شاهد تماشاگه راز(حدیث دشت عشق)
شهید رضا ایزدی، سپیدهدم ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۴۸ در اهواز پا به عرصه وجود نهاد. از اوان کودکی افکار خاصی در وجودش نهفته بود، بهطوریکه این افکار و احساسات والا پس از طی دوران تکاملی، به زیباترین شکل متجلی شد.
سال چهارم ابتدائی بود که انقلاب اسلامی شعله گرفت؛ هرچند سن کمی داشت، اما از روحیات انقلابی و مذهبی برخوردار بود و نقش خود را در حد توان ایفا میکرد. با پیروزی انقلاب، در محافل و مجالس انقلابی و مذهبی حضور پیدا میکرد و روح تشنه خویش را از دانستنیهای انقلاب سیراب میکرد. با شروع جنگ تحمیلی، با نامنویسی در پایگاه مسجد امامرضا(ع) در فعالیتهای تبلیغاتی، معنوی و نظامی شرکت کرد و شبها را با عبادت و نگهبانی از وطنش سپری میکرد. در سالهای ۱۳۶۰ و سه بار ۱۳۶۱ به جبهه رفت و همگام با رزمندگان، علیه دشمنان بعثی پیکار کرد. در سال ۱۳۶۳، برای بازسازی خونینشهر به آن شهر رفت و بیش از ۳ ماه در خرمشهر مشغول کار شد. در همین ایام بود که با مطالعه عمیق کتاب «تماشاگه راز» و دیگر کتب ادبی و شرکت در محافل ادبی، مشتاقانه وارد خیمه شاعران شد و از طریق شعر، عروج عاشق و شهدای خویش را نمایش داد. در هر حال شاعر بود و سخن و گفتارش از عشق نشأت میگرفت؛ عشقی به معشوقی که شدیداً آرزوی وصال او را داشت. هفتم اسفند سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ و منطقه شلمچه به شهادت رسید و پیکر پاکش در قطعه ۲ گلزار شهدای اهواز، ردیف ۳۰، مزار ۱۷ آرام گرفت.