کد خبر: ۳۲۶۰۷۷
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۷
جنگ سرد فرهنگی؛ سازمان سیا در عرصه فرهنگ و هنر- 205

هرچه پیش آید خوش آید

فرانسیس استونر ساندرس
ترجمه حسین باکند

لاسکی در پایان از فیلسوف بزرگ خواست «با افکار و توصیه‌تان برایم کلمه‌ای بنویسید. همان‌طور که می‌دانید، آنها برای من بسیار ارزشمند و عمیق هستند.» 
این جملات پرطمطراق و اغراق‌آمیز، خطاب به مردی بود که بسیاری او را به عنوان «پیامبر» ستایش می‌کردند، اما لاسکی در خلوت، او را «آدمِ بی‌عرضه» و «بلاتکلیف1» می‌نامید. اشکال برلین از نظر لاسکی این بود که «او یک جنگجوی صلیبی crusader نبود۲. صلیبیون با آن طبع آتشین خود می‌گویند «هرچه پیش آید خوش آید» [شمشیر برمی‌دارند و وارد میدان معرکه می‌شوند]، برخی هم (مانند او) راه احتیاط پیش می‌گیرند. در اوج کارزار احساس می‌کنی که زیر پایت را خالی کرده است، می‌خواهی مانند هنری چهارم بگویی: «کجا بودی؟[چرا در سخت‌ترین لحظات در کنارم نبودی] 3»» 
اما برلین همیشه آنجا حاضر بود4[!]؛ همان مرد خردمندی که نخبگان واشنگتن سال‌ها پیش، وقتی برای اولین بار ایده پیوند با «چپ غیرکمونیستی» را مطرح کردند، به او روی آورده بودند. آیا ممکن بود که او از دخالت سازمان سیا در این امر بی‌خبر مانده باشد؟ شواهدی وجود دارد که او مطلع بوده است، هرچند حاضر نبود نقشی فعال به عهده گیرد. 
استوارت همپشایر به یاد می‌آورد که حلقه‌های اطلاعاتی پيوسته به سراغ برلین می‌آمدند: «دائماً به برلین پیشنهاد می‌دادند که بیشتر درگیر شود. یادم می‌آید یک بار در اسپن، کلرادو- که کاملا تحت کنترل سازمان سیا بود- به او مراجعه کردند چون فکر می‌کردند او لیبرال ایده‌آلی برای ریاست بر برخی سازمان‌ها است. و او گفت علاقه‌ای ندارد، اما [فرد دیگری] را پیشنهاد داد.» 
داستان دیگری حکایت از آن دارد که «یک بار یکی از بزرگ‌ترین بنیادهای آمریکایی که می‌خواست در فلسفه جریان ساز باشد [و سرو صدایی و پا کند]، از برلین سؤال کرد: «چه کاری می‌توانیم برای کمک به شما انجام دهیم؟ پراگماتیسم خدمت بزرگی کرد، اما اکنون به گذشته تعلق دارد؛ نظرتان درباره اگزیستانسیالیسم چیست؟» برلین لحظه‌ای کافه‌های تحت حمایت سازمان سیا در پاریس را در ذهنش مجسم کرد، اما در پاسخ فقط گفت: من به جز کاغذ، قلم و گاهی فرصتی برای بحث، چیز دیگری لازم ندارم[!]»
لاسکی در نامه‌اش به برلین، متن بیانیه‌ای را ضمیمه کرده بود که توسط هیئت امنای مجله تهیه شده و قرار بود در شماره بعدی «اینکاونتر» چاپ شود. بیانیه‌این‌گونه آغاز می‌شد: 
«با توجه به گزارش‌های اخیر روزنامه‌ها درباره استفاده برخی بنیادهای آمریکایی از بودجه سازمان سیا برای حمایت از سازمان‌های فرهنگی و آموزشی، لازم می‌دانیم بیانیه زیر را منتشر کنیم.» 
و ادامه می‌داد: «از شنیدن این خبر که بخش عمده‌ای از فعالیت‌های بشردوستانه جهانی ایالات متحده که از سوی بنیادهای این کشور صورت می‌گیرد، متکی به کمک‌های غیرمستقیم و پنهانی دولت بوده، سخت متأسفیم. این عمل نه خردمندانه بود، نه درست، و نه قابل دفاع. پذیرش این واقعیت برایمان دردناک است که برخی از کمک‌های مالی که در گذشته از سوی «کنگره آزادی فرهنگی» در پاریس دریافت کرده‌ایم و با حسن‌نیت پذیرفته بودیم، از چنین منابعی سرچشمه گرفته بودند که اصل و منشأ واقعی‌شان را بدین‌سان پنهان نگه داشتند. 
نویسندگان و محققان سرشناس مجله که با کنگره پاریس همکاری مسئولانه داشته‌اند، بارها تأکید کرده‌اند هرگز هیچ‌گونه دخالتی از سوی هیچ یک از اهداکنندگان- معلوم یا ناشناس- در خط‌مشی یا فعالیت‌هایشان صورت نگرفته است. «اینکاونتر» نیز از بدو تاسیس مستقل و کاملاً عاری از هرگونه مداخله‌ بوده است. سردبیران همواره و به تنهائی مسئول آنچه منتشر کرده‌اند بوده‌اند و کنگره هرگز به هیچ شکل یا در هیچ موقعیتی در خط‌مشی تحریریه مجله نقشی نداشته است... «اینکاونتر» کماکان آزادی خود را در انتشار هر محتوایی که مناسب می‌داند حفظ خواهد کرد.» این بیانیه هرگز منتشر نشد.
پانوشت‌ها:
1- بلاتکلیف سیاسی
2- مبارز ایدئولوژیک، صلیبی
3- اشاره به شاه هنری چهارم انگلستان (یا شاید شخصیت در نمایشنامه شکسپیر) است که در تاریخ و ادبیات غرب نماد کسی است که در زمان نیاز، وفادارانش را به خاطر غیبتشان مؤاخذه می‌کند. جمله معروف «کجا بودی؟»
4- در جلسات حاضر بود نه میدان درگیری. بلد بود فقط نظر بدهد! کمک فکری و مشورتی می‌داد.