کد خبر: ۳۲۵۵۲۶
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۲۱
چه جایی برای هنر در بودجه خانواده ایرانی است؟

نگاهی به سبد هزینه‌های فرهنگی و هنری در شرایط تورمی

در شرایطی که اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با تورم بالا و فشار هزینه‌های معیشتی مواجه بوده، الگوی مصرف خانوارها نیز به‌طور قابل توجهی تغییر کرده است. تازه‌ترین آمارها نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از درآمد خانواده‌ها صرف هزینه‌های ضروری زندگی مانند مسکن، خوراک و درمان می‌شود، و بخش‌های دیگر به‌ویژه فرهنگ و هنر به حاشیه رانده شده‌اند.
مرکز آمار ایران گزارش می‌دهد که تورم نقطه به نقطه در گروه «تفریح و فرهنگ» در آذر ۱۴۰۴ به حدود ۴۹.۵ درصد رسیده است، رشد قابل‌توجهی که فشار قیمت کالاها و خدمات فرهنگی-تفریحی را در مقایسه با مدت مشابه سال قبل نشان می‌دهد و تورم نقطه به نقطه حوزه تفریح و فرهنگ به 49.5 درصد رسید. افزایش قیمت بلیت سینما، تئاتر، کلاس‌های هنری، کنسرت‌ها و کالاهای فرهنگی باعث شده بسیاری از خانوارها این هزینه‌ها را اولویت پایین ببینند.
مقایسه شاخص‌های سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که هزینه خانوارها برای محصولات فرهنگی و تفریحی با سرعت افزایش یافته است. به‌طور مثال، تورم نقطه به نقطه گروه «تفریح و فرهنگ» در آذر ۱۴۰۳ نیز حدود ۴۲ درصد بود، یعنی طی دو سال اخیر افزایش قیمت‌ها در این حوزه بسیار شدید بوده است.
سهم هزینه‌های فرهنگی در سبد خانوار نیز کاهش نسبی داشته است. در سال ۱۴۰۳، حدود ۲.۱ درصد از کل هزینه خانوار به کالاها و خدمات فرهنگی اختصاص داشت، اما در سال ۱۴۰۴ این سهم به حدود ۱.۹ درصد رسید. این کاهش، نشان‌دهنده آن است که با وجود تورم بالا، خانوارها مجبور شده‌اند مصرف فرهنگی خود را کاهش دهند یا اولویت آن را پایین بیاورند.
با توجه به افزایش سریع هزینه‌های فرهنگی و کاهش سهم آن در بودجه خانوار، فشار اقتصادی بر خانواده‌ها افزایش یافته و دسترسی به فعالیت‌های فرهنگی و هنری محدود شده است ادامه این روند می‌تواند اثرگذاری فرهنگی جامعه و رشد تولیدات هنری کشور را در بلندمدت تحت تأثیر منفی شدیدی قرار دهد.
آمارهای رسمی و گزارش‌های رسانه‌ای در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی در سبد هزینه خانوار بسیار اندک است؛ کمتر از ۲ درصد از هزینه‌های خانوار شهری صرف تفریحات، سرگرمی‌ها و خدمات فرهنگی می‌شود. کمتر از دو درصد هزینه‌ها برای تفریحات، سرگرمی‌ها و خدمات فرهنگی... کنار گذاشته شده است. این سهم ناچیز در بلندمدت به معنای حذف کامل هنر و فرهنگ از زندگی خانوارهای متوسط و کم‌درآمد است.
سهم بخش فرهنگی در هزینه‌های خانوار در مدت اخیر روند نزولی داشته است. در گزارش‌های پیشین نیز مشاهده شده که سهم تفریح و سرگرمی در سبد هزینه خانوار شهری از حدود ۲.۸۹ درصد در سال ۱۳۹۶ به کمتر از ۲ درصد در سال‌های بعد کاهش یافته است. شواهد میدانی نیز نشان می‌دهد بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه در مناطق شهری، ترجیح می‌دهند هزینه‌های فرهنگی-هنری را کاهش دهند یا حذف کنند تا بتوانند از پس هزینه‌های ضروری برآیند.
یکی از پی‌آمدهای این وضعیت، تغییر سبک زندگی و کاهش حضور مردم در فعالیت‌های فرهنگی است. تورم شدید بلیت‌ها، هزینه کلاس‌های هنری و محصولات فرهنگی باعث شده تا تهیه این خدمات برای بسیاری از خانوارها دشوار باشد و حتی خانوارهایی که در سال‌های گذشته توان پرداخت داشته‌اند، دیگر این گزینه‌ها را از بودجه خود حذف کنند.
در کنار فشارهای اقتصادی، نبود سیاست‌های حمایتی مشخص برای ترویج فرهنگ و هنر، تولید آثار هنری با کیفیت و تقویت دسترسی عمومی به خدمات فرهنگی نیز از چالش‌های جدی این حوزه است. بدون برنامه‌ریزی هدفمند دولت و نهادهای مرتبط برای کاهش هزینه‌های دسترسی به خدمات هنری و پشتیبانی از تولیدکنندگان فرهنگی، وضعیت موجود تداوم خواهد یافت و هنر در زندگی روزمره ایرانی‌ها تدریجاً رنگ خواهد باخت.
این روند علاوه‌بر فرهنگ مصرفی، به آینده تولید فرهنگی کشور و مشارکت هنری نسل‌های آینده نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ چرا که محدودیت منابع خانوار برای حضور در فعالیت‌های فرهنگی–هنری به معنای کاهش ارتباط با تجربه‌های فرهنگی، کاهش رشد خلاقیت و در نهایت تضعیف بازار هنر در ایران است.
یکی دیگر از نتایج تلخ این اتفاق، تضعیف بخش صنعت هنر است. یعنی هنرمندان و اهالی فرهنگ مجبور می‌شوند به فکر شغلی دیگر نیز باشند و فرهنگ و هنر را در کنار آن به موازات پیش ببرند تا هم به معیشت خود برسند و هم از علائق خود دور نمانند. اما حاصل این تغییر رویکرد، کاهش تمرکز این اهالی بر تخصص خود و افول فرهنگ و هنر کشور خواهد شد.
چرا برای حل مشکلات و معضلات کشور، راهکار فرهنگی ارائه می‌کنیم و می‌گوییم بایستی کار فرهنگی کنیم اما دقت نداریم که فرهنگ و هنر را زیر چرخ مشکلات اقتصادی تضعیف می‌کنیم؟