سوریه در آستانه ورود به یک جنگ داخلی دیگر
سرویس خارجی-
بحران اخیر میان کُردهای مسلح (قسد) و رژیم جولانی در محله شیخ مقصود حلب، بار دیگر تنشها در شمال و شرق سوریه را افزایش داده است. تحلیلگران هشدار میدهند که ادامه این درگیریها میتواند کشور را به آستانه یک جنگ داخلی تازه بکشاند.
با ازسرگیری و شدتگرفتن درگیریها در محله «شیخ مقصود» حلب و تشدید تنشها میان حکومت جولانی و نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد)، شمال و شرق سوریه وارد مرحلهای حساس شده است. اختلافها بر سر ادغام نیروها و کنترل منابع نفتی، همراه با نقش بازیگران منطقهای و بینالمللی، این پرسش را مطرح میکند: آیا بحران قسد میتواند کشور را به آستانه یک جنگ تازه برساند؟ در مرکز این بحران، نیروهای سوریه دموکراتیک (قسد) و شاخه نظامی آن، یگانهای مدافع خلق (YPG/YPJ)، قرار دارند که کنترل مناطق کلیدی شمال و شرق کشور را در اختیار دارند و همکاری خود با حکومت جولانی را مشروط به رعایت شروط امنیتی، سیاسی و اقتصادی کردهاند.
بستر درگیریها
محله «شیخ مقصود» در حلب، بهعنوان یکی از نقاط حساس شمال سوریه، نمونهای از تنشهای داخلی است. قسد کنترل این محله و برخی مناطق دیگر را در اختیار دارد و تلاش جولانی برای ادغام این نیروها در ارتش جدید، با مقاومت روبهرو شده است.درگیریهای پراکنده در اکتبر و دسامبر ۲۰۲۵ نشان داد که هر جرقه کوچک میتواند به درگیری گسترده تبدیل شود. بحران محدود، نماد برخورد مستقیم مشروعیت حکومت جولانی با واقعیتهای میدانی مناطق تحت کنترل قسد است و آزمونی مهم برای تثبیت قدرت او محسوب میشود. علاوهبر قسد، فراکسیونهای عشایری و گروههای محلی باقیمانده از شورشیان سابق در برخی مناطق شمال و شرق نفوذ دارند و میتوانند نقش تعیینکنندهای در مدیریت یا تشدید بحران ایفا کنند. در دهم مارس ۲۰۲۵، توافقی میان ابومحمد الجولانی و «مظلوم عبدی»، رهبر قسد، با میانجیگری آمریکا امضا شد که ادغام نیروهای قسد در ارتش جدید سوریه، انتقال مدیریت مرزها، فرودگاهها و میادین نفتی به حکومت جدید و تضمین حقوق فرهنگی و سیاسی کُردها را شامل میشد. با اینحال، اختلاف بر سر جزئیات، بهویژه شکل ادغام و حفظ ساختار فرماندهی، اجرای توافق را به تأخیر انداخته است. قسد خواستار حفظ انسجام و هویت نیروهای خود در قالب سه گروه اصلی در ارتش جدید است، در حالی که جولانی بر فرماندهی مستقیم و کنترل واحدها تأکید دارد.
نقش بیگانگان
به گزارش «فارس»، ترکیه هم حامی و هم تهدید بالقوه حکومت جولانی است. آنکارا قسد را بخشی از حزب کارگران کردستان (PKK) میداند و مخالف هر شکلگیری ساختار نظامی مستقل کردی در مرزهای خود است. حضور نظامی ترکیه در شمال سوریه و حمایت آنکارا از برخی فرماندهان محلی، زمینه مداخله مستقیم در صورت تشدید تنشها را فراهم میکند. ترکیه همچنین به دنبال ادغام فردی نیروهای قسد در ارتش سوریه و کاهش تمرکز قدرت کردی در شمال است.
آمریکا پس از سقوط اسد، تلاش دارد دولت جدید و قسد را به میز مذاکره بازگرداند و از ادغام کامل نیروها حمایت میکند، اما از طرح فدرالیسم سوریه پشتیبانی نمیکند. کاهش تدریجی حمایت مالی و نظامی از قسد، این گروه را به جستوجوی حمایتهای جایگزین، از جمله اسرائیل، سوق داده است. اسرائیل با بیش از ۶۰۰ حمله هوائی از زمان سقوط اسد، حضور خود را در شمال و شرق سوریه تقویت کرده و احتمال حمایت از قسد در برابر دمشق را افزایش داده است.
طرفهای درگیر چه میخواهند؟
جولانی با هدف حفظ قدرت، کسب مشروعیت بینالمللی و کنترل منابع، از ترکیبی از فشار نظامی محدود و دیپلماسی بهره میبرد تا کردها را به پذیرش ادغام وادارد. مقاومت قسد، واکنش احتمالی ترکیه و فشار بینالمللی از جمله عواملی هستند که موفقیت او را محدود میکنند. قسد بهدنبال حفظ انسجام و هویت نیروهای خود، تأمین منابع مالی مستقل و دستیابی به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی است. کنترل میادین نفتی و درآمدهای ناشی از آن ابزار اصلی چانهزنی این گروه است. کاهش حمایت آمریکا و فشارهای ترکیه، قسد را به جستوجوی حمایت اسرائیل و در درجه دوم روسیه سوق خواهد داد، اما هر اقدام نظامی مستقیم علیه حکومت جولانی، خطر پاسخ متقابل و گسترش درگیریها را در پی خواهد داشت. ترکیه با هدف جلوگیری از شکلگیری ساختار نظامی مستقل کردی که آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود میداند، از تهدید نظامی و فشار دیپلماسی استفاده میکند، اما اقدام مستقیم این کشور میتواند بحران را منطقهای و پیچیدهتر کند. آمریکا با ایجاد ثبات نسبی در شمال سوریه و جلوگیری از رویارویی مستقیم میان جولانی و قسد، سعی در کاهش تنش دارد، اما کاهش نیروهای مستقر و بودجه، نقش آن را به عنوان میانجی محدود کرده است. علاوهبر اینکه آمریکا در حال حاضر به هیچوجه نمیخواهد خود را درگیر سوریه
کند. اسرائیل نیز با حملات هوائی و حمایت اطلاعاتی از قسد، ضمن
تقویت چانهزنی این گروه، احتمال درگیری مستقیم با جولانی و پیچیدهتر شدن معادلات منطقهای را افزایش میدهد. آینده سوریه
در دوران جولانی عمدتاً در دو مسیر قابلتصور است: تعامل تدریجی
و مدیریت تنشها، یا رویارویی مستقیم؛ گزینهای که میتواند ثبات داخلی و منطقهای را بهشدت تهدید کند. نحوه تعامل بازیگران
داخلی، منطقهای و قدرتهای خارجی تأثیر بسزایی بر بحران کنونی و شکلگیری هویت سیاسی آینده سوریه خواهد داشت.