دست و پا زدن ترانه علیدوستی در باتلاق فراموشی
پس از انتشار گفتوگوی اخیر ترانه علیدوستی با یک شبکه ضدایرانی، واکنشهای گستردهای نسبت به تناقضهای رفتاری و گفتاری این «شبهسلبریتی» در فضای رسانهای و افکار عمومی شکل گرفته است؛ واکنشهایی که ناظر بر کارنامه عملی و مواضع اوست.
این بازیگر سابق که در گفتوگوی اخیر خود بار دیگر از «مردم»، «حمایت از جامعه» و «دفاع از حقوق زنان» سخن گفت اما بلافاصله پس از انتشار مصاحبه، حتی مهرداد فرهمند، خبرنگار بیبیسی فارسی نیز صدایش درآمد و گفت: «ترانه علیدوستی که برای بازی در سریال شهرزاد، از محل دزدی از جیب فرهنگیان بازنشسته، دستمزد هنگفت دریافت کرد و جیکش درنیامد، چرا آنجا مردمیبازی و معترضبازی درنیاورد؟» او همچنین اشاره داشت که او سالها نمکگیر نهادهایی است که امروزه به آنها حمله میکند.
تناقضی دیگر از سوی این چهره سابق سینمایی این است که خود را حامی زنان معرفی میکند اما در قبال شهادت شمار زیادی از زنان و دختران در جنایات رژیم صهیونیستی، سکوت اختیار کرده و هیچ واکنشی از او نیست. سکوتی که ثابت میکند «درد زنان» برای امثال وی تنها زمانی موضوعیت دارد که در راستای گفتمان رسانههای خاص و منافع شخصیشان باشد.
در واقع، کسی که حرفهایش حتی برای خبرنگاران همان شبکههای معاند فارسیزبان نیز خریداری ندارد، بهدنبال آن است که با تکرار مواضع جنجالی، مصاحبههای جهتدار و بازتولید نقش «سلبریتی معترض»، خود را در مدار توجه رسانهای زنده نگه دارد؛ تلاشی آشکار برای فرار از فراموشی و بازگشت به ویترین خبری، آنهم در شرایطی که تنها سرمایه باقیماندهاش، جنجالسازی سیاسی و رسانهای است. این دستوپا زدنها نشانه هراسی است از محو شدن و پایان یافتن نقشآفرینی در فضائی که دیگر نه مخاطب داخلی آن را جدی میگیرد و نه حتی رسانههای خارجی برایش ارزشی بیش از یک سوژه مصرفی قائلاند. او برای خودش باتلاقی ایجاد کرده است که هرچقدر با ارائه محتوای زرد و جنجالی رسانهای دستوپا میزند، بیشتر در باتلاق خویش فرو میرود.