کد خبر: ۳۲۶۴۱۴
تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۶

اخبار ویژه

ترامپ می‌داند که هیچ پایان خوشی 
برای جنگ با ایران متصور نیست
هر چند ترامپ ادعا می‌کند راسا از اقدام نظامی علیه ایران منصرف شده، اما رسانه‌های غربی و عبری معتقدند که پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی و اقتدار نظامی آن در زدن ضربات نظامی کمرشکن، موجب عقب‌نشینی ترامپ شده است.
ترامپ اخیراً در چند نوبت هذیان‌گویی، برای ایران خط و نشان کشید که اگر جمهوری اسلامی معترضان (اغتشاشگران) را در خیابان بکشد به ایران حمله می‌کند. او سپس در پی سرکوب اشرار تروریست و اجاره‌ای و در حالی که هنوز دادگاهی برای عناصر بازداشتی تشکیل نشده، ادعا کرد ایران می‌خواهد هشتصد نفر را اعدام کند و به همین علت، آمریکا به ایران حمله می‌کند.
اما یک روز بعد رسانه خبر دادند که ترامپ از این موضع هم عقب‌نشینی کرده است. خود وی ادعا کرد چون اعدام‌های برنامه‌ریزی شده لغو شد، از ایران تشکر می‌کند و تصمیم به لغو حمله گرفته است.
ترامپ روز جمعه در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا مقامات عربی او را از حمله احتمالی علیه ایران منصرف کردند، با تکذیب این مسئله گفت: کسی مرا متقاعد نکرد. من خودم را متقاعد کردم. آن‌ها کسی را اعدام نکردند. آن‌ها تمامی اعدام‌ها را لغو کردند. این تاثیر بزرگی داشت.»
اما واقعیت این است که ترامپ از دو چیز نگران است؛ یکی قدرت کوبنده موشک‌های نقطه‌زن ایران و دومی همدلی و انسجام ملت ایران، در دو مقطع پس از جنگ 12 روزه و همچنین اغتشاشات اخیر که به حماسه قیام چند ده میلیونی ملت ایران در روز 22 دی‌ماه و سپس تشییع باشکوه شهدا در روز چهارشنبه منتهی شد.
در این‌باره، روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: از زمانی که ترامپ در ماه اکتبر دستور اعزام ناو هواپیمابر جرالد فورد را از مدیترانه به کارائیب صادر کرد، هیچ ناو هواپیمابری در خاورمیانه یا اروپا وجود ندارد. این امر، ریسک اقدام نظامی علیه ایران را بالا می‌برد. ‌به گفته یک مقام ارشد دفاعی سابق، بدون ناو هواپیمابر ارتش ممکن است برای تهیه سریع یک بسته حمله با مشکل مواجه شود. همچنین، حفاظت از نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه نیز بدون ناو هواپیمابر و ناوشکن‌های همراه آن سخت‌تر می‌شود
در همین حال روزنامه انگلیسی تلگراف نوشت: قدرت نظامی ایران، ترامپ را به عقب‌نشینی واداشت. به‌رغم جنگ ماه ژوئن، ایران توان نظامی خود را برای به خطر انداختن دشمنان خود در منطقه حفظ کرده‌ است. توان دفاعی ایران، به ویژه ظرفیت موشکی این کشور عامل اصلی تعلل ترامپ در عمل به تهدید بوده است.
جان مرشایمر نظریه‌پرداز آمریکایی هم می‌گوید: هیچ پایان خوشی برای جنگ با ایران متصور نیست. بسته شدن تنگه هرمز، شلیک موشک‌های بالستیک ایران و انسجام داخلی در ایران، سه کابوس واقعی آمریکا و اسرائیل درباره جنگ با ایران است.
از سوی دیگر، رسانه صهیونیستی واللا خبر داد: مشاوران دونالد ترامپ، با استناد به نامعلوم بودن ضربه‌پذیری نظام ایران در اثر اقدام نظامی از یکسو و ناتوانی مقابله با یک پاسخ نظامی گسترده از جانب ایران، ترامپ را از اقدام نظامی منصرف کردند. ترامپ خواهان نوعی حمله سریع و قاطع به ایران؛ اما مشاوران گفته‌اند که نمی‌توانند تحقق چنین ضربه‌ای را تضمین کنند و همچنین، عقبه نظامی ایالات متحده در منطقه، از پس یک حمله گسترده از جانب ایران برنخواهد آمد.
آلون میزراهی تحلیلگر یهودی اسرائیلی هم گفته است: آمریکایی‌ها در زمینه تهدید علیه ایران فقط پارس می‌کنند اما نمی‌توانند گاز بگیرند. آمریکا چنین کاری را نمی‌کند، زیرا ایران بسیار قوی است. 
این کارشناس یهودی، دونالد ترامپ را «مردی کوچک» توصیف کرده که از درون احساس ناامنی می‌کند و فقط ادای یک «رهبر» را درمی‌آورد. او گفت: ایالات متحده در شرایط رقت‌انگیز کنونی حتی نمی‌تواند به جنگ هندوراس برود، چه برسد به این که وارد جنگ با ایران شود. 
اما روزنامه انگلیسی گاردین در تحلیلی خاطر نشان کرد: گزینه‌های ترامپ در برابر ایران محدود بوده و بعید است هرگونه اقدام نظامی موفقیت‌آمیز باشد. با وجود تهدیدات ترامپ، واقعیت این است که شاهد آن هستیم که تاکنون آمریکا نیرویی در غرب آسیا مستقر نکرده و بالعکس در ماه‌های اخیر نیروهایش را کاهش هم داده است. آمریکا از ماه اکتبر هیچ ناو هواپیمابری در منطقه ندارد. اگر آمریکا بخواهد از پایگاه‌هایش در منطقه هم استفاده کند، کشورهای میزبان با تلافی ایران مواجه خواهند شد. همچنین، متحدان آمریکا، کنگره و خود ترامپ خواهان یک جنگ طولانی یا زمینی نیستند. احتمالاً حتی مداخله نظامی هم نتواند وعده کمک ترامپ را محقق کند. 
در حالی که روزنامه صهیونیستی جروزالم پست تأکید می‌کرد «مقامات امنیتی و نظامی آمریکا به ترامپ گفته‌اند حتی انجام حملات گسترده به ایران منجر به براندازی نخواهد شد»، روزنامه «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی نوشت: وفاداری دستگاه‌های امنیتی ایران به نظام و عدم وجود شکاف در بدنه آن‌ها، از جمله عواملی بود که به میزان قابل توجهی از میل دونالد ترامپ برای شروع اقدام نظامی کاست. عقب‌نشینی از آن تصمیم زمانی اتخاذ شد که واشنگتن به این نتیجه رسید که هزینه پیش‌بینی‌شده برای چنین حمله‌ای در مقطع زمانی کنونی، بسیار بیشتر از منافعی است که می‌توان از آن کسب کرد.
همچنین روزنامه «معاریو» می‌نویسد: دونالد ترامپ به خوبی درک می‌کند که به محض صدور چراغ سبز برای اقدام علیه ایران، راه بازگشتی وجود نخواهد داشت. اولین و بزرگ‌ترین نگرانی او، وقوع سناریویی شکست‌خورده مشابه آنچه است که در سال ۱۹۸۰ و در دوران جیمی کارتر رخ داد.
روزنامه صهیونیستی اسرائیل هیوم نیز با طرح این پرسش که «چه کسی پشت عقب‌نشینی آشکار ترامپ برابر ایران است؟»، نوشت: احتمالاً ترامپ از گزینه‌هایی که درخصوص ایران به او ارائه کردند، اطمینان نداشته است.
این روزنامه افزود: تحلیلگران خاورمیانه گفته‌اند که «بسیج» دقیقاً برای وضعیت امروز ایران ایجاد شده است. آیت‌الله روح‌الله خمینی به عنوان پدر بسیج، این گروه شبه‌نظامی را پس از انقلاب ۱۹۷۹ تأسیس کرد که به سلاح آخرالزمانی او تبدیل شده است.
در این میان، «رامی ایگرا» مقام‌ ارشد پیشین موساد در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی اذعان کرد: جامعه اسرائیل از جنگ خسته شده و جنگ ۱۲روزه ثابت کرد که رویارویی با ایران، برای اسرائیل پرهزینه است. اگرچه بخشی از سیاستمداران اسرائیلی روی رضا پهلوی حساب کرده‌اند اما دولت و سرویس‌های اطلاعاتی رژیم اسرائیل، امید واقعی به اپوزیسیونی که عاری از ارتباط با جامعه ایرانی است، ندارند. 
نگران پهلوی هستند
یا تحقیر شدن نتانیاهو و ترامپ؟!
روزنامه زنجیره‌ای هم‌میهن، شعار عده‌ای معدود مزدور اجیر شده اسرائیل و آمریکا را شنید اما خروش ده‌ها میلیونی ملت ایران را که آرزوی نتانیاهو و ترامپ را نابود کرد، ندید و نشنید!
این روزنامه در مقاله‌ای نوشت: «26 دی‌ماه، روزی که محمدرضا پهلوی در سال 1357 با چشمانی اشک‌بار کشور را ترک کرد تا در خلأ ناشی از رفتن او، سیستم وقت خیلی سریع و طی کمتر از یک ماه فرو بپاشد. 47 سال پس از آن روز، در دی‌ماه 1404 تجمعات زیادی در نقاط مختلف کشور شکل گرفت که یکی از شعارهای اصلی آن، بازگشت به دوران پهلوی بود. این، البته از طنزهای تلخ روزگار است که جامعه‌ای با راهپیمایی‌ها و اعتراضات گسترده و حضوری جان‌برکف در خیابان‌ها و درگیری‌ها، رژیمی را تغییر دهد و بر الگوی حکمرانی سلطنت‌محور پس از 2500 سال نقطه پایان نهد و رویای جمهوری و حاکمیت ملی را راهنمای عمل خویش قرار دهد و چند نسل بعد، فرزندان و نوادگان انقلابیون و حتی بخشی از پشیمان‌شدگان همان نسل به خیابان‌ها بیایند و رجعت به نیم قرن پیش را فریاد بزنند.
رسانه‌ها و سخنگویان جریان رسمی البته این شعارها و فریادها را ساخته و پرداخته بیگانگان و عوامل داخلی و سازمان‌یافته آنان تصویر و تعریف می‌کنند. حتی اگر این فرض را بپذیریم و همه کسانی را که در خیابان‌ها چنین شعاری سر داده‌اند، وابسته و هسته‌های سازمان‌یافته وابسته به خارج معرفی کنیم، باز نمی‌توان خود را از پاسخ گفتن به این پرسش مقدر و کلیدی معاف کرد که چرا و چگونه جامعه ایران از نقطه فرار شاه پهلوی در دی 1357 به نقطه فریاد حمایت از فرزند او در دی 1404 رسیده است؟
چرا و چگونه نیروهای سازمان‌یافته سلطنت‌طلب چنین موقعیت و جایگاهی پیدا کرده‌اند که بتوانند شعارهای خود را به سطح یکی از شعارهای غالب و مسلط در تجمعات تبدیل کنند؟ مهم‌تر اینکه، اصولاً چرا و چگونه بازمانده رژیم قبل به یکی از گزینه‌ها و آلترناتیوهای وضع موجود تبدیل شده است؟».
نویسنده هم‌میهن البته خود را به نادانی و نفهمی زده وگرنه حتما این قدر شعور دارد که شعار باسمه‌ای چند صد یا حداکثر چند هزار نفر عنصر مزدور یا فریب خورده، اصلا قابل اعتنا نیست چه رسد به اینکه با «جامعه ایران» و انقلاب قاطبه ملت ایران در 22 بهمن 1357 یا خروش ده‌ها میلیونی همان ملت در 22 دی ماه 1404 مقایسه شود. ضمنا این را هم می‌داند که همان عناصر ناچیز، شعارهای دیگری هم می‌داده‌اند که از هویت صهیونیستی آمریکایی‌شان حکایت می‌کند؛ مانند ادعای اینکه امسال سال خون است و نه گفتن به غزه و لبنان و نیز، شعار موشک‌ها را رها کن، پس از مجازات تحقیر‌آمیزی که موشک‌های بالستیک و نقطه زن ایران نسبت به رژیم صهیونیستی انجام دادند.
اکنون باید پرسید چه عقده و مرضی موجب شده سردبیر روزنامه متعلق به کرباسچی، خیمه‌شب بازی چند صد یا چند هزار نفر را ببیند اما دچار کوررنگی در قبال حماسه دشمن‌شکن 22 دیماه در سراسر کشور شود. آیا علت همان حقارت شخصیتی نیست که موجب شد این روزنامه از تحقیرشدگی پادوهایی مثل زلنسکی و بن سلمان و جولانی در مقابل ترامپ حماسه بسازد و حتی هنگام شایع شدن تغییر نام خلیج‌فارس توسط ترامپ بی‌سر و پا، چنین نسخه بپیچد که ملت ایران ملتی احساسی و غیرتی است، اما نباید در صورت تغییر نام خلیج‌فارس غیرتی شود؟!
ضمنا باید یادآور شد که حتی زن و همسر پسر دیکتاتور مقبور پهلوی هم این پسر علاف را جدی نمی‌گیرند، چه برسد به ملت بزرگ ایران که هم در جنگ 12 روزه و هم در حماسه 22 دی، نتانیاهو و ترامپ را تحقیر کردند. احتمالا علت واقعی روزنامه پادوی ترامپ هم از این صلابت ملت ایران است؛ وگرنه پدر و پسر گور به گور پهلوی چی بودند که شازده ناکامشان باشد؟!

اغتشاشات روزانه یک میلیارد دلار به اقتصاد کشور خسارت زد

روزنامه‌ای که تا قبل از آفتابی شدن تروریست‌ها و اشرار مسلح، اغتشاشات را اعتراضات وانمود می‌کرد، اذعان کرد هر روز ناآرامی موجب یک میلیارد دلار ضرر به اقتصاد کشور می‌شود.
روزنامه اعتماد، روزنامه دوزیستی است که هم ظاهرا از دولت حمایت می‌کند و مدیر آن رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت است، و هم در جریان ارعاب و تهدید اشرار علیه کسبه و اصناف و بازاریان، این اقدام را با نام غلط‌انداز اعتراض بازنمایی می‌کرد و در واقع برای اپوزیسیون برانداز و تروریست‌های نیابتی سیا و موساد کوچه باز می‌کرد!
این روزنامه با سه هفته تاخیر و از قول یک کارشناس اقتصادی درباره آسیب‌های ناآرامی به اقتصاد کشور نوشت: وقتي اعتراضات گسترده مي‌شود؛ شيطنت‌هاي بيروني نيز وارد مي‌شود. سطح درگيري‌ها تشديد مي‌شود. كشته‌ها زياد مي‌شود. اين اعتراضات نااطميناني سياسي و اقتصادي را تشديد مي‌كند. هجمه بين‌المللي را بيشتر مي‌كند. فشار تحريم را افزايش مي‌دهد. بهانه به دست كشورهايي مثل آمریکا مي‌دهد كه تحريم‌ها را بيشتر كند. تهديد به جنگ تبديل مي‌شود. نااطميناني‌ها هم كه از يك حدي بيشتر مي‌شود، انتظارات تورمي را تشديد مي‌كند. وقتي انتظارات تورمي رشد كند، هم تورم رشد مي‌كند و هم شاهد جهش‌هاي ارزي خواهيم بود.
هر كدام از اين اعتراض‌ها تبعات اقتصادي تورمي و جهش ارزي را به همراه دارد، چون بهانه به بيرون مرز داده شده كه دخالت كنند و تهديدها را افزايش دهند. همه اينها باعث مي‌شود سرمايه‌گذاري متوقف شود، چون سرمايه‌گذار مي‌بيند كه فضاي آرام و باثباتي در اينجا وجود ندارد.
از طرف دیگر، بخش زيادي از كسب و كارهاي خانواده‌هاي ما مختل شده است. بسياري از خانواده‌ها كسب و كارهاي اينترنتي راه انداخته بودند كه با قطعي اينترنت تمام آنها متوقف شده است. فعالان بزرگ اقتصادي كه در حال واردات و صادرات بودند، فعاليتشان مختل شده است، چون آنها با فعالان اقتصادي و به ويژه تجار كشورهاي مختلف دايم در ارتباط بودند و اكنون اين ارتباط متوقف شده است.
در داخل كشور هم همه شبكه‌هاي اقتصادي مبتني بر اينترنت و همه آنها متوقف شده است. يك هفته اقتصاد تعطيل است. البته شرايط كنوني حاكميت را مجبور كرده كه اينترنت را ببندد. اما همين تصميم تبعات سنگين اقتصادي دارد.
هر روزي كه اقتصاد تعطيل است، ما زيان مي‌كنيم. كيك اقتصاد ايران الان
400 ميليارد دلار است؛ يعني رقم GDP ايران در هر روز يك ميليارد دلار است. الان بخشي از اين يك ميلياردها در هر روزي كه اقتصاد ايران به تعطيلات اجباري رفته، كاهش يافته است. نمي‌توانم دقيق بگويم چند درصد از اين 400 ميليارد دلار از بين رفته يا اينكه روزانه چند درصد از آن يك ميليارد دلار تقليل پيدا كرده است.