کد خبر: ۳۲۶۰۷۶
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۷
چالش‌های نظام تعلیم‌ و تربیت و لزوم ارتقای کیفی آن

ضرورت یافتن حلقه مفقوده پیوند اولیا و مربیان

بخش دوم

معلمان بن‌مایه و زیربنای هویت‌بخشی به جامعه محسوب می‌شوند. این قشر بیشترین تعامل را با نسل‌ها دارند و بیشترین تأثیر را بر آنها می‌گذارند. دانش‌آموزان آینده‌ساز هستند و هویت آنان در مدرسه شکل می‌گیرد و رشد می‌کند یا معکوس می‌شود. آیا آموزش‌وپرورشی که اکنون شاهدش هستیم و خروجی‌هایش توان دارد که هویت را در دانش‌آموزان رشد دهد تا آنان امید آینده کشور باشند؟ و جریان پرقدرت انقلاب اسلامی را پرتوان‌تر کنند؟ و در امور اجتماعی و عمومی مشارکت کنند و در سیاست حضوری فعالانه داشته باشند؟
اگرچه در طول 47 سال از عمر نهاد آموزش و پرورش پس از انقلاب خروجی‌های چشمگیری این نهاد داشته است. نسل‌هایی که در جبهه‌ای مختلف جنگیدند و مبارزه کردند اما این روزها  به نظر می‌رسد تب سرد حاکم بر نهاد آموزش و پرورش‌،‌ شأن و کرامت این مسئولیت خطیر را تهدید می‌کند. ویدئوهای دست به دست شده از برخی مدارس در کنار گلایه‌های اولیا دانش‌آموزان نشان می‌دهد برخی مربیان نیز خود به بازپروری نیازمندند.
جایگزین ‌شدن سرود ملی صبحگاهی با ترانه‌ها و موسیقی‌های تند زننده که برخی‌شان احیاناً مفاهیم اروتیک دارند و همنوایی معلمین و دانش‌آموزان با خواننده روی چهره فرهنگ پنجه می‌کشد. شاد بودن بهانه‌ای است که این روزها به دست خیلی از افراد افتاده تا رقص و حرکات مبتذل غیرفرهنگی را به خورد کودکان و نوجوانان معصوم بدهد. بی‌قیدی و بی‌خیالی برخی معلمان هم در این حرکت موضوع را حادتر و زننده‌تر می‌کند.
حال سؤال اینجاست وقتی معلم و مربی که خودش مرجعی تعریف‌شده برای تربیت است نیاز به آگاهی دارد پس چگونه توانسته بر این جایگاه انسان‌ساز مهم تکیه زند؟
گاهی هم موضوع از رقص و آواز در مدرسه فراتر رفته است و در برخی مدارس مسئولین و مشاورین در جلسات اولیاومربیان از والدین دانش‌آموزان خواسته‌اند در مورد فرزندانشان سخت‌گیر نباشند و آنها را در مورد موسیقی و روابط با جنس مخالف رها کرده و بگذارند دانش‌آموزان هر جایی که تمایل داشتند بروند و فقط اگر والدین می‌توانند همراه دانش‌آموز حضور داشته باشند!
با وجود تأکید پررنگ اسناد بالادستی بر تربیت دینی در مدارس به‌عنوان کانون انسان‌سازی، واقعیت‌های میدانی از دل کلاس‌های درس روایت‌های تلخی دارند؛ روایتی که از کمبود شدید زیرساخت‌های فرهنگی، ضعف نیروی انسانی متخصص و نبود ارزیابی مبتنی بر شایسته‌سالاری خبر می‌دهد. اما چرا تربیت دینی، با وجود جایگاه محوری در سیاست‌گذاری رسمی، در اجرا به دانشی کم‌اثر و برنامه‌هایی دم‌دستی تقلیل‌یافته است؟ چرا دیگر خبری از نقش مؤثر و ارتباط تنگاتنگ خانه و مدرسه در انجمن اولیاومربیان نیست؟ چراگاهی مربیان ابزار سلیقه اولیا می‌شوند و گاهی مربیان سیاست‌های اشتباه خود را به والدین تحمیل می‌کنند؟
انجمن اولیا و مربیان دقیقاً چه می‌کند؟
جلسه اولیا و مربیان، شریانی حیاتی برای هم‌راستایی بین خانه و مدرسه بوده، فرصتی است تا اولیا با اهداف، انتظارات و رویکردهای آموزشی معلم و مدرسه آشنا شوند و اطلاعات دقیق در مورد عملکرد تحصیلی و رفتاری فرزندشان کسب کنند. لازم است والدین نیز دیدگاه‌ها و اطلاعات خود در مورد سبک یادگیری، چالش‌های رفتاری و شرایط خانوادگی مؤثر بر یادگیری دانش‌آموز را به اشتراک بگذارند.
از دیدگاه معلمان و کادر مدرسه، هدف اصلی این است که والدین را به شریک فعال و مؤثر در فرآیند آموزش تبدیل کنند تا والدین در محیطی امن، محترمانه و غیر قضاوتی چالش‌های فرزندشان را مطرح کنند. علاوه‌ بر امور تحصیلی و درسی جلسات مشترک اولیاومربیان بستری برای آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی‌های تربیتی است. طرح موضوعات مذهبی و فرهنگی که در تربیت یک انسان موفق برای آیندگان، تأثیرگذار است.
این در حالی است که به نظر می‌رسد وجود شکاف‌های تربیتی که گاهی میان اولیاومربیان است سبب ظهور پدیده‌های غیرفرهنگی در مدارس شده است. نوعی دودستگی فکری بین خانه و مدرسه که موجب بلاتکلیفی نوجوان و هدایت او به سمت رفتارهای نادرست می‌شود. گفتنی است کارشناسان تربیتی دوران بلوغ را مهم‌ترین دوران زندگی فرد می‌دانند. در این مرحله سنی نوجوانان در شرایطی قرار دارند که توجه و حمایت صحیح و اصولی می‌طلبند و هرگونه اظهارنظر و مشاوره غیراصولی و خلاف عرف و شریعت جامعه، نتایج زیانبا‌ری را به همراه خواهد داشت.
بی‌اخلاقی در برخی مدارس و واکنش والدین 
ملیحه طاعتی، مادر سه فرزند است و به گزارشگر کیهان می‌گوید: «از لحاظ مالی توانائی ندارم فرزندانم را در مدارس غیرانتفاعی مذهبی ثبت‌نام کنم. اما به‌هرحال از مدارس دولتی هم انتظار می‌رود مطابق قواعد فرهنگی حرکت کنند. اما معمولاً انتظارمان به‌جایی نمی‌رسد. مدیر مدرسه دخترم به‌خاطر اعتراضم به پخش ترانه‌های مبتذل در یکی از جشن‌ها به‌راحتی به من گفت که مادران دیگر از من در خواست کرده‌اند که برنامه جشن را رونق بدهم و ترانه پخش کنم.»
محمد عینعلی، پدر یکی از دانش‌آموزان گلایه دارد: «متأسفانه مدارس امروز با اهداف انقلابی فرسنگ‌ها فاصله دارند، دخترم بارها تعریف کرده که در مدرسه ما آهنگ‌های غیرمجاز تحت عنوان رپ را از بلندگوی مدرسه پخش می‌کنند و بچه با آن آهنگ‌ها شروع به حرکات موزون می‌کنند.»
وی تصریح می‌کند: «دخترم درباره توجیه مدرسه برای این کار می‌گوید: مدیر و معلمان معتقدند که باید دانش‌آموزان شاد باشند، ما مخالف شاد بودن بچه‌ها نیستیم، ولی شاد بودن به چه قیمتی؟ به قیمت پخش آهنگ‌های مبتذل؟! آیا با ترویج این مدل شادی واقعاً می‌توان دانش‌آموزان شاد و مفرحی تربیت کرد یا نه‌فقط فرهنگ لاابالی کری را ترویج و نهادینه می‌کنیم، آن هم در میان قشر نوجوانی که قرار است آینده‌ساز کشورمان باشند.»
وی در ادامه همین بحث اظهار می‌دارد: «شادی تعریف و چارچوب خاص خود را دارد و وزارت آموزش‌وپرورش در این زمینه رسالت مهمی برعهده‌ دارد، باید شاد بودن بچه‌ها را تعریف کرد و حد و حدود آن مشخص باشد، هر برنامه مبتذلی را نمی‌توان شادی نامید، بلکه تداوم چنین رفتاری می‌تواند در شکل‌گیری شخصیت فردی و اجتماعی دانش‌آموزان تأثیر منفی بگذارد.»
نیره کمالی نیز مادر دیگری است که نظرش را این‌گونه عنوان می‌کند: «کسانی که در راه تدریس اشتغال می‌ورزند باید صلاحیت اعتقادی، اخلاقی و فردی را دارا باشند که شامل شخصیت سالم، رفتار و کردار مناسب باشند.»
وی در ادامه تأکید می‌کند: «معلم همچون الگویی در منظر دانش‌آموزان قرار می‌گیرد و اگر خودساخته و دارای سلامت روانی و نفسانی نباشد و از پس مشکلات فرهنگی و حتی آموزشی برنمی‌آید، اما متأسفانه آنچه نهاد آموزش ‌و پرورش را درگیر خود کرده، جذب معلم از طریق فراخوان است. اگر با یک فراخوان و برگزار کردن یک دوره کوتاه ضمن خدمت معلم استخدام کنیم به دانش‌آموز و فرهنگ جامعه لطمه وارد کرده‌ایم؛ اما متأسفانه سال‌هاست این اتفاق تکرار 
می‌شود.»
احترام به معلم و ارتقای کیفیت کلاس درس
آموزگاران نیز گلایه‌های زیادی دارند. جمیله گرامی، آموزگار مقطع دبستان به گزارشگر کیهان می‌گوید: «شرایط به‌گونه‌ای شده که دیگر معلم از احترام برخوردار نیست؛ چون در نبود یک الگوی جامعه پرورشی معلمین ابزار دستان سرمایه‌گذاران و اولیای دانش‌آموزان شده‌اند.»
گرامی در ادامه از یکی از تجربیاتش یاد کرده، می‌گوید: «من خودم عادت دارم هر کاری را با نام خدا شروع کنم. مطابق همین عادت کلاس‌هایم را با ذکر بسم‌الله الرحمن الرحیم آغاز می‌کنم؛ اما یکی از پدران در دفتر مدیر مدرسه حاضر شد و به من اعتراض کرد که نمی‌خواهم دخترم با القائات عربی شما کانالیزه شود. متأسفانه مدیر هم جانب آن پدر را گرفت و به من تذکر داد که دیگر این کار را انجام ندهم و اعتقاداتم را برای خودم نگه دارم!»
کریم خندق‌آبادی، آموزگار پایه هفتم معتقد است: «با توجه ‌به وضع موجود جامعه و معضلاتی که در آموزش‌وپرورش وجود دارد باید یک حرکت اساسی در آن رخ بدهد و به‌نوعی انقلاب ‌فرهنگی نوینی به وقوع بپیوندد. من در انواع مدارس بوده‌ام بیشترین فشار بر روی معلمان است این است که نمره خوبی از کلاس به دست بیاید و گزارش کار بنویسند به‌نوعی درگیر کاغذبازی اداری شوند، درحالی‌که باید انرژی معلمان بر روی اجتماعی‌کردن و نهادینه‌ کردن این موضوع بر دانش‌آموزان باشد. باید کسانی به‌عنوان معلم استخدام شوند که بتوانند ارتباطی با دانش‌آموزان بگیرند که دانش‌آموزان از کلاس لذت ببرند و بتوانند با اشتیاق به سر کلاس بیایند و خود معلم نیز از آن لذت ببرد.»
خانم مرودشتی، نیز دبیر دیگری است که از کمبود نیروی حاذق و فرهیخته گلایه دارد و عنوان می‌کند: «نمی‌خواهم استخدامی‌های آموزش‌وپرورش را زیر سؤال ببرم، زیرا در این دسته انسان‌های شریف زیادی نیز در حال خدمتگزاری هستند؛ اما به دلیل اینکه شغل معلمی حساس است، حتی کوچک‌ترین بی‌مبالاتی هم ضایعه به‌حساب می‌آید.»
وی با تأکید بر اینکه در فراخوان‌های استخدامی عنصر شایستگی در جذب نیروی انسانی کم‌رنگ بوده، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تأکید می‌کند: «استخدام و جذب نیروی انسانی آموزش‌وپرورش باید از طریق دانشگاه فرهنگیان صورت گیرد، این دانشگاه برای همین تأسیس شده و فارغ‌التحصیلان شبانه‌روزی و به مدت چهار سال با تمام زیروبم تعلیم‌وتربیت و مشکلات آن آشنا می‌شوند.»
معلم تحول‌آفرین گوهر کمیاب نهادآموزش‌وپرورش
 در اندیشه امام، عالَم مدرسه است و معلمان این مدرسه هم پیامبران و اولیای الهی هستند و مربی این معلمان خدای تبارک‌وتعالی است. باید مدرسه و نظام تربیتی ما با این عالَم و معلمان آن و مربی عالَم هماهنگ شود تا تربیت اسلامی شکل بگیرد، بنابراین لازم است نقشه راه تحول بر پایه مکتب امام تدوین شود، و مفاهیم واضح و عینی و عملی گردد، و از آن مهم‌تر این مفاهیم باید قابل‌انتقال به دانش‌آموزان باشد، به‌گونه‌ای که آنان بتوانند آنها را در زندگی خود تعمیم بدهند و پیاده کنند. یادمان باشد معلم تحول‌آفرین، گوهری کمیاب در نظام آموزشی است. او تنها دانش را منتقل نمی‌کند، بلکه اندیشه‌ها را شکل می‌دهد، استعدادها را شکوفا می‌سازد و انسان‌هایی توانمندتر، آگاه‌تر و مسئولیت‌پذیرتر برای آینده تربیت می‌کند. حضور چنین معلمانی نه‌تنها برای موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، بلکه برای سلامت و پیشرفت کل جامعه حیاتی است. آنها سرمایه‌هایی هستند که با دلسوزی، بینش و مهارت خود، بذرهای تحول مثبت را در دل نسل‌های آینده می‌کارند و میراثی ماندگار از خود برجای می‌گذارند. شناخت، قدردانی و حمایت از این معلمان، سرمایه‌گذاری در آینده‌ای روشن‌تر است.