فارن افرز: ونزوئلا میتواند باتلاقی خطرناک برای آمریکا باشد
نشریه آمریکایی هشدار داد که ونزوئلا میتواند به باتلاقی خطرناک برای واشنگتن تبدیل شود و به سرنوشت شکست بوش در عراق ختم شود.
فارن افرز در تحلیل تحولات اخیر ونزوئلا نوشت: استفاده از نیروی نظامی برای برکناری رئیسجمهور ونزوئلا،، نقطه عطفی برای ونزوئلا و سیاست ایالات متحده در نیمکره غربی است. اما اشتباه است که درام را با پایانبندی اشتباه بگیریم. تصاویر مادورو در بازداشت آمریکا حس نهائی بودن را ایجاد میکند. با این حال، این آغاز پایان مبارزه طولانی واشنگتن با ونزوئلا نیست. این پایان، آغاز مرحلهای بسیار دشوارتر و خطرناکتر را نشان میدهد.
دولت ترامپ برکناری مادورو را به عنوان یک موفقیت تاکتیکی تلقی میکند که خود گویای همه چیز است. دونالد ترامپ میگوید که برای مدتی ونزوئلا را اداره خواهد کرد.
تاریخ هشدار میدهد. در ماه می۲۰۰۳، رئیسجمهور جورج دبلیو بوش زیر پرچم «ماموریت انجام شد» ایستاد و پیروزی خود را در عراق اعلام کرد. آنچه پس از آن آمد، تثبیت نبود، بلکه تکه تکه شدن بود؛ یک شورش، بحران مشروعیت و سالها درهم تنیدگی پرهزینه. ونزوئلا اکنون در نقطه عطفی مشابه قرار دارد. حذف مادورو میتواند راه را برای یک گذار پایدار باز کند و به همان اندازه میتواند ایالات متحده را به باتلاقی خطرناک بکشاند.
اقدام اخیر، مشکلات را در ونزوئلا حل میکند، نه در مرز آمریکا. همچنین دشمنان آمریکا از جمله (چین، ایران و روسیه) را از داشتن جای پای استراتژیک محروم میکند.
اما رسیدن به چنین نتیجهای نیازمند درجهای از سیاست ماهرانه و شرایط خوش شانسی است که در هیچ دولتی تضمین شده نیست. مسیرهای محتمل شکست شامل گذار جزئی است که شبکههای خطرناک را دست نخورده باقی میگذارد، دوره طولانی بلاتکلیفی سیاسی که مهاجرت و بیثباتی را حفظ میکند، یا تعهد امنیتی خزندهای که ایالات متحده هرگز قصد نداشت اما باز کردن آن را دشوار میداند. آنچه بعداً رخ میدهد تعیین خواهد کرد که آیا این لحظه به یک محور در تاریخ نیمکره تبدیل میشود یا یک مدخل دیگر در فهرست طولانی افراطگرایی آمریکا. این یک قمار است.
برکناری مادورو به معنای فروپاشی چاویسمو نیست.برای روبیو، اهمیت موضوع متفاوت است اما به همان اندازه مهم است. او سالهاست استدلال میکند که فشارهای تدریجی فقط رژیم را تثبیت کرده و نفوذ چین، ایران و روسیه را گسترش داده است. این لحظه فرصتی است برای اثبات اینکه قدرت سخت میتواند نتایجی به همراه داشته باشد که دیپلماسی و تحریمها شکست خوردهاند و شرایط بحث درباره رهبری آمریکا در نیمکره را بازتعریف کنیم.
برکناری مادورو به معنای فروپاشی چاویسمو نیست. نظام ترکیبی ایدئولوژیک، سیاسی که حول پروژه بولیواری هوگو چاوز (پیشینی مادورو که در سال ۱۹۹۹ به قدرت رسید و در سال ۲۰۱۳ درگذشت) و با حمایت مالی، سرکوب و تأمین مالی غیرقانونی حفظ شده است. رژیم هرگز یک ساختار واحد نبود. این یک ائتلاف بود که با دسترسی به اجارهها و ترس مشترک از انتقام متحد شده بود. با رفتن مادورو، آن ائتلاف از هم خواهد پاشید. اما تکه تکه شدن با گذار سیاسی یکسان نیست.
شکست هزینهبر خواهد بود، هم برای ایالات متحده و هم برای ونزوئلا. کنارهگیری سریع ایالات متحده خطر آن را در بلاتکلیفی قرار میدهد- بدون حکومت، بیثبات و همچنان در حال از دست دادن مردم و سرمایه. ماندن بیش از حد خطر متفاوتی دارد: درگیر شدن در یک درگیری سطح پایین که توجه، مشروعیت و اراده سیاسی آمریکا را میگیرد. این پارادوکس مداخله است. حاشیه خطا کم است و هزینههای اشتباه محاسباتی فراتر از مرزهای ونزوئلا احساس خواهد شد.
یک بحران طولانی مدت فضای بیشتری برای مداخله خارجی ایجاد خواهد کرد. ایران و روسیه بر روابط امنیتی تکیه کردهاند. چین بازی طولانیتری را آغاز کرده است-تمرکز بر زیرساختها، مالی و دسترسی به بازار. حضور نظامی سنگین آمریکا میتواند به طور ناخواسته موقعیت پکن را تقویت کند، زیرا این تصور را تقویت میکند که واشنگتن اجبار را ارائه میدهد.