کد خبر: ۳۲۶۵۷۲
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۵
ایالات متحده برای هیچ کشوری قابل اعتماد نیست

همگرایی اقتصادی تحریم‌شدگان آمریکا از چین تا اروپا، کانادا و آمریکای لاتین

کشورهای تحریم یا تحقیر شده از سوی آمریکا در حال همگرایی اقتصادی با یکدیگرند و گشایش‌هایی برای هم ایجاد می‌کنند؛ از چین تا اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی.
به گزارش کیهان؛ کشورهای جهان از سال‌ها پیش به فکر تغییر نظام تک‌قطبی در جهان افتاده‌اند که اوج آن را می‌توان در گسترش و قوت گرفتن پیمان‌هایی همچون بریکس و شانگهای مشاهده کرد. این روند با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا و تشدید بی‌اعتمادی به این کشور سرعت بیشتری گرفته است.
خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ گزارش داد که نگرانی متحدان آمریکا در مورد به حاشیه رانده شدن در تغییر شکل نظم اقتصادی جهانی به شکل فزاینده‌ای تشدید شده است.
همچنین به گزارش خبرگزاری فارس، خبرگزاری‌های رویترز و فرانسه نیز گزارش دادند، مارک کارنی؛ نخست‌وزیر کانادا، روز جمعه در سفر به چین و در دیدار با شی جین پینگ، رهبر این کشور گفت که کانادا و چین در حال ایجاد یک همکاری راهبردی جدید هستند که با بهره‌گیری از نقاط قوت یکدیگر، دستاوردهای «تاریخی» به همراه خواهد داشت.
کارنی، اولین نخست‌وزیر کاناداست که در هشت سال گذشته از چین بازدید کرده، تأکید کرد که بهبود روابط به بهبود سیستم حاکمیت جهانی کمک خواهد کرد؛ سیستمی که او آن را «تحت فشار قابل توجهی» توصیف کرد.
از سوی دیگر، رهبر چین آمادگی خود را برای ادامه کار در زمینه بهبود روابط اعلام و خاطرنشان کرد که مذاکرات در مورد از سرگیری همکاری‌ها، از زمان اولین دیدارشان در اکتبر گذشته در حاشیه یک کنفرانس اقتصادی در کره جنوبی ادامه داشته است.
به گزارش بلومبرگ، سفر نخست‌وزیر کانادا به یک دهه اختلاف دیپلماتیک بین اتاوا و پکن پایان داد. پکن به دنبال متقاعد کردن دولت کارنی برای کاهش تعرفه خودروهای برقی چینی در ازای کاهش محدودیت‌ها بر صادرات کانولای کاناداست.
پیش از سفر مارک کارنی، شی جین پینگ، رئیس‌جمهور چین، نیز در این ماه با لی جائه میونگ، رئیس‌جمهور کره جنوبی، دیدار کرد که اولین سفر یک رهبر کره جنوبی به چین از سال ۲۰۱۹ بود؛ اقدامی که به عنوان تاییدی بر بهبود روابط دوجانبه تلقی می‌شود.
اروپا در صف دیدار از چین
انتظار می‌رود «کی‌یر استارمر»؛ نخست‌وزیر انگلیس، نیز در روزهای آینده به پکن سفر کند که اولین سفر او از سال ۲۰۱۸ به این کشور است و هدف آن حمایت از مشاغل انگلیسی است. انتظار می‌رود «فریدریش مرتس»؛ صدراعظم آلمان نیز در ماه فوریه به پکن سفر کند.
گفتنی است، تعرفه‌های ترامپ و تحقیر اروپا در ماجرای اوکراین، موجب نزدیکی کشورهای جهان به یکدیگر و به‌ویژه به چین شده است. «نیل توماس»، محقق مؤسسه سیاست‌گذاری انجمن آسیا، اظهار کرد: «ترامپ در حال ایجاد پدیده ترس دیپلماتیک در جهان غرب است که به ترس از دست دادن فرصت اشاره دارد. رویکرد او رهبران را به سمت تعامل با شی جین‌پینگ سوق می‌دهد تا از تغییر شکل روابط ایالات متحده و چین جا نمانند.»
«الکساندر دوکالسکیس»؛ استاد روابط بین‌الملل در کالج دانشگاهی دوبلین هم گفت که «با توجه به رفتار نامنظم ایالات متحده، بسیاری از رهبران به این نتیجه خواهند رسید که باید روابط قابل قبولی با چین داشته باشند.»
امضای توافق تجارت آزاد اروپا و آمریکای لاتین
همگرایی تحریم شدگان و تحقیرشدگان آمریکا به چین و اروپا محدود نمی‌شود و بین اروپا و کشورهای آمریکای لاتین هم رخ داده است.
توافق تجارت آزاد میان بروکسل و ائتلافی از کشورهای آمریکای جنوبی روز شنبه در مراسمی در پاراگوئه و با حضور رهبران اتحادیه اروپا و کشورهای مرکوسور شامل برزیل، آرژانتین، اروگوئه، پاراگوئه و بولیوی پس از 25 سال توقف مذاکرات، بالاخره امضا شد. 
فرید زکریا، روزنامه نگار در آمریکا، درباره همگرایی‌های جدید در جهان اظهار داشت که بازیگران کلیدی بین‌المللی در اقتصاد جهانی شروع به سازگاری با مسیر جدید واشنگتن کرده‌اند؛ زیرا آمریکا دیگر شریک قابل اعتمادی محسوب نمی‌شود و اقدامات آن غیرقابل پیش‌بینی شده است.
او در مقاله‌ای که در واشنگتن پست منتشر شد، توضیح داد: در ۱۰ کشور اروپایی، تنها ۱۶ درصد از پاسخ‌دهندگان به نظرسنجی، ایالات متحده را متحد خود توصیف کردند؛ اگرچه اکثریت هنوز آن را شریک اصلی خود می‌دانند. در همین حال، نظرات در مورد چین همچنان متناقض و نامطلوب است.
این روزنامه نگار مشهور، نتیجه گرفت که قدرت آینده آمریکا در خطر است؛ در زمانی که چین در حال ساخت چیزی است که او آن را یکی از مقاوم‌ترین سیستم‌های اقتصادی در تاریخ مدرن می‌داند.
زکریا معتقد است، آمریکا به دلیل رفتار با متحدان خود به عنوان مشتریان تجاری صرف، استفاده از تعرفه‌ها به عنوان سلاحی علیه آنها و تبدیل تعهدات بلندمدت به نوعی اخاذی، بخش قابل توجهی از فرصت‌های خود را از دست داده است و سایر کشورها را به انجام اقدامات احتیاطی واداشته است.
آمریکا، اول در صف چین؛ چین ته صف ایران!
 گفتنی است، کشورهای جهان برای برقراری روابط دوجانبه و چندجانبه و همگرایی در برابر تحریم‌ها و تحقیرهای آمریکا تلاش می‌کنند. کانادا، اروپا، آسیا، آمریکای لاتین، خاورمیانه و... برای سفر به چین و دیدار با رهبران این کشور، از هم سبقت می‌گیرند و هر روز از آمریکا دورتر می‌شوند؛ مسئله‌ای که در ایران فهمیده می‌شود اما یک طیف خاص که خود را مظهر عقلانیت، سواد، فهم زبان دنیا و تمام خوبی‌های عالم می‌داند همچنان اصرار بر «فهمیده نشدن» آن دارد.
این طیف، در حالی‌که همه برای رابطه با چین صف کشیده‌اند؛ به این متحد قدرتمند که با رعایت عزت کشور، به دیدار مقامات ما آمده بود گفت؛ بروید ته صف! متحدی که اول صف دیدار با آن، آمریکاست که برای تحریم نشدن مواد کمیاب، التماس می‌کند.
این طیف از ربایش رئیس‌جمهور قانونی یک کشور آمریکای لاتین و متحد ایران، خوشحال است؛ در حالی‌که اروپا ابراز نگرانی و حتی اعتراض کرد و حالا هم موافقتنامه تجارت آزاد که 25 سال متوقف بود را با این منطقه مهم جهان، امضا کرد اما طیف همه چیزدان، نتوانست و نخواست از فرصت آمریکای لاتین استفاده کند.
واقعیت این است که این طیف سیاسی – اقتصادی، بیش از دو دهه است که رابطه کشور با جهان را به گروگان مذاکره و رابطه با آمریکا درآورده و خسارات سنگینی به کشور وارد کرده است؛ در حالی‌که آمریکا وسط مذاکره، کشور را هدف قرار داد و از اغتشاشات سنگین در ایران حمایت کرد اما این گروه اقلیت، همچنان، گروکشی می‌کند.
این طیف؛ تمام ناتوانی‌ها و نابلدی‌های خود را پشت تحریم‌ها پنهان می‌کند اما بخش مسکن که تحریم نبود را به ناکارآمدترین بخش اقتصاد ایران تبدیل کرده و با افتخار به مسکن نساختن، جلوی اعطای زمین به مردم را گرفته است. این جریان که توان اجرای طرح نهضت ملی مسکن و مسکن مهر را ندارد و نمی‌تواند ضعف خود را پشت تحریم پنهان کند؛ آن را در پستوی بحث‌های باصطلاح کارشناسی و آمارسازی پنهان می‌کند.
این افراد و جریانات که طرفدار اقتصاد نفتی و غیرنفتی رانتی هستند؛ اجازه روابط مستقیم مالی با چین، روسیه و دیگران را نمی‌دهند و فقط امارات را می‌شناسند چون مطلوب آمریکاست. آنها حتی در حال از بین بردن پیوندهایی هستند که با مجاهدت شهید رئیسی و برخی از مدیرانش در دوران کوتاه دولت سیزدهم احیا شد. این طیف خاص در دولت‌های خود، از فرصت‌هایی که قطر، روسیه، بریکس، شانگهای و... ایجاد کرد توامان «نتوانست و نخواست» استفاده کند و فضا داد تا دوستان آمریکا استفاده کنند و آنها در حال استفاده هستند. 
این طیف از تربیت بخش خصوصی واقعی طی سه دهه اخیر، ناتوان بوده، بخش خصوصی را به «بخش رفاقتی اقتصاد» تبدیل کرده است. سؤال اینجاست که این طیف، چه هنری دارد؟! البته مدعی تئوری‌دانی است اما حتی آنچه ترجمه کرده را نمی‌فهمد چون خواسته یا ناخواسته، غلط ترجمه کرد‌ه است.