شرطش این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم... در همین الوات بازیهایی که دشمن انجام میدهد، قدارهکشیهایی که میکند و کرد، چه فرصتهای مهم و بزرگی در هر دورهای که هر دورهاش دوره بسیار متحیرکننده و سختی بود، بر انقلاب متولد شد، ایجاد شد.»
7- رژیم صهیونیستی مدعی شده است که در جنگ احتمالی آمریکا و ایران، هیچ نقشی ندارد! این جمله دقیقا نشان میدهد، این رژیم نقش مستقیمی در این جنگ دارد- همانطور که در جنگ 12 روزه این دو رژیم درگیر جنگ با ما بودند و ترامپ بعدها رسما اعلام کرد، فرماندهی جنگ 12 روزه با او بوده است. این را گفتیم تا به این نتیجه برسیم که، چنانچه دشمن دست از پا خطا کرد، رژیم صهیونیستی باید جزو اولین و اصلیترین اهداف باشد چرا که این رژیم آرزو میکند تمام
40 هزار نظامی آمریکا در منطقه، در جنگ احتمالی با ایران کشته شوند چون، این اتفاق را به نفع خود میداند! اما «جزو اهداف اصلی بودن» این رژیم یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی است و چهبسا باعث شود اصلا جنگی رخ ندهد!
جعفر بلوری